امروز سه‌شنبه 10 شهریور 1405

Tuesday 01 September 2026

مدیر مالی خانواده کیست؟


1401/08/01
کد خبر : 76673
دسته بندی : ثبت نشده
تعداد بازدید : 63 نفر
«مشکلات اقتصادی میزان گرایش به طلاق را افزایش داده است.» این خبر را اردیبهشت‌ماه سال جاری لاله افتخاری، عضو فراکسیون بانوان مجلس در گفت‌وگویی عنوان کرد. در نگاه اول شاید این خبر مثل خیلی از خبرهای دیگر که این روزها می‌شنویم ساده و تلخ بیاید و کمی ما را بگزد اما کافی است تا همین دو مشکل «اقتصادی» و «طلاق» را در اینترنت جست‌وجو کنید تا ببینید با موضوع پیش‌پاافتاده و در مقیاس کوچکی روبه‌رو نیستیم؛ خصوصا که با گذر زمان مشکلات اقتصادی بیشتر و تحمل‌ افراد هم کمتر می‌شود... اما «خانواده» یک «کارخانه» نیست که با برخورد با مشکلات اقتصادی بتوان اعضایش را تعدیل کرد و بعد در کارخانه را بست؛ خانواده یک نهاد مهم اجتماعی است که به گفته روان‌شناسان و جامعه‌شناسان در بستر عاطفی شکل می‌گیرد؛ دوست‌داشتن و محبت افراد را به یکدیگر نزدیک می‌کند، زیر یک سقف می‌برد، باعث رشد فردی، اجتماعی، بلوغ جنسی و روانی‌شان می‌شود و نام بزرگ پدر و مادر را بر پیشانی‌‌شان می‌زند! پس اگر مسایل اقتصادی باعث ازهم‌گسیختگی خانواده‌ها می‌شود، حتما مشکل دیگری وجود دارد؛ مشکلی که از طرفی می‌گوید این علاقه آنقدرها محکم و ریشه‌دار نیست و از طرف دیگر بسیاری از ما چیزی از مدیریت اقتصادی خانواده نمی‌دانیم. «موضوع ویژه» این هفته به این مساله پرداخته و در تهیه آن ندا احمدلو، مریم منصوری، دکتر احسان بیکایی و پیمان صفردوست همکاری داشته‌اند. ● قانون درباره حقوق مالی زوج ها چه می گوید؟ به رسمیت شناختن استقلال مالی فاطمه نوبخت امیرکندی وکیل پایه یک دادگستری از نظر قانونی، با وقوع عقد نکاح زن و شوهر حقوق و تکالیفی نسبت به یکدیگر پیدا می‌کنند و هر دو ملزم به رعایت آن هستند. پرداخت مهر و نفقه از جانب زوج (مرد) و تمکین و اطاعت زوجه (زن) از شوهر از نتایج همین حقوق و تکالیف است. ● رییس کیست؟ با توجه به نص صریح قانون در ماده ۱۱۰۵ قانون مدنی، در روابط زوجین، ریاست خانواده از خصایص زوج است و تکلیف به دادن مهر و نفقه از همین خصیصه نشأت می‌گیرد و در مقابل تمکین و اطاعت زن از شوهر در برابر همین حقوق قرار می‌گیرد؛ البته این به آن معنا نیست که زن موظف به اطاعت در امور شخصی زوج نیز است. ریاست شوهر بر خانواده ناشی از مسوولیت وی به عنوان یک مدیر و رهبر یک جامعه کوچک به نام خانواده است و از امور مربوط به نظم عمومی ‌است. ● استقلال مالی در قوانین کشور ما اصل استقلال مالی هر یک از زوجین به رسمیت شناخته شده است و هر کدام از آنها در تصرف و نوع استفاده از اموال خود آزاد هستند. زوجه در اداره و تصرف دارایی‌های قبل از ازدواج و دارایی‌های به دست آمده بعد از ازدواج استقلال کامل دارد و می‌تواند هرگونه تصرفی در آنها انجام دهد و ریاست زوج بر خانواده، اختیاری در تصرف اموال وی به وجود نمی‌آورد. در مورد درآمدهای شوهر نیز در قانون این طور آمده است که زن نیز در درآمدهای شوهر سهمی ‌ندارد جز آنکه شوهر موظف به پرداخت نفقه و اداره امور زندگی وی است. قاعده فقهی (الناس مسلطون علی اموالهم) نیز براساس اصل تسلیط در ماده ۳۰ قانون مدنی، استقلال مالی زوجین را تشریح کرده است. مفهوم این قاعده این است همه مردم اعم از زن و مرد نسبت به اموال خودشان حق هرگونه تصرفی دارند و هیچ‌کدام اختیار تصرف در اموال دیگری را نخواهد داشت. ● یک پرسش متداول یکی از پرسش‌هایی که در مورد دارایی‌های خانواده مخصوصا از طرف خانم‌ها مطرح است، این است که اگر زنی برای کمک به مخارج زندگی و همراهی با همسر بخشی از مخارج زندگی را به عهده بگیرد، در صورت جدایی می‌تواند حقی در این مورد داشته باشد؟ در جایی که زوجه با اختیار و رضایت خود در اداره امور زندگی به همسرش کمک می‌کند، بعد از وقوع طلاق نمی‌تواند بابت کمکی مالی‌ای که به همسرش کرده، ادعایی داشته باشد و درخواست استرداد آن را کند. ● مدیریت مالی در خانواده چگونه باید باشد؟ به رسمیت شناختن هرم اقتصادی خانه دکتر محمدرضا خدایی روان پزشک، عضو هیات علمی دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی خانواده مجموعه کوچک و به هم پیوسته‌ای چون هرم است که هر کدام از اعضای آن جایگاه و نقشی دارند و به تناسب اهمیت نقش و جایگاهشان در سطوح مختلف این هرم قرار می‌گیرند. فردی که راس هرم مدیریت این مجموعه را بر عهده دارد. این روابط و نقش‌ها در فضای انجام وظایف صرف شکل نمی‌گیرد زیرا خانواده یک بستر عاطفی است و اعضای آن به یکدیگر در انجام وظایف کمک می‌کنند تا خانواده به هدف اصلی خود که تعالی، رشد و تربیت فرزندان و بلوغ اجتماعی و جسمانی است، برسد. در مورد مدیریت اقتصادی خانواده هم این نکته وجود دارد. در هر خانواده‌ای هرمی اقتصادی وجود دارد و همه افراد خانواده در آن نقش و جایگاه دارند؛ از پدر و مادر به عنوان کسانی که کسب درآمد می‌کنند گرفته تا فرزندان که در «هزینه‌کرد» سهم دارند، اما چگونه یک خانواده می‌تواند در این زمینه عملکردی درست و منطقی داشته باشد؟ اقتصاد یک «هنر» است و فقط کسب درآمد نمی‌تواند به رشد و پیشرفت آن کمک کند بلکه چگونگی مصرف?شدن درآمد، سرمایه‌گذاری و مدیریت تقسیم آن به خانواده فرصتی برای بهتر شدن موقعیت اقتصادی و اجتماعی‌ می‌دهد، بنابراین مدیریت اقتصادی در خانه و موفقیت و ناکامی در آن به همه اعضا مربوط است نه فقط پدر و مادر. اگر خانواده‌ای بتواند هماهنگی لازم را در این زمینه میان اعضای خود به وجود بیاورد و مدیریت اقتصادی خانه را به دست کسی بسپارد که شایستگی بیشتری دارد، به سطح رفاه بالاتری می‌رسد، می‌تواند تفریح‌های باکیفیت‌تری داشته باشد و زمینه سرمایه‌گذاری مطلوب‌تری را برای آینده فراهم کند. مدیریت اقتصادی در خانواده –به‌خصوص در خانواده‌های امروزی- مشارکت کل اعضا را می‌طلبد و با گذر زمان، این نقش می‌تواند از والدین به فرزندانی منتقل شود که در این زمینه مهارت بیشتر و به روزتری پیدا کرده‌اند و با برنامه‌ریزی‌هایشان می‌توانند شانس خانواده را در رشد اقتصادی بالاتر ببرند. حال این سوال مطرح می‌شود که خانواده‌های ایرانی تا چه حد مهارت مدیریت اقتصادی دارند و می‌توانند آن را به فرزندان خود منتقل کنند؟ در جامعه‌ ما زنان و مردان بسیاری در محیط بیرون مدیران بسیار خوبی هستند اما در خانواده نمی‌توانند مدیریت مطلوب و قوی داشته باشند. در این خانواده‌ها فرزندان هم مهارت لازم را برای مدیریت اقتصادی به دست نمی‌آورند و اصلا نمی‌دانند چگونه باید طبق درآمد خانواده هزینه کنند. این موضوع منجر به بروز اختلاف در خانواده و در برخی موارد، تشدید آن باعث از بین رفتن احساس رضایت افراد از یکدیگر، از بین رفتن احساس آرامش و درگیری بین اعضا و درنهایت طلاق عاطفی زن و شوهر و دور شدن دیگر اعضا از هم می‌شود. اگر افراد خانواده –به‌خصوص پدر و مادر- مهارت مدیریت اقتصادی را پیدا کنند، در مورد این حوزه آگاهی داشته باشند و وظایفشان را به درستی انجام بدهند، می‌توانند هر کدام به نوعی در پیشبرد وضعیت اقتصادی خانواده گام بردارند که این باعث بالا رفتن احساس رضایتمندی در افراد، کاهش پرخاشگری‌ها و ریسک فرسودگی و اضطراب می‌شود. ● مردها مدیرمالی بهتری هستند یا زن‌ها؟ دکتر سیداحسان بیکایی رییس بانک جهانی پول مدت‌ها از زمانی که مردهای خانه‌های مردسالار خرجی می‌گذاشتند روی طاقچه، گذشته است. دوره‌ای که دخل و خرج خانه به عهده مرد بود و زن‌ها نگاهشان به دست شوهرانشان، دیگر سرآمده و این روزها در بعضی موارد می‌بینیم که انگار برعکس شده است؛ موقع خرید اتومبیل، خرج‌های پیش‌بینی‌نشده و حتی موقع خرید خانه، چشم مرد‌ها به دست زن‌هاست تا با سحر و جادوی همیشگی‌شان، از همان گنجشک‌روزی‌ای که روی طاقچه یا توی عابربانک برایشان گذاشته بودند، پس‌اندازی به کارآمدنی رو کنند تا این مشکل خانواده هم حل شود. مهم نیست رییس بزرگ‌ترین بانک‌های دنیا آقایان هستند، نکته مهم این است که رییس بانک جهانی پول الان کریستین لاگارد، یک خانم است و از آن مهم‌تر اینکه مدت‌هاست مدیریت مالی خانه‌ها در خیلی از نقاط دنیا به دست خانم‌هاست. داستان‌های طنز، جوک‌ها و حتی برنامه‌های تلویزیونی، اینطور در اذهان جا انداخته‌اند که خانم‌ها پرخرج و بی‌مبالات هستند، حساب و کتاب مالی سرشان نمی‌شود و صبح ۱۰۰میلیون به آنها بدهید، ظهر حساب خالی تحویل بگیرید! اما این هم شاید از توطئه‌های مردانه باشد. واقعیت چیز دیگری است.تحقیقات یک سایت اقتصادی در آمریکا نشان داده است نیمی از مردان اعتراف کرده‌اند پرداخت به موقع صورتحساب‌هایشان را فراموش می‌کنند و در پایان ماه هم فهرست مشخصی از میزان خرج‌هایشان ندارند. این حالت فقط در ۱۷ درصد خانم‌ها دیده می‌شود. این سایت در نهایت اینطور نتیجه گرفته است که زنان مدیریت مالی منسجم‌تر و منظم‌تری دارند و امور مالی خانه را بهتر کنترل می‌کنند و کمتر ممکن است بدهی بار بیاورند. ریسک‌پذیری بیشتر آقایان در امور مالی باعث بالاتر رفتن میزان بدهی‌های خانواده‌هایی می‌شود که مدیریت مالی‌شان به عهده مرد است. مشابه این حالت در کشورهای اروپایی هم وجود دارد. نتایج یک تحقیق نشان داده است مشاوران اقتصادی خانم این روزها در اروپا درآمد بیشتری نسبت به مشاوران اقتصادی آقا دارند و این یعنی مردم خانم‌ها را برای مدیریت مالی بیشتر قبول دارند. اگرچه این تحقیق مخالفانی هم دارد و عده‌ای معتقدند خانم‌ها بیشتر در امور اقتصادی خرد و به‌اصطلاح خانگی موفق‌ترند و فعالیت‌های بزرگ اقتصادی بیشتر به دست آقایان انجام می‌شود. بررسی تحلیل‌گران بازار روی خریداران هم نشان داده است که زنان به دلایل مختلف موفق می‌شوند با هزینه کمتری امور خانه را پیش ببرند. استفاده از کوپن‌ها، خرید از فروشگاه‌های زنجیره‌ای و ارزان‌قیمت، خرید در صبح‌های زود و از حراجی‌ها و همچنین استفاده مدام از اطلاعات محلی و غیررسمی در مورد امور اقتصادی مانند خبر افتتاح یک بازار ارزان، باعث شده زنان مدیریت اقتصادی خانه را بهتر و با هزینه کمتر انجام دهند. مسترکارد، بزرگ‌ترین موسسه کارت اعتباری دنیا، با بررسی صورتحساب‌های چندهزار مشتری خود نتایج تحقیقی را منتشر کرد که نشان می‌داد زنان در مدیریت مالی امور کوچک از آقایان بسیار موفق‌ترند اما ممکن است در سرمایه‌گذاری‌های اقتصادی بزرگ یا امور مالی گسترده‌تر کمی با مشکل مواجه باشند. نتایج این تحقیق که در کشورهای مختلف و با استفاده از پرسشنامه‌های رایانه‌ای، تلفنی و مراجعه حضوری انجام شد، مشخص کرد خانم‌ها در حوزه‌های اقتصادی بیشتری از آقایان قوی‌ترند اما در زمینه اطلاعات در مورد تورم و سهام و بورس این آقایان هستند که اطلاعات بیشتری دارند. با توجه به همه اینها، شاید بهتر باشد همین الان کیف پولتان را به خانمتان بسپارید. ● حرف اول بحران اقتصادی و مدیریت خانواده دکتر امید علی‌احمدی جامعه‌شناس خانواده و عضو هیات علمی‌دانشگاه آزاد اسلامی خانواده را می‌توان سازمانی نیمه رسمی‌تلقی کرد که مثل هر نظام اجتماعی دیگر ۴ بعد اصلی یا ۴ وظیفه اصلی دارد؛ وظیفه اقتصادی، وظیفه سیاسی، وظیفه اجتماعی و وظیفه فرهنگی. سازمان‌یافتگی خانواده برای انجام این وظایف باعث پایداری خانواده و هر نظام اجتماعی دیگر می‌شود. آنچه به خانواده انرژی لازم برای بقا می‌دهد، اقتصاد است. اقتصاد حکم تامین انرژی را برای سازمان دارد. البته ناگفته پیداست که بدون ۳ بعد دیگر، حتی اگر خانواده بسیار مرفه باشد، نمی‌تواند با بی‌نظمی‌ فقدان ارتباط‌ها و انسجام لازم و الگوهای فرهنگی مورد توافق اعضای خانواده زندگی کند یا به سامان باشد. اقتصاد خانواده دو بعد لازم و مکمل دارد؛ اول، فعالیتی اقتصادی است که در رابطه با نهادهای اقتصادی در جامعه و خارج از خانه شکل می‌گیرد و به وسیله شغل و کار شناخته می‌شود. در جامعه کشاورزی هم همین فعالیت در درون خانواده شکل می‌گیرد. دوم، کارخانگی است و منظور از کار خانگی مجموعه‌ای از تولیدهای کالا و خدمات است که به ازای انجام آن دستمزد پرداخت نمی‌شود. این نوع فعالیت از بچه‌داری تا پخت غذا و مهمانداری، نگهداری از بیمار و سالمندان و ... را شامل می‌شود. عمده‌ترین تفاوت خانواده سنتی و مدرن این است که در خانواده مدرن، کار خانگی به سازمان‌های دیگری مثل شیرخوارگاه، مدرسه، رستوران، هتل، بیمارستان و خانه سالمندان سپرده شده و خانواده به دلیل اشتغال مرد و زن و کاهش ارتباط با شبکه خویشاوندی، قادر به تولید قابل‌توجه کار خانگی نیست. اما آنچه در عمل روی داده است، با تصویری که از اقتصاد خانواده مدرن ارائه کردیم، فاصله بسیار زیادی دارد. آنچه عملا اتفاق افتاده، این است که هنوز هم قسمت قابل‌توجهی از کارخانگی بی‌اجر و مواجب را زنان در خانه انجام می‌دهند. این موضوع حتی در جوامع غربی هم صادق است کمااینکه براساس نتایج بررسی‌ها، زنان شاغل در کشور‌های غربی گاه تا ۷۲ ساعت در هفته کار می‌کنند که بخش عمده آن کار خانگی است. در ایران به دلیل ناکارآمدی سازمان‌های جوارخانواده مثل شیرخوارگاه، مدرسه، رستوران و بیمارستان، قسمت اعظم این وظیفه بر دوش خانواده نحیف امروزی گذاشته شده که در بیشتر مواقع تاب و تحمل انجام این وظایف را ندارد. به این ترتیب خانواده ایرانی جورکش ناتوانی سازمان‌های اجتماعی است. خانواده در طول زندگی خود وظایف اقتصادی گوناگونی دارد. برخی از این وظایف به این قرار است؛ تامین اجاره مسکن و خورد و خوراک، تامین امکانات مراقبت از کودک، تامین نیازهای آموزشی، خرید مسکن بزرگ‌تر، تامین امکانات اوقات فراغت، ایجاد امکان تحصیلات دانشگاهی و آماده کردن فرزندان برای ترک منزل و...، بنابراین وظایف اقتصادی خانواده در طول حیاتش ثابت نیست و با گذر زمان تغییر می‌کند. در مرحله‌ای که بزرگ‌ترین فرزند به سن جوانی پا می‌گذارد، خانواده ایرانی با اوج نیازمندی‌های اقتصادی خود مواجه می‌شود و در اینجاست که فشار بیشتری به پدر و مادر برای تامین درآمد و مدیریت مخارج خانواده وارد می‌شود. به همه این موارد باید تاثیر بحران‌های اقتصادی را اضافه کرد. در دوره‌های بحران که معمولا با کاهش قدرت خرید خانواده و افزایش حجم مطالبات فرزندان همراه است، مدیریت اقتصادی خانواده با همکاری زوج و فرزندان امکان‌پذیر خواهدبود. در غیر این صورت این بحران به تدریج به بحران‌های روانی و بروز اختلاف‌های دیگر در خانواده منجر خواهدشد. در این مرحله خانواده به ساخت سنتی خود نزدیک می‌شود؛ پدر به سمت کسب درآمد بیشتر می‌رود و مادر به سمت در مرکزیت عاطفی خانواده قرارگرفتن. از آنجا که اقتصاد ضامن بقای خانواده است، عمدتا سایر جنبه‌های زندگی خانواده فدای بعد اقتصادی آن می‌شود. این مهم‌ترین خطر برای خانواده امروزی است. در حالی که خانواده با ۴ چرخ اقتصاد، مدیریت، روابط مستحکم و فرهنگ می‌تواند حرکت کند، عمده هم و غم خود را صرف یکی از این چرخ‌‌ها می‌کند و عملا دچار عدم توازن می‌شود و حرکت رو به جلوی آن کند یا متوقف خواهد شد. یک خانواده سالم و مستحکم، به توانایی اقتصادی کافی، پس‌انداز و مهارت‌های لازم برای هزینه کردن و مصرف نیازمند است. تمام خانواده‌هایی که پایدار باقی می‌مانند، به یقین به صورت خودآموخته و به تجربه این مهارت‌ها را کسب کرده‌اند. پرسشی از دکترحسین ابراهیمی‌مقدم روان‌شناس و مشاور خانواده بهترین مدل برای مدیریت اقتصادی خانواده چیست؟ بحث مدیریت مالی در خانه، چگونه هزینه کردن و چگونه پس‌اندازکردن، همیشه در خانواده‌ها مطرح است و گاهی هم کار را به جاهای باریک می‌کشاند. در این زمینه با دکتر حسین ابراهیمی‌مقدم، روان‌شناس و مشاور خانواده گفت‌و‌گو کرده و نظر ایشان را پرسیده‌ایم. ▪ زن و شوهر چه زمانی باید درباره چگونگی مدیریت امور مالی خانه تصمیم بگیرند؟ آیا مهم است که به دست آوردن این تفاهم قبل از ازدواج باشد؟ این کار حتما باید قبل از ازدواج انجام شود. یکی از مهم‌ترین عوامل ازدواج موفق، این است که هر دو نفر در برخی زمینه‏ها با یکدیگر همسطح، همفکر و هم‏اندازه باشند. در مورد مسایل مالی و اقتصادی نیز این تفاهم بسیار مهم است. ▪ اگر این تفاهم وجود نداشته باشد، چه اتفاقی می‌افتد؟ اگر وضعیت اقتصادی یکی از طرفین بسیار خوب و سطح مالی دیگری پایین باشد، مشکل‏های بسیار زیادی در آینده برایشان ایجاد خواهد شد چون سطح توقعات یکی بسیار بالاست و دیگری سطح انتظارات بسیار پایین‏تری دارد و این حالت باعث ایجاد حس کمبود، حقارت و کاهش اعتماد‌به‌نفس او خواهد شد. از طرف دیگر، فردی که سطح توقعاتش بالاست، با ورود به زندگی دیگری احساس سرخوردگی، یأس و ناکامی ‌خواهدکرد. هر دوی این حالت‌ها مشکل‏زاست و زندگی زناشویی را تهدید می‌کند، درست است که صحبت در مورد مسایل اقتصادی و مدیریت آن قبل از ازدواج بسیار مهم است، اما مهم‌تر این است که خانواده‌های دو طرف از نظر مالی و اقتصادی در یک سطح باشند. ▪ اگر زوجی قبل از ازدواج مساله مدیریت امور مالی خانواده را مطرح نکردند، حتما دچار مشکل می‌شوند؟ بسیاری از خانواده‏ها روی این نکته که محوریت اقتصادی خانواده باید به دست آقایان باشد، تاکید بسیاری دارند زیرا درآمدزایی در خانواده‏های ایرانی معمولا بر عهده مردهاست. اگر خانم درآمدی داشته باشد، جزو وظایفش محسوب نمی‌شود ولی اگر مردی درآمد نداشته باشد، یکی از مهم‌ترین وظایفش را انجام نداده‌است. از سوی دیگر، برخی معتقدند اگر مسایل اقتصادی به مردها سپرده شود، خانواده احساس بهتری خواهد داشت زیرا مردها روابط اجتماعی بهتر و بیشتری دارند که باعث کسب تجربه‏های متعددی در آنها خواهد شد. خیلی از خانواده‏ها هم بر این باورند که اگر خانم‏ها مدیریت اقتصادی خانه را به عهده بگیرند، بهتر نقش ایفا خواهند کرد. با توجه به باورهای متفاوتی که وجود دارد، بهتر است درباره مدیریت اقتصادی خانواده قبل از ازدواج صحبت شود و هر ۲ نفر به نتیجه مطلوب برسند. ▪ برخی معتقدند اگر خانم‏ها درآمدشان را برای زندگی هزینه کنند، عزت‌نفس مرد خدشه‏دار می‌شود. با این نظر موافقید؟ این نظرها مربوط به گذشته است و در شرایط اقتصادی امروز، اتفاقا مردها خیلی هم خوشحال می‌شوند همسرشان در امور مالی به آنها کمک کند. ما در جامعه‏ای زندگی می‌کنیم که در حال حرکت به سمت مدرن شدن است. در جامعه مدرن، الگویی وجود دارد که بسیاری از کشورهای غربی از آن تبعیت می‌کنند؛ اینکه زن و مرد هر دو کار ‎‏کنند، هر دو درآمدزایی داشته باشند و با هم در پیشبرد اهداف اقتصادی خانه سهیم باشند. ▪ در حال حاضر ما جزو جوامع مدرن هستیم؟ از طرفی بله و از طرفی نه! جامعه ما هنوز تابع سنت‏هاست. در این جامعه عمده درآمدزایی با مردان است و بسیاری از خانم‏ها خانه‏دار هستند. البته در حال حاضر یک حالت سومی‌ هم وجود دارد؛ زن مانند زن‌های جوامع مدرن خارج از خانه کار می‌کند و درآمد دارد اما هنگام خرج کردن سنتی عمل می‌کند. این خانم‏ها حتی مایحتاج خود را با درآمد همسرانشان تهیه می‌کنند. این بدترین حالت ممکن است. وقتی مرد با کار مضاعفی که انجام می‌دهد، درآمدی به دست می‌آورد و آن را خرج می‌کند، انتظار دارد وقتی وارد منزل می‌شود، محیط خانه آرام باشد و همسرش از وی پذیرایی کند اما با همسری مواجه می‌شود که به دلیل شاغل بودن خسته است و درنهایت هم درآمدش را برای امور خانه صرف نمی‌کند. این اجحاف در حق شوهر می‌تواند باعث بروز دعواهای زناشویی شود. به همین دلیل طبق قانون مرد می‌تواند اجازه کار کردن همسرش را در خارج از خانه ندهد. ▪ پس بهترین حالت این است که زن و مرد حقوقشان را برای زندگی‏شان هزینه کنند؟ بله، بهتر است زن و شوهر هر دو در پیشبرد اهداف اقتصادی خانه سهم داشته باشند. مردهایی که با این کار عزت‌نفسشان کاهش پیدا می‌کند، همچنان تحت‌تاثیر تعالیم سنتی ‌قرار دارند. آنها احساس می‌کنند فقط خودشان باید وظیفه درآمدزایی را بر عهده بگیرند و اگر این کار را انجام ندهند، به وظیفه‏شان عمل نکرده‏اند. برخی از این مردان هم احساس می‌کنند همسرشان با خرج?کردن درآمدش منت سر آنها می‌گذارد. این حس هم خوشایند نیست و باعث ناراحتی‌هایی می‌شود. گاهی هم مردان تمایل ندارند با دادن سکان اقتصادی خانواده به دست همسرشان، نقش خود را کمرنگ کنند. آنها احساس می‌کنند اگر مدیریت اقتصادی را از دست بدهند، به نوعی اولویت‏ها، مدیریت و فرمانداری خانه را از دست داده‏اند. ▪ و در دنیای امروز و شرایط اقتصادی موجود، چنین برخوردهایی از نظر شما منطقی و توجیه شده است؟ نه‌تنها منطقی نیست، بلکه خطا و اشتباه است. زندگی مدرن امروزی هیچ‏کدام از این افکار را برنمی‎‏تابد. اگر قرار است خانمی ‌خارج از خانه کار کند، اخلاقی و عقلانی این است که در مخارج خانه کمک حال همسرش باشد. اینکه یکی کار و برای خودش پس‏انداز کند و دیگری کار کند و برای همه خرج کند، ناخوشایند است. البته ممکن است این حالت برای زنان هم به وجود بیاید! ▪ درنهایت بهتر است مدیریت اقتصادی خانه را چه کسی برعهده داشته باشد؟ تفاوت‏های فردی بین زنان و مردان باعث می‌شود از نظر مدیریت اقتصادی هم با هم تفاوت‏هایی داشته باشند بنابراین باید مدیریت اقتصادی خرد از قبیل خرج و مخارج روزانه را خانم‏ها و مدیریت اقتصادی کلان شامل خرید خانه، اتومبیل و... را مردان به عهده بگیرند. در این صورت موفق‏تر خواهند بود البته به شرط اینکه هر ۲ نفر درآمدشان را هزینه کنند. ▪ مدیریت مسایل مالی فرزندان را بهتر است کدام‌یک برعهده بگیرند؛ زن یا مرد یا حتی هر دو؟ پول توجیبی دادن به فرزندان هم به سیستم اقتصادی و درآمدزایی خانواده برمی‌گردد. اگر زن و شوهر هر دو شاغل هستند و وضعیت اقتصادی را با هم سامان می‌دهند، بهتر است صندوق مشترکی داشته باشند. اگر ورودی‏ها با هم وارد صندوق شود، دیگر فرزندان نمی‌توانند هم از پدر و هم از مادر پول توجیبی بگیرند بدون اینکه دو طرف خبر داشته باشند. دادن پول بیشتر به فرزندان و هزینه‏های گزاف ناشی از آن، باعث می‌شود آنها مدیریت اقتصادی را یاد نگیرند و در آینده با بالا رفتن سطح توقعاتشان، مشکلات بیشتری برای والدین ایجاد می‌شود. توصیه می‌کنم پول توجیبی فرزندانتان را با هماهنگی با همسرتان به آنها پرداخت کنید. ● تناقض در مدیریت مالی چه تأثیری بر کودکان دارد؟ بچه‌ها زود سردرگم می‌شوند دکتر نسرین امیری عضو هیات علمی دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی مدیریت مالی در خانه و ارتباط آن با تربیت فرزندان مساله‏ای است که در مورد آن نظرهای مختلفی وجود دارد. برخی والدین می‏کوشند درآمدهایشان را افزایش دهند و برخی دیگر سعی دارند مخارج و هزینه‏های اضافی را کاهش دهند و گروهی دیگر، هم روی افزایش درآمدها و هم روی کاهش هزینه‏ها تاکید دارند. نکته مهم این است که والدین هر خصوصیتی داشته باشند فرزندانشان را تحت‌تاثیر این خصیصه قرار خواهند داد؛ به خصوص وقتی رفتار پدر و مادر در بحث مخارج خانه متفاوت باشد. در این صورت فرزندان دچار سردرگمی خواهند شد اما این سردرگمی از نظر ما خیلی هم بد نیست زیرا ممکن است باعث شود فرزندان رفتار درست را انتخاب کنند. مثلا پدری را در نظر بگیرید که معتقد است پول را نباید بی‌جهت خرج کرد در حالی که همسر همین مرد معتقد است پول برای خرج‌کردن است پس باید آن را خرج کرد، در چنین شرایطی فرصتی فراهم می‏شود که فرزندان بتوانند مسایل پیرامون خود را سبک و سنگین کنند و تصمیم درست را بگیرند. البته این رفتار می‏تواند معایب و مضراتی هم در پی داشته باشد و کودکان را گیج کند به نحوی که نتوانند روش مدیریت مالی مناسبی برای خود پیدا کنند و در زندگی اقتصادی?شان همیشه دچار مشکل باشند. البته فراموش نکنیم گاهی اوقات اختلاف‌رفتار والدین در مدیریت منابع مالی نشان‌دهنده مساله‏دار بودن در روابط دیگری است که خود را به این شکل نشان می‌دهد، مثلا والدین باهم لج و لجبازی می‌کنند که در این صورت فرزندانشان بیشتر آسیب می‏بینند چرا که ناخودآگاه دو الگوی متفاوت به آنها ارائه می‌شود که هر دو اشتباه است. ● ضعف مدیریت مالی به چه می‌انجامد؟ خوراک بدون عشق دکتر پرویز رزاقی روان‌شناس و عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی برای حل‌ مسایل اقتصادی خانواده، یک راه‌حل کاربردی وجود دارد که گام اول آن برگزاری جلسه‌های ماهانه و حساب و کتاب درآمدها و اهم و اخص کردن مخارج خانه است و گام بعدی، بعد از شنیدن نظرهای افراد، رسیدن به تفاهم فکری در روش خرج‌کردن و سرمایه‌گذاری مالی مناسب است. با این روش و پایبندی به نتایج آن می‌توان میزان تنش‌ها و اختلاف‌ها را به حداقل رساند اما نکته مهم‌تر، اثر روانی آن است که این جلسه‌ها بر افراد خانواده و به‌خصوص روی خانم‌ها که حقوقشان تا حدودی تضعیف شده است، می‌گذارد. با این کار همه اعضای خانواده احساس ارزشمندی و مفیدبودن می‌کنند و خصوصا در زن خانه این حس به وجود می‌آید که همسرش به او احترام می‌گذارد، او را می‌بیند، در تصمیم‌گیری در مورد مسایل خانه نظرش را می‌پرسد و دخالت می‌دهد. در نهایت تفاهم و درک متقابل آنها از یکدیگر بالا می‌‌رود، میزان تنش‌ها کمتر و رضایتمندی بیشتر می‌شود و زن و مرد و اعضای دیگر خانواده با دل و جان برای یکدیگر قدم برمی‌دارند و فقط انجام وظیفه نمی‌کنند. در نتیجه میزان علاقه‌ زوج نسبت به یکدیگر بسیار بیشتر و عمیق‌تر می‌شود. اگر مرد یا زن خانه با حالت تحکم اعمال‌نظر کنند و به دیگر اعضا احترام نگذارند، احساس ارزشمندی زن یا مرد از بین می‌رود و اعضای خانواده احساس تنهایی و بیهودگی می‌کنند. آنها ممکن است حس کنند در زندگی خانوادگی سهمی ندارند. زن و شوهر با این شیوه از همدیگر فاصله می‌گیرند و تنهاتر می‌شوند و فردی که مورد ظلم واقع شده، افسرده‌تر و فردی که عملکرد اشتباه دارد، خودرأی‌تر می‌شود و به تکروی‌هایش ادامه می‌دهد. میزان نارضایتی در محیط خانواده بالاتر می‌رود، اعضا با یکدیگر درگیر می‌شوند، نا‌هماهنگی‌ها بیشتر می‌شود و حتی بر دیگر رفتار آنها هم تاثیر می‌گذارد. مرد بدون انگیزه کار می‌کند، زن حتی اگر خوراکی تهیه ‌کند این کار را بدون عشق و علاقه انجام می‌دهد و روابط کلامی بسیار کم و حتی محدود به جر و بحث می‌شود. در چنین محیطی، اعضای خانواده به رایانه‌ و تلویزیون پناه می‌برند و روابط عاطفی‌ زن و مرد هم تحت‌تاثیر قرار می‌گیرد. فرزندان خانه‌ هم از این سیاست‌گذاری غلط بی‌نصیب نمی‌مانند، احساس بی‌ارزشی و احساس عدم‌امنیت می‌کنند و حس می‌کنند پشتوانه‌ای‌ در زندگی ندارند حتی گاهی بین افراد خانواده تفرقه می‌افتد و مثلا پسر با مادر و دختر با پدر همراه می‌شود و حتی ممکن است همه در یک گروه جمع ‌شوند و عضوی تنها بماند و نهایتا اساس و نظام خانه و خانواده سست خواهدشد. متاسفانه مساله نداشتن‌تفاهم مالی و اقتصادی، نه‌تنها در سال‌های اخیر در خانواده‌های ما کم نشده، بلکه بیشتر هم شده است. البته در این میان زوج‌‌های دانشجو و افرادی که تحصیل‌کرده‌اند، کمتر با این مشکل مواجه می‌شوند. در سال‌های اخیر دیده‌ایم مردها با تحکم‌ بیشتری رفتار می‌کنند و حتی در سوال‌های بسیار کوچکی مثل اینکه چه زمانی به خانه برمی‌گردند و... از جواب دادن به همسرشان سرباز می‌زنند. به نظر من مدرنیته در جامعه ما تغییر مثبتی در رفتار کلی افراد اجتماع ایجاد نکرده است که هیچ، همان رفتار سنتی قدیم را هم از بین برده است و کار به جایی رسیده که حل نشدن مشکلات و اضافه شدن آنها در طول سالیان، افراد را به سمت پرخاشگری در مورد کوچک‌ترین مسایل و بحث‌ها کشانده است. ● حرف آخر درسی از تفاوت فرهنگی ایران و ژاپن دکتر علی ماجدی سفیر سابق ایران در ژاپن و معاون اقتصادی سابق وزارت امور خارجه مدیریت امور اقتصادی خانه در کشور ژاپن با زنان است و تا جایی که من مطلع هستم، در یک خانواده ژاپنی خانم خانه درآمد خانواده را جمع‌آوری و درباره سرمایه‌گذاری اقتصادی، هزینه‌ها و مصارف تصمیم می‌گیرد. این مورد هیچ ربطی به شاغل بودن یا نبودن او ندارد. زنان ژاپنی در پایان هر ماه گزارشی از عملکرد خود و مخارجی که کرده‌اند و هزینه‌ها به اعضای خانواده می‌دهند. جالب اینکه همین موضوع در مواردی باعث به وجودآمدن مشکلاتی برای مردهای ایرانی می‌شد که همسر ژاپنی داشتند و باید سر ماه حقوق خود را به او تحویل می‌دادند و به اندازه هزینه ماهانه خود برای رفت و آمد و... پولی دریافت می‌کردند. بسیاری از آنها از رفتن زیر بار این قضیه ناراحت و ناراضی بودند زیرا بار معنایی متفاوتی برای آنها داشت اما مردان ژاپنی به این موضوع به این شکل نگاه نمی‌کنند؛ آنها در هر پست و موقعیتی که بودند، این شرایط را می‌پذیرفتند. بارها پیش آمد که من با چند دوست ژاپنی که حقوقدان بودند، در این زمینه صحبت کردم و شنیدم که حقوق خود را به خانم خانه تحویل می‌دهند و برای مخارج ضروری پولی دریافت می‌کنند. این موضوع در ژاپن قانون نیست اما یک رفتار سنتی است که به قانونی نانوشته تبدیل شده است. حالا این سوال را که زنان ژاپنی موفق بوده‌اند یا نه، باید از کارشناسان حوزه اقتصاد خرد پرسید اما اگر به وضعیت اقتصادی خانواده در ژاپن نگاه کنیم، می‌توانیم این عملکرد را مثبت ارزیابی کنیم؛ عملکردی که به‌طور حتم نشات?گرفته از آموزشی درون خانواده یا سیستم آموزشی است زیرا آنها در کشوری زندگی می‌کنند که برای بریدن نوار افتتاحیه یک نمایشگاه کوچک، به افراد آموزش می‌دهند که چگونه بایستند، راه بروند و قیچی را به دست بگیرند؛ چه برسد به حل مسایل اقتصادی‌. با این همه، ایران، ژاپن نیست و این دو کشور با هم از لحاظ فرهنگی و اقتصادی تفاوت‌های بسیاری دارند. در جامعه ایران، اقتصاد کلان کشور به دست مردان است اما در اقتصاد خانواده که جزو اقتصاد خرد است، به نظر من بهتر است در درجه اول، مسؤولیت به عهده کسی باشد که مدیریت بهتری دارد. اگر هر دو (زن و مرد) این ویژگی را داشته باشند، باز هم فکر می‌کنم بهتر است مدیریت اقتصادی خانه به دست خانم‌ها باشد زیرا آنها اشراف بهتری به جزییات مخارج و اصولا آینده‌نگری بیشتری دارند، نیاز افراد را بهتر می‌شناسند و به نوعی فراغ بال بیشتری هم برای رسیدگی به این امور دارند. من به این روش معتقدم و در زندگی خانوادگی خودم آن را اعمال کرده‌ام و از آن راضی هستم اما مهم‌تر از این موضوع، بحث آموزش اقتصادی به افراد است که جای آن در نهادهای آموزشی ما خالی است و با بیشترشدن مشکلات اقتصادی، نداشتن این مهارت می‌تواند مشکلات بی‌شماری به وجود بیاورد، کمااینکه شما می‌بینید بسیاری از مشکلات خانوادگی ریشه در مسایل اقتصادی و ناتوانی در حل آنها دارد. ● نتیجه یک نظرسنجی درباره تفاوت‌های زنان و مردان در مدیریت مالی در این نظرسنجی که در «فوربز» منتشر شده است، صرفا به اظهارنظر زنان و مردان شرکت‌کننده در نظرسنجی اکتفا شده. همان‌طور که احتمالا شما هم می‌توانید حدس بزنید، این نظرسنجی بیش از آنکه مهارت زنان و مردان را در مدیریت مالی نشان بدهد، از اعتمادبه‌نفس بالاتر آقایان حکایت می‌کند! من می‌توانم حساب‌هایم را کاملا کنترل و کمتر از میزان درآمدم خرج کنم. مرد ۷۱% زن ۵۱% من مرتب بدهی‌ها و صورتحساب‌های ماهیانه خود را پرداخت می‌کنم. مرد ۶۱% زن ۳۶% در هر ماه قبض‌هایم را سرموقع پرداخت می‌کنم. مرد ۹۰% زن ۷۴% من همیشه یک پس‌انداز مخصوص برای روز مبادا و خرج‌های پیش‌بینی‌نشده خاص دارم که از درآمد ماهانه‌ام کنار می‌گذارم و می‌تواند تا چند ماه خرج‌هایم را پوشش دهد. مرد ۵۳% زن ۳۴% من یک اطلاعات کلی از امور اقتصادی مرتبط با سهام، وام و بهره‌های بانکی دارم. مرد ۷۰% زن ۴۰% من مطمئن هستم سرمایه‌گذاری‌هایم به‌طور صحیح و مناسب انجام شده است. مرد ۴۰ % زن ۲۴%
گالری تصاویر

لینک کوتاه :
https://mail.aftabir.com.168-119-213-99.cpanel.site/article/show/76673
PRINT
شبکه های اجتماعی :
PDF
نظرات
جدیدترین اخبار ها
بروزترین اخبار ها
مطالب مرتبط

مشاهده بیشتر

با معرفی کسب و کار خود در آفتاب در فضای آنلاین آفتابی شوید
همین حالا تماس بگیرید