بی شک واقعه جانگداز عاشورا ثمره شرایط فرهنگی و سیاسی جامعه ای بود که امام حسین(ع) در آن می زیست. گسترش نابرابریهای اجتماعی، حاکمیت یافتن سیاستمداران اموی، گرایش به تجملگرایی و خوشگذرانی، تحریف باورهای دینی مردم، بازگشت به ارزشهای جاهلی و فراموشی سیره پیامبر اعظم(ص)، کم رنگ شدن نظارت اجتماعی، علم بی عمل و اکتفا به شعار برای اصلاحات و... از جمله عللی است که موجب شد جامعه ای به دور از شؤون اسلامی پدید آید که تنها نامی از اسلام را یدک می کشید ولی بنیانهای آن بر پایه اصول جاهلی اموی شکل گرفته بود. به هر صورت، شرایط اجتماعی و روانی این فضا موجب شد تا واقعه عاشورا رخ دهد.
آنچه مسلم است اینکه رخداد عاشورا در عصر روز دهم خاتمه نیافت و همزمان با آغاز بخش دیگر از استراتژی اموی در خاتمه دادن به حق خواهی حسین(ع)، بازماندگان کاروان حسینی، راهبرد فرهنگی را در اشاعه هدفهای قیام حسین(ع) در پیش گرفتند. بی شک، آنچه در این مبارزه سیاسی موجب شد تا یاران امام با اعتقادی راسخ جان خود را در طبق اخلاص گذارند، آرمانی بود که به وسیله اباعبدا... برای آنان ترسیم شده بود.
بازگشت به دوران طلایی عصر رسول ا...، اصلاح امور امت پیامبر و احیای نظارت همگانی بر رفتارهای اجتماعی، از هدفهای این قیام تاریخی عنوان شده بود که همگی با جان مایه فرهنگی بروز و ظهور می یافت. بنابراین، بر سفیران عاشورا نیز رساندن این پیام برای عقیم نماندن نهضت سیدالشهدا واجب بود.
● خطبه های عاشورایی
امام سجاد(ع)، تنها مرد سفیربازمانده از کاروان امام حسین(ع) که در جمع اسرای کربلا حضور داشت، وظیفه ای سنگین به عنوان پیام آور عاشورا و نیز سلسله جنبان درخت امامت بر عهده داشت. زین العابدین(ع) در کنار زینب کبری(س) چنان وقایع روز عاشورا را به خوبی متجلی ساختند و در کنار آن به بیان تحلیلهای بشر ساز دست یازیدند که نه تنها مکر یزید در از بین بردن نام و خاطره امام حسین(ع) ناکام ماند، که دستگاه خلافت اموی رسوای تاریخ گردید.
به علاوه، تدابیر امام سجاد(ع) و حضرت زینب(س) موجب گشت تا پیام نهضت حسینی در برگ برگ صفحات تاریخ بدرخشد و نور تابنده آن علاوه بر دیدگان مسلمانان و شیعیان حق جو، روشنی بخش دلهای آزادی خواهان غیر مسلمان گردد. پیشوای چهارم شیعیان در نخستین گام پس از واقعه عاشورا، با حضور در مجالس حکام، به خطبه خوانی پرداخته و به بیان حقایق و شرح ماوقع ماجرای دردناک عاشورا پرداخت.
آنچه از محتوای کلام ایشان مشهود است اینکه امام سجاد(ع) در بیان این خطبه های تاریخی، چند مسأله را مد نظر داشت؛ نخست اینکه ایشان دشمن قسم خورده خاندان وحی را به خوبی می شناخت و به ضعفها، آسیبها و تکیه گاه های دستگاه خلافت واقف بود ودیگر اینکه امام به روحیات و خصوصیات جامعه و نیز ارزشهای اجتماعی و فرهنگ عاریه ای مردم آن زمان شناخت کافی داشت، لذا در هریک از خطبه های خویش، چه آنچه در کوفه بیان گشت و چه آنچه در مجلس یزید، همگی بر مبنای این خصوصیات حکام و مردم تدوین شده بود.
امام، دلها و قلبهای مرده مردم کوفه و شام را نسبت به آنچه گذشته بود نشانه رفت و وجود زنگارهای پوسیده دنیا را بر دلهای آنان گوشزد نمود. امام در نخستین خطبه خود در کوفه، با اشاره به خصوصیات رفتاری مردم آن دیار، علاوه بر ندامت عهدشکنی آنان و تذکر به انحطاط اخلاقی جامعه، آنان را متوجه عواقب دنیوی و اخروی اقداماتشان نمود.
خطبه دوم امام در کوفه در مجلس عبیدا... بن زیاد قرائت گردید. هوشیاری و تیزبینی امام در پاسخ به این جمله عبیدا... که «مگر خدا حسین را نکشت؟»، دلیل بر وسعت دید فرهنگی پیشوای عارفان است. امام با بیان این نکته که حسین(ع) کشته راه خداست، علاوه بر تقدس بخشی به قیام حسینی، ضربه محکمی به بنای کاخ اعتقادی معاویه و دستگاه خلافتش که برای پیشبرد هدفهای خود به ترویج تفکر جبرگرایی پرداخته بودند، وارد نمود.
امام سجاد(ع) در بدو ورود به شهر شام، در مقام پاسخ به سخنان مردم بی خبر از حقیقت آن دیار، با اشاره به حقانیت خاندان وحی و یادآوری خدمات رسول ا...، به هدایت آنان برای رهایی از گمراهی پرداخت.
خطبه مهم و سرنوشت ساز زین العابدین(ع) در مجلس یزید که با استدلالهای اعتقادی و تاریخی امام(ع) همراه بود، ضربه نهایی را به پایه های سست و ویران حکومت یزید وارد و زمینه های انحلال آن را فراهم ساخت.
سخنان پیام آور عاشورا چنان تحولی در میان مردم خفته شام ایجاد نمود که یزید را در شرایط سختی قرار داد، به گونه ای که او مجبور شد عبیدا... را عامل اصلی شهادت خاندان وحی معرفی نماید و برای آرام کردن فضای ملتهب جامعه، از امام(ع) بخواهد تا خواسته خویش را به او بگوید. این همان زمانی بود که باید پروژه فرهنگی عاشورا رسماً کلید می خورد و زمینه های ترویج فرهنگ ناب عاشورا برای همه تاریخ بشریت مهیا می گشت، لذا امام سجاد از یزید خواست تا زمینه بازگشت به کربلا و مدینه و سوگواری بر شهدای نینوا را فراهم سازد.
● سوگواری؛ راهبرد تبلیغی
بازماندگان واقعه عاشورا، از سوگواری برای طرح هدفهای قیام عاشورا و نیز ایجاد زمینه تفکر اجتماعی بر وجود ضعفها و آسیبهای اعتقادی بهره جستند و علاوه بر ذکر مصایب اهل بیت(ع)، به اطلاع رسانی فرهنگی جامعه همت گماشتند. سوگواریهای اهل بیت(ع) بر شهدای کربلا، علاوه بر کوفه و مدینه، در مسیر بازگشت به کربلا و در شهرهای مختلف صورت گرفت و به یک محدوده جغرافیایی منحصر نشد.
این تلاشهای امام سجاد(ع) و خاندان وحی در پیشبرد هدفهای خود بی نتیجه نبود و زمینه های قیامهای متعدد در خونخواهی امام حسین(ع) را فراهم آورد. این جنگهای داخلی نیز زمینه ضعف و انحطاط سلسله باطل اموی را فراهم ساخت.
● همراهی حماسه و عرفان
پس از استقرار کاروان اسرای کربلا در مدینه، امام(ع) ضمن دوری جستن از شرکت آشکار در قیامهای مسلحانه، از راهکار دیگری در پیاده کردن آنچه مقصود نظرش بود، استفاده نمود. از بهترین روشهای امام سجاد(ع) برای پاسداری از فرهنگ عاشورایی اسلام، که حکایت از بینش عمیق و زمان شناسی آن حضرت دارد، عرضه نیایشهای عرفانی و روشنگرانه است.
در لابلای دعاهای سیدالساجدین، گذشته از حقایق و معارف حیات بخش اجتماعی، سیاسی و فرهنگی، آدمی به شگفتیهای آفرینش، ارتباط با خالق هستی آشنا شده و ضمن تبیین فلسفه قیام حسینی، انسان نیایشگر را ناخواسته از حالت انزوا و خمودی به صحنه مبارزه با طاغوت و ستمگران سوق و راه عزت حقیقی را به وی نشان می دهد.
در حقیقت، آمیزش عرفان و حماسه یکی از بارزترین جلوه های معنوی فرهنگ عاشوراست، همچنانکه سید بن طاووس در مورد عرفان و معنویت عاشوراییان می نویسد: «در شب عاشورا، امام حسین و یارانش آنچنان به عبادت و مناجات مشغول بودند که زمزمه های عاشقانه آنان همانند صدای زنبور عسل به گوش هر شنونده ای می رسید.» اهتمام آن حضرت به صلوات بر محمد و آل او، یکی از ویژگیهای دعاهای امام سجاد است که با توجه به عصری که مبارزه با اهل بیت(ع) و یاران آنان در راس برنامه های حکومت اموی قرار داشت، نوعی مبارزه با دشمنان و مخالفان اهل بیت به شمار می رفت.
● روایتگران امامت
مؤلفه دیگری که سید الساجدین(ع) در مواجهه با شرایط اجتماعی و در راستای معماری فرهنگی جامعه از آن بهره می جست، تربیت شاگردان عالمی بود که هریک کاشف حلقه های گمشده علوم اسلامی شدند.
افرادی چون ابوحمزه ثمالی، یحیی بن ام طویل مطعمی، محمدبن مسلم بن شهاب زهری، ابان بن تغلب، بشر بن غالب اسدی، جابر بن عبدا... انصاری، حسن بن محمد بن حنفیه، زید بن علی بن الحسین، سعید بن جبیر، سلیم بن قیس هلالی، ابو الاسود دؤلی، فرزدق شاعر، منهال بن عمرو اسدی، معروف بن خربوذ مکی و حبابه والبیه از جمله معروفترین شاگردان و یاران امام سجاد(ع) محسوب می شوند که در تداوم نهضت کربلا و رساندن پیام عاشورا و درسهای انسان ساز امام سجاد به نسلهای آینده نقش مهمی داشتند.
همچنین، حضرت زین العابدین(ع) با گرامی داشتن شعرای متعهد، از آنان به عنوان زبان گویای اهل بیت(ع) بهره می بردند. استفاده از این دوبال علمی وهنری در پیشبرد هدفهای فرهنگی یک انقلاب سیاسی، نشان از درایت پیام آور آن دارد. امام سجاد(ع) با توجه به فضاهای گوناگون سیاسی و نیاز مخاطبان خود به بهره مندی از روشهای مختلف به اصلاح امور فرهنگی و اعتقادی امت اسلام همت گماشت و به دلیل وجود خفقان سیاسی در آن زمان، ستاد پنهانی شیعه را تشکیل داد که حلقه ارتباطی آنان نه انسجام سازمانی مدون، که اشتراکهای اعتقادی بود. گرچه بعدها به دلیل رخدادهایی چون واقعه حره این تشکیلات ضعیف شد، اما امام عارفان با معماری فرهنگی تفکرات پیروان خود، زمینه سازی برای تشکیل حکومت اسلامی را رقم زد، زیرا هدف ائمه(ع) از مبارزات خود؛ چه سیاسی و چه علمی و فرهنگی، زمینه سازی برای احقاق حق اهل بیت(ع) و فراهم نمودن بستررشد و هدایت مردم بوده است.
بنابراین، امام سجاد(ع) با تدوین و تدریس اندیشه ناب اسلامی، اطلاع رسانی صحیح درباره اهل بیت(ع) و تشکیل ستادهای شیعی، برای دستیابی به این مهم همت گماشت. مهمتر از همه آنکه امام سجاد (ع) شرایط زمانی و حاکمیت را به خوبی می شناخت و ترسیم برنامه های «آینده» در هدفهای ایشان پررنگتر از حالی بود که در کوچکترین درگیری مسلحانه «آینده» را نابود می ساخت.