اعطای جایزه صلح نوبل به باراک اوباما، پرسش های فراوانی را در اذهان مردم آمریکا و جهان به وجود آورده است. این پرسش ها براین مبنا استوار بود که آیا، اوباما استحقاق برنده شدن جایزه نوبل را داشت؟ آیامعیارهای انتخاب برنده جایزه صلح درمورد این رئیس جمهور آمریکا، تطبیق دارد؟ آیا اصولاً وی ابتکاری در صحنه سیاسی جهان به کار برده و دستاوردی در این زمینه داشته است که این جایزه را از آن خود کند؟
پرسش هایی از این قبیل، باتوجه به مدت زمان کوتاه زمامداری باراک اوباما، هنوز بی پاسخ مانده است ولی مطالب و مقالات زیادی در این زمینه به چاپ رسیده است.
در این نوشتار به دوران ۹ماهه زمامداری باراک اوباما، رئیس جمهور آمریکا و سیاست های او در خاورمیانه، افغانستان وعراق اشاره شده است.
همچنین علل و عوامل دستیابی رئیس جمهور ۴۸ساله آمریکا به جایزه صلح نوبل موردبحث و بررسی قرار گرفته است. تأثیرات مثبت ومنفی احتمالی، اهدای جایزه صلح نوبل به باراک اوباما، در روند سیاست خارجی آمریکا، نیز از موضوعات موردبحث در این نوشتار است.
در این نوشتار، شعارهای سیاسی و وعده های انتخاباتی اوباما مبنی بر «تغییر» در مواضع آمریکا، به کنکاش گذاشته شده است، چراکه نخستین رئیس جمهور سیاهپوست آمریکا، با ادعای مخالفت با سیاست های جنگ طلبانه جرج بوش، رئیس جمهور اسبق آمریکا، پا به صحنه سیاست جهان گذاشت و مدعی تغییر شد.
همانطور که گفته شد، باراک اوباما، سومین رئیس جمهور آمریکا بود که در دوران ریاست خود جایزه نوبل را به دست آورد. پیش از وی تئودور روزولت در سال ۱۹۰۶ به خاطر نقش مؤثری که در میانجی گری بین روسیه و ژاپن برای پایان جنگ انجام داد جایزه نوبل را به نام خود کرد.
همچنین «وودروویلسون» رئیس جمهور دیگر آمریکا در سال ۱۹۱۹ به دلیل تلاش هایش برای گسترش صلح وتوسعه صاحب جایزه نوبل شد.
معمولاً فلسفه اعطای جایزه نوبل بر این مبنا استوار است و به کسی تعلق می گیرد که ابتکاری به خرج داده و درنتیجه آن دستاوردی حاصل شده باشد،اما در سنت شکنی آشکاری از سوی دست اندرکاران نوبل، این جایزه به اوبامای ۴۸ساله داده شد، تا به زعم آنها شاید نوعی تشویق برای او (اوباما) برای انجام هرچه بیشتر تلاش هایش در این زمینه باشد، اما آنچه که نمایان شد، حملات سیاسی گسترده ای بود که از سوی مخالفان وی در حزب جمهوریخواه نصیب این رئیس جمهور سیاهپوست شد.
چراکه به اعتقاد جمهوریخواهان، وی به دنبال کسب وجهه بین المللی برای خود به جای دفاع از منافع امنیتی آمریکا بود و جایزه صلح نوبل را تنها به خاطر مهارت در سخنرانی هایش به دست آورده است.
در این زمینه می توان به سخنان «مایکل استیل» رئیس حزب جمهوریخواه که در تحلیلی اظهار داشت: «سؤال حقیقی که همه آمریکایی ها آن را می پرسند این است که آیا واقعاً اوباما کاری انجام داده است؟
او در این زمینه به عملکرد رئیس جمهور ۹ماهه درمورد برخی از مسائلی که در سطح جهان آمریکا با آن دست و پنجه نرم می کند اشاره کرده و می گوید: «زندان گوانتانامو، جنگ در عراق، حضور آمریکا در افغانستان و نزاع اعراب و اسرائیل، اینها مسائلی است که همچنان لاینحل مانده است.»
به هرحال، گذشته از این مسائل، اعطای جایزه نوبل به اوباما در دورانی که وی استراتژی جنگ در افغانستان و ارسال نیروهای بیشتر را اعلام کرده است، نمی تواند به موقع و سنجیده باشد.
از سوی دیگر، در زمینه موضوع صلح در خاورمیانه که برای اوباما بسیار بااهمیت به نظر می رسد، تلاش های فرستاده وی به منطقه برای احیای دوباره گفت و گوهای صلح از سوی جرج میچل، با مشکلات فراوانی روبه رو شده است.
بسته نشدن زندان گوانتانامو در موعد اعلام شده از سوی اوباما باعث افزایش نگرانی شده است چراکه ژنرال «هولدر» ازاین موضوع سخن به میان آورد که ممکن است این موضوع در ژانویه سال آینده محقق نشود، همچنانکه درمورد خروج نیروهای آمریکایی از عراق که قول آن را اوباما داده بود، شک و تردیدهایی وجود دارد.
به هرصورت دستیابی باراک اوباما به جایزه صلح نوبل، همانطور که «ریچارد کوهین» در مقاله خود به آن اشاره کرده است، درواقع پیروزی ملت آمریکا است که وی را به عنوان رئیس جمهور انتخاب کرده است، تا وجهه آمریکا را که از سوی رئیس جمهور قبلی در جهان موردبی اعتمادی قرار گرفته بود، دوباره زنده کند.
اما باید دید این رئیس جمهور ۴۸ ساله تا چه حد به شعار «تغییر» خود در آینده پایبند است؟
به هر جهت انتخاب باراک اوباما رئیس جمهور آمریکا برای دریافت جایزه صلح نوبل در ظاهر به خاطر تلاش هایش برای استقرار صلح و کاهش سلاح های هسته ای در جهان، با انتقادات و واکنش های فراوانی در جهان روبه رو شده است.
بیشتر این انتقادات بر این پایه و اساس قرار دارد که اوباما اقدامی در جهت استقرار صلح در خاورمیانه به عمل نیاورده است تا استحقاق دریافت این جایزه را داشته باشد، درحالی که برخی نیز با ابراز خوشحالی خود، اعطای جایزه صلح نوبل به اوباما را نوعی تشویق برای تحرکات وی در مورد مسائل صلح در جهان عنوان کردند.
گرچه بیش از ۹ ماه از به قدرت رسیدن باراک اوباما به عنوان رئیس جمهور آمریکا و جانشینی جرج بوش نمی گذرد، کمیته صلح نوبل اعلام کرد که جایزه را به خاطر تلاش های بی نظیر وی در جهت تعمیق نقش دیپلماسی در صحنه جهانی و نهادینه کردن همکاری بین ملت ها، به وی اعطا کرده است.
سخنگوی کمیته صلح نوبل در این باره گفت: بسیار کم می توان شخصیت هایی را در جهان پیدا کرد که بتوانند، توجه جهانیان را به خود جلب و ملت خود را امیدوار کند، همان طور که اوباما این امیدواری را به مردم آمریکا داده است.
از دیدگاه سیاسیون، این پیروزی -صرف نظر از داشتن استحقاق آن- درنهایت نشان دهنده حجم فراوان اشتباهاتی است که جرج بوش در دوران حکومتش مرتکب شده است، به خصوص جنایت و جنگ هایی که با نام مبارزه با «تروریسم» و اشغال افغانستان و عراق در جهان به راه انداخت و باعث شد که جهان اسلام روزبه روز از سیاست های آمریکا تنفر پیدا کند.
به عقیده صاحبنظران آمریکایی اعطای جایزه صلح به اوباما، می تواند اقدامی از سوی دست اندرکاران آن برای تشویق رئیس جمهور آمریکا برای اتخاذ اقدامات عملی برای کمک به استقرار صلح در جهان باشد.
به خصوص به خاطر این موضوع می تواند باشد که وی در ابتدای به قدرت رسیدن وعده هایی داده بود، گرچه از آنها درحال حاضر عقب نشینی کرده است. اما گذشته از اظهارنظرها در این مورد، اعلام ناگهانی اعطای جایزه صلح به اوباما به قدری غافلگیرکننده بود که حتی سردمداران کاخ سفید ازاین موضوع متعجب شدند.
در این مورد می توان به اظهارنظر «مارتی اهتیساری» نخست وزیر سابق فنلاند و برنده جایزه صلح نوبل در سال گذشته میلادی اشاره کرد که گفت: ما تاکنون، صلحی در خاورمیانه مشاهده نکردیم و این بسیار واضح است که این دفعه، اهدا کنندگان جایزه صلح نوبل با اعطای آن سعی در تشویق اوباما برای تحرک در قضایای این چنینی داشتند.
● واکنش های موافق و مخالف
به هر جهت انتخاب باراک اوباما برای دریافت جایزه صلح در خاورمیانه واکنش های مختلفی داشته است که مهم ترین آن مربوط به جنبش اسلامی حماس در غزه است. «سامی ابوزهری»، سخنگوی جنبش حماس با اشاره به این مطلب که اهدای جوایز صلح نوبل به اشخاص این چنینی قبلا نیز سابقه داشته است و امری تازه به شمار نمی رود گفت: در مقابل اوباما راه بسیار طولانی و سختی برای دستیابی به صلح پیش از اینکه برنده جایزه صلح شود، وجود دارد.
وی افزود: اوباما تاکنون چیزی جز وعده و وعید ارائه نکرده است و در هیچ اقدامی به خاطر صلح جهانی مشارکت نکرده است. همچنان که کاری برای تحقق عدالت در مسائل اعراب و مسلمانان به عمل نیاورده است.
در عراق نیز واکنش های تندی علیه انتخاب اوباما برای دریافت جایزه صلح نوبل به عمل آمد به طوری که حتی مردم عادی نیز رئیس جمهور ۹ ماهه آمریکا را مستحق دریافت آن ندانستند. «عصام الخزرجی» یک کارگر عراقی گفت: او (اوباما) استحقاق این جایزه را ندارد،... همه این مشکلات، در افغانستان و عراق- به خاطر سیاست های گذشته آمریکا و حضور آن در منطقه است... مردی که دعوت به تغییر می کند، تاکنون در عمل چیزی را تغییر نداده است.
از سوی دیگر، با به سخره گرفته شدن اوباما به خاطر دریافت نوبل، گروه طالبان اعلام کرد که بایستی، جایزه ای با عنوان جایزه نوبل برای خشونت به اوباما داده شود. «ذبیح الله مجاهد» سخنگوی گروه طالبان یادآور شد: این بسیار سخیف است که جایزه صلح را به مردی بدهند که نزدیک به ۲۱ هزار سرباز اضافی را برای گسترش جنگ به افغانستان اعزام کرده است.
سخنگوی طالبان متذکر شد: ما در استراتژی اوباما درباره صلح در افغانستان، هیچگونه تغییری تاکنون مشاهده نکرده ایم... او تاکنون کاری برای استقرار صلح در افغانستان به عمل نیاورده است. این درحالی است که اوباما با اعزام ۲۱ هزار سرباز اضافی به افغانستان در سال جاری استراتژی افزایش نیرو در افغانستان را که از زمان جرج بوش اتخاذ شده بود با حدت و شدت بیشتری ادامه داده است به طوری که پیش از وی حضور این تعداد نیرو در افغانستان بی سابقه بوده است. در پاکستان نیز «لیاقت بلوخ» عضو برجسته حزب «جماعت اسلامی» گفت: این موضوع بیشتر به یک شوخی شبیه است... اوباما مگر چقدر زحمت کشیده است که به او جایزه صلح داده شود، درحالی که واقعاً برای برقراری صلح در منطقه کاری انجام نداده است... واقعاً چه تغییری در عراق یا خاورمیانه یا افغانستان توسط اوباما انجام شده است؟
این درحالی است که مسئولان کاخ سفید، ترس خود را از اعطای جایزه صلح نوبل به اوباما پنهان نکرده اند چرا که از دیدگاه آنها ممکن است این موضوع در اتخاذ خط مشی های سیاسی رئیس جمهور آمریکا در قبال افغانستان یا مسائل دیگر تأثیرگذار باشد و در نهایت از لحاظ حزبی در مقابل حزب جمهوریخواه تأثیرات سویی داشته باشد.
تشکیلات خودگردان فلسطین نیز ضمن تبریک به اوباما، اعلام کرد که این پیروزی، بایستی اوباما را به تلاش های بیشتری برای استقرار صلح در خاورمیانه وادار کند.
«میخائیل گورباچف» رئیس جمهور سابق شوروی و برنده جایزه صلح نوبل نیز در واکنش به اعلام نوبل صلح برای باراک اوباما یادآور شد: من خوشحالم و اقدامات اوباما در طول مدت کوتاه زمامداری اش، بسیار شاخص بود.
آخرین رئیس جمهور شوروی سابق اظهار داشت: در این دوران سخت، بایستی از افرادی که توانایی تحمل مسئولیت، تعهد، اراده و آگاهی سیاسی دارند، حمایت کرد.
در همین حال، «صور بیورین یا گلاند» رئیس کمیته صلح نوبل آنچه که رسانه های جمعی در مورد انتخاب ناگهانی اوباما به عنوان نامزد جایزه صلح اعلام کرده بودند، را رد کرد و گفت: اعطای جایزه به اوباما، نوعی قدردانی از اقداماتی است که طی این مدت کوتاه انجام داده است.
باراک اوبامای ۴۸ ساله نخستین سیاهپوستی است که تاکنون به مسند ریاست جمهوری آمریکا تکیه زده است و از ابتدای دستیابی به قدرت در ژانویه سال ۲۰۰۹ شعارهایی همچون خلع سلاح هسته ای، ادامه گفت وگوهای به اصطلاح صلح را به عنوان شعارهای خود قرار داده بود، اما در عمل برای دستیابی به شعارهای خود، هیچ تلاش عملی به جای نیاورده است.
گرچه نزدیک به ربع قرن طول کشید تا جیمی کارتر رئیس جمهور اسبق ایالات متحده آمریکا جایزه صلح نوبل را به دست آورد، اما باراک اوباما به طور بی سابقه ای، جهانیان را غافلگیر کرد.
اگر جیمی کارتر حداقل از دیدگاه آمریکایی ها و اسرائیلی ها، توانست ابتکاری به نام به اصطلاح صلح را در خاورمیانه ایجاد کند و دو دشمن قدیمی (اعراب و اسرائیل) را دور یک میز جمع کند، اما از نظر صهیونیست ها و آمریکایی ها، اوباما، هنوز موفق به ابتکاری که هیچ، حتی جاانداختن شعارهایش در خاورمیانه نشده است. یکی از اقدامات به ظاهر مؤثر از سوی باراک اوباما در مورد نزاع فلسطینی ها و اسرائیل موضوع شهرک سازی است.
اوباما در ابتدای به قدرت رسیدن به مسلمانان قول داد که خط مشی رئیس جمهور سابق ایالات متحده (جرج بوش) را در خاورمیانه کنار خواهد گذاشت و قصد دارد که در یک کشور اسلامی، سیاست های جدید آمریکا را اعلام کند. اوباما با سفر به قاهره پایتخت کشور مصر طی سخنانی صریحاً با شهرک سازی در سرزمین های اشغالی از سوی رژیم صهیونیستی مخالفت کرد و جهانیان گمان کردند که وی نسبت به سلف خویش معتدل تر است.
بر این اساس عده ای او را فردی معتدل در روند به اصطلاح صلح خاورمیانه نامیدند و برخی دیگر، سیاست او را درباره شهرک سازی دارای نتایج معکوس دانستند. اما ظاهراً رئیس جمهور آمریکا، در مورد خط مشی کلی اسرائیل و سردمداران آن خود را به تجاهل زده بود، چرا که پس از مدتی، «بنیامین نتانیاهو» نخست وزیر رژیم صهیونیستی حمایت کامل رژیم صهیونیستی را از شهرک سازی به عنوان یک اصل لاینفک اعلام کرد و در مقابل محکومیت جهانی از توقف موقت سخن به میان آورد. اما در مقابل باراک اوباما، تنها کاری که توانست انجام دهد، فرا خواندن نخست وزیر رژیم صهیونیستی و محمود عباس رئیس تشکیلات خودگردان فلسطینی در نیویورک بود.
همچنین از سوی دولت آمریکا فشارهایی به تشکیلات خود گردان برای صرفنظر از پی گیری گزارش گلدستون در شورای امنیت سازمان ملل بود که این اقدامات انتقادات بسیار شدیدی را متوجه محمود عباس در داخل اراضی اشغالی و در جهان کرد.
این تضاد در رفتار سیاسی باراک اوباما رئیس جمهور آمریکا به حدی واضح بود که پروفسور «ایتان گیلبوا» کارشناس صهیونیست در امور خاورمیانه و روابط اسرائیل و آمریکا در مرکز پژوهش های استراتژیک بگین- سادات در نزدیک تل آویو اظهار داشت: بسیار واضح است که او (اوباما) مرتکب اشتباه شده است و روند صلح را به جای اینکه مورد تشویق و حمایت قرار دهد آن را دچار چالش کرده است.
این پروفسور اسرائیلی که به شعارهای انتخاباتی اوباما در مورد روند صلح واقف بود به طور مثال به نقش طرف فلسطینی در این زمینه اشاره می کند و می گوید: محمود عباس رهبری ضعیف در طول سالیان گذشته بود، و نتوانسته است موفقیتی به دست آورد و در چند ماه اخیر با آمدن اوباما، مگر چه اتفاقی رخ داده، جز اینکه موضع رئیس تشکیلات خودگردان فلسطینی ضعیف تر از گذشته شده است؟!
این پروفسور صهیونیست که بسیاری از اسرائیلی ها، تئوری های او را قبول دارند، معتقد است بسیاری از اعراب و اسرائیلی ها امیدوارند که اعطای جایزه صلح نوبل به اوباما، باعث تقویت نقش وی در روند صلح خاورمیانه شود. «شیمون پرز» رئیس رژیم اسرائیل از اعطای جایزه صلح نوبل به اوباما دفاع کرد اما «غسان الخطیب» سخنگوی تشکیلات خودگردان فلسطینی معتقد است که اعطای جایزه به اوباما، مسئولیت زیادتری را بر دوش او تحمیل خواهد کرد، گرچه امیدوار است که این رئیس جمهور سیاهپوست آمریکا، در آینده تلاش بیشتری برای صلح به عمل آورد.
جایزه نوبل و نظرسنجی ها
براساس نظرسنجی های موسسه گالوپ پس از اعلام پیروزی اوباما برای جایزه صلح نوبل نشان داد در دوره ای که حمایت افکار عمومی از اوباما به عنوان رئیس جمهور امریکا، کاهش داشت اعطای جایزه صلح نوبل توانست، محبوبیت او را مقداری بیشتر کند گرچه این حمایت ها، در زمینه سیاست خارجی بوده است. براساس نتایج نظرسنجی گالوپ که در ۹اکتبر سال ۲۰۰۹، آمریکایی ها امیدوار بودند که تغییری در وجهه سیاسی امریکا در بین جهانیان با انتخاب باراک اوباما به وجود آید.
در این نظرسنجی اعلام شد که ۶۷ درصد از آمریکایی ها معتقدند که رهبران کشورهای جهان، به باراک اوباما به دیده احترام نگاه می کنند، که این در مقایسه با ۲۴ درصد آمریکایی هایی بود که سال قبل از آن در مورد بوش این نظر را داشتند.
همچنین براساس این نظرسنجی ۴۵درصد از مردم آمریکا، اعتقاد داشتند که ایالات متحده آمریکا، از سوی کشورهای جهان پذیرفته شده است، درحالی که این آمار در سال پیش از انتخاب اوباما و دقیقا در دوران ریاست جرج بوش ۴۳درصد بود.
نظرسنجی گالوپ پس از اعلام اختصاص جایزه صلح نوبل به اوباما، از درصد بسیار کمی از افزایش محبوبیت رئیس جمهور آمریکا در نزد مردم کشورش حکایت داشت. این نظرسنجی نشان داد که محبوبیت او به ۵۶ درصد رسیده است در حالی که هفته قبل از آن فقط ۵۰ درصد از جمعیت پرسش شونده آمریکایی، این سناتور دموکرات سابق را مورد حمایت قرار داده بودند. جالب تر اینکه نظرسنجی دیگری که درست سه روز پیش از جایزه صلح نوبل برای اوباما، به عمل آمد، نشان داد، فقط ۵۳ درصد افرادی که مورد سنجش قرار گرفتند، وی را مورد تائید قرار دادند. نظرسنجی های به عمل آمده، از مشکلات فراروی اوباما برای حفظ این فرصت (افزایش محبوبیت) در آینده حکایت داشت به خصوص اینکه او به سختی توانست، اعتماد کنگره را در موضوع اصلاح بهداشت و افغانستان به دست آورد. چرا که برخی از این آرا متعلق به افراد مستقل و جمهوریخواه در کنگره بود و حفظ حمایت آنها برای مدت طولانی تری بسیار ضعیف به نظر می رسید.
«جان فیفر» از کارشناسان سیاست خارجی آمریکا با مقاله ای به عنوان «به سوی نوبل برتر» با نگاهی خوشبینانه، اعطای جایزه به اوباما را در نتیجه سیاست های مثبت کوتاه مدت وی ارزیابی می کند و در مقاله خود در مجله «فارین پالیسی» نوشت: کمیته جایزه صلح نوبل، آن را به خاطر اقدامات رئیس جمهور در زمینه تعهد وی به از بین بردن سلاح های هسته ای و تغییراتی که سیاست آمریکا، درباره تغییرات آب و هوایی اتخاذ کرده است اهدا کرد.
وی سخنرانی اوباما در مصر درباره تغییر نگاه آمریکا به مسلمانان را بی تاثیر در این جایزه ندانست و تاکید کرد: این موضوع نشان داد که دولت جدید آمریکا از دیدگاه مسلمانان نسبت به خود آگاه است و آن را در راستای انتقادات فراوانی که اعراب و مسلمانان در زمینه سیاست آمریکا مطرح می شود، ارزیابی کرده است.
«ریچارد کوهین» کارشناس دیگر آمریکایی در مطلبی با عنوان
«نوبل برای ما» در روزنامه واشنگتن پست نوشت: کمیته مسئول درباره اعلام اشخاص برنده شده جایزه نوبل، اصلاً نامی از بوش به میان نیاورد، بلکه اوباما را که هیچ شباهتی به بوش نداشت ستایش کرد، زیرا، او بر برتری دیپلماسی چندجانبه تاکید و آن را جا انداخت، اوباما گفت وگو و رایزنی رابه عنوان محوری اساسی در سیاست دولت جدید قرار داد و اکنون ایالات متحده نقش موثرتری در جهان ایفا می کند. این نگاه خوشبینانه در مورد باراک اوباما از سوی «یوجین روبینسون» با عنوان سقف بلندی برای اوباما در مقاله ای در روزنامه واشنگتن پست نیز آورده شده است و می گوید: اوباما، شیوه سیاست خارجی آمریکا را در مقایسه با بوش تغییر داد، چرا که او (اوباما) دارای دیدگاه متفاوتی برای رهبری آمریکا در جهانی با قطب های متعدد سیاسی و اقتصادی است و به این معنی است که جایزه نوبل کفه ترازوی، راه حل های دیپلماتیک و صلح آمیز را در مقایسه با راه حل های نظامی سنگین تر کرد.
در پایان سخن باید گفت: باراک اوباما سومین عضو برجسته در حزب دموکرات آمریکا است که به جایزه صلح نوبل دست می یابد. او بعد از «تئودور روزولت»، «ویلسون»، و «جیمی کارتر»، چهارمین رئیس جمهور در تاریخ آمریکا است که این جایزه را کسب کرده است.
جایزه صلح نوبل دارای قیمتی معادل ۱۰ میلیون کرون سوئد
(۴/۱ میلیون دلار) است و اوباما در دسامبر امسال در اسلو آن را به دست خواهد آورد. اوباما در آوریل گذشته گفته بود: «امروز به روشنی و وضوح تعهد آمریکا برای دست یابی به صلح در جهان خالی از سلاح های اتمی را مورد تاکید قرار می دهم». اما او اولین رئیس جمهور آمریکا نیست که این موضوع را به عنوان هدف سیاست خارجی خود قرار داده است، گرچه به این موضوع نیز اعتراف کرد که تاکنون این امر محقق نشده است.
این رئیس جمهور سیاهپوست آمریکایی در ژوئیه گذشته طی یک سخنرانی در مصر، اعلام کرد که هدف وی برقراری پل های ارتباطی بین آمریکا و کشورهای اسلامی پس از سال ها تنش است.
حال باید دید که باراک اوبامای ۴۸ ساله چقدر به وعده های خود در آینده عمل خواهد کرد؟