امروز یکشنبه 18 مرداد 1405

Sunday 09 August 2026

مردم‌گرایی در سریال‌های نوروزی


1401/08/01
کد خبر : 46146
دسته بندی : ثبت نشده
تعداد بازدید : 76 نفر
برنامه‌های نمایشی تلویزیون در ایام تعطیلات نوروزی و در سال ۱۳۸۹ قابل‌توجه بود، به نحوی‌که احساس می‌گردید رویکردی جدید در بخش‌های مختلف فیلم‌های تلویزیونی و توجه به مخاطب و پرداخت و ساخت بهینه در مقایسه با سال‌های قبل به وجود آمده است. می‌توان گفت این رویکرد که پیش از این مورد توجه و تاکید مقام ریاست سازمان صداوسیما نیز بوده است در نوع خودش، دردروران قبل و پس از انقلاب قابل تأمل و نویدبخش است. به طور عمده شروع و پخش برنامه‌های متنوع از صبح تا نیمه‌شب به نحوی‌که ساخت و مضمون تکراری نداشته باشند و همچنین تنوع مخاطب را در رده‌های مختلف سطح درخواست و سلیقه راضی نگه داشتن و در عین حال مبحث را به سهل‌الوصول نکشیدن و نیز جایگاه، تفریح و آموزش و تاثیر بر مخاطب انبوه را هم مدنظر داشتن از آن جمله اقدامات مدیریتی است که با نگاه منصفانه باید گفت از عهده آن همه شبکه‌های ماهوارهای با آن همه بودجه و امکانات پیشرفته هم برنمی‌آید. میهمانان نوروزی امسال، میزبانان و عموم مردم ایران به طور مشهود چندان توجهی به ارسالات ماهواره‌ای نداشتند. نکته قابل تامل و توجه بیشتر، حضور و سخنان رهبر معظم انقلاب در مشهد مقدس و تفسیر و توصیف کار مضاعف و حرکت پیشاپیش سیمای جمهوری اسلامی می‌باشد. قطعا، مسئولین، مدیران و هنرمندان سیما بیشتر از هرکس دیگر از برکت هرچه نزدیکتر شدن به مذاق اندیشه و ذهن مردم و مخاطب که محصول تلاش مضاعف امسال در مقایسه با سال‌های قبل در ساخت برنامه‌هاست بهره‌مند گردیده‌اند. این بهره‌مندی با لبخند رضایتمندی مردم که در پاسخ گزارشگر نظرسنج، سپاسگزاری می‌باشد به یقین اجر معنوی ویژه خود را هم خواهد داشت. نگاهی اجمالی به سه سریال پخش شده از شبکه‌های مختلف، ارزیابی فوق را کاربردی‌تر خواهد نمود. سریال چاردیواری، قصه‌ای ساده و روان و هنرمندانه داشت. خانه و اهالی محل پایین‌شهر و مناسبات با صفا و صمیمانه جایی برای حادثه‌پردازی‌های خشن و تعیین تکلیف قهرمان و ضدقهرمان نمی‌گذارد. وقایع شیرین و متنوع و در عین حال طبیعی و متناسب با انتخاب مضمون و شخصیت‌ها به جای آنکه هول و هراس تعقیب و گریزی نوع غربی را در مخاطب ایجاد نماید و عصبیت را تشدید نماید در بخش‌های مختلف سریال لبخندهایی را نه از سرلودگی، هجو و انحطاط فرهنگ معاشرتی، بخصوص در کلانشهری مانند تهران، بر لب می‌آورد. دوستی نادر (امیر جعفری) و دوست همیشه همراهش (سعید آقاخانی) در عرض و طول قصه یادآور دوستی‌هایی است که احساس می‌گردد در جامعه دارند فراموش می‌شوند، این رابطه و دوستی را در جمیع مردم محل می‌توان دید ، می‌توان مشاهده نمود ، این مردم که ایرانی هستند و در فرهنگ معاشرتیشان از بلایای فرهنگ غربی نشانی نیست اگر همزبان نیستند لیکن همدل می‌باشند. صاحبخانه‌ای که خانه‌اش را دزد زده است اگرچه به گمانش، دزد، پسر رفیقش باشد اما، نگران احوال دوستش است تا مال باخته‌اش، مردی که پدر دزد به شمار می‌رود، قبل از اینکه نگران احوال پسرش باشد، نگران رفیق دزدزده‌اش است. مردم کوچه و محل همگی با همدلی مساعدت دارند تا مشکلی برطرف گردد و سوءظنی رفع شود. در این سریال از بالاشهر و تجملات خبری نیست، از آرایش و پیرایش حسرت‌زا خبری نیست، به همین دلیل در دل مخاطب جای می‌گیرد زیرا، کسی محکوم و حاکم نمی‌باشد. بازی فوق‌العاده هنرمندانه آتیلا پسیانی، کلاسی در خور برای علاقه‌مندان به بازیگری بود که اگر، علم و هنر توام گردند و در کوره تجربه پخته شوند، عالی‌ترین هنر، ساده‌ترین هنر می‌گردد که راز جاودانگی هنرمند در همین عناصر نهفته است. سریال زن‌بابا هم قصه‌ای ساده و عام داشت. پدر خانواده که تکلیف بچه‌هایش را روشن نموده است در صورتی که همسری اختیار نماید، طبیعی است که خواسته‌اش با مخالفت بچه‌هایش روبرو گردد اما، تفاوت این سریال و سریال‌های قبل از این با همین مضمون، در ادراک اطرافیان و بخصوص فرزندانش است. درک شرایط مرد توسط فرزندان حائز نکته تربیتی است که معمولا در قصه‌هایی از این دست کمتر در نظر گرفته می‌شود و معمولا با شعارهایی تکراری و با تاکید بر روانشناسی غیربومی و غیرایرانی موجب می‌شدند که مرد یا خواستگار و زن یا زن‌پدر، به مثابه عناصری معرفی شوند که پذیرش آنان از نظر جامعه و فرزندانشان تنها و تنها، پذیرش مرگ و تنهایی می‌باشد. پسری که خودش همسر زنی است و داماد خانواده است راحت می‌پذیرد که مادرش با پدرزنش ازدواج نماید. پسران دیگر می‌پذیرند که انسان به جز خوردوخوراک و مراقبت‌های فیزیکی، عمده نیازش به همدم‌ است و مرد عصبی معرفی شده در داستان، در جوار مونس و همدم به آرامش می‌رسد که همان نکته‌ای است که خداوند در قرآن فرموده است. سریال زن‌بابا همانند سریال چاردیواری در ساخت و قصه تلاش داشت به مستندی از زندگی قشری از جامعه دست یابد که جایشان واقعا در هنر خالی نشان داده شده و همین قشر از مردمند که بیشترین جمعیت کشور را می‌سازند و بیشترین کار و زحمت را متقبل می‌شوند و بنا به گفته حضرت امام (ره)، انقلاب از آن اینان است. پرداختن به این قشر از جامعه توسط رسانه ملی شاید یادآوری مجددی برای پاره‌ای از گوشها باشد تا با تلاش و کار مضاعف، سرعت بیشتری در رفع مضایق آنان گردد. سریال داراوندار، سومین اثر آقای مسعود ده‌نمکی پس از اخراجی‌های یک و دو، است. جمیع مقصد و مقصود مورد اشاره در این سریال توجه به ماهیت داراها یا پولدارها و نیز روابط درونی بی‌پول‌ها و ندارها می‌باشد. صاحبخانه‌ای از اهل بالاشهر قصد دارد یک منزل مسکونی را که چند خانوار فقیر در آن ساکن هستند تخلیه نماید و در این قصد از ترفند دعا و استجابت دعا استفاده می‌نماید که در آخرین بخش و سرانجام موضوع، سقف‌خانه می‌ریزد و تخریب می‌گردد. مورد جذاب این سریال، تیپ‌هایی هستند که در جمع خانه را به‌مثابه یک جامعه با طیف ندار می‌سازند. در بخش‌بندی سریال، سازنده فیلم به سراغ هر یک از تیپ‌ها می‌رود و زندگی و ذهنیتشان را بررسی می‌نماید. این سریال به لحاظ پرداختی، مشکل‌تر از فیلم‌های جنگی و از نوع دفاع مقدس می‌باشد. زیرا در این‌گونه شخصیت‌پردازی‌ها، لایه‌های زیرین به دلیل تنوعشان شناختی علمی و تجربی را نیاز دارد. در فیلم‌های نظامی و جنگی جایگاه دوست و دشمن معلوم است. همچنین سازنده اثر گرایش فکری را در خصوص موضوع جنگ راحت‌تر بیان می‌نماید، اما، در برخورد با تیپ عام مردم به دلیل نیاز به جامعه‌شناختی و روانشناسی اجتماعی و فردی چنانچه سازنده بخواهد به روش ذهنی و سلیقه‌ای و حتی ایدئولوژیک برخورد نماید، شخصیت‌های قصه در ناباوری بیننده‌ قرار می‌گیرند و اثر موفق نخواهد بود، البته مشکل عمده کارهای آقای مسعود ده‌نمکی، نگاه جهت‌دار و یکسویه به مضامین و شخصیت‌های کارهایش می‌باشد، این نگاه در کارکرد فیلم‌هایی از نوع اخراجی‌ها به دلیل محیط و بستر حضور شخصیت‌ها و جنس مضمون یعنی جنگ، دفاع، شهادت و... همچنین تعریف مذهب از آن مضامین و همچنین مکتب انسان‌سازی از دیدگاه اسلام، می‌تواند به‌مثابه یک طرح و ایده کارساز گردد و جامعه خود، بهترین نوع تجربی آن را دارد. اما، به‌هنگامی‌که ایده در حوزه عملکرد افراد یک جامعه مطرح می‌شود زاویه دید نمی‌تواند صرفاً ایدئولوژیک گردد. عملکرد اجتماعی افراد، قشر یا طبقه بستگی به نوع رابطه با قدرت مرکزی می‌باشد، همچنین ارزش‌گذاری فرهنگی جامعه نسبت به تعاریف داراها و ندارها تعیین تکلیف روشنتری را از سرمایه‌داران و یا فقرا می‌نماید، اگر قرار است که نسبت به گرایش مکتب و مذهب در مورد ثروتمندان و فقیران فیلمی ساخته شود، ابتدا بایست چگونه ثروتمند شدن ثروتمندان را مورد بررسی قرار داد. این نگرش یعنی ورود به ماهیت ثروت و طبعا قدرت از آن روی با مناسبات جامعه و نظام در تعارض است که مسئولین بلندپایه در شعار و عمل قصد هرچه نزدیکتر شدن به مردمان بی‌چیز را نشان می‌دهند. بنابراین، چنانچه ورود به ماهیت سرمایه و ثروت گردد نقش معارض هم به خودی خود هویدا می‌گردد. نمونه خوب این نوع نگاه سریالی بود که پیش از عید و به سفارش سازمان بازرسی تولید و پخش گردید. ساخت این‌گونه سریال‌ها و فیلم‌ها موجبات آگاهی و طبعاً آماده‌باش مردم را فراهم می‌سازد و همین امر باعث رفع بزه‌های احتمالی، اداری و بوروکراسی می‌شود. به هر جهت، ورود سیما به سال جدید و چنانچه ذکر گردید با رویکرد هرچه مردمی شدن قصه‌ها و فیلم‌ها امید وافری را نوید می‌دهد تا در کنار سال همت و کار مضاعف در راستای بالندگی کشور و ایجاد هرچه بیشتر نشاط و امنیت اجتماعی و اقتصادی برای جامعه، به اهداف عالیه جامعه اسلامی نزدیکتر شویم. ان‌شاءالله.
گالری تصاویر

لینک کوتاه :
https://mail.aftabir.com.168-119-213-99.cpanel.site/article/show/46146
PRINT
شبکه های اجتماعی :
PDF
نظرات
جدیدترین اخبار ها
بروزترین اخبار ها
مطالب مرتبط

مشاهده بیشتر

با معرفی کسب و کار خود در آفتاب در فضای آنلاین آفتابی شوید
همین حالا تماس بگیرید