امروز پنج‌شنبه 15 مرداد 1405

Thursday 06 August 2026

ما هیچ، ما نگاه!


1401/08/01
کد خبر : 42884
دسته بندی : ثبت نشده
تعداد بازدید : 78 نفر
جشنواره فیلم فجر ویترین سینمای ایران است. و نه تنها ویترین یکساله تلاش های سینماگران، بلکه نموداری از هویت صنفی این جماعت. از کارگردان و سایر عوامل فیلمسازی گرفته تا منتقد و خبرنگار و مدیر و برگزارکننده و... البته مردم. که این آخری کمترین و بی رمق ترین نقش را در این جشنواره و متن و جوانب و حواشی اش دارد. که او تنها ناظر و مصرف کننده ایست بی کمترین تأثیر قابل توجه در عرصه ها و عرضه های متنوع جشنواره. شاید اگر بگوییم این جشنواره با آن مختصات و مقیاس هایی که ازش سراغ داریم جشنواره مردم، آنچنان که باید وشاید نیست، سخن نادرست و گزافی نگفته ایم. این جشنواره متعلق به سینماگران ایران با همان مناسبات درست و نادرست که میانشان رواج دارد است و نه جشنواره مردم. این را هم از متن و حواشی فیلم ها می توان فهمید و هم از بالا و پایین های جشنواره. اگر سینمای ما مردمی، به معنای حقیقی کلمه، بود که وضعیتش این چنین بحران زده آن هم از جنبه های مختلف مفهوم بحران و زدگی اش نبود. این مجال مثل سایر مجال ها و مقال های این دوران، فرصت طرح مفصل و همه جانبه این مضامین و مسایل مبتلا به نسبتاً مهمش نیست. و ذکر این اشارت ها هم تنها از جهت تنبهی دوباره است برای جماعتی که به همین منوال عادت کرده اند و چندان نشانه ای هم از خواست جدی و عزم راسخ برای تغییر شرایط جشنواره و به دنبال آن تعویض شرایط سینمای ایران (شاید هم بالعکس!) در وجناتشان دیده نمی شود. از فیلمساز و تدارکاتچی جشنواره های هزارگانه این مملکت گرفته تا برنامه ریزان و مدیران و داوران و منتقدان و... و دیگر «ان»های بی شمار این مراسم ها! بگذریم و برویم سراغ متن و حواشی جشنواره بیست و هشتم به قبل فیلم فجر. آن هم از نوع بی مانند و مثال و منحصر به فرد «بین المللی»اش! خبر انتخاب برج میلاد به عنوان «کاخ جشنواره» در جشنواره فیلم فجر امسال، نویسنده را بیش از آنکه دچار شگفتی کند، باعث اضطراب و نگرانی اش شد. تنها چیزی که با شنیدن این خبر به ذهنم خطور کرد مشکلات و مصائب عدیده ای بود که امسال علاوه بر رنج های ذاتی و ماهیتی این جشنواره باید تحملشان کنم و نمی دانم طاقتش را دارم یا نه. یک جشنواره بی نظم و پراکنده، با فیلم هایی اکثراً چندش آور و به درد نخور و مجموعه اتفاقاتی که نه به درد دنیای آدم می خورد و نه آخرتش و صرفاً در حکم سفره ای است که پهن شده و هر کسی به دلیلی و طریقی قرار است از آن حظی ببرد و سهمی عایدش شود، چه دلیلی دارد، چنین برنامه ای بیش از آنچه تا به حال بوده، سبب رنجوری و مصیبت جماعت منتقد و اهالی رسانه را فراهم آورد. فکرش را که می کنم تنها این مسیر طولانی و اعصاب خردکن و شکننده برج میلاد از اینجا که من و دیگر دوستان منتقدم هستیم به ذهنم خطور می کند و این که از صبح علی الطلوع تا نیمه شب را چطور در فضای کاخ جشنواره سپری کنیم! وقتی جشنواره در سال گذشته در سینما فلسطین یا صحرا برگزار می شد ، حداقلش این بود که وقتی حالم از فیلم ها به هم می خورد یا شلوغی وحشتناک و مهیب محوطه و تریا سالن های دیگر و اساساً هر سوراخ سمبه ای در سالن اهالی رسانه، دیوانه ام می کرد، از سینما می زدم بیرون و در خیابان ها قدم می زدم یا به فروشگاه های کتاب می رفتم یا اصلا برمی گشتم به محل کار یا اقامتم. و حالا با تولد این کاخ رعب آور، معلوم نیست قرار است چه بلایی سر امثال من بیاید که نه تحمل خیلی از فیلم ها را داریم و نه تحمل گعده های شلوغ و سوراخ سمبه های مهوع و خفه کننده را. شاید آقایان مسئول به این نتیجه رسیده اند، حال که نمی توان برای این تولیدات بی فایده- که بخش اعظم سانس های جشنواره را فرامی گیرد- کاری کرد، بهتر دیده اند که با طمطراق کاخ و آتش بازی و سر و صداهای این جوری، عریضه خالی را پر کنند و این جشنواره را واقعاً با اهمیت و بین المللی (؟!) معرفی نمایند. آنچه در جشنواره فیلم فجر چه از جهت نرم افزاری و چه در ساحت سخت افزاری شاهد هستیم، بازخورد یک عملکرد بلندمدت است که خروجی هایش را در این جشنواره به ظهور و بروز می رساند. جشنواره فیلم فجر در هرحال ویترین یک ساله اتفاقاتی است که در جنبه های مختلف سینمای ایران رخ می دهد و انعکاس این روند و تلقی های موجود دراین عرصه، ملهم از «هویت صنفی» جماعتی است که سینماگران این مملکت نامیده می شوند. با تمام مضایق، نقصان ها و کژی ها و کاستی هایی که دراین جشنواره، جلوه ای تأثرانگیز هم دارد و با درنظر گرفتن این که بدنه سینمای ایران تمام موجودیت خود را در این مراسم به عرضه می گذارد، می توان معدل سینمای ایران را در برنامه نگریست. نکته ای که قابل توجه است یک نگاه مستمر و بلندمدت و یک آسیب شناسی مقطعی و به نوعی نظارت و فیلترینگ است که حتما باید به صورت جدی بر جشنواره اعمال شود. وقتی آموزش و استعدادیابی در عرصه سینمای ایران این قدر دچار اختلال و نگرش های دمده و واپس گراست و وقتی میان جماعت به اصطلاح روشنفکر و بدنه این سینما این حجم مهیب و شکننده و مهوع از تحجر و اندیشه ملوک الطوایفی حاکم است و وقتی عرضه آموزش به عنوان ویترینی تزئیناتی دیده می شود، نمی توان توقع پرورش نیروهای ارزشمند را در این عرصه داشت. ازطرف دیگر باید در جشنواره نوعی نظارت و بررسی انتخابگرانه وجود داشته باشد تا جشنواره تبدیل به عرصه ای برای عرضه آثار نازل و سخیف موجود در سینمای ایران نشود و زمان وهزینه جشنواره تبدیل به میدانی برای معرکه گیری سازندگان و برازندگان آثار مبتذل و بی مایه سینمای اخیر ایران نگردد. جشنواره فیلم فجر مراسم نامتوازنی است و نامتعادل. درعین حال، هدفمندی این جشنواره حتی پس از گذشت بیست و هفت دوره، هنوز از رئالیسم منطقی و عینی بهره چندانی نبرده و درگیر و دار نوعی آرمان گرایی مالیخولیایی دست و پا می زند. قوه و فعل این مراسم در بی تناسب ترین شکل متصور امتداد یافته و در سال های اخیر به نوعی بیماری بیرونی که ناشی از حالت کلی سینمای ایران است و اجتناب ناپذیر، دچار شده است. و مگر می توان تصور کرد که جشنواره ای متعلق به سینمای ایران، از ظهور و بروزهای عینی این سینما در طول سال که معجونی حیرت آور از معایب و نواقص و کژی ها و کاستی هاست، مصون و در امان بماند؟ جشنواره فیلم فجر یک حالت سرطانی دارد که ناشی از همان تصور نابجا و توقع نادرست است. این تصور زاییده شعارها و ایده آل ها و بعضا هم خواسته های ذهنی و برداشت های فکری متعلق به متولیانش است، درحالی که عینیت آنچه محصول و خروجی هنرمندان و بدنه این سینماست، اساسا چیز دیگری است که کلا دغدغه و نیازها و خواسته های دیگری دارد و آرمان های دیگری. مثلا همین عناوین متعدد و پرطمطراق جشنواره را که مروری کنیم و وقتی آنها در کنار فیلم های روی پرده و صحبت ها و ضمایر شخصی و شخصیتی آدم هایی که آنها را تولید کرده اند، می گذاریم، متوجه می شویم که فاصله ای من المغرب الی المشرق میان این دو موقعیت وجود دارد. مدیران جشنواره در شعارها وعناوین و اسم بخش هایشان از جستجوی حقیقت و تجلی معنویت و گرایش به معنا و کورسوی محبت و روزنه معرفت می گویند و آن وقت فیلم هایی که روی پرده می آیند یا گرایش های مخفی نهیلیستی را القا می کنند یا مبتنی بر سکس نهان در لایه ها و یا متدهای مختلف هستند. البته از آن طرف هم باید یادآوری کنیم که آنچه تحت عنوان فیلم های ارزشی و اصولی به نمایش درمی آید یا چیزی در قامت شعارهای بی تاثیر است، یا نمایه ای در هیئت ادا و اطوارهای ریاکارانه و نازل که البته با ضعف های متعدد و عجیب و غریب در ساختار و فرم همراه است. باید دید این دور باطل و این تسلسل مهوع تا کی قرار است ادامه پیدا کند و مخاطبان و منتقدان حقیقی تا کی قرار است که در بلبشوی این زد و بندهای نهان و هویدای جماعت مدیر و مسئول و سازنده و پردازنده درگیر و دار باشند؟! مدیران و برگزارکنندگان جشنواره باید یکبار برای همیشه تکلیف خودشان را با یک سری ابتدائیات و بدیهیات چنین برنامه ای روشن، و از این تعارفات و سست عنصری های تکراری و خسته کننده صرف نظر کنند. اگر واضح تر بخواهم بگویم، این جشنواره فیلم فجر یک حالت «سرطانی» دارد و به عبارت دیگر هیچ چیزش به هیچ چیزش نمی خورد. مدیران، برگزارکنندگانش، ادعاهای ماورایی و آرمانگرایانه و ایده آلیستی فربه و بلندبالا و فراتر از داشته ها و یافته ها و تجربه هایشان دارند و در عین حال در اولیه ترین برنامه ریزی های جاری و ابتدایی درمانده و سردرگمند. یکی از رگه های این موقعیت همان بخش های مختلف و متنوع است که هرسال هم مثل قارچ، یکی دوتا به آنها افزوده می شود و حداقل از نتیجه و روندی که طی می شود، به دست می آید که فکر جدی و اندیشه معتبر و ورزدیده ای پشت آن نیست. آخر عزیز من! تا قیام قیامت که نمی شود به «داریم تجربه می کنیم» شما دلخوش بود و دندان روی جگر گذاشت و تحمل کرد! می شود؟! مثلاً همین بخش مسابقه فیلم های اول و دوم که ظاهراً امسال فقط مال فیلم های اول است. وقتی یک جشنواره از انتظام و فکری کلی و پوششی همه جانبه بی بهره باشد، همه چیزش مثل جزایر جداگانه و خودمختار، عمل می کند و هرکسی ساز خود را می زند و در نهایت کار به صورت معجونی درمی آید و بی آنکه صدای آشپز بلند شود، مشتری درمانده را می سوزاند و داغان می کند. تفکیک فیلم اولی ها از سایرین، انسان را یاد شیوه های قدیمی و سنتی مکتب خانه های قدیم می اندازد که شاید در آن دوره در آن شمایل کارگر می افتاد، ولی برای جشنواره ای بین المللی و پس از حدود سی سال، کمی دمده و دفرمه به نظر می رسد. چه بسا فیلم اول یک کارگردان، بهترین اثرش باشد. این تفکیک ها که برآمده از اندیشه های فرسوده و فرسایشی و دستوری دوستان ماست بیش از آن که به قضاوت و داوری درست و عادلانه کمک کند، برآیند همان فقدان انسجام و انتظام است که گویا قرار است با همین دسته بندی ها و اسم سازی ها پوشانده شود و جبران گردد، اما تا کی؟ معمولاً دوستان منتقدم بد و بیراه هایشان را به جشنواره می گویند، ولی در آخر برای این که دلی از دست نرود و حظ بالقوهای را احیاناً از کف ندهند، می گویند که با این همه جشنواره را دوست دارند و به آن خو گرفته اند و چه و چه... به نظر می رسد بعضی از این جماعات منتقد هم برآیند همین فرآیند رخوت زده، مصلحت سنج و روزمره جشنواره ای هستند و چندان توقعی نمی توان از آن داشت. استعداد و پتانسیل سینماگران حرفه ای و معتبر و کاربلد ما بیش از آن چیزی است که در جشنواره فجر شاهدیم، برنامه ریزی ها هم نشان دهنده این است که برنامه ریزان یا نمی توانند از پس تدوین و تنظیم چنین رویدادی برآیند و یا نمی خواهند. دومی تعجب برانگیز و معمایی است و اولی دریغ آلود و تأثرآور. با این حال نگارنده برآن است که در هر حال آنچه حق می بیند و به واقع می نگرد بگوید حتی اگر خلاف جریان عادی آب باشد. حتی اگر مستعد انگ و برچسب های این و آن قرار گیرد. امیدوارم روزی را شاهد باشیم که جشنواره فیلم فجر، محل ظهور و بروز استعدادهای هنرمندان حقیقی ما و محفل آرام و هنرمندانه ای باشد که بخواهم جذبش شوم نه این که بخواهم هضمش نشوم. یک ماراتن ده روزه که عده ای با افکار و مشغولیت ها و مسئولیت ها و بی مسئولیتی های متنوع و مختلف و متضاد و گاه متفاخر دور هم جمع می شوند و فیلم می بینند. عده ای در بولتن وروزنامه و ضمیمه و نشست و برخاست و تریا و گعده و وعده هایشان، به همدیگر- و یا احتمالاً به «ما»- جواب می دهند و با همدیگر مباحثه می کنند و معلوم نمی شود چه چیزی را دنبال می کنند یا چه چیزی برایشان مهم است. جشنواره فیلم فجر، اساساً همیشه خیلی خیلی شلوغ است، اصلاً مهم نیست- عجالتاً- که فیلم ها، با ارزش اند یا مزخرف یا نشست ها به درد می خورد یا مفت نمی ارزند یا چرا اسپانسرها فرهنگ و ادب ندارند یا... چیزهای دیگر. الان آنچه ذهنم را درگیر کرده این است که این جشنواره چرا اینقدر شلوغ است؟ چرا همه جایش پر است؛ سالن پر، تریا پر، محوطه جلو سینما پر، ورودی پر، باور کنید اعصاب آدم خورد می شود، نمی شود؟! خب همه می دانیم که اساساً رشد جمعیت معضل جهان امروز است و برای خیلی از شلوغی ها چاره و راهکاری نیست. قبول! اما در جشنواره فیلم فجر، یک شلوغی های دیگری هم هست که قطعاً می شود جلویش را گرفت و آن هم بخش های مختلف و به شدت متنوع و شدیداً عجیب و غریب و پرادعا و دهان پرکن است. هرسال هم این بخش ها تولیدمثل می کنند و افزوده تر می شوند بی آنکه بدانیم- نمی دانیم؟!- چرا و چگونه؟ فرمود «مشک آن است که خود ببوید، نه آن که عطار بگوید» دوستان ما باید یک روزی بالاخره به این نتیجه برسند که اضافه کردن اسم و بخش و بزرگداشت و نشست و برخاست و... چاره این حجم انبوه فیلم های تهی و معیوب و به دردنخور نیست و خواجه نباید بیش از این در بند نقش ایوان بماند! جشنواره فیلم فجر را دوست ندارم. آرامشم را به هم می زند. پر از عصبیت و ازدحام نفوس است. پر از فخرفروشی است. پر از ادعا و تعارف و دروغ است. من- شاید به خاطر شرم و روحیه شهرستانی ام- نمی توانم به این راحتی ها با دروغ و ادا و اطوار و فریب سرم را کلاه بگذارم یا هضم شوم . وقتی بیش از هفتاد درصد فیلم های این جشنواره غیرقابل تحمل اند، چطور می توانم از چنین معجونی آن هم با این مخلفات، لذت ببرم و آرام باشم؟! شاید آنها که از این راه نان می خورند، مصلحت باشد که همه چیز رامثل خاکروبه زیر فرش قایم کنند، یا روز روشن توی چشم همه زل بزنند و بگویند همه چیز خوب است، بلکه عالی است و به شیوه گل و بلبل، شاد و خندان باشند، ولی من نمی توانم و نمی خواهم که بتوانم. من اگر یک برنامه خوب، یک نشست ارزشمند یا یک فیلم قابل احترام و خوب در همین جشنواره ببینم، تا پای جان و با همه توان از آن دفاع خواهم کرد و حاضرم برایش مفت و مجانی هم تبلیغ کنم که کرده ام، اما به هیچ قیمتی حاضر نیستم تبدیل به آدم کوکی جریان و روندی شوم که به روزمرگی و سخافت عادی و معمول و مألوف و مأنوس، برای همیشه «آری» گفته و در پسش پناه گرفته. نه! از این خبرها نیست، هرگز! اینها را مقدمتاً گفتم تا برسم به بحث اصلی ام که فرعی است برآن نکته اول که همان انتظام و استحکامی باشد که برای هر جشنواره ای لازم است. هر جشنواره ای باید یک نقشه راه داشته باشد و تدوین و تنظیمی که هم با نرم افزارش بیاید و هم با سخت افزارش بخواند. معتقدم جشنواره فیلم فجر پس از بیست و هفت سال، دقت کنید، پس از بیست و هفت دوره! از چنین چیز بدیهی و اولیه و اوجبی تهی است.
گالری تصاویر

لینک کوتاه :
https://mail.aftabir.com.168-119-213-99.cpanel.site/article/show/42884
PRINT
شبکه های اجتماعی :
PDF
نظرات
جدیدترین اخبار ها
بروزترین اخبار ها
مطالب مرتبط

مشاهده بیشتر

با معرفی کسب و کار خود در آفتاب در فضای آنلاین آفتابی شوید
همین حالا تماس بگیرید