آنگاه که فرعون بر اثر دیدن یک رؤیا، که تعبیر آن براندازی سلطنت ظالمانهاش بود به پسرکشی روی آورد، فقط یک مادر در بنیاسرائیل بود که دلش برای پسرش تپید و آن هم فقط و فقط مادر موسی(ع) بود.
مادر موسی که سراسر عاطفه و محبت بود و هیچ چیز نمیتوانست میان او و پسرش جدایی بیندازد با مهری که فقط زیبنده مادران حقیقی است، دست به دعا برداشت و همه میدانند دعای مادرانی که وجودشان مالامال از مهر و عاطفه و پاکدامنی است زود مستجاب میشود و از راه الهام به مادر موسی خطاب شد «اَن اقذ فیه فی التابوت فاقذ فیه فی الیم» کودک خود را در صندوقی قرار ده و آن را در نیل بینداز تا دشمن من و دشمن موسی، او را از نیل بگیرد و ما محبت کودک تو را در دل فرعون قرار میدهیم.
و این خصلت فرعونی و در برابرش لطف خداوندی در قالبهای مختلف ظهور و بروز داشت تا روزی که عاص بن وائل به استهزاء خاتمالانبیا برخاست و عربده شد که پیامبر «ابتر» یعنی مقطوعالنسل است و مصطفی(ص) به دعا برخاست و خداوند کوثر را به او اعطا کرد. کوثر همان فاطمه است و فاطمه(س) کوثر نبی، قنوت مستجاب محمد(ص) شد.
فخر رازی از بزرگان عامه در تفسیر خود مینویسد: سوره کوثر در رد کسانی نازل شد که عدم وجود فرزند بر پیامبر(ص) را به عنوان یک نقص تبلیغ میکردند و با نزول کوثر ضمانت خداوند بر بقای نسل خاتم بر همگان روشن شد. فخر رازی میگوید: ببین چه اندازه از اهل البیت را شهید کردند ولی باز هم سادات و فرزندان رسول الله که از نسل فاطمه(س) هستند در جهان مشخص شرف حیات دارند؛ بنگر چقدر از علمای بزرگ از نسل فاطمه(س) هستند و...
حضرت امام خمینی(ره) رهبر و بنیانگذار فقید جمهوری اسلامی یکی از برجستهترین فرزندان فاطمه است که در سالگشت ولادت مادرش فاطمه(س) به دنیا آمد و بعدها بر اثر تربیت در مکتب فاطمی، حکومت اسلامی را پایهگذاری و تأسیس فرمود و با تأسی از مادرش فاطمه حقایق مکتب فاطمه که مهمترین آن تبعیت از ولایت است را تعلیم و تبیین فرمود.
● نور فاطمه
خلقت و ولادت فاطمه(س) را خاتمالانبیا(ص) چنین تبیین میفرمایند:
خداوند «عزوجل» نور فاطمه(س) را پیش از خلقت آسمان و زمین خلق کرد. خالق مهربان فاطمه(س) را از نور خود آفرید. پیش از خلقت آدم و حوا، فاطمه(س) در بقعهای در عرش به تسبیح و تمجید و تهلیل و تکبیر مشغول بود و آنگاه نور فاطمه(س) در سیبی ورود کرد و من در شب معراج از آن سیب تناول نمودم و فاطمه(س) از عرش به فرش منتقل شد و انسیه حوراء لقب گرفت.
مرحوم صدوق در علل الشرایع مینویسد: جابر از امام صادق(ع) پرسید چرا مادر شما را زهرا گویند؟ حضرت فرمودند: زیرا خداوند «عزوجل» او را از نور عظمت خود خلق کرد و از آن نور آسمان و زمین را نورانی و بر این نور فرشتگان به سجده افتادند و از ماهیت نور پرسیدند. ندا آمد این نوری از نور من است و این زهرا دختر خاتمالانبیا(ص) است و از اثر این نور، جانشینان خاتم پیامبران، یعنی ائمه هدایت متولد خواهند شد.
مفضل بن عمر از امام صادق(ع) نقل میکند:
روزی حضرت رسول (ص) در ابطح نشسته بود. با امیرالمؤمنین (ع) و عماربن یاسر و منذربن ضحضاح و حمزه و عباس و ابوبکر و عمر. ناگاه جبرئیل، آن فرشته وحی نازل شد. به صورت و شکل و شمایل اصلی خود و بالهای خود را گشود تا مشرق و مغرب را پر کرد. پیامبر گرامی را مورد خطاب قرار داد و گفت: ای محمد! خداوند بلند مرتبه سلام میرساند و میفرماید: چهل شبانهروز از همسرت خدیجه کبری دوری کن. پیامبر(ص) چنین کرد و به خانه خدیجه نرفت. برای اینکه همسر گرانمایهاش دلگیر نشود عمار را به خانه همسر فرستاد و پیام داد که نیامدن ایشان به خانه امر خداوند است و حکمتی دارد؛ گمان دیگر به دل راه ندهد که تقدیر خدا در آن است.
در این مدت حضرت محمد(ص) روزها روزه میگرفت و شبها تا صبح عبادت خداوند را به جای میآورد و جایگاه ایشان در خانه فاطمه بنت اسد بود. تا این زمان که وعده الهی به پایان رسد خدیجه کبری هر روز چندین بار از دوری شوهر خود گریه میکرد تا اینکه چهل شبانهروز به پایان رسید. جبرئیل به آن حضرت نازل شد و گفت ای محمد خداوند تو را سلام میرساند و میفرماید که مهیا شو برای دریافت تحفه کرامت من.
پس ناگاه میکائیل نازل شد و طبقی آورد که دستمالی از سندس بهشت بر روی آن پوشیده بودند و در پیش روی آن حضرت گذاشت و گفت: پروردگار تو میفرماید: که امشب بر این طعام افطار کن. حضرت علی(ع) میفرماید: هر شب موقع افطار پیغمبر گرامی میفرمودند که در خانه را باز نمایم تا هر که وارد شود بتواند با پیامبر (ص) افطار کند. اما آن شب برخلاف همیشه نه تنها عمل مکرر تکرار نشد بلکه به من امر فرمودند که بر در خانه بنشینم و مانع ورود دیگران شوم. زیرا این طعام بهشتی بر دیگران حرام بوده و فقط اختصاص به حضرتش داشت. وقتی خواستند افطار کنند دستمال سندس را کنار زدند در آن طبق میوههای بهشتی قرار داشت. از آن میان حضرت یک خوشه خرما و یک خوشه انگور تناول فرمودند و نیز جامی از آب بهشت آشامیدند، تا سیراب شدند. جبرئیل از ابریق بهشت آب بر دست مبارکش میریخت و میکائیل دستش را میشست و اسرافیل دستش را با دستمال بهشت پاک میکرد. سرانجام طعام باقیمانده با ظرفها به آسمان بالا رفت... سپس جبرئیل گفت: باید که الحال به منزل خدیجه روی و با او مضاجعت نمایی، که حق تعالی میخواهد در این شب از نسل تو (ذریه طیبه) خلق نماید.
پیامبر(ص) اطاعت امر نمودند و وارد خانه خدیجه شدند و حضرت خدیجه به عادت شبهای گذشته به تنهایی الفت گرفته بود. درهای خانه میبست و پردهها را میانداخت و پس از ادای نماز چراغها را خاموش کرده به بستر خواب میرفت. اما در این شب موعود الهی خدیجه کبری صدای در خانه را شنید و پرسید کیستی؟ حضرت فرمودند: ای خدیجه در را باز کن! منم محمد. آوای خوش محبوب، قلب مملو از عشق خدیجه کبری را نوازش میدهد و پژواک صدایش تار و پود وجود همسر مهربان را میلرزاند. چون صدای فرح افزای آن حضرت را شنید از جای برخاست و در را گشود.
از زمانی که حضرت خدیجه(س) با حضرت خاتم(ص) ازدواج کرد زنان مکه از او دوری کردند.
حضرت خدیجه(س) از این موضوع ناراحت شد و احساس غربت نمود؛ و دراین دوران که تنها بود مونس و همدمی نداشت تا اینکه فاطمه حمل یافت از آن پس فاطمه دختر خدیجه با مادر سخن میگفت و با این که هنوز در بطن حضرت خدیجه(س) بود و این موضوع تا پایان دوران بارداری، ادامه داشت و فاطمه، مادر را دلداری میداد تا رنج تنهایی را برای مادر آسان کند. گاه ولادت رسید؛ روز جمعه بیستم جمادی الاخری، حدود هشت سال قبل از هجرت و خدیجه به امداد زنان مکی نیاز داشت ولی آنان هیچ اعتنایی به درخواست حضرت خدیجه نکردند و غم بر دل خدیجه هوار شد که ناگهان این مادر مهربان چهار زن مجلله را در خدمت و محضر خود دید. از دیدارشان در شگفت بود که اولین آنان لب باز کرد. ای خدیجه من ساره همسر ابراهیم هستم و این آسیه همسر فرعون و این مریم مادر عیسی و این هم صفورا دختر شعیب پیامبر و فرزند به دنیا آمد و با ولادتش نوری تمام مکه و عالم را روشن کرد و این نور را همگان خاصه مکیان مشاهده کردند و پدر او را فاطمه نامیدند و ام ابیها کنیهاش داد. آری فاطمه کوثر قرآن و نبوت و امامت به دنیا آمد.
فاطمهای که پیامبر در وصفش فرمود: «لوکان الحسن شخصاً لکان فاطمئ بل هی اعظم ان فاطمئ ابنتی خیر اهل الارض عنصرا و شرفا و کرما» و فرمود: «من عرفها حق معرفتها ادرک لیلئ القدر و انما سمیت فاطمئ لان الخلق فطموا عن کنه معرفتها.»
● نامها و القاب و کنیههای حضرت
بزرگان میفرمایند کثرت اسما و القاب ممدوح برای هر کسی دلالت بر عمق و بسط شرف و علو مقام او دارد و هر اسم و لقبی اشاره به وصف مخصوص و مشهوری دارد و حضرت زهرا به جهت بسط و عمق شرافت و قداستشان دارای اسما و القاب فراوانی میباشند که عدد آن بیش از ۱۴۰ اسم و لقب و کنیه است و هر کدام به فضیلت و وصفی خاص اشاره دارد. مشهورترین آن عبارت است از: زهرا، فاطمه، بتول، راضیه، مرضیه، سیده، محدثه، طاهره، زکیه، مبارکه، معصومه، صدیقئ عذرا، مطهره، حانیه، منصوره، سیدئالنساء، ام ابیها، ام الاسماء، امالنجبا و...