تقویم روی میز را ورق می زنیم، چند روز تعطیلی پیش رو داریم، بدون معطلی برنامه مسافرت به شمال و جنگل و دریا را می ریزیم و بار سفر می بندیم. به ترافیک و شلوغی جاده ها هم توجهی نمی کنیم، چون با این قضیه این طور کنار آمده ایم که خوب چاره ای نیست، جای دیگری نمی توان رفت، اما از این مسئله غافلیم که اگر کمی به اطراف خود نگاه کنیم و آثار دیدنی کشورمان را بشناسیم، می بینیم که نه تنها یک راه بلکه راههای دیگری هم وجود دارد، که با کمی شناخت و مطالعه می توان به اماکن تاریخی رفت و با آثار باستانی و میراث کهن فرهنگی که در گوشه و کنار کشور به وفور وجود دارد، آشنا شد و یک سفر پاییزی را در دفتر ایام خود رقم زد و از دیدن آنها لذت برد و این مهم بر عهده مسئولان سازمان میراث فرهنگی است که مردم را از وجود آثار تاریخی و مناطق دیدنی کشور آگاه سازند و جوانان را با پیشینه تاریخی ایران و ایرانیان آشنا سازند تا در این دنیای پر زرق و برق و پر از تبلیغات به جای رفتن به دبی و دیگر کشورهای عربی و گردش در فروشگاههای دی تو دی و ارض الهدایا و یا مسافرتهای تکراری، قدم بر زمین نمکی با داب سورت بگذارند، با تپه های هگمتانه و نوشیجان که قدمتی ۳ هزار ساله دارد آشنا شوند، ویرانه های شهر بیشابور در کازرون، مسجد تاریخانه و برج و بارو و تپه حصارهای دامغان و معبد ۵ طبقه چغازنبیل را بخاطر بسپارند و در نقش برجسته های بیستون، صلابت و قدرت و اقتدار ایران را نظاره گر باشند و با طاق و مقرنسی های لاجوردی زیبای خانه بروجردی ها و طباطبایی ها مأنوس شوند.
از طبیعت بکر و زیبای گیلان و مازندران از قلعه دیدنی رودخان درماسوله تا زیبایی های کیش و قشم از کاریز قدیمی تا جنگل حرا، و از تاریخ نهفته در دل شهرهای اصفهان و شیراز و تبریز و کرمانشاه تا آستان قدس رضوی و دیگر اماکن مذهبی، همه و همه نشان از وجود جاذبه های زیبا و ارزشمندی در ایران دارد که بدون شک بار مسئولیت مدیران اجرایی مربوطه را در معرفی و رسیدگی مضاعف به این مناطق دو چندان می کند. ضمن اینکه همین مناطق می توانند بهترین منبع درآمدی در عرصه صنعت گردشگری کشورمان باشد و مردم را در انتخاب جاذبه های دیدنی ایران کمک کنند و جلوی سفرهای تکراری به شمال و یا خارج از کشور را بگیرد. شنیدن مشکلات سفر، و عدم آشنایی با جاذبه های دیدنی و آثار باستانی از زبان مردم می تواند مسئولان را در رفع موانع موجود یاری رساند.
● سفرهای خارجی و جاذبه های کاذب
به همراه عکاس روزنامه در یک روز پاییزی که درختان با برگهای سبز، زرد و قرمز و نارنجی زیر بارش باران برق چشم نوازی دارند، به پارک لاله رفتیم تا دیدگاههای مردم را درباره سفر و آثار تاریخی ایران، جویا شویم.
به سمت چند دختر خانم جوان حدوداً ۳۰ ساله که مشغول گپ و گفت می باشند رفتم، سر صحبت را با یکی از آنها باز می کنم. او با بیان این مطلب که هر ساله برای تعطیلات تابستان به یکی از کشورهای حاشیه خلیج فارس سفر می کند، نظر خود را در مورد دلایل این انتخاب اینطور عنوان می نماید: چند سال قبل با اقوام تصمیم گرفتیم به صورت دسته جمعی به اصفهان و شیراز سفر کنیم و از آثار تاریخی و دیدنی تخت جمشید و مقبره کوروش بازدید کنیم. نزدیک غروب به تخت جمشید رسیدیم دنبال محلی برای اسکان و اقامت رفتیم، و در کمال ناباوری و تعجب مسئولان نگهبانی به ما گفتند باید برای اقامت به شیراز بروید و فردا برای بازدید برگردید، چون در اینجاامکانات بهداشتی، رفاهی نیست حال سؤال من از مسئولان این است که گردشگران و مسافرانی که برای بازدید این همه عظمت به آنجا می روند، چطور نمی توانند محلی برای اسکان داشته باشد و چطور مسئولان به فکر امکانات رفاهی و بهداشتی مسافران نیستند.»
وی در ادامه می گوید: « الان ۲ سال است که ترجیح می دهیم همان پولی را که قرار است صرف سفر به داخل کشور کنیم، به خارج از کشور برویم که حداقل هم سفر خارجی رفته باشیم و هم در پاساژها، فروشگاهها و پارک های جذاب و زیبا گشت و گذاری داشته باشیم و روح و جانی تازه کنیم.»
به قسمت دیگری از پارک می روم و با آقای رحیم عبادی که کارمند یک شرکت خصوصی است موضوع گزارش را مطرح می کنم وی به ضعف اطلاع رسانی درباره نقاط جذاب و دیدنی شهرها و معرفی مناطق پرجاذبه کشورمان اشاره می کند و می گوید: «بسیاری از مناطق جذاب و دیدنی کشورمان هنوز به درستی برای مردم معرفی نشده و همچنان ناشناخته باقی مانده اند و چه بسا در حال تخریب باشند. در اغلب شهرها نیز در بدو ورود گردشگران هیچ گونه اطلاع رسانی خاصی برای معرفی اماکن دیدنی و تاریخی مهم آنجا دیده نمی شود، از همین رو بسیاری از مناطق جذاب و دیدنی کشورمان به دلیل ضعف اطلاع رسانی ناشناخته و حتی گمنام مانده است، این در حالی است که اگر سیستم اطلاع رسانی به موقع و تعریف شده ای توسط رسانه ها صورت گیرد، قطعاً مردم را به جای سفرهای دائمی به شمال کشور، به آن سمت و سو هدایت می کند، البته سال گذشته در ایام نوروز در ورودی برخی از شهرها بروشورهایی به مسافران می دادند، اما این کافی نیست.»
وی علاوه بر ضعف در اطلاع رسانی به غیر بهداشتی بودن بسیاری از مراکز رفاهی و عمومی در شهرهای توریستی کشورمان اشاره می کند و می گوید: «بسیاری از مهمانپذیرها و مسافرخانه ها وضعیت بهداشتی مناسبی ندارند، پارک ها و اماکن تاریخی هم معمولاً از سرویس بهداشتی خوبی برخوردار نیستند و به همین دلیل بسیاری از مردم از جمله خود من ترجیح می دهم برای گذراندن یک تعطیلات خوب و بدون دردسر پول بیشتری بدهم اما از امکانات رفاهی و تفریحی بهتری استفاده کنم.»
● میراث فرهنگی، تاریخ گذشتگان
میراث فرهنگی شامل آثار باقیمانده از گذشتگان است که نشانگر حرکت انسان در طول تاریخ می باشد و با شناسایی آن زمینه شناخت هویت و خط حرکت فرهنگی او میسر می گردد و از این طریق زمینه های عبرت برای انسان فراهم می آید.
معصومه داوودیان سرپرست اداره میراث فرهنگی و گردشگری دامغان در گفت وگو با گزارشگر کیهان با اشاره به اینکه میراث فرهنگی به آثار مادی و معنوی به جا مانده از گذشته گفته می شود که بر هویت یک جامعه انسانی دلالت دارد و از آن جهت قابل توجه است که در شناخت زندگی گذشتگان مفید و موثر است خاطرنشان می کند: برای مطالعه جوامع اقوام و ملل گوناگون و نیز بازشناسی آثار مادی تمدنها، سیر تشکیل و تکامل آنها باارزش به شمار می آید و برای هر ملت شناخت گذشته برای ساختن آینده ای برپایه هویت فرهنگی خویش دارای اهمیت می باشد.
وی با تاکید بر اینکه در تمام شهرهای ایران و از جمله دامغان که به شهر صد دروازه معروف می باشد و پایتخت برخی از پادشاهان دوره اشکانیان بوده و دارای آثار باستانی و تاریخی بسیار باارزشی است می گوید: پویایی و بقای فرهنگی در آینده نیازمند پیوستگی میان دیروز، امروز و فردای ملتهاست. امروزه در آغاز هزاره سوم و عصر ارتباطات و جهانی شدن، هویت فرهنگی، وجه تمایز ملتها از یکدیگر می باشد که ریشه در میراث فرهنگی دارد، از این رو حفظ میراث فرهنگی برای یک ملت پشتوانه حیات فرهنگی آنها در آینده خواهد بود.
خانم داوودیان با اشاره بر این مسئله که برای معرفی آثار باستانی یک شهر به بودجه کافی و همکاری مسئولان و نهادهای دیگر نیاز داریم خاطرنشان می کند: دیدن آثار تاریخی به علایق و ذوق مردم بستگی دارد، در شرایطی که همه درگیر مسائل اقتصادی هستند، هرچه جشنواره برگزار شود و تبلیغات صورت گیرد، باز هم آنها دنبال مسائل مهمتری در زندگی خود هستند، البته علی رغم همه این مسائل، ما دست از کار و تلاش نمی کشیم و از وظیفه اصلی خود غافل نمی مانیم و با برپایی نمایشگاهها، تهیه و توزیع بروشور و سی دی و پخش فیلم سعی در شناسایی آثار تاریخی داریم.
وی به تخصیص اعتبار بودجه ۷ میلیون تومانی استان برای حفظ و احیا این آثار در سال جاری اشاره می کند و ضمن گلایه از کمبود این اعتبارات تصریح می کند: با این مبلغ هیچ کار تبلیغی نمی توان انجام داد، حال آنکه حرف اول اطلاع رسانی را بودجه می زند.
● ایران، سرزمین چهار فصل
با توجه به اینکه ایران زمین یکی از کشورهای چهارفصل جهان است و حدود یک میلیون منطقه گردشگری را در دل خود نهفته دارد، اما در این میان سؤالاتی که در اذهان عمومی مطرح است این است که چرا تبلیغات موثری در معرفی مکان های پرجاذبه تفریحی و سیاحتی کشورمان و آثار باستانی وجود ندارد و چرا بیشتر مردم کشورمان فقط با جاذبه های گردشگری شمال، اصفهان و یا شیراز آشنا هستند و از زیبایی های جذاب و دیدنی کویر یزد، ارگ بم، شهر سوخته زابل و... غافل اند.
برای یافتن پاسخ سؤالات فوق به دیدار محمدحسین برزین مدیرعامل شرکت تبلیغات و نمایشگاههای میراث فرهنگی و گردشگری رفتیم. پاسخ این مقام مسئول به سؤالات مطروحه سرویس گزارش روز کیهان قابل تامل است.
«یکی از بزرگترین موانعی که پیش روی ما برای معرفی بهتر و بیشتر مواریث فرهنگی از قبیل مادی و معنوی و جاذبه های طبیعی و تاریخی کشورمان وجود دارد، بودجه ای است که باید به این امر اختصاص دهیم و در این زمینه با کمبود زیادی روبرو هستیم، چرا که امروز هر کاری بدون تبلیغ موفق نخواهد بود. من تمام حرفها و سخنان شما را در مورد اطلاع رسانی ناموفق کاملا قبول دارم، اما باید صادقانه عرض کنم ما و سایر همکارانمان با عشق و اخلاص و توکل به خداوند و با کمترین بودجه های لازم به کار و تلاش شبانه روزی در معرفی آثار تاریخی و طبیعی ایران به داخل و خارج مشغول هستیم. به عنوان مثال ۵ میلیون قلم تبلیغاتی را در ۶۳۸ نوع و در ۱۷ زبان در نمایشگاههای داخلی و خارجی توزیع کرده و ۶۶هزار و۴۰۰ ثانیه تیزر تبلیغاتی را از طریق شبکه های ماهواره ای در جهان برای مردم دنیا پخش کرده ایم و در ۶۰ نمایشگاه بین المللی و جهانی، ۲۰ نمایشگاه داخلی، ۱۵ هفته فرهنگی و ۱۵نمایشگاه عکس در معرفی منابع گردشگری ایران شرکتی فعالانه داشته ایم که این مسائل در این ستاد از سال ۸۴ تاکنون انجام شده است.»
این سخنان رئیس ستاد تبلیغات و نمایشگاههای میراث فرهنگی است.
در ادامه وقتی از او می پرسم در صورت امکان مبلغ هزینه هایی که طی چهار سالی که از آغاز به کار ستاد می گذرد را عنوان نماید، می گوید:
در این مدت و با حجم کارهایی که در داخل و خارج از کشور انجام داده ایم، هزینه ها و بودجه ما به ۱۵میلیارد تومان هم نرسیده است در حالی که ترکیه بودجه ای معادل ۸۵۰ میلیون دلار برای تبلیغات یک ساله سرمایه گذاری کرده است و یا کشوری مثل دوبی مبلغ ۱۰ میلیارد تومان را برای دو ماه صرف تبلیغات می کند، حال توجه کنید که ما باید با چنین کشورهایی رقابت کنیم، بر همین اساس با صراحت عرض می کنم که بزرگترین مانع ما در معرفی جاذبه های تفریحی و تاریخی کشورمان همین کمبود بودجه است.
وی با اشاره به این مسئله که این ستاد از زمان دولت نهم تاکنون فعالیتهای بسیار چشمگیری در داخل و خارج انجام داده و ان شاءالله بزودی شاهد حضور ۵ میلیونی گردشگر در طول یک روز از آثار تاریخی کشورمان خواهیم بود و نقشه های دشمنان را برای ناامن جلوه دادن ایران،خنثی خواهیم کرد،می گوید: «تاریخ ما در کنار تاریخ مصر، یونان و روم قرار دارد که با داشتن ۱۲۰۰ گونه جانوری و ۳۰۰ نوع صنایع دستی بزودی از قاره سبز اروپا هم بالاتر می رویم و از این نظر در دنیا حرف اول را خواهیم زد.
برزین با اشاره به این که ایران تنها کشوری است که برای تمام فرقه های مسیحی یک کلیسا دارد به موانع دیگر پیش روی گردشگری در ایران اشاره می کند و می گوید: «جذب گردشگر و شیوه تبلیغ دو بخش عمده سخت افزاری و نرم افزاری دارد. بخش سخت افزاری آن مربوط به مجهز بودن امکانات پذیرایی از گردشگری داخلی و خارجی از قبیل هتل، مسافرخانه، سرویس های بهداشتی و... است یعنی باید مکان های توریستی را مجهز به این موارد که بخش سخت افزاری است نماییم. در بخش نرم افزاری هم به فرهنگ توریست پذیری ما برمی گردد تا اینکه در شهرها و مناطقی که از جاذبه های گردشگری برخوردارند، فرهنگ عمومی جامعه ما به حد اعلایی برسد و گردشگر با خیال راحت به تفریح و سیاحت بپردازد. به هر حال اگر در این دو بخش ما به حد ایده آل برسیم و از طرفی هم بودجه کافی برای انجام تبلیغات مهیا شود، آن وقت است که می توانیم شاهد پیشرفت های مضاعفی در این عرصه باشیم، البته ناگفته نماند، در حال حاضر گردشگران ما نسبت به چند سال قبل به ۳ برابر افزایش یافته است اما نباید در عرصه رقابت عقب بمانیم و انتظار داریم مجلس در این زمینه ما را یاری رساند چون این صنعت در مقابل صنعت خودروسازی و نفت قرار دارد و پول ساز است و اما صنعتی است که آلودگی و دود ندارد و همراه با تعاملات فرهنگی است.
برزین در پاسخ به این سوال که سند چشم انداز ۲۰ ساله در بخش گردشگری چگونه محقق خواهد شد، می گوید: در سند چشم انداز ۲۰ ساله پیش بینی شده که تا سال ۱۴۰۴ باید بتوانیم یک و نیم درصد گردشگران جهان،یعنی حدود ۲۰میلیون نفر را جذب کنیم،اما بودجه کافی برای این کار را نداریم و ساز و کاری برای آن تهیه نشده است،اما همکاران ما در سازمان میراث فرهنگی با عشق و نشاط و امید به فتح قله های روبرو کار می کنند و قطعاً به آن نقطه مطلوب مورد اشاره در سند چشم انداز خواهیم رسید.
● کمبود بودجه یا فرار از مسئولیت
حجت الاسلام والمسلمین سیدرضا اکرمی نماینده مردم تهران در گفت وگو با گزارشگر کیهان در توضیح این مطلب که مسئولان سازمان میراث فرهنگی مطرح می کنند با کمبود بودجه برای تبلیغات و معرفی آثار باستانی و حفظ و احیای آن مواجه هستند، چنین می گوید: «در ابتدا باید بگویم برای شناخت آثار فرهنگی کشور در سه زمینه باید فعالیت های جدی صورت گیرد،اول از طریق آموزش و پرورش، دانشگاهها و مراکز آموزشی باید اقدام کرد تا بچه ها،نسل جوان و آینده ساز از اول بدانند که ایران کشوری وسیع و پهناور با سابقه تاریخی بالاست دوم اینکه زمینه های آشنایی آنها با این آثار از طریق برپایی نمایشگاهها،پخش فیلم ها و گسترش موزه ها، فراهم شود، و اردوهای تفریحی و بازدیدهای علمی برای دانشجویان و دانش آموزان بیشتر برگزار شود. این عضو کمیسیون فرهنگی مجلس ضمن رد این توجیه که برای تبلیغات مواریث فرهنگی مسئولان با کمبود بودجه مواجه هستند،چنین می گوید: من اصلاً این مسئله را قبول ندارم. چون حتی یک بار هم در دولت نهم ندیدم که آقای مشائی وقت خود را برای رسیدگی به کارهای سازمان در مجلس بگذرانند و اصلاً وی با کمیسیون فرهنگی در ارتباط نبود. اکرمی با تاکید بر این مسئله که امروزه در تمام استانهای کشور تلویزیون محلی داریم و مسئولان سازمان میراث فرهنگی می توانند از این طریق جاذبه های ایران را معرفی کنند، تصریح می کنند: به اعتقاد بنده طرح مسئله کمبود بودجه، فرار از مسئولیت است چرا که همه کارها را پول نمی کند آقایان می توانند از طریق مصاحبه و ساخت برنامه های مختلف در صداوسیما و رادیو و تلویزیون، به معرفی آثار تاریخی و جاذبه های گردشگری بپردازند.
نماینده مردم تهران با تاکید بر این مسئله که مسئولان سازمان میراث فرهنگی برای اطلاع رسانی در مورد میراث فرهنگی و طبیعی ایران زمین باید تلاش بیشتری نمایند تصریح می کند: بهتر است مسئولان سازمان به این مهم توجه کنند که
می توانند از طریق تیزرهای بزرگی که در میادین بزرگ شهرها از جمله تهران نصب شده و آثار دیدنی کشور ترکیه پخش می شود، جاذبه ها و مواریث فرهنگی و آثار باستانی کشور عزیزمان را برای مردم پخش کنند تا انگیزه مردم هم برای سفر و هم آشنایی با تاریخ ایران بیشتر گردد.»
میراث مادی و معنوی هر کشور یکی از مؤلفه های اقتدار ملی محسوب می شود. ایران نیز با توجه به اینکه کشوری با پیشینه غنی فرهنگی است، میراث فرهنگی آن هم یکی از مؤلفه های هویت و اقتدار ملی به حساب می آید. بسیاری از مردم فقط مکان ها و آثار مهمی مانند تخت جمشید یا میدان نقش جهان اصفهان را می شناسند ولی در سطح عمومی اغلب مردم با آثار باستانی و تاریخی آشنایی ندارند. به همین دلیل نگاه به میراث فرهنگی و حفظ آن باید یک مقوله مهم و در اولویت باشد که در این میان ضروری است متولیان امر خصوصاً سازمان میراث فرهنگی در معرفی این آثار در ابعاد داخلی و خارجی برنامه هایی ارایه کنند. طبق آمار موجود سهم ایران از گردشگری جهان یک درصد است که این به خوبی نشان می دهد در بحث میراث فرهنگی چندان موفق نبوده ایم.
اطلاع رسانی به مردم و بخصوص نسل جوان مهمترین اصل در معرفی و حفظ میراث مادی و معنوی است چرا که اگر زمینه های شناخت را فراهم کنیم حفظ و نگهداری آن نیز به مراتب آسان تر خواهد بود. میراث معنوی یکی از شاخه های میراث فرهنگی است که در کنار آثار تاریخی و تپه های باستانی یادآور تاریخی پرفراز و نشیب و قابل دفاع است. بر همین اساس یکی از اهداف سازمان میراث فرهنگی باید این باشد که در کنار پرداختن به میراث مادی به میراث معنوی هم رسیدگی کند. چرا که کشورمان در ابعاد ایرانی و اسلامی دارای پیشینه ای گرانقدر است. اما متأسفانه باید اذعان داشت که در بخش میراث فرهنگی آنطور که باید و شاید مردم از آنچه که به عنوان هویت ملی و آثار باستانی از آن یاد می شود، اطلاعات زیادی ندارند.
● میراث فرهنگی، افتخار ملی
در دنیای پیچیده و پرزرق و برق امروزی یکی از افتخارات هر قوم و ملتی وجود میراث فرهنگی است.
سولماز عتیقه زاده کارشناس باستان شناسی در گفت وگو با گزارشگر کیهان به اهمیت و نقش میراث فرهنگی اشاره می کند و می گوید: «میراث فرهنگی و آثار تاریخی و باستانی برای یک کشور حافظه جمعی و شناسنامه ملی و هویتی است، یعنی اگر بخواهیم برای هر کشوری سند ملی در نظر بگیریم، باید به نوع و قدمت آثار تاریخی و فرهنگ ملی و مذهبی، مادی و معنوی آن توجه کنیم، چون همین مواریث هستند که پایه های روح جمعی و شخصیتی یک ملت را پایه گذاری می کنند.»
وی با اشاره به این مسئله که مسئولان سازمان میراث فرهنگی، در زمینه آشنایی مردم با این ثروتهای گرانبها باید تلاش بیشتری نمایند می گوید: «این کار نیاز به یک برنامه ریزی مدون و دقیق دارد که باید در سیستم آموزشی کشور لحاظ شود.»
مریم مقبلی نویسنده در گفت وگو با سرویس گزارش روز کیهان هم در سخنانی به وضعیت فعلی میراث فرهنگی در کشور به ذکر خاطراتی اشاره می کند و چنین می گوید: «سالها پیش، وقتی جوان بودم، سرگذشت مردمان یک روستا واقع در نزدیکی شهر محل تولدم همواره مرا غرق در فکر و خیال می کرد. مردمانی که در چند قدمی معدن طلا، بر روی کوهی از زر و فیروزه زندگی می کردند. همیشه فکر می کردم آنها بسیار خوشبخت هستند، لباسهای خوب بر تن می کنند و به جای پولهای بی ارزش مسین معمول، سکه های طلایی در صندوقچه هایشان پنهان دارند، اما مدتی گذشت و فهمیدم آنها فقیر و دور از دسترس ترین همنوعانی هستند که می توانستم حتی در ذهنم تصورش را داشته باشم. روستایی خالی از مردانی که همگی به شهر رفته بودند تا لقمه نانی کسب کنند و سرزمینی پر از زنان و کودکان خسته و ناامید. آنها از ثروت طلا فقط نامش را به یدک می کشیدند. بعدها این موضوع در خیلی از موارد دیگر برایم تعمیم پیدا کرد، یک مورد همین امکان استفاده کشور و بهره مندی اقتصاد ما از عواید سرشار ثروت میراث فرهنگی بود. درست شبیه همین ساکنان کوههای زر و سیم ما هم بر روی کوهی از ثروت نشسته ایم و از آن غافلیم».
وی می گوید: «عوامل چندی ما را از این ثروت جدا کرده که به نظر من مهمترین آن مدیریت های نه چندان شجاع و مستقل و عملگراست. ما در این عرصه محصور در کاغذبازیها هستیم. فکر می کنم وقت آن رسیده که مدیران این عرصه در برخی موارد جلسات و کارگروه های بی حاصل را کنار گذاشته و تنها به اجرای طرحهایشان بیندیشید. باید روشهای کشورهای قدرتمندی چون مالزی و ترکیه (که رشدشان در این سالها بی نظیر بوده) را سرلوحه خود قرار بدهند.»
خانم مقبلی می گوید: «مطمئناً توجه سریع و کامل به عوامل مهمی همچون مرمت و نگاهداری اصولی از آثار تاریخی ارزشمند، سرویس دهی کیفی و استاندارد و کاملا مناسب هتل ها و رستورانها، تنوع غذایی، وجود بازارهای محلی، فرهنگ و هنر و مردم هر منطقه از مهمترین عوامل جلب و جذب توریست و رونق بخشی به این صنعت با ارزش است که می تواند اقتصاد وابسته به نفت ما را شکوفا کند. در حالی که یک لحظه نباید از این ثروت غافل بمانیم اما بدجور غافل مانده ایم. شهرهایی را می شناسیم که با تکیه بر وجود حتی یک بنای دیدنی تاریخی طبیعی و یکی دو مورد صنایع دستی با ارزششان می توانند بدرخشند ولی چنین برنامه ریزی های کوتاه و بلندمدتی برای آنها از حد حرف و شعار و طرح فراتر نمی رود و نمی توانیم بفهمیم ریشه این کار از کجا آب می خورد.»
این نویسنده می گوید: «کشورهایی در اطراف ما هستند که با توجه به عوامل مقطعی همچون تغییرات جوی غافلگیرکننده، بیماریهای خطرناک و واگیر، ناآرامی ها و خشونتهای منطقه ای و از همه قابل تأمل تر رکود اقتصاد جهانی با برنامه ریزی بسیار کامل و جامع نگذاشته اند حتی درصدی از درآمد ناشی از توریسم و عواید گردشگری کشورشان از دست برود. ما نیازمند توجهی اساسی و قوی و مقتدر و با برنامه به این موضوع هستیم تا بتوانیم جلوی این ضرر غیرقابل جبران را هرچه زودتر بگیریم.»
● تهدیدی برای خلأ هویتی
میراث فرهنگی در کشور ما مجموعه ای از توانمندی و قابلیت های تمدنی و فرهنگی ملی است که نسبت بسیار تنگاتنگی با فرهنگ، هنجارها و ارزش های متعارف زندگی موجود دارد و در این میان وظیفه داریم این میراث گرانبها که از گذشته های دور منتقل شده را به نسل آینده بشناسانیم، اما هنوز در این حوزه موفق نبوده ایم. برای چرایی این موضوع به سراغ مهندس مسعود علویان صدر معاون حفظ احیا و ثبت آثار رفتم تا پاسخ و نقطه نظرات وی را در مورد سوژه گزارش جویا شوم.
«وقتی از میراث فرهنگی بحث می شود می خواهیم تبیین کنیم که تداومی بین گذشته، حال و آینده وجود دارد و برای اینکه بتوانیم برای نسل های آینده بهترین موقعیت شناخت را فراهم کنیم، باید این پروسه به طور دقیق تحلیل شود و شناخت کاملی نسبت به آنچه پیش رو داریم، به وجود آید.»
علویان با بیان این مقدمه، به خطری که در جهان امروز و در فرایند توسعه و شهری شدن، میراث فرهنگی را تهدید می کند، اشاره ای دارد و می گوید: «عنوان میراث فرهنگی دامنه گسترده تری یافته و تمام محیط طبیعی و فرهنگی را هم پوشش می دهد و لذا مفهوم این واژه نشان می دهد که این میراث یک مسیر طولانی را طی کرده تا توسعه تاریخی، جوهر تنوع و هویت ملی، منطقه ای و بومی و محلی را تبیین کند و برای یکپارچگی زندگی مدرن حائز اهمیت می باشد.»
وی می گوید: «اگر در زندگی مدرن و شهری تداوم بین این زمانها را پیدا نکنیم از یک خلأ هویتی برخوردار خواهیم شد و آنچه در این میان باید به آن توجه شود، شناخت این هویت است که باید پایه های ایجاد این شناخت را از مقاطع مختلف تحصیلی آغاز کنیم و دانش آموزان و افراد در حال رشد همزمان به بلوغ علمی و شناخت هویتی برسند و در مرحله بعد ایجاد دانشگاهها و رشته های مرتبط با موضوع است که بتوانیم عناصر و اشخاص صاحب نظر را تربیت کنیم و به جامعه ارائه دهیم.
وی در ادامه به ساماندهی و انسجام این برنامه ها در قالب سازمان های مردم نهاد تخصصی اشاره می کند و آن را راه حل دیگری برای معرفی مواریث فرهنگی در جامعه می داند و می گوید: «با کمک و پشتوانه های مردمی می توانیم به تبیین این جایگاه عظیم فرهنگی بپردازیم و یک نگرش عمومی در این زمینه ایجاد کنیم و از طریق برنامه های متنوع در صدا و سیما، مجلات تخصصی، برپایی همایش های علمی، ایجاد موزه و سایت موزه ها این شناخت را در جامعه ایجاد نمائیم.»
این مقام مسئول با اشاره به این مسئله که شناخت فرهنگ و هویت فرهنگی از عهده یک سازمان به تنهایی برنمی آید می گوید: «تمام نهادهای علمی و فرهنگی، مطبوعات و سازمان های اقتصادی باید دست به دست هم دهند تا ارزش و هویت یک جامعه را در روح کالبد و معنای جامعه تزریق کنند که این مسئله همان تجسم عینی موجودیت های کالبدی و ماهیت معنوی است که برگرفته از یک ریشه تاریخی است که متصل به یک فرایند هویت ساز می باشد و سازمان میراث فرهنگی در کنار اینکه باید از تمام موقعیت ها برای تبیین این جایگاه مهم استفاده کند، باید بتواند با بهره گیری از ظرفیت بسیار غنی علمی و پژوهشی سایت های محوطه های تاریخی، موزه ها و تربیت نیروی انسانی قدم های جدی در این زمینه بردارد.»
وقتی از وی سؤال می کنم چرا با وجود این همه ارزشی که برای تبیین، حفظ و احیای مواریث فرهنگی قائل هستیم، سازمان گام های مؤثرتری برای آگاهی و شناخت بیشتر مردم برنمی دارد، به بودجه ۴۵ میلیارد تومانی سازمان برای حفاظت و احیا آثار تاریخی که برای این کار کافی هم نمی داند، اشاره دارد و می گوید: «تاکنون توانسته ایم ۲۷ هزار اثر تاریخی را در آثار ملی به ثبت برسانیم و این نشان از غنای فرهنگی و گستردگی آثار تاریخی در سطح کشور دارد.»
● معرفی آثار تاریخی در قالب بروشور و عکس
مهندس علویان چاپ بروشور و سی دی و فیلم را برای معرفی آثار تاریخی از دیگر اقدامات سازمان میراث فرهنگی می داند و با این ادعا که طی چند سال گذشته سازمان در معرفی آثار فرهنگی کشور تلاش گسترده ای انجام داده، شاهد مدعا را حضور گردشگران در موزه ها، سایت موزه ها و محوطه های تاریخی می داند و می گوید: «از همه مهمتر فرهنگ حفاظت از آثار فرهنگی و پاسداشت آن است که به عنوان یک هویت ملی در تمامی اقشار جامعه اعم از شهری و روستایی و پیروجوان رواج یافته و همه خود را به نوعی مسئول پاسداشت و حفظ این ارزش های فکری و فرهنگی می دانند.»
وی در ادامه به ثبت ۱۰ اثر شاخص ملی در فهرست آثار جهانی اشاره می کند و می گوید: «سال گذشته یک میلیون و ۸۰۰ هزار نفر از موزه ها بازدید کردند و شمار گردشگران در تخت جمشید نسبت به سال گذشته ۵۰ درصد رشد داشته است.»
● سفر، همه زمانی، همه مکانی
معمولا کشورهایی مثل ایران که آثار تمدنی گسترده ای دارند، قاعدتاً با مشکل اطلاع رسانی مواجه هستند در حال حاضر چین، مصر، یونان و حتی کشورهایی در آمریکای لاتین هم با این مشکل روبرو هستند و مردم آن با همه داشته ها و همه زاویه هایی که در حوزه آثار تمدنی دارند، آشنا نیستند.»
محمدرضا مهراندیش رئیس کل موزه ملی ایران در گفت وگو با گزارشگر کیهان با این نگاه نسبت به امر اطلاع رسانی در زمینه میراث فرهنگی، به مسئله سفر اشاره می کند و خاطر نشان می سازد: «سفر باید به یک امر همه زمانی و همه مکانی تبدیل شود، سفرهای ما در ایران فقط بین شهرهای شمال، اصفهان و شیراز توزیع شده است حال آنکه بزرگترین تمدنهای مهم در تاریخ ایران، تمدن ایلام است که به مهد تمدن شرق معروف می باشد اما متاسفانه قشر عظیمی از مردم ما از آن بی اطلاع هستند، در این زمینه باید گفت که در دایره تبلیغات محدود بودیم در این جا آنچه مدنظر می باشد صرفه اقتصادی است نه گردشگری، مهمانپذیرها، هتل ها و امکانات رفاهی همه در چند شهر فوق متمرکز هستند و این خود معضل بزرگی در زمینه گردشگری و میراث فرهنگی محسوب می شود.»
مهراندیش با اشاره به اینکه کشور ما ۱۰ هزار سال تاریخ، هنر، فرهنگ و تمدن دارد، و این در تمام حوزه های جغرافیایی ایران توزیع شده است، می گوید: «باید ذهنیت ها را وسعت دهیم و این کار باید از استانها شروع شود و استانداری ها اولین مکانی هستند که باید در این زمینه ماموریت داشته باشند به معرفی آثار فرهنگی و هنری خود بپردازند چون تبلیغات در سطح کلان فراتر از توانایی یک سازمان است.»
رئیس کل موزه ملی ایران با طرح این مسئله که در امر اطلاع رسانی باید به صورت فواره ای عمل کرد نه آبشاری، می گوید: «معرفی آثار باید از خود مناطق صورت گیرد و نه اینکه ما از مرکز که مجموعه سازمان میراث فرهنگی در آن قرار دارد، یعنی از تهران، این انتظار را داشته باشیم. اکنون تمام استانها قابلیتهای یکسانی برای معرفی میراث فرهنگی دارند و سرزمین ایران علی رغم تمام دسیسه ها و فتنه های
چندهزار ساله، پیوستگی قومی و ملیتی خود را حفظ کرد و در این راستا با حفظ سه موضوع دیانت، ملیت و قومیت این پیوستگی عمیق تاکنون تداوم داشته است.»
وی با بیان این مسئله که عدم اطلاع رسانی به دلیل کمبود بودجه و اعتبارات، حرف قابل قبولی نیست، اما حقیقتی انکارناپذیر است، با اعتقاد به تغییر نگاه در حوزه میراث فرهنگی می گوید: «باید در قدم اول مردم را متوجه داشته ها کنیم چون متأسفانه آنها از این داشته های فرهنگی بی خبرند و در این مورد خود استانها باید وارد عمل شوند چون طی سالهای گذشته، این شیوه تبلیغات فعلی نتیجه مثبتی به همراه نداشته است چون در زمینه اطلاع رسانی با استانداردهای جهانی فاصله داریم باید از تمام ظرفیتها و قابلیتهای بالای فناوری نوین بهره برداری کنیم.»
جواد آرین منش نماینده مردم مشهد و نایب رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس در گفت وگو با کیهان در پاسخ به این سؤال که چرا مردم نسبت به آثار فرهنگی و تاریخی کشور بی توجه هستند، می گوید «مردم ما نسبت به آثار تاریخی بی توجه نیستند، اما برای استفاده و آشنایی با مواریث فرهنگی با دو مانع سخت افزاری و نرم افزاری مواجه هستند، مردم برای دیدن آثار تاریخی که در کشور از غنای بسیار زیادی برخوردار است، نیاز به امکانات و دسترسی آسان دارند که متأسفانه در این زمینه با کمبودهایی روبرو هستیم.»
وی می گوید: «طرح مسئله کمبود بودجه در امر اطلاع رسانی را قبول ندارم اما معتقدم برای نگهداری حفظ و احیای بناهای تاریخی نیاز به بودجه و اعتبارات داریم. تبلیغات نیاز به سرمایه گذاری زیادی ندارد ضمن اینکه در چهار سال گذشته اعتبارات گردشگری در مقایسه با برنامه سوم بیش از ۴ برابر رشد داشته و جهشی در اعتبارات سازمان میراث فرهنگی در سالهای اخیر اتفاق افتاده اما به موازات این رشد بودجه و اعتبارات، نتوانستیم در حفظ و حراست و نگهداری این بناها اقدامات اساسی انجام دهیم.»
آرین منش در ادامه ضمن انتقاد از عملکرد ضعیف پاسداران میراث فرهنگی طی سالهای اخیر در کشور، می گوید: «علی رغم همه تلاش این نیروها متأسفانه باز شاهد غارت، سرقت و استخراج آثار تاریخی در کشور هستیم و به نظر می رسد مردم را در این مرحله باید وارد عمل کنیم تا آنها خود از این میراث فرهنگی کشور و ثروت عظیم ملی نگهبانی و حراست کنند چون سازمان در بخش مدیریتی ضعف داشته و بخوبی نتوانسته در این زمینه موفق باشد و امیدواریم با مجموعه اقدامات از جمله معرفی و حفاظت آثار و تقویت مدیریت، در حفظ و حراست مواریث فرهنگی قدمهای مؤثری برداشته شود.»