در زمانهای قدیم وسیله تفریحی بود به نام شهر فرنگ. در شهر فرنگ عکسهای مختلف از مناظر و اشخاص، به نمایش درمیآمد و از آنجا که این عکسهای جالب و غریب عمدتاً از فرنگستان بود، این وسیله نمایش عکس را «شهر فرنگ» مینامیدند.
روزگار گذشت تا اینکه امروز تمام آنچه در آن شهرفرنگها دیده میشد و خیلی چیزهای عجیبتر و غریبتر، به شهر ما آمد. خلاصه شهر ما، یک پا «شهرفرنگ» شده، توپ و تانک و طیاره و تلفن و تلویزیون و ماهواره، با اجازه و بیاجازه، با نامهای خودشان یا نامهای خودمان، خوشمان بیاید یا خوشمان نیاید، آمدهاند.
روزی که آمدند، لوکس و تزئینی و تفننی بودند و مایه پُز و تفاخر، اما امروز نیاز مبرم هستند و در ردیف نان شب. سرعت ورود فنّاوری [تکنولوژی] با سرعت ایجاد فرهنگ، یکی نیست.
ابزار و وسایل جدید به هر سرعتی که میخواهند اختراع بشوند، ما به آن کاری نداریم، ولی سرعت استفاده ما از این نوع وسایل به پول ما بستگی دارد. هرچه را که ساختند و فروختند، ما اگر پول داشتیم، میخریم و میآوریم و میگذاریم داخل خانهمان و از آن استفاده میکنیم. اما آیا همزمان فرهنگ استفاده از این کالاها و ابزارها را به ما میفروشند؟
● آیا فرهنگ فروختنی و قابل حمل است؟
حال که از نعمت استفاده از این وسایل بهرهمند هستیم، زحمت ایجاد و فراگیری فرهنگ استفاده از آنها را هم منطبق با فرهنگ بومی و ملی خودمان تدوین کنیم و به کار ببندیم. مثالی بزنم. رانندگان اولیه در کشور ما عدهای قلدر بودند و طبیعتاً رانندگی آنها نیز قلدرمآبانه بود. این میراث هنوز بعد از قریب هفتاد سال برای ما باقی است و بسیاری از مردم ما فکر میکنند زمانی که پشت فرمان ماشین نشستهاند و رانندگی میکنند، اصول ادب و احترام تغییر میکند. فکر میکنند پیچیدن جلوی فردی با موهای سفید که راننده ماشین کناری ماست زشت نیست!
ذهنیتی شبیه ذهنیت ورود به زمین فوتبال. ما اگر یک روز جمعه به اتفاق پدرمان و عدهای از دوستان تصمیم بگیریم فوتبال بازی کنیم و اگر پدرمان در تیم مقابل ما باشد، عیب نیست اگر بدون خطا، توپ را از پدرمان بگیریم یا اگر در حین بازی به او تنهای بزنیم، ولی خیابانها چنین عرصهای نیست و اصول ادب و احترام در آنجا موقتاً تعطیل نمیشود و نباید بشود.
تلفن هم مثل ماشین یا هر وسیله وارداتی دیگر، فرهنگش همراهش نیست و کارخانه سازنده در توصیهنامه [بروشور] همراه آن فقط طریقه استفاده و شمارهگیری را میگوید و هیچ اشارهای به فرهنگ استفاده از تلفن نمیکند و نمیتواند هم بکند. بهتر است تلاش کنیم آنچه را که با پول میخریم، با عقل و فکر صاحب فرهنگش شویم و این در سایه تلاش من و شماست.
● تلفن
واژه تلفن از ترکیب دو واژه یونانی «تله» به معنی دور و «فن» به معنی صدا ساخته شده. هنگامی که فردی با تلفن صحبت میکند، امواج صوتی به دستگاه تلفن میرسد. دستگاه امواج صوتی را به جریان الکتریکی تبدیل میکند. جریان الکتریکی از راه خطوط ارتباطی و مراکز تلفن به تلفن مقصد منتقل میشود.
در آنجا گوشی دستگاه تلفن، جریان الکتریکی را به امواج صوتی تبدیل میکند تا شنونده صدا را بشنود.
هنگامی که گوشی تلفن را برمیداریم، از دستگاه تلفن علامتی به مرکز تلفن فرستاده میشود. مدارهای کنترل یا کامپیوتر و مرکز تلفن، علامت دیگری را به صورت بوق آزاد به تلفن درخواستکننده میفرستند. پس از شنیدن این بوق میتوان شمارهگیری کرد.
به هنگام شمارهگیری، مجموعهای از علائم الکتریکی، به مرکز تلفن فرستاده میشود.
در سامانههای امروزی، این علائم بیشتر به صورت امواج الکتریکی ارسال میشود و موج مربوط به هر شماره، بسامد [فرکانس] خاصی دارد. این علائم را «تن» مینامند. در سیستمهای پیشین، این علایم از قطع و وصل ولتاژ الکتریکی به وجود میآمد که به آنها «پالس» میگفتند.
ارتباط تلفنها با یکدیگر از طریق مراکز تلفن و به وسیله کابل، فیبر نوری [الیاف نوری] یا امواج رادیویی برقرار میشود.
تلفن در سال ۱۸۷۶ [۱۲۵۵ش] توسط الکساندر گراهام بل اسکاتلندی در آمریکا و در شهر بوستون ساخته شد. وی در سوم مارس ۱۸۴۷ در اسکاتلند به دنیا آمد و در اول اوت ۱۹۲۲ در «بادک» کانادا، درحالی درگذشت که صاحب چندین شرکت مخابراتی بزرگ از جمله AT&T بود.
جالب است بدانید، مجلس قانونگذاری آمریکا در یازدهم ژوئن ۲۰۰۲، قطعنامهای را به تصویب رساند مبنی بر اینکه مخترع تلفن شخصی است به نام «آنتونیومیوچی». میوچی مهاجری بود که از ایتالیا به کوبا و از کوبا به آمریکا رفته و از سال ۱۸۵۶ تا ۱۸۷۰ چندین نوع تلفن مختلف ساخته بود.
وی به علت ورشکستگی و حراج اموالش نتوانست عوارض ۱۰ دلاری ثبت اختراع تلفن را در ۱۸۷۴ بپردازد و بل در ۷ مارس ۱۸۷۶ پروانه تأییدیه اختراع تلفن را به نام خود دریافت کرد.
بل مثل پدر و پدربزرگش معلم ناشنوایان بود. نام بل در جهان بسیار پرآوازه است. نام وی بر روی واحد بدون ابعادی قرار گرفته که بلندای صوت را میسنجد و از آنجا که این واحد بزرگ است، در عمل از «دسیبل» که یک دهم «بل» است، استفاده میشود.
تلفن از نظر فنی دنبالة تلگراف شمرده میشود. ۱۴ سال پس از مخابره اولین پیام تلگرافی در سال ۱۸۴۴م، سیستم تلگراف در ایران زیر نظر علیقلی میرزا اعتضادالسلطنه (فرزند فتحعلی شاه) به وسیله موسیو کرشش اتریشی در مدرسه دارالفنون و با حضور میرزاآقاخان نوری، صدراعظم با موفقیت آزمایش شد.
نخستین خط نسبتاً طولانی تلگراف مورس به مسافت حدود سیصد کیلومتر، یک سال بعد بین تهران و چمن سلطانیه در نزدیکی زنجان که اردوگاه تابستانی ناصرالدین شاه بود، دایر شد.
سیمکشی سلطانیه به زنجان و زنجـــان به تبـــریز هم بعد از آن انجــــام شد و در ۱۲۳۹ هجــری خورشیدی به بهره برداری رسید. ارتباط تلگرافی با خارج از کشور در سال ۱۲۴۲ خورشیدی، با اتصال خط تبریز به شبکه تلگرافی روسیه انجام شد.
در زمان سلطنت ناصرالدین شاه و در حدود سالهای ۶۰ـ۱۲۵۰ خورشیدی بر اثر توسعه و رونق شبکههای تلگرافی، اداره مستقل تلگراف به وزارت تلگراف تبدیل شد و علیخان مخبرالدوله که رئیس اداره تلگراف بود، به عنوان اولین وزیر تلگراف، منصوب شد.
حدود ده سال پس از اختراع تلفن، اولین ارتباط تلفنی در ایران بین سالهای ۶۵ـ۱۲۶۴ ش آغاز شد و صاحب امتیاز راهآهن تهران ـ ری برای ایجاد ارتباط بین دو ایستگاه تهران و ری و نیز بین گاز شهری و واگنخانه، سیمکشیهایی کرد و ارتباط تلفنی را برای نخستین بار در ایران دایر کرد.
کامران میرزا، نایبالسلطنه و وزیر جنگ وقت که «کامرانیه» شمیران نیز نام از او گرفته است، داستان تلفن را شنید و چگونگی آن را از صاحب امتیاز واگن اسبی استفسار نمود. اینگونه پرسشها را در ادبیات آن دوره «حسنطلب» میگفتند.
صاحب امتیاز قطار تهران ـ ری فکر کرد که اگر دل کامران میرزا را به دست آورد، میتواند امتیاز تلفن را در ایران یا حداقل در تهران صاحب شود. از اینرو بین کامرانیه و عمارت وزارت جنگ سیستم تلفن کشید.
اعتمادالسلطنه، روزنامهنگار معروف عهد ناصری در این خصوص در کتاب «المآثر و الاثار» مینویسد: «امتداد تلفن که عبارت است از مخابره لسانی و مکالمة شفاهی از مسافت بعیده به توسط ادوات تلگرافی، اولین امتداد این صنع عجیب از کامرانیه حضرت مستطاب والا کامران میرزا نایبالسلطنه وزیر جنگ بود به دارالحکومه شهر تهران...»
صاحب واگنخانه پس از ایجاد تلفن کامرانیه به تهران متوجه اشخاص بانفوذ دیگر و مخصوصاً شخص شاه شد و نخست بین مقر ییلاقی شاه (احتمالاً سلطنتآباد) و عمارات سلطنتی تهران یک رشته تلفن دایر کرد و سپس متوجه علیاصغرخان اتابک صدراعظم گردید.
و از منزل او، پارک اتابک [سفارت روسیه فعلی] به عمارات دولتی تلفن، دایر نمود. نخستین اقدام در جهت راهاندازی تلفن در خارج از تهران، امتیازی بود که در ۱۲۸۰ش به شرکتی واگذار شد که در شهر تبریز به شعاع ۲۴ کیلومتر اقدام به ایجاد ارتباط تلفنی نماید.
اما مهمترین امتیازی که درخصوص تلفن به کسی داده شد، امتیازی است که مظفرالدین شاه در سال ۱۲۸۲ش به دوست محمدخان معیرالممالک داد و سرانجام پس از چند بار دست به دست شدن، در سال ۱۲۹۲ش شرکتی به اعتبار آن به وجود آمد و اقداماتی در زمینه ایجاد شبکههای تلفنی انجام داد.
در ادامه تاریخچه ورود تلفن به ایران اشاره ای به فرهنگ تلفن می کنیم.
تلفن همراه تلفنی است سیار و بدون سیم که ارتباط آن با مرکز تلفن از طریق امواج رادیویی و آنتنهای فرستنده و گیرنده برقرار میشود. انرژی الکتریکی مورد نیاز این تلفنها از باتریهای قابل شارژ آنها تامین میشود. تلفنهای همراه از طریق آنتنهای زمینی یا ماهوارهها با مراکز تلفن ارتباط برقرار میکنند. رایجترین روش برقراری ارتباط از طریق آنتنهای زمینی، روش سلولی است. در روش سلولی، هر شهر یا منطقه به چندین قسمت تقسیم میشود و هر قسمت را سلول مینامند، هر سلول یک آنتن فرستنده ـ گیرنده دارد. هنگامی که تلفن از محدوده یک سلول به محدوده سلول دیگر انتقال مییابد، ارتباط به طور خودکار و بدون وقفه با آنتن فرستنده ـ گیرنده سلول بعدی برقرار میشود.
فکر متحرک و سیار کردن تلفن و به کارگیری آن به صورت سیار، از دهه ۱۹۶۰ میلادی در کشورهای اسکاندیناوی (سوئد، نروژ، فنلاند، دانمارک) پا گرفت و در اواخر آن دهه، اولین تلفن نقطه به نقطه به کار گرفته شد که نقطه عطفی در روند مخابرات به شمار میآید.
● فرهنگ تلفن
همهگیری و نفوذ تلفن، چه از نوع ثابت و چه از نوع سیار، ایجاب میکند که برای این وسیله کار آمد و کارآ و کارساز به فکر آداب و باید و نباید باشیم. از آنجا که روش استفاده از هر ابزاری، یک عملکرد فرهنگی است، ما نیز باید در این زمینه تلاش فرهنگی نموده و سعی کنیم آنچه براساس دید و تجربه در خصوص استفاده از تلفن به نظرمان میرسد مطرح کنیم.
▪ فرهنگ و آداب تلفن
یکی از مشکلات بزرگی که جامعه ما و بسیاری از جوامع با آن دست به گریباناند، مسأله فرهنگ استفاده از تکنولوژی است. دراین میان فرهنگ استفاده از تلفن همراه هم موضوعی است که از اهمیت ویژهای برخوردار است.
به تازگی مد زشتی به خصوص در میان جوانان رایج شده است که کسانی که توانایی مالی زیادی هم ندارند، به فواصل زمانی کوتاه گوشیهای موبایل خود را عوض میکنند. در کشورهای پیشرفته هر فرد بهطور متوسط حدود ۲۰ ماه یک گوشی را نگه میدارد ولی متأسفانه این رقم در میان برخی ایرانیان بیش از سه تا چهار ماه طول نمیکشد.
این موضوع زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که ما بدانیم باتریهای موبایل آسیب زیادی به محیط زیست میرسانند و خریدن و کنار گذاشتن یا دور انداختن آنها در وهله اول برای فرد مصرفکننده زیان مالی به دنبال دارد و در درجه دوم برای محیط زیست خطرناک است.
● انواع تماسهای تلفنی
یک تماس تلفنی میتواند به یکی از دو دسته اصلی الف) تلفنهای «اخباری، کاری، تجاری» یا ب) تلفن «گپ و گفت و اختلاطی و دوستانه» تقسیم شود. گاهی پیش میآید که یک تماس تلفنی ترکیبی از این دو نوع است. به عنوان مثال به دوستی تلفن میکنیم و علاوه بر کاری که با او داریم، حال و احوالی هم میپرسیم و گپی هم میزنیم. یا به منظور کاری با ادارهای تماس میگیریم و از قضا علاوه بر صحبت در مورد آن کار، با شخص کارمندی که تلفن را جواب داده به اصطلاح گپمان میگیرد و کمی هم صحبت یا درددل میکنیم. ما در اینجا به دو گونه اصلی تلفن میپردازیم، یعنی تماسهای تلفنی «کاری» و تماسهای تلفنی «دوستانه» یا اختلاطی.
▪ تماسهای تلفنی کاری
این تماسها باید در ساعات کاری، یعنی بین ۸ صبح تا ۴ بعدازظهر انجام گیرد. مگر اینکه مخاطب، ساعت کاری غیر از این داشته باشد که تماس گیرنده باید آن را رعایت کرده و در همان محدوده زمانی تماس بگیرد.
ـ برای تماسهای تلفنی کاری نباید با منزل اشخاص تماس بگیریم مگر اینکه کار بسیار مهم و ضروری باشد، یا اینکه خود شخص به ما گفته باشد که در منزلش با او تماس بگیریم.
ـ در همه تماسهای کاری، طرفین، علیالخصوص تماس گیرنده، موظف هستند، خود را با نام و نشان و در صورت لزوم سمت معرفی کنند.
ـ اگر به تلفن، شخصی قبل از مخاطب اصلی و مورد نظر ما پاسخ داد، لازم است مجدداً به مخاطب اصلی خودمان را معرفی کنیم.
ـ زمان تماسهای تلفنی کاری حدود ۳ دقیقه باید باشد و نه بیشتر و طرفین علیالخصوص تماس گیرنده، باید تا حد امکان ایجاز و خلاصهگویی را رعایت کنند.
ـ اگر در زمان تماس با ادارهای چند سئوال داریم یا اگر پاسخی که به سئوالمان داده شده، روشن یا قانعکننده نیست، بهتر است در چند تماس تلفنی پیگیری کنیم.
توجه داشته باشیم، شخصی که در اداره پاسخگوی ماست، در ۳۰ ثانیه اول تماس تلفنی، بیشترین آمادگی را برای پاسخگویی دارد و به تدریج از آمادگی پاسخ دهنده کاسته میشود و این طبیعی است.
▪ هرگاه زنگ تلفنی که مربوط به ماست به صدا درمیآید، این وظیفه ماست که پاسخگو باشیم.
این اصل کلی استثنائاتی هم دارد. به عبارت دیگر، ما در چه مواقعی مجاز هستیم که به تلفن پاسخ ندهیم؟
۱) در زمانهایی که از طرف سازمان برای استراحت یا صرف نهاهار تعیین شده است.
۲) در زمانی که در حال پاسخگویی به یک ارباب رجوع حضوری هستیم. در این حالت باید گوشی تلفن را برداریم و پس از سلام، توضیح دهیم که در حال پاسخگویی به ارباب رجوع حضوری هستیم و از تلفنکننده بخواهیم که منتظر بماند تا نوبت پاسخگویی به او برسد.
البته ترجیح دارد که در سازمانها و ادارات طوری برنامهریزی شود که پاسخگویی به تلفنها و پاسخگویی به ارباب رجوع توسط کارمندان مختلف انجام شود.
۳) اگر در زمان انجام کار،شخصی تماس گرفت بهتر است در همان موقع پاسخ ندهیم و پاسخ را به زمان استراحت یا بعد از اتمام کار موکول کنیم.
۴) زمانی که در جلسات هستیم، پاسخگویی به تلفن (چه ثابت و چه سیار) نظم جلسه را بر هم می زند و باعث از بین رفتن وقت جلسه می شود. توجه داشته باشیم پاسخگویی به تلفن در حین یک جلسه، حتی میتواند توهین به حاضران جلسه تلقی شود.
۵) زمانی که زنگ تلفن ما به صدا درمیآید، بهتر است تا رسیدن به زمان سومین زنگ، یعنی حداکثر طی ۲۰ ثانیه به تلفن پاسخ دهیم. در تماسهای تلفنی کاری، پاسخگویی وظیفه است و موارد پاسخ ندادن موجه به تماس تلفنی، انگشت شمار و استثناء است.
پاسخگویی به موقع به تلفن علیالخصوص در زمانهایی که تعهد یا بدهی متوجه شخصی است که با او تماس گرفته میشود، وظیفهای جدی و انجام ندادن آن کاملاً غیرقابل قبول است.
۶) در صورتی که با محلی تماس گرفتیم و تلفن بیش از ۵ بار زنگ زد، بهتر است که تماس را قطع کنیم و مدتی بعد تماس بگیریم. چرا که ممکن است شخصی که آن سوی خط است، به علتی نتواند به تلفن پاسخ دهد و زنگهای مکرر و متوالی به اعصاب او فشار وارد خواهد کرد.
▪ پاسخگویی به تلفن یا گرفتن یک تماس تلفنی باید در فضایی ساکت و خلوت باشد و هر گونه سر و صدایی از محیط قابل قبول نیست. صحبت با دیگران، مشغول بودن به کار دیگر، خوردن یا نوشیدن و امثال آن از طرفین مکالمه تلفنی به هیچ عنوان پذیرفته نیست.
▪ خداحافظی و پایان دادن به تماس از وظائف تماس گیرنده است و باید با زمان مقتضی و در صورت لزوم پس از تشکر و قدردانی به تماس تلفنی خاتمه دهد. البته همواره خداحافظی دو سویه است، یعنی مخاطب هم به خداحافظی تماس گیرنده پاسخ شایسته، و غالباً کوتاه میدهد.
● تماسهای تلفنی اختلاطی یا دوستانه
این گونه از تماسهای تلفنی تشابهات و تفاوتهایی با تماسهای تلفنی «کاری» دارد. از آنجا که این تماسها عمدتاً از خانه و در حضور بچهها انجام میشود و از آنجا که بچهها بیشتر آنچه را که میآموزند از عملکرد ماست، پیشنهاد میکنیم این مکالمات با سنجیدگی کلام باشد و خالی از هرگونه کلمات بیادبانه، یا دروغ و ریا.
۱ ) ساعت مناسب برای این گونه تماسهای تلفنی ۹صبح تا ۹ شب است که باید ساعت یک تا ۴بعدازظهر را از آن کسر کرد. در تابستانها کمی به زمان شبانه میتوان اضافه کرد و در زمستانها باید کمی از آن کاست.
نکته دیگر اینکه ساعت مناسب برای افراد مختلف متفاوت است و باید ما براساس عادتهای افراد با آنها تماس بگیریم و اگر از این عادتها و برنامه زندگی آنها بیاطلاع هستیم، از ساعتهای عُرفی که در بالا اشاره شد، پیروی کنیم.
۲ ) در همه تماسهای تلفنی، تماس گیرنده و مخاطب هر دو باید مکالمه را با کلمات مهرآمیز آغاز کنند.
برای تماس گیرنده «الو، سلام»، یا «الو سلام عرض میکنم» و برای مخاطب «بفرمایید» یا «سلام، بفرمایید» میتواند عبارات مناسبی باشد.
۳ ) اگر با منزل شخصی تماس گرفتهایم و کسی غیر از مخاطب مورد نظر ما به تلفن پاسخ داد، مثلاً با منزل آقایی تماس گرفتهایم و همسر او به تلفن پاسخ داده است، باید در حد لازم سلام و احوالپرسی کنیم و احترام را به جا بیاوریم.
یادآور میشوم که استفاده سریع و سرد مهرانه از عباراتی مثل «هستن؟» یا «نیستن؟» به هیچ عنوان مطلوب نیست.