امروز یکشنبه 11 مرداد 1405

Sunday 02 August 2026

محبت مادری؛ همیشه و همه جا


1401/08/01
کد خبر : 38569
دسته بندی : ثبت نشده
تعداد بازدید : 65 نفر
مادر کیست؟ اگر بخواهیم واژه مادر را تعریف کنیم شاید با مراجعه به کتب ادبی و داستان ها بتوانیم بخشی از معنای آن را بازشکافی کنیم. اما آشناترین واژه ای که همراه مادر به ذهن متبادر می شود محبت است. محبت مادرانه همان محبتی است که هر کس از آن محروم بماند بی گمان نخواهد توانست آن را در جای دیگری بیابد. محبتی که از روح و روان مادر نشات می گیرد بدون منت، بسیار عمیق و چند بعدی است. مادر و محبت او همانند یک سرمایه گرانقدر در اختیار انسان قرار می گیرد و او با توسل به آن محبت خواهد توانست زندگی و جوهره آن را که عشق است بیابد. برای بازشکافی این بحث شاید نیاز به ساعت ها گفت و شنود و مطالعه مطالب متعدد باشد. اما قصد ما از پرداختن به این سوژه نه بازشکافی اهمیت محبت مادری بلکه مسئله غفلت از اهمیت ابعاد مختلف محبت مادر نسبت به فرزندان است. اولین چیزی که با شنیدن کلمه محبت مادرانه به ذهن همه ما می رسد رسیدگی به وضعیت جسمی فرزندان است. در واقع اولین وظیفه مادر توجه به پرورش و رشد کودک است اما این تنها وظیفه او نیست. در صورتی که اغلب مادران فقط یک نوع محبت را می شناسند و رسیدگی جسمانی به فرزندان را تنها و شاید مهم ترین وظیفه خود می پندارند. دکتر هاشمیان نژاد عضو هیئت علمی دانشگاه مشهد به خراسان می گوید: مراقبت جسمانی از فرزندان و توجه به وضعیت خوراک و پوشاک فرزندان فقط قسمت اندکی از محبتی است که خداوند در وجود مادر به ودیعه گذاشته است.متاسفانه اغلب مادران تصور می کنند غیر از این وظایف، کار مهم دیگری ندارند که انجام دهند و این وضعیت حتی در مورد قشر تحصیلکرده با مدارک فوق لیسانس و دکترا نیز صادق است. در صورتی که محبت مادری با توجه به سن و مراحل رشد کودک تغییر می کند و فرزندان در مراحل مختلف زندگی خود به محبت مادر متناسب با سن و شرایط جسمی خود نیاز دارند. بدیهی است که یک کودک ۳ ساله با گرفتن یک شکلات از سوی مادرش راضی می شود اما یک نوجوان ۱۵ ساله را نمی توان با یک شکلات راضی کرد. بنابراین افزایش سطح رشد فکری کودک و رسیدن به سن نوجوانی و جوانی باعث می شود او متقاضی محبت روحی - روانی باشد تا جسمانی. در حالی که اغلب مادران از حمایت روحی و روانی فرزندان غافل می شوند. تردیدی نیست که مراقبت و رسیدگی به وضعیت خوراک و پوشاک فرزندان بسیار پرزحمت و طاقت فرساست اما فرزندان پس از رسیدن به سن بلوغ بیشتر نیاز به حمایت روحی و روانی مادر دارند تا مراقبت های جسمی.مادران باید نوع محبت خود را با توجه به سن رشد و زمان شکل گیری شخصیت کودک تغییر دهند. مثلا یک نوجوان ۱۵ ساله به حمایت روحی - روانی مادر احتیاج دارد به شرطی که مادر استقلال او را به رسمیت بشناسد. در واقع محبت مادر او را ملزم می کند که شخصیت مستقل نوجوان را بپذیرد و به آن احترام بگذارد. در غیر این صورت هر نوع محبت دیگری هرچند افراطی و همراه با مراقبت های جسمانی نتیجه معکوس می دهد و فقط نوجوان را از مادر دور و دورتر می کند. در واقع هر قدر والدین بتوانند در این سن رابطه عاطفی و روحی و روانی بیشتری با نوجوان داشته باشند او بهتر می تواند این محبت را درک و احساس کند. حتی مادری که نسبت به نوجوانش حساسیت زیادی نشان می دهد و محبت های بی شائبه اش را نثار نوجوانش می کند قصدی جز دلسوزی و همراهی با او را ندارد اما نمی داند که این نوع ابراز محبت فقط فاصله بین آن ها را بیشتر می کند، به همین دلیل است که مشاهده می کنیم علی رغم تلاش مادران برای جلب توجه فرزندان، جوان بلافاصله پس از کسب کمی استقلال و قبولی در دانشگاه، تلاش می کند از خانواده دور شود. اصلی ترین دلیل این مشکل این است که اغلب والدین با نادیده گرفتن استقلال نوجوان، در دوست یابی، تعیین مدرسه، خوراک و پوشاک او اعمال نظر می کنند و آن قدر محدودیت و کنترل خود را زیاد می کنند که نوجوان برای فرار از آن به هر چیزی می اندیشد از جمله تحصیل در مرکز دانشگاهی غیربومی تا خودش به دنبال هویت و استقلال شخصی اش باشد. در صورتی که والدین باید ضمن کنترل غیرمستقیم استقلال او را به رسمیت بشناسند و اجازه دهند او خودش تصمیم گیری کند. به گفته دکتر هاشمیان نژاد اولین کاری که والدین باید برای نزدیک شدن به نوجوانشان انجام دهند این است که با او همدلی کنند. به طور مثال اگر از امتحانی که داده ناراضی است نگویند باید بیشتر درس می خواندی بلکه بگویند گاهی اوقات من هم امتحاناتم را خراب می کردم، می فهمم چه حال بدی داری و غیره. در صورتی که اغلب والدین فکر می کنند فرصت خوبی برای نصیحت کردن پیدا کرده اند و باید درباره درس خواندن و تلاش کردن با نوجوانشان حرف بزنند.مادر باید اجازه دهد فرزند دختر و پسرش هر یک به نحوی خودشان را ابراز کنند. به طور مثال پسران دوست دارند برای مادرشان قدرت نمایی کنند و قدرتشان را به رخ او بکشند. پسران مشتاق هستند که به چشم مادرشان قدرتمند و قوی به نظر بیایند و کارهایی را که مادر نمی تواند انجام دهد، انجام دهند. اگر مادر با رفتار خود اجازه این قدرت نمایی را به پسر خود بدهد در واقع به او محبت کرده است و پسر این محبت را درک و دریافت می کند. در مقابل دختران به دنبال جذابیت های ظاهری و ایجاد روابط عاطفی و اجتماعی هستند. اگر مادر به دختر نوجوانش از روی محبت بگوید تو خوب لباس نمی پوشی، بلد نیستی درست ارتباط برقرار کنی و غیره در واقع او را از خودش دور کرده است. اگر دقت کنید این جملات در روابط دختر و مادر بسیار شایع است و متاسفانه از شیوه های ارتباطی نادرستی است که مادران انتخاب می کنند. البته هدفی جز دلسوزی و ابراز محبت ندارند اما نتیجه عکس می گیرند.نکته مهم این است که والدین باید دقت کنند فرزندان باید در عالم واقع تربیت شوند، نه در یک دنیای خیالی. بسیاری از مادران با رفتارهای ناصحیح و شیوه های تربیتی ناپسند، در واقع برای فرزندان خود مانع و دست اندازهای زیاد و بزرگی درست می کنند زیرا فرزندان پس از ورود به جامعه به فاصله ای که میان آن ها و جامعه وجود دارد پی می برند و برای زندگی و مشارکت اجتماعی به مشکلات عدیده ای برخورد می کنند. از این رو است که می گوییم زندگی با تمام کمی و کاستی ها و فراز و نشیب ها در مقیاس کوچک باید در مقابل دید فرزندان ما باشد تا تصور نکنند سهم آن ها همیشه موفقیت و شادکامی و رسیدن به هر چیزی است که آرزو می کنند.
گالری تصاویر

لینک کوتاه :
https://mail.aftabir.com.168-119-213-99.cpanel.site/article/show/38569
PRINT
شبکه های اجتماعی :
PDF
نظرات
جدیدترین اخبار ها
بروزترین اخبار ها
مطالب مرتبط

مشاهده بیشتر

با معرفی کسب و کار خود در آفتاب در فضای آنلاین آفتابی شوید
همین حالا تماس بگیرید