امروز سه‌شنبه 20 مرداد 1405

Tuesday 11 August 2026

متن‌نویسی بومی


1401/08/01
کد خبر : 47944
دسته بندی : ثبت نشده
تعداد بازدید : 72 نفر
نمایش «عفریته ماچین» نوشته داوود فتحعلی بیگی است که علی یداللهی کارگردانی آن را به عهده دارد و این روزها در تماشاخانه سنگلج به روی صحنه می‌رود. عفریته ماچین اقتباس از نمایشنامه‌ای به همین عنوان است که رضا میرلوحی آن را نوشته است. در حالی که نشانه‌شناسی روشی برای دیدن متن نمایش فراهم می‌آورد که درک مخاطب تئاتر را از چگونگی ساخته شدن متن افزایش می‌دهد، کلیدی نیز برای رها کردن تئاتر از ادبیات فراهم می‌آورد؛ یعنی روشی برای اجتناب از محدود کردن تئاتر در متن. به هر حال، به محض اینکه متن نمایشی از قیود ابزارهای سنتی نقد ادبی و به تبع آن از ادبیات رها شده و در بافت تئاتری‌اش در نظر گرفته، شود مشکلات «خوانش» افزایش می‌یابد. این مشکلات توسط آن چیزی به وجود می‌آید که نشانه‌شناسان آن را طبیعت چند معنایی تئاتر شناخته و نامیده‌اند؛ یعنی تئاتر توانایی استفاده از نظام های نشانه‌ای متعددی را دارد که نه در یک مسیر خطی، بلکه در شبکه‌ای پیچیده و توأمان فعال عمل می‌کنند که در زمان و مکان آشکار می‌شود. نمایش عفریته ماچین به کارگردانی علی یداللهی از خصلتی چندمعنایی برخوردار است که از متن و دیالوگ سرچشمه می‌گیرد. با وجود اینکه این نمایش یک نمایش با مضامین ایرانی است و با بازی بازیگران نمایش‌های سنتی به روی صحنه می‌رود اما معنا و عناصر مفهومی آن از متن سرچشمه می‌گیرد. متن محوری هر چند سنتی وارداتی در تئاتر ایرانی محسوب می‌شود و اجرای نمایش را به روال همیشگی تقلیدگری و توهم‌آفرینی می‌کشاند اما علی یداللهی سعی می‌کند متن را با عناصر و المان‌های بومی آشتی دهد به گونه‌ای که رنگ و بوی بومی از متن و دیالوگ به وجود آورد و نگرش کارگردان و ایده مورد نظرش را به اجرا بگذارد. صحبت کردن از خلاقیت‌ها و دگرگونی‌ها در تئاتر که از سنت‌ها سرچشمه می‌گیرد سخنی بیهوده به نظر می‌رسد اما نکته مهم در تئاتر عفریته ماچین توجه به نکات موفق در مضمون و محتوای نمایش است به گونه‌ای که جلوه‌ای امروزی و ملموس به کار می‌دهد؛ برای مثال قهوه‌خانه، نوع پوشش لباس‌ها، نوع صحبت کردن آدم‌ها با هم، همه به سوی مفاهیمی سوق پیدا می‌کنند که مخاطب می‌تواند به کمک آن به درک مسائلی نائل آید؛ مسائلی که مدنظر کارگردان نمایش است. ● عناصر، محتوا، روایت نمایش از آنجا آغاز می‌شود که تمام بازیگران در صحنه حضور دارند و صحنه قهوه‌خانه‌ای است که بازیگران همانند آدم‌های واقعی که در این قهوه‌خانه هستند حضور دارند. میرزا شخصیت شماره اول نمایش عاشق زنی می‌شود که در سرزمینی دور زندگی می‌کند این شخص که عفریته ماچین نام دارد بعداً مشخص می‌شود که مردی بوده که خودش را به این شکل درآورده است. خاقان برای موافقت کردن ازدواج این زن با میرزا شرطی می‌گذارد؛ شرط این است که میرزا هم در عوض ازدواج با این فرد دخترش (طلا) را به عقد خاقان دربیاورد. در این میان قنبر و میرزا که راهی دیار غربت شده‌اند به خانه برمی‌گردند و متوجه مسئله‌ای می‌شوند؛ طلا دختر میرزا که به پسری علاقه‌مند است ولی میرزا که از قضیه بو می‌برد مخالفت می‌کند. زن میرزا هم در این میان که از مسئله تجدید فراش میرزا خبردار شده بشدت مخالفت می‌کند. یکی از مسائل مهم در نمایش توجه کارگردان و نویسنده به مسائل روز است به نحوی که سعی در بیان آن از طریق دیالوگ‌ها و در لابه‌لای دیالوگ‌ها دارد. معمولاً نقش دیالوگ در متون نمایش، معرفی شخصیت، مکان و کنش است. بیان عبارات و دیالوگ‌های نمایشی عفریته ماچین بر این امر استوار است که با زبانی طنزآلود شرایط زمان و مکان و گوینده دیالوگ را معرفی می‌کند. ● تکنیک‌های کارگردانی و اجرا ۱) کارگردان روشی را در پیش می‌گیرد تا آزادی‌هایی که لازمه بازیگری در یک نمایش سنتی است را حفظ کنند. از ابتدای نمایش که بازیگران کمی دیر به صحنه رسیده‌اند وی با فرستادن یکی دو نفر از بازیگران به کار، جنبه‌ای انعطاف‌پذیر توأم با طنز فی البداهه می‌دهد که باعث می‌شود مخاطب به جذابیت‌های کار پی ببرد و از همان ابتدا ارتباط تنگاتنگی با نمایش برقرار کند. ۲) از اول نمایش قهوه‌خانه‌ای را نشان می‌دهد که بازیگران با خوردن چای و حضور بر روی صحنه به واقعی جلوه دادن هر چه بیشتر نمایش کمک می‌کنند. ۳) استفاده از تمام فضای نمایش در حین ورود بازیگران به میان تماشاچیان که شکستن فاصله میان بازیگر و تماشاگر را منجر می‌شود در ارتباط‌گیری مخاطب کمک زیادی می‌کند. ۴) توجه به مسائل اجتماعی روز و تغییرات فرهنگی که کارگردان سعی می‌کند آن مفاهیم و مسائل را با زبان طنز به مخاطب انتقال دهد. لحن، بیان و بازی بازیگران بازیگر، طی تمرینات مستمر به وضعیت مطلوب رهاشدگی هنگام تکلم دست می‌یابد. این تمرینات باعث رهایی کل بدن و اندام صوتی می‌شوند. بازیگران نمایش عفریته ماچین هرکدام به نحوی سعی می‌کنند یک بازی خوب و خلاق ارائه دهند. سبک بازی بازیگران از تفاوت‌های زیادی برخوردار است اما وجوه مشترکی نیز دارد. حالا دیگر بعد از ۲۵ سال بازی بازیگرانی همچون داود داداشی در نقش قنبر و مجید فروغی در نقش سفید و بازی توأم با طنز آنها از گیرایی بسیاری برخوردار است. بازی این دو نفر به دلیل بازی‌های گروهی در طول سالیان سال نوعی همگونی و حالت خاص گروهی به خود می‌گیرد. در کنار این دو مرتضی رستمی در نقش عفریته ماچین، حسین بابایی در نقش خاقان و غلام بابوته در نقش میرزا به گروه کمک می‌کند تا با تفاوت‌های بازیگری، کلکسیون این گروه را تکمیل کنند. بازیگران با استفاده از توانمندی‌های بدنی سعی در ارائه کاری متفاوت دارند هرچند بازی برخی از بازیگران شباهت زیادی به بازی‌های قبلی در نمایش‌های دیگر و بازی‌های دیگرشان دارد که ملیحه‌ حاجیلو (زن میرزا)، محسن میرزاعلی (نقال) از این دست از بازیگران هستند. ● موسیقی، دکور صحنه، طراحی لباس شروع نمایش با موسیقی آغاز می‌شود و به دلیل محتوای کار که از اشعار زیادی در نمایشی استفاده شده است موسیقی جزو لاینفک کار به حساب می‌آید و در جای جای نمایش حضور دارد. دکور صحنه از فرمی ساده تشکیل شده که اجزای آن به چند صندلی چوبی و مقداری لوازم قهوه‌خانه مثل استکان و قوری محدود می‌شود اما همان طور که لازمه یک نمایش سنتی است دکور صحنه و حتی طراحی لباس‌ها هم به گونه‌ای است که سادگی کار حفظ شود و مفهوم و عناصر نهفته در متن نمایش با صحنه همخوانی داشته باشد.
گالری تصاویر

لینک کوتاه :
https://mail.aftabir.com.168-119-213-99.cpanel.site/article/show/47944
PRINT
شبکه های اجتماعی :
PDF
نظرات
جدیدترین اخبار ها
بروزترین اخبار ها
مطالب مرتبط

مشاهده بیشتر

با معرفی کسب و کار خود در آفتاب در فضای آنلاین آفتابی شوید
همین حالا تماس بگیرید