هنر وقتی در وجودش ریشه گرفت و دستهایش با دل و نگاه او همراه شدند، موفق شد تا بر دل سخت ترین ها، زیباترین ها را خلق کند.
کودکیهای رمضان معمر، هنرمند ۴۳ سال های که بر سنگ حکاکی میکند در معرقکاری روی کاشی گذشته است. نگاه کنجکاو آن کودک دیروز، به نگاهی ظریف تبدیل شد که با خلق بزرگترین قرآن سنگی جهان نام خود را به عنوان هنرمندی بزرگ بر قلب این هنر حکاکی کند.
دنیای این هنرمند پر از سادگی و زیبایی است، او آرزو دارد در این مسیر به گونه ای گام بردارد که نام هنرمند ایرانی و آثاری که می آفریند، برای
همیشه و در میان مردم جهان ماندگار شود. به ماندگاری سنگ.
▪ با دنیای هنر چگونه آشنا شدید؟
ـ پدرم برای انجام کارهای معرق کاشی بناهای تاریخی اغلب در حال سفر بود، به همین علت من و ۱۰ خواهر و برادر و مادرم را نیز با خود به این شهرها میبرد تا در کنار هم باشیم.
در این سفرها بود که لذت هنر در وجود من ریشه کرد و هرچه به سن من افزوده میشد، بیشتر به دنیای هنر احساس تعلق و وابستگی میکردم.
▪ چطور شد که به جای هنر پدر، هنری متفاوت را در پیش گرفتید؟
ـ در طول مطالعاتی که داشتم متوجه شدم زمانی که امام رضا(ع) از نیشابور به طرف توس در حرکت بودند، عدهای سنگتراش را در کوههای سناباد میبینند، این افراد در ظروف سنگی از امام پذیرایی میکنند و امام در حق آنها دعا کرده و در آن زمان به استفاده از ظروف و وسایل سنگی سفارش میکنند. این مسئله باعث میشود که استفاده از ظروف سنگی در میان مردم بیشتر شود.وقتی متوجه این مسئله شدم با خودم فکر کردم که باید از برکت سنگ سرپانتین که به سنگ هرکاره معروف است، خود را بهرهمند کنم.
▪ چرا به این سنگ، سنگ هرکاره گفته میشود؟
ـ چون این سنگ مثل موم است و هر نقشی را میتوان بر آن ترسیم کرد.
▪ چند ساله بودید که وارد این کار شدید؟
ـ بعد از خدمت سربازی این پیشه را در پیش گرفتم. کار سخت بود و استاد خاصی در این زمینه نبود.
▪ پس چطور شروع کردید؟
ـ به علت علاقهای که به این کار داشتم با نگاه کردن به کارهای هنری که میدیدم، یکسری از فوتوفنها را آموختم. در این زمینه از طریق تنها استاد پیشکسوتی که بود، بهرهمند شدم.
▪ این مسیر دشوار را چند ساله طی کردید؟
ـ هشت سال طول کشید تا مشکلات را کنار بگذارم. به من خیلی سخت میگذشت ولی پایان این سختیها در سال ۷۹ با به دست آوردن عنوان هنرمند و صنعتگر برتر استان خراسان همراه شد.
▪ اولین قدمی که در این مسیر برداشتید؟
ـ نخستین قدم استخراج سنگ از کوه و سنگتراشی بود. ۲۱ ساله بودم که به کوه رفتم، افرادی در کوه بودند که سنگ استخراج میکردند. کار دشواری بود. پس از مدتی در پای کوه میماندم و سنگهای استخراج شده را به کارگاه میبردیم.
▪ چطور شد که در کارگاه سنگتراشی شروع به کار کردید؟
ـ در سنگتراشی چون استادی نبود، کار سخت بود، ولی من سعی میکردم از نگاه کردن به اشکال مختلف ایده بگیرم.
▪ کار روی سنگ به چند روش انجام میشود؟
ـ کار روی سنگ یا به شکل خراطی است که فرد به صورت یک تکه کار میکند و یا به صورت برش است که پس از آن قطعات را با چسب به هم وصل میکند.
▪ نخستین کاری که انجام دادید چه طرحی داشت؟
ـ آبشار بود. ذوق من به انجام این کار زیاد بود. یک ماه طول کشید که روی این کار حجمی در ۲۲ سالگی کار کنم.
▪ هنوز هم سنگ را به شیوه سنتی استخراج میکنند؟
ـ سنگ را میشود به شیوههای مختلف استخراج کرد، ولی شیوه سنتی بهتر است چون سنگ سالم میماند ولی در شیوه استفاده از باروت، در سنگ مویرگهایی ایجاد میشود که بعداً باعث تکه شدن کار میشود. البته به تازگی کابل الماسه هم آمده است ولی استفاده از آن صرفه اقتصادی ندارد.
▪ از ورودتان به کارگاه میگفتید، این مسیر را چگونه پیمودید؟
ـ به صورت سنتی کار را آغاز کرده و ادامه میدادم ولی سعی من بر این بود که کارم را پیشرفتهتر کرده و آن را گسترش دهم. الآن شیوهها متفاوتتر شده است.
از قلمبند استفاده میکنیم، قلم را به دستگاه میبندیم تا به دست فشار کمتری وارد شود.
برای برش هم از کمان اره و... استفاده میشد ولی الآن از چند دستگاه استفاده میکنیم، دستگاه میچرخد و با دست سنگ را هدایت میکنیم.
سنگ پس از اینکه از کوه به کارگاه وارد میشود، برای بلند کردن و قواره کردن آن خیلی باید سختی کشید ولی ما دستگاهی طراحی کردیم تا بزرگترین سنگها را روی ریل قرار دهیم و پس از آنکه روی صفحهای بزرگ قرار میگرفت، به ابعاد مختلف سنگ را برش میدادیم، این کارها باعث شد که پیشرفت ما در کار بیشتر شود.
▪ نخستین قدمی که در کارگاه برداشتید برش سنگ بود. پس از آن چه کردید؟
ـ پس از برش سنگ به کارگاه قلمزنی برده میشود. در این زمان تصمیم گرفتم کار را یاد بگیرم.
نخستین مرحله صیقل سنگ و بعد رنگ زدن آن بود. اگر بخواهیم به صورت حجمی روی سنگ کار کنیم، باید کار منبت انجام شود و بعد از رنگ زدن است که طراحی آغاز میشود.
مثل اینکه با مداد طرحی را بزنی. گاهی ذهنی و گاهی هم طراحی از روی چیزی است.
پس از طراحی سنگ، دور آن را با قلم و چکش برجسته میکنیم و بعد اطراف آن را تراش میدهیم، پس از آن کارهای سایهزنی انجام میشود و به کار شکل میدهیم و بعد از آن با قلم سایهزن چهرهپردازی میکنیم و در پایان یک بار دیگر کار صیقل داده شده و سپس آماده عرضه میشود.
▪ چه زمانی لازم است تا طرحی زده شود و کار آماده عرضه شود؟
ـ متفاوت است، کارهای بازاری یک روزهاند ولی همان کار را میشود یک ماهه هم انجام داد که ارزش هنری بالاتری دارد.
▪ مردم استقبالشان از این کارهای هنری چقدر است؟
ـ مردم کارهای هنری را دوست دارند، ولی به لحاظ قیمت برای خرید آن مشکل دارند.
▪ استقبال کشورهای دیگر از این هنر تا چه اندازه است؟
ـ کشورهای اروپایی علاقه زیادی دارند و از مسئولان میخواهم که به این هنر بیشتر توجه کنند. البته تا مدتی قبل این هنر رو به فراموشی بود ولی الآن به علت توجهی که شده رو به احیا است.
به نظر من اگر هنر زنده شود مخاطب بیشتری پیدا میکند و در این زمان است که هنرمند زنده میشود. اگر این هنر مورد توجه قرار گیرد باعث اشتغالزایی میشود چون مواد اولیهاش هست و میتواند برای کشور ارزآور باشد.
▪ زیباترین اثری که به نظر خودتان خلق کردهاید؟
ـ اثری بود به نام دحوالارض که روز خلقت زمین بود. نخست کعبه را کار کردم بعد کره زمین و آیات اقتباس گرفته را روی کره زمین حک کردیم؛ کرهای که میچرخید.
پائین این کره قرآنی را طراحی کردم که اندازه آن ۵۰ در ۷۰ سانتیمتر بود و ابعاد کره هم ۳۵ در ۳۵ سانتیمتر بود و کعبه هم ابعادی به اندازه ۵/۷ در ۸ سانتیمتر داشت.
▪ طراحی و اجرای این کار چقدر زمان برد؟
ـ در حدود ۲ ماه. هر روز ۴ تا ۵ ساعت کار میکردم.
▪ این کار اکنون کجاست؟
ـ برای موزه ترکیه خریداری کردند.
▪ وقتی در حال انجام کار هنری هستید، چه حس و حالی دارید؟
ـ در واقع زمانی که سنگ از کوه استخراج میشود، احساس میکنم بچهای را از مادرش جدا کردهام و در این لحظه حس خاصی به من دست میدهد به گونهای که گریه کوه را میشنوم و اعتراضاش را که میگوید چرا بچهام را از من جدا کردی.
ولی زمانی که به سنگ روح میدهیم و با هنر زندهاش میکنیم و اثری زیبا خلق میشود لبخند کوه را حس میکنم.
▪ اغلب در چه ساعتهایی کار میکنید؟
ـ بستگی به حس و حال من دارد. دقت در کار برای من خیلی اهمیت دارد.
▪ چند هنرجو تاکنون تربیت کردهاید؟
ـ ۳۵ هنرجو داشتهام که چند نفر از آنها واقعاً موفق هستند.
▪ همسرتان چقدر در این مسیر با شما همراه است؟
ـ همسرم خود هنرمند است. او ظهر عاشورا را روی چوب کار کرده و به هنر علاقه دارد و در کار قلمزنی خیلی موفق است.
در طول ۸ سالی که اوج سختی من بود او همراه من بود و با دلگرمیهایش بود که این مسیر دشوار را طی کردم.
▪ پدر وقتی موفقیت شما را دید، چه جملهای را در ذهنتان به یادگار گذاشت؟
ـ پدر به من گفتند: خوشحالم که اگر در میراث فرهنگی بازنشسته شدهام، تو اسم معمر را در سنگ و هنر زنده کردی.
▪ فکر میکنید نهایت موفقیتتان در خلق چه اثری خواهد بود؟
ـ دلم میخواهد بزرگترین قرآن سنگی دنیا را بسازم که صفحه اول و آخر آن را اکنون ارائه کردهام.
▪ در بین آثار سنگی مردم بیشتر به خرید کدام اثر توجه نشان میدهند؟
ـ مردم بیشتر به دیزی سنگی توجه دارند. کارهای تزئینی هم مورد توجه آنهاست.
▪ چرا دیزیهای سنگی ترک میخورند؟
ـ اگر سنگ خوب باشد هرگز دیزی سنگی ترک برنمیدارد.
اگر سنگ به کار گرفته شده انفجاری باشد، ترک برمیدارد که باید از این سنگها برای کارهای دکوری استفاده کرد.
▪ با چه نشانهها و علائمی میشود سنگ خوب را شناخت؟
ـ مردم نمیتوانند به این شناخت برسند، سازنده و فروشنده تنها میتوانند این مسئله را تشخیص دهند.
▪ هنگام کار ذهنتان به چه چیزی معطوف میشود؟
ـ هنر یعنی عشق ورزیدن در لحظه خلق اثر. عشق و هنر هر دو به الطاف خداوند برمیگردد که به انسان عطا شده است، کارم را با یاد خدا شروع میکنم.
این مسئله به من کمک میکند و کارها و مشکلات به خودی خود حل میشود و طرحی را که میخواهم در ذهنم نقش میبندد.
▪ جدا شدن از کدام اثر برایتان دشوار بود؟
ـ دحوالارض. آن لحظه که آن اثر را میبردند، لحظه دشواری برای من بود.
▪ به فکر نیفتادید که کاری شبیه آن بسازید؟
▪ دلم میخواهد این کار را بکنم البته نه دقیقاً مثل آن ولی دوست دارم روی هفت خان رستم کار کنم.
▪ زیباترین کاری که هدیه کردید؟
ـ به همسرم یک ذوالفقار هدیه دادم.
▪ چه چیزی سختی کار با سنگ را آسان میکند؟
ـ عشق به هنر.