پیشبینی چقدر باید در روزنامهنگاری خبری وجود داشته باشد؟ ماجرای اعدام شهلا جاهد و شیوه انعکاس این خبر در روزنامهها، این سوال را پیش میآورد که اگر به هر دلیلی شهلا اعدام نمیشد، برخی روزنامهها که خبر اعدامش را با عکس و تیترهایی قطعی در صفحه اول خود منعکس کرده بودند، چه باید میکردند.
روزنامههای روز چهارشنبه هفته گذشته، چنین تیترهایی بر صفحه اول خود داشتند: «پایان هشت سال کابوس اعدام»، «پایان داستان شهلا جاهد»، «پرونده شهلا امروز بسته میشود»، «شهلا امروز اعدام میشود»، «عشقی که سرانجام به چوبه دار رسید»، «۷۲ ساعت آخر بازی مرگ»، «امروز شهلا پای چوبه دار میرود»، «حکم قصاص جنجالیترین پرونده جنایی دهه ۸۰ سحرگاه امروز اجرا شد/ اعدام شهلا در اوین»، «آیا معروفترین پرونده قتل در دهه ۸۰ مختومه میشود؟ / سرنوشت شهلا!»
شهلا بامداد روزی اعدام شد که روزنامهها خبر اعدامش را تیتر کرده بودند و با لحاظ مسائل فنی، از جمله نوشتن گزارش، حروفچینی، نمونهخوانی، صفحهآرایی، عملیات چاپ و توزیع، غیرممکن بود که روزنامهها فرصت میداشتند پس از اعدام، خبر را به چاپخانه بفرستند. وقتی شهلا پای چوبه دار میرفت، روزنامههای چاپشده با تیتر اعدام او بر وانتهای توزیع در راه دکههای مطبوعاتی بودند.
بنابراین وقتی مدیران روزنامهها تیتر گزارش درباره شهلا را مینوشتند، هنوز شهلا در سلول انفرادی بود و اعدام اجرا نشده بود. روزنامهها باید تیتری درباره شهلا ابداع میکردند که وقتی فردا مخاطب با آن مواجه میشود، هنوز دارای جذابیت باشد و از سوی دیگر، طوری باشد که اگر شهلا اعدام نشد، که با توجه به شرایط او احتمالش هر چند ضعیف اما ممکن بود تیترشان غلط نباشد.
تعداد کمی از روزنامهها در تیتر خبر اعدام از فعل ماضی استفاده کرده بودند اما اغلب آنها از زمان مضارع اخباری که زمان آینده را هم دربر میگیرد، استفاده کرده بودند، مانند «شهلا امروز اعدام میشود» یا «امروز شهلا پای چوبه دار میرود». تیتر برخی از مطبوعات هم اصلاً فعل نداشت، مثل «پایان داستان شهلا جاهد». در این میان میتوان تیتر روزنامههایی را محافظهکارانه دانست که از «احتمال» اعدام شهلا صحبت میکردند همچون «آیا معروفترین پرونده قتل در دهه ۸۰ مختومه میشود؟»وقتی محتوای گزارشهای این تیترها را میخوانیم، میبینیم که آنها به قطعیتی که در تیتر برای اعدام در نظر گرفته شده، قائل نیستند اما این کار را نمیتواند عذری برای نوشتن تیتر اشتباه دانست چون نوشتن تیتری که محتوای گزارش را نمایندگی نکند نیز امری غیرحرفهای است.
ممکن است بگوییم شهلا حکم اعدام را از ظهر روز گذشته گرفته بود و به انفرادی پیش از اعدام هم رفته بود و خواهان قصاص هم به هیچ وجه رضایت نداده بودند. کار از این حرفها گذشته بود و حتی خانواده مقتول تلاش سینماگران خوشنام را هم برای رضایت گرفتن ناکام گذاشته بودند. بنابراین شهلا به احتمال خیلی زیاد اعدام میشد. اما آیا اینها دلیلی برای چاپ تیتر یک واقعه پیش از وقوع است؟
هنگام اجرای حکم اعدام، ممکن بود ناگهان احساسات بر شاهدان اعدام غلبه میکرد و قاتل را میبخشیدند. شهلا از سوی مطبوعات حمایت میشد و خواهان قصاص تحت فشار افکار عمومی بودند تا رضایت بدهند و این فشار در لحظات اعدام به بیشترین حد میرسید و ممکن بود روی خواهان تاثیر بگذارد. خبر رضایت خانوادهای که با شنیدن صدای نی قاتل، او را پای چوبه دار بخشیده بودند، نمونهای از حوادث غیرمترقبه صحنههای اعدام است. بنابراین اگر شهلا تا آخر روز چهارشنبه اعدام نمیشد، تیتر «شهلا امروز اعدام میشود» غلط از آب درمیآمد.
ممکن است برخی روزنامهنگاران بگویند اگر شهلا اعدام نمیشد، به معنی رضایت خانواده مقتول بود و به هر حال تیتر «پایان هشت سال کابوس اعدام» درست بود. اما اگر شهلا در لحظات اعدام ناگفتهای از ماجرای قتل سال ۸۱ را عنوان میکرد به طوری که نیاز به تحقیقات بیشتری پیش میآمد، آیا کابوس اعدام پایان یافته بود. بدون هیچ شبیهسازی بین پرونده شهلا و پرونده مجید سالک محمودی، قاتل سریالی دهه ۶۰، باید گفت نمونه سالک محمودی نشان میدهد که هر که از چوبه دار زنده پایین بیاید پروندهاش مختومه نمیشود. سالک محمودی چند بار هنگام اعدام، به قتلهای دیگری اعتراف کرد که ناچار پروندهاش را مجدداً به جریان انداخت. او از این شگرد استفاده میکرد تا اعدام را به تاخیر بیندازد. بنابراین اگر شهلا ناگفتهای را از روز قتل بازگو میکرد، اعدام نمیشد اما پروندهاش بسته هم نشده بود و تیتر «پایان هشت سال کابوس اعدام» اشتباه بود.
شهلا جاهد در هشت سال گذشته، به هر دلیلی به شخصیت رسانهای جذابی تبدیل شده بود و خبر اعدامش هر روزنامهنگاری را تحریک میکرد تا از آن برای جذب مخاطب بیشتر استفاده کند. اما اگر تیتر خبر طوری باشد که در شرایط پیشبینینشده اشتباه از آب دربیاید، به همان اندازه که ممکن است مخاطب بیشتری جذب کند، صدمهای شدیدتر بر اعتبار رسانه خواهد زد. اعتبار یک رسانه با مدتها کار حرفهای و به تدریج به دست میآید اما یکباره ممکن است از دست برود البته نیازی نیست در این باره اغراق کنیم و بگوییم اشتباه یک روزنامه باعث نابودی کامل اعتبار آن خواهد شد اما صدمهای بزرگ محسوب میشود. یکی از بزرگان مطبوعات ایران تعریف میکرد که هنگام جنگ خلیج فارس نویسنده روزنامهای باسابقه، درست در روزی که امریکا قرار بود به عراق حمله کند در صفحه اول در تیتری نوشته بود که به دلایل زیادی امریکا حمله نخواهد کرد، اما صبح همان روز که روزنامه روی دکه بود، امریکاییها جنگ را شروع کرده بودند. این پیشبینی ناموفق از آب درآمده بود و ریشخند مخاطبان را به همراه داشت.
در نمونهای دیگر، چند سال پیش، خبرنگار یکی از روزنامهها بنا به اطلاعاتی که از داوران جشنواره فیلم فجر به دست آورده بود، گزارش اختتامیه جشنواره را نوشت و با تخیل روزنامهنگارانه گزارش کرد که کدام جایزه را چه کسی به که داده است. او در آن گزارش تخیلی، حتی فضای سالن را هم توصیف کرد که پر از جمعیت بوده و چه مهمانهایی حضور داشتهاند. روزنامه که تیتر اولش آن گزارش بود، به چاپخانه رفت تا پیش از اینکه اختتامیه جشنواره فجر تمام شود، گزارش آن برای شماره فردا چاپ شود. فردا که روزنامه منتشر شد، روزنامهنگاری که آن خبر را نوشته بود خوشحال بود که در رقابت با سایر روزنامهها پیروز شده و به اصطلاح مطبوعاتی، به بقیه روزنامهها «خبر زده» و خبر جشنواره را «سوزانده» است، اما در این میان دو غلط کوچک هم در گزارشش پیش آمده است که به نظر او در قیاس با پیروزی بزرگی که به دست آورده، قابل اغماض است. اما به هر حال، او مواردی را اشتباه گزارش کرده بود و دقت را که یکی از مولفههای مهم گزارشنویسی است، خودخواسته زیر پا گذاشته بود. اگر اختتامیه به صورت غیرعادی برگزار میشد، مثلاً یکی از برندگان در سالن سکته میکرد و از دنیا میرفت، این اشتباه بسیار بزرگتر هم میشد چون دیگر فهرست برندگان جشنواره مهم نبود بلکه آن اتفاق پیشبینینشده مهم بود و اگر مدیران روزنامه برای اعتبار خود ارزش قائل بودند باید آن شماره را خمیر میکردند.
ماجرا به همین سادگی هم نیست. اگر قرار باشد تیترهای پیشبین در مطبوعات از بین برود، پس تکلیف تیترهایی مثل «رئیسجمهور امروز به مازندران میرود»، «ایران در ونزوئلا سد میسازد» یا «ترکیب تیم پرسپولیس در بازی فردا» چه خواهد شد. روزنامهها میتوانند مسوولیت اشتباه بودن احتمالی این خبرها را در آینده، با نقل خبر از دفتر رئیسجمهور، روابط عمومی وزارت نیرو یا مربی تیم پرسپولیس، از خود سلب کنند و از اعتبار آنان خرج کنند. اما خبر اعدام شهلا، نقل از کسی نبود. گزارشنویسان ماجرای اعدام را به نقل از خود اعلام کرده بودند تا اطمینان بیشتری جذب کند و در نهایت دراماتیکتر جلوه کند. بنابراین مسوولیت صحت آن خبر را خبرنگاران روزنامهها بر عهده گرفته بودند، پس باید در تیترنویسی دقت میکردند.
روزنامهنگاری در ابتدای قرن بیستم کار راحتتری بود. روزنامهها رقیبی نداشتند و با خیال راحت وقایع را گزارش میکردند. اما از روزی که رادیو و بعدتر تلویزیون به میدان آمد، روزنامهها ناچار برای اینکه مخاطبان خود را از دست ندهند سعی کردند خبرهای هرچه تازهتری چاپ کنند. حالا که سایتهای خبری هم پا به عرصه رقابت گذاشتهاند، کار سختتر نیز شده است. روزنامههای چهارشنبه هفته گذشته نمیخواستند صبر کنند تا شهلا اعدام شود و رادیوها و تلویزیونها و سایتهای خبری داستان اعدام را تعریف کنند و فردا که هر مخاطبی به ماجرا پی برده است، بگویند شهلا اعدام «شد». اما آیا روزنامهها که ۲۴ ساعت بعد از ماجرا منتشر میشوند، توان رقابت خبری با رسانههای آنلاین را دارند؟ آیا برای اینکه در این بازی عقب نمانند، باید بر سر اعتبار خود قمار کنند؟ نشریات مکتوب میتوانند با تحلیل وقایع، توصیف فضا، چاپ یادداشت و گزارشهای مفصل که خواندن آن در رادیو و تلویزیون ساعتها طول میکشد، از امکانات اختصاصی خود استفاده کنند. آنها هنوز خوراکی برای مخاطبان خود که نخبهتر و تحصیلکردهتر و البته کمشمارتر اما تاثیرگذارتر هستند، دارند و میتوانند هنگام وقوع یک خبر مهم خونسردتر عمل کنند و از امکانات خود واقعگرایانهتر استفاده کنند.