امروز جمعه 13 شهریور 1405

Friday 04 September 2026

مدیریت جنگ رسانه ای در دهکده جهانی


1401/08/01
کد خبر : 79649
دسته بندی : ثبت نشده
تعداد بازدید : 36 نفر
مارشال مک لوهان می گوید: «جنگ هایی که در آینده رخ خواهند داد به وسیله تسلیحات جنگی و در میدان های نبرد نخواهند بود، بلکه این جنگ ها به دلیل تصوراتی رخ خواهد داد که رسانه های جمعی به مردم القاء می کنند. هنگامی که ژاک نکر(Jacques Necker)وزیر امور مالی لویی شانزدهم برای اولین با اصطلاح افکار عمومی را بکار برد تصور نمی رفت که افکار عمومی تا بدین حد در شکل گیری، تداوم و توفیقات جنگ مؤثر و مورد توجه باشد. وقتی سیمور هرش(Seymour Hersh) در سال ۱۹۶۸، گزارشی از یک قتل عام غیر نظامیان ویتنامی را انتشار داد، افکار عمومی بسرعت در برابر جنگ جبهه گرفتند. در سال ۱۹۷۲ تصاویر تکان دهنده، و معروف یک دختر برهنه و گریان ویتنامی که از بمب های ناپالم جان سالم به در برده بود، انتشار یافت و یک سال بعد سرانجام تمام نیروهای آمریکایی از ویتنام عقب نشینی کردند. شرکت هیل و نولتون( Hill & Nolton) که در حوزه تبلیغات رسانه ای فعالیت می کند، با سفارش حاکمان برکنار شده کویتی، در جریان تهاجم عراق به کویت (جنگ خلیج فارس۱۹۹۱) دختر۱۴ساله سفیرکویت درآمریکا را به گونه ای تعلیم داد تا با گریه و زاری در برابر نمایندگان کنگره آمریکا، مشاهدات عینی خود را از جنایات سربازان عراقی به هنگام کشتار نوزادان تازه متولد شده در بیمارستان های کویت، به خاطر تاراج دستگاههای آنکوباتور را بازگو نماید. این اظهارات زمینه را برای آمادگی افکار عمومی برای دخالت آمریکا در کویت فراهم ساخت، حال آنکه این دختر در زمان تجاوز عراق اصلاً در کویت نبوده است. ● دهکده جهانی واژه " دهکده جهانی " از نام یکی از کتاب‌های "هربرت مارشال مک‌ لوهان" (Herbert Marshal McLuhan ) به ‌نام "جنگ و صلح در دهکده‌ی جهانی " (War and Peace in The Global Village) گرفته شده است، که در سال ۱۹۶۸ منتشر شد. این کتاب دربر دارنده یک نظریه تازه بود. مک‌ لوهان، فیلسوف و جامعه‌شناس مشهور که ژاپنی‌الاصل و تبعه‌ کانادا بود، می‌گفت: " اکنون دیگر کره زمین، به ‌وسیله‌ رسانه‌های جدید، آنقدر کوچک شده که ابعاد یک دهکده را یافته است. " این نظریه بر این پایه استوار بود که شکل گیری جوامع کنونی، بیشتر تحت تاثیر ماهیت وسایل ارتباطی است. لذا وسیله ارتباطی نه تنها از محتوای پیام خود جدا نیست،‌ بلکه به ‌مراتب، مهمتر از خود پیام نیز هست و بر آن تأثیر چشمگیری دارد. مراحل تحول جوامع انسانی نیز سه مرحله است که عبارتند از: ۱- عصر ارتباط شفاهی و زندگی دودمانی و قبیله‌ای ۲- عصر ارتباط کتبی و چاپی و جامعه‌ فرد گرا ۳- عصر ارتباط الکترونیک یا " دهکده جهانی ". البته اندیشمندان ارتباطات، با گسترش رسانه های جدید، اصطلاح دهکده جهانی را تغییر داده اند و از فعل جهانی شدن ( To globalize ) استفاده می کنند و ابزار آن‌ را نیز فناوری اطلاعاتی -‌ ارتباطاتی می نامند. جنگ رسانه ای جنگ رسانه ای (Media War) « استفاده از رسانه ها برای تضعیف کشور هدف و بهره گیری از توان و ظرفیت رسانه ها(اعم از مطبوعات ، خبرگزاریها، رادیو، تلویزیون، اینترنت و اصول تبلیغات به منظور دفاع از منافع ملی است.»جنگ رسانه ای یکی از برجسته ترین جنبه های«جنگ نرم» Soft Ware و«جنگ های جدید بین المللی» است.» رسانه ابزار حساسی است که می تواند کاربردهای متعدد و حتی متعارضی داشته باشد. هم می تواند به مثابه یک سلاح در خدمت بحران و جنگ عمل کند و هم می‌تواند به ابزاری برای کمک به حل بحران، استقرار و تحکیم صلح تبدیل شود. [۱] امروز بحث از امپریالیسم خبری، تراست‌های اطلاعاتی، کارتل‌های رسانه‌ای، و یا استعماره فرهنگی به ویژه در پرتو انقلاب اطلاعاتی، رواج گسترده‌ای پیدا کرده است. خبرگزاری‌ها و رسانه‌های جمعی جهانی با اتکاء به قدرت‌ تکنولوژیکی خود به ارائه چهر‌ه‌ای ‌مخدوش از برخی حکومت‌ها، فرهنگ‌ها، اقوام، و یا ادیان می‌پردازند و به شکلی سیستماتیک در ایجاد بحران، جهت‌دهی به افکار عمومی جهانی و شکل‌گیری عقاید و گرایش‌ها و رفتارهای موردنظر خود تلاش می‌کنند. به همین دلیل برخی از اندیشمندان به شکل جدی بر خطرات ناشی از شکل‌گیری یک امپراطوری فرهنگی – رسانه‌ای از رهگذر فرآیند جهانی‌شدن تأکید کرده‌اند، امپراطوری بزرگی که می‌تواند هویت‌های ملی، فرهنگی، دینی و اعتقادی ملت‌های تکنولوژیکی در بعد رسانه‌ای و ارتباطات مورد تهدید قرار دهد. برخی نیز خطر بروز یک جنگ‌جهانی فرهنگی – اطلاعاتی را گوشزد کرده‌اند که به دنبال گسترش تکنولوژی‌های رسانه‌ای در سراسر جهان و به خاطر مقاومت‌ ملت‌ها، قومیت‌ها، و فرهنگ‌ها و ادیان متعدد و متفاوت در برابر هجوم رسانه های جهانی، روزبه‌روز نزدیک‌تر می‌شود.[۲] پیتر براک که از برجسته‌ترین اندیشمندان اتریش در حوزه مسائل مربوط به صلح است می‌نویسد: فعالان امنیت جهانی و صلح می دانند که رسانه‌ها نقش بسیار مهم و حساسی در کار آنان دارند، اما متاسف هستند از این که می‌بینند موضوعات مربوط به صلح، موضوعات مسلط در رسانه‌ها نیست. گرایش رسانه‌ها گزینش رویدادهای جنجالی، مهیج، فجیع و خطرناک است. این امر سبب شده که منادیان صلح و امنیت جهانی به عملکرد رسانه‌ها با تردید نگاه کرده و رسانه‌ها را اگر نه به عنوان اصلی‌ترین، بلکه حداقل یکی از عوامل موثر ایجاد بحرانها و از جمله اصلی‌ترین موانع فرهنگ صلح در جوامع معاصر تلقی کنند. [۳] جنگ رسانه ای تنها جنگی است که حتی در شرایط صلح نیز بین کشورها به صورت غیر رسمی ادامه داشته و هر کشوری از حداکثر توان خود برای پیشبرد اهداف سیاسی خویش با استفاده از رسانه ها ، بهره گیری می کند . جنگ رسانه ای ظاهرا میان رادیو و تلویزیون ها ، مفسران مطبوعاتی ، خبرنگاران خبرگزاری ها ، شبکه های خبری و سایت های اینترنتی جریان دارد ، اما واقعیت آن است که در پشت این جدال ژورنالیستی ، چیزی به نام « سیاست رسانه ای یک کشور » ( Media Policy ) نهفته است که مستقیما توسط بودجه های رسمی مصوب پارلمان ها یا بودجه های سری سازمان های اطلاعاتی و امنیتی و سرویس های جاسوسی تغذیه می شود . ● مدیریت جنگ رسانه ای در سال‌های پیش از این، وقتی منافع و تفکرات گروهی از انسان‌ها با گروهی دیگر مطابقت نمی ‌کرد، در معمول‌ترین حالت جنگی بین آن‌ها درمی‌ گرفت. ولی در دنیای جدید که این لشگرکشی ‌ها محدود شده و حتی قدرت‌های نظامی، خود داعیه ‌دار صلح جهانی هستند، ناخواسته مجبور به رعایت بعضی محدودیت‌ها در حمله نظامی به کشورهای دیگر شده‌اند و بیشتر اقدامات کنونی در تسلط بر کشورهای دیگر از طریق تکنولوژی‌های جدید صورت می‌ گیرد. ما در دنیایی زندگی می‌کنیم که برای اخبار و داده‌های جدید تشنه است و هر کشوری که دسترسی آسانتر و سریع‌ تری به اخبار و اطلاعات برای شهروندان خود فراهم کند، از بقیه جلوتر می‌افتد. اگر همین شرایط را در رقابت کشورها در نظر بگیریم، نمی‌توان ادعا و نظریات بسیاری از کارشناسان سیاسی در مورد "جنگ دیجیتالی عصر جدید" را انکار کرد. این روزها، کشورها و قدرت‌های سلطه‌گر با بهره‌گیری از بیشترین حجم اطلاعات و انتقال آن‌ها، اهداف خود را در خارج از مرزهای جغرافیایی جستجو می‌کنند. به همین منظور رسانه‌های قدرتمندی برای انتقال اطلاعات و تفکرات استعماری خود به مردم کشورهای مختلف جهان راه‌اندازی کرده اند که هر روز تعداد آن‌ها در حال افزایش است. اکنون به جرأت می‌توان گفت که حفظ و گسترش قدرت استکباری نظام سلطه به حضور و فعالیت رسانه‌هایشان در این دنیای دیجیتال وابسته است. در حال حاضر، اغلب ابزارهای اطلاع رسانی، نه به عنوان پل ارتباطی، بلکه وسیله تسلط بر افکار، اراده و احساسات بشریت دوران معاصر به شمار می‌آیند. رسانه‌های استکبار که به مدرن‌ترین فناوری ها مجهزند ‌، ابزاری در جهت اجرای عملیات روانی قدرت‌ها علیه ملت‌ها و دولت‌های مستقل هستند. آنها از سوی دیگر وسیله‌ای برای کنترل، تضعیف، جهت‌دهی و هدایت جوانان در سراسر جهان محسوب می‌شوند. مسألة سوءاستفاده رسانه‌ها و خبرگزاری‌های غربی از بی‌اعتمادی ملت‌های جهان سوم به حکومت‌های خودی و اطلاعات و اخبار تولید‌ی‌ آنها در راستای ایجاد، کاهش و یا افزایش بحرانهای مدنظر خود است. در بسیاری از کشورهای جهان سوم که دارای حکومت‌های غیرمردمی و غیردموکراتیک هستند، مطبوعات و رسانه‌‌ها و خبرگزاری‌ها به طرز ناشیانه‌ای به ابزارهای تحمیل عقیده و تغییر نگرش‌ها تبدیل شده‌اند. بنابراین تولیدات خبری و فرهنگی و تبلیغات آنها نه تنها در خارج از مرزهای آنها خریداری ندارد بلکه همانند دیگر محصولاتشان به علت فقدان کیفیت و جذابیت، در داخل کشور نیز طرفداری ندارد و مردم نسبت به آنها بی‌توجه و بی‌اعتمادند. البته بی‌اعتمادی و دلزدگی مردم از تولیدات خبری و فرهنگی هدایت شده توسط مجریان دستگاه‌های حکومتی، ریشه‌های تاریخی دارد، چرا که این ابزارها همواره در فضایی آکنده از اغراق، پنهان‌کاری، قلب و تحریف واقعیت‌ها و حقایق صرفاً در جهت بقای حکومت‌گران و صاحب‌ قدرت به کار گرفته شده‌اند.[۴] پیچیدگی های ابعاد مختلف « جنگ رسانه ای ‌» موجب شده تا تصمیم گیری درباره « طراحی » ( Planning ) « تدوین استراتژی » ، « چارچوب ها » ، « تکنیک های کاربردی » ، « نحوه عملیاتی کردن اهداف و مأموریت های تعریف شده » ، « استفاده حداکثر از توان هر رسانه با توجه به امکانات انتشار مکتوب ، چاپی ، صوتی ، تصویری ، چند رسانه ای ، اینترنتی و سرانجام انتشار آنلاین » تنها به ژنرال های نظامی واگذار نشود . جنگ رسانه ای مقوله ای است که همکاری هماهنگ و نزدیک بخش های نظامی ، سیاسی ، اطلاعاتی ، امنیتی ، رسانه ای و تبلیغاتی یک کشور را می طلبد . طراحان جنگ رسانه ای نه لزوما ژنرال های پادگان نشین ، بلکه ممکن است پروفسورهای کالج ها و دپارتمان های رسانه ای در دانشگاه های معتبر هر کشوری باشند . [۵] واقعیت آنست که فرماند‌هان جنگ رسانه‌ای غرب، متخصصان تبلیغاتی و کارگزاران رسانه‌های بین‌المللی هستند و سربازان این نبرد ؛ نویسندگان، خبرنگاران، مفسران، تهیه‌کنندگان و عکاسان رسانه‌ها هستند. سلاح و تجهیزات این ارتش، رادیو، تلویزیون، اینترنت، ماهواره، دوربین‌، کاغذ و قلم و دستگاه‌های چاپ و نشر و... است. مخاطبان این رسانه‌ها نیز بسته به ویژگی‌های فردی خود، کم یا زیاد در معرض تبلیغات روانی جمعی قرار دارند. به این ترتیب، ابزارهای رسانه‌ای که زمانی برای دسترسی همگان به اطلاعات به وجود آمد، خود به سدی در برابر جریان آزاد اخبار و اطلاعات تبدیل شده و دسترسی به اخبار واقعی را مشکل کرده است. رسانه‌های جهانی امروز نقش و جایگاه بی‌سابقه‌ای در کنترل و هدایت افکار عمومی یافته‌اند. آنچه عموماً در رسانه‌های غربی می‌بینیم، مناظری مجازی‌اند که گاه با دنیای واقعیت به کلی متفاوت‌اند. در کشوری مانند امریکا، رسانه‌های خبری تحت نفوذ و مالکیت شرکت‌های غول‌پیکر اقتصادی در انتقال و تفسیر اخبار، منعکس‌کننده ایدئولوژی طبقه‌ حاکم جامعه ‌اند. در عین حال، رسانه‌ها می کوشند این تصور را در مخاطب بر‌انگیزند که آزاد و مستقل، درحال ارائه گزارش‌های متعادل و تفسیرهای منطقی هستند. آنچه به عنوان اخبار در اغلب رسانه‌های غربی می‌بینیم یا می ‌شنویم، بیشتر "منتخب " و " هدفمند " هستند و علل و پیامد‌های یک واقعه را بر اساس دیدگاهی ویژه و منحصر به فرد، بررسی می‌کنند. ما به ندرت به اخباری برمی ‌خوریم که دقیق و مستند ارائه شده و مبتنی بر آمار و ارقام موثق باشد. تلخ‌‌تر اینکه با گذشت سال‌ها از تبلیغات رسانه‌ای غرب و پیشرفت روزافزون فناوری‌های ارتباطاتی و علوم در چند دهه اخیر، قوه قضاوت و تحلیل مخاطبان جهانی این رسانه‌ها رو به کاستی نهاده است. همین امر باعث شده حتی ساده‌ترین دروغ‌ها در رسانه‌های غربی به امری مستند و قابل هضم برای شنوندگان یا بینندگان تبدیل شود. در مجموع باید اذعان داشت که رسانه‌ها در فرایند جنگ می‌توانند پدیده‌ای مثبت یا منفی تلقی شوند. قضاوت کشورها در خصوص عملکرد آنها، بستگی به عوامل و شرایط گوناگون دارد اما محور اصلی این قضاوت همسویی رسانه‌ها با اهداف، منافع و راهبردهای دولت مورد نظر است. [۶] رسانه‌ها هم می‌توانند به شیوه‌های سلبی و هم ایجابی در کاهش بحرانها، تنش‌ها و تضادها و فراهم‌آوردن بستر صلح پایدار نقش ایفا نمایند. در بعد سلبی می‌باید نوعی پادگفتمان در مقابل گفتمان‌های جنگ‌طلب و خشونت پیشه سامان داده شود و افکار عمومی جهان برای پرهیز، اجتناب و ممانعت از جنگ و خشونت تحریکا و بسیج شود. در بعد ایجابی، رسانه‌ها خود می باید گفتمان ساز باشند: گفتمانی مبتنی بر صلح و همزیستی مسالمت‌آمیز. در یک کلام، جامعه جهانی، امروز بیش از همیشه، نیازمند برپا ساختن یک جنگ تمام عیار رسانه‌ای علیه جنگ و بحران هستند. [۷]
گالری تصاویر

لینک کوتاه :
https://mail.aftabir.com.168-119-213-99.cpanel.site/article/show/79649
PRINT
شبکه های اجتماعی :
PDF
نظرات
جدیدترین اخبار ها
بروزترین اخبار ها
مطالب مرتبط

مشاهده بیشتر

با معرفی کسب و کار خود در آفتاب در فضای آنلاین آفتابی شوید
همین حالا تماس بگیرید