هرکاری که بتواند قصه خوبی تعریف کند و مردم را سرگرم کند جدای از محتوای آن به لحاظ فیلمنامه نویسی کارخوبی است.
عربی: اگر بخواهم برای ماه رمضان بنویسم ترجیح میدهم داستانم متناسب ماه باشد مثلا کمدی نباشد و آن را درقالب درامهای اجتماعی بیان کنم
پیش از آنکه رسانهها جای ما را برای حرف زدن و فکر کردن بگیرند، ماه رمضان در سکوت و عمق بیشتری سپری میشد صدای اذانهای ساده کوچهها موقع غروب برای انجام یک آموزه دینی مشترک شنیده میشد و اذان کار رسانههای صوتی را میکرد اما با رشد و گسترش رادیو و تلویزیون مناسبات آدمها، آموزهها و رسانهشان کم کم تغییر کرد. هرچند درک، آگاهی، دانش و تغییرات دنیا شتاب گرفته است، اما گاهی وقتها میایستیم تا بفهمیم کجا هستیم.سی روز و سی شب کم نیست برای اینکه خدا بخواهد انسان را آرام کند و برای یازده ماه دیگر او را با سختترین کارها، نخوردن و ننوشیدن و پرهیزآماده کند. اما گویا قرار است رسانهها این اتفاق را به شکلی دیگر رقم بزنند در طی سالهای گذشته ماه رمضان برای مردم ایران با سریالهای تلویزیون مورد توجه قرار گرفت. تلاش میکنیم با مروری براین سریالها تاثیر،نقاط قوت و ضعفشان را بیان کنیم.
در این روند تغییر، سال ۷۳ اولین سالی بود که تلویزیون با پخش سریال «نیمه پنهان ماه» پایهگذار رسمی نوین شد،تلویزیونی که پیش از آن پخش سریالهای عادی خود را در ماه مبارک متوقف میکرد تا مردم ایران بیشتر به معنویات بپردازند. در کمتر از ۲۰ سال، امروز شبکههای مختلف تلویزیونی برای پخش سریال رقابت میکنند. توجه مخاطبانی که پس از یک روز طاقت فرسا دلشان میخواست پای سفره افطار داستانی را دنبال کنند، اولین دلیل برنامه سازان و برنامهریزان تلویزیون برای ادامه این روند بود. «گمگشته» به کارگردانی رامبد جوان در سال ۸۰، «نسیم رویا»، «نوعروس»،«همراز» و «پشت کنکوریها» در سال ۸۱، «یکی مثل من»، «رویای ناتمام»، «فقط به خاطر تو» و «رانت خوار کوچک» در سال ۸۲، «اگه بابام زنده بود»، «کمکم کن»، «خانه به دوش» و «رسم عاشق کشی» در سال ۸۳ از سریالهای مناسبتی اولیه بودند اما در سال ۸۳ مجموعههای «کمکم کن» به کارگردانی قاسم جعفری و «خانه به دوش» ساخته رضا عطاران دو گونه جدید را به سریالهای ماه رمضان اضافه کردند، یکی طنز و دیگری ماورا.
«کمکم کن» داستانی درباره جوانی پرکار، عصبانی و سختگیر بود که به خاطر فشار کاری سکته میکند و به کما میرود، در کما اتفاقاتی برایش میافتد که بعد از بههوش آمدن تصمیم میگیرد کارهای دنیای خود را جبران کند. این داستان آغاز داستانهایی با تم مذهبی ماورایی است که شرط خوب بودن را از زندگی زمینی جدا و آن را به دیدن ماورا وابسته میکند.شاید برای مردمی که تا به حال اخلاق را جزو باورهای دینی شان می دانستند و برای خوب بودن شرطی جز رابطه خود وخداوند متصور نبودند، دیدن افرادی که تنها با داشتن چشم برزخی میپذیرند نادم باشند و اخلاقی، پدیده تازه ای در تلویزیون بود.
سال ۸۳ همچنین اولین سریال مناسبتی طنز تلویزیون پخش شد و مورد استقبال مردم قرار گرفت،این سریال آغاز سه گانه «خانه به دوش»،«متهم گریخت» و «بزنگاه» به کارگردانی رضا عطاران بود که موجی جدید در تغییر ذائقه مخاطبان از سریالهای صرفا اجتماعی به طنز اجتماعی ایجاد کرد. ادامه روند طنزهای ماه رمضان بی حاشیه نبود، مخالفان معتقد بودند این سریالها با حال و هوای معنوی ماه مبارک همخوانی ندارد ضمن اینکه بدآموزیهای زبانی و فرهنگی در آن کم نبود. پرداختن به زندگی قشرکم درآمد و عامه مردم گرچه باعث شده بود مخاطبان تلویزیون احساس همذات پنداری بیشتری بکنند اما کمرنگ شدن و گاه به فراموشی رفتن ارزشهای ماه رمضان و همچنین تکیه صرف برسرگرمی و یا رواج دروغ،ریا و دغل در روابط بین فردی دلایلی بود که تلویزیون جلوی تولید بیشتر چنین سریالهایی را بگیرد.سال ۸۴ سریالهایی چون «مرده متحرک»،«او یک فرشته بود» و«برای آخرین بار» پخش شدند. ژانر ماورایی سریال، حضور شیاطین و زمزمههای آشکارآنها زیرگوش مردم اتفاقی است که پس از «او یک فرشته بود» در سریالهای «اغما» به کارگردانی سیروس مقدم و«سقوط یک فرشته» ساخته بهرام بهرامیان تکرار میشود.
گویا مردم نیاز دارند همانند داستانهای دینی شخصا شیطان و فرشته را ببینند. «آخرین گناه» ساخته حسین سهیلی زاده در سال ۸۵ بیش از هر سریال مناسبتی دیگر چشم برزخی را تا حد ناشناختهای زمینی میکند. استادی که با طی مراحل بسیار به توانایی چشم برزخی رسیده می میرد و با یک عمل جراحی پیوند قرنیه این خاصیت چشمانش اشتباهی به شاگرد او منتقل می شود. «میوه ممنوعه» سریال پرمخاطب دیگری بود که در سال ۸۵ ساخته شد وحسن فتحی آن را کارگردانی کرد این سریال روایتی نوین از داستان شیخ صنعان داشت که دل در گرو عشق دختر ترسا میگذارد.فتحی در باورپذیر کردن این موقعیت و خلق احساس گناه و شرایطی که انسانی برخلاف عقایدش رفتار می کند بدون توسل به ماورا موفقتر از دیگران است.«صاحبدلان» ساخته محمد حسین لطیفی یکی از سریالهای مناسبتی قوی بود که داستانی برگرفته ازمفاهیم قرآن داشت؛ دیالوگهای خیلی خوب سریال بین دو گروه خیر و شر درکنار بازی و کارگردانی، این مجموعه را پرمخاطب کرد.
در ادامه، داستان «اغما» به کارگردانی سیروس مقدم در سال۸۶ سریالهای ماورایی را متوقف نکرد. این مجموعه زندگی دکتر طه پژوهان را که به خاطر تبحر درکارش به پنجه طلایی معروف است، روایت میکند. مشکل زمانی پیش میآید که او نمیتواند همسرش را از مرگ نجات دهد، در اغما نیز اختیار انسانها نادیده گرفته می شود و شیطان بیش از اندازه نشان داده میشود. سال ۸۷ سریالهای «روز حسرت» به کارگردانی سیروس مقدم، «مثل هیچکس» ساخته عبدالحسن برزیده، «بزنگاه» رضا عطاران و «ماموربدرقه» سعید سلطانی پخش شدند که در این میان «روز حسرت» ماورایی بود و سیروس مقدم در آن برزخ را از نگاه خودش به تصویر کشید. مهمترین سریال سال ۸۸ «پنجمین خورشید» به کارگردانی علیرضا افخمی بود که برای جذب مخاطب از سفر زمان استفاده کرد. در سال ۸۹ حسن فتحی «در مسیر زاینده رود»، محمدرضا آهنج «ملکوت» ومحمدمهدی عسگرپور «جراحت» را کارگردانی کردند. «ملکوت» ماورایی بود وبه داستان زندگی مردی ثروتمند که براثر تصادف به کما رفته میپردازد. اما «جراحت» جذابیت و کشش خود را به درگیریهای عمیق خانوادگی وابسته میکند. در سال ۹۰ سریالهای «سقوط یک فرشته» بهرام بهرامیان، «سی امین روز» جواد افشار، «پنج کیلومتر تا بهشت» علیرضا افخمی پخش شدند.
«امیر عربی» فیلمنامه نویس درباره محتوای سریالهای سالهای گذشته ماهرمضان، فیلمنامه «صاحبدلان» و «میوه ممنوعه» را کارهای خیلی خوبی میداند.او درباره ویژگی یک فیلمنامه خوب به تهران امروز میگوید:هرکاری که بتواند قصه خوبی تعریف کند و مردم را سرگرم کند جدای از محتوای آن به لحاظ فیلمنامه نویسی کارخوبی است. اما متاسفانه شاهدیم که بیشتر کارهای مناسبتی قصه خوبی ندارند و گاه قصه برای یک مجموعه ۲۶ یا ۳۰ قسمتی نبوده اما تهیه کننده ترجیح داده آن را طولانی کند تا منافع مالیاش تامین شود، به خاطر همین میبینیم بسیاری از سریالها شروع خوبی دارند اما پس از سه چهار قسمت داستان افت میکند و برای ادامه کشش ندارد. نویسنده سریال «فرات» درباره گونههایی که تا به حال در ماه مبارک کار شده نیز میافزاید:من اگر بخواهم برای ماه رمضان بنویسم ترجیح میدهم داستانم متناسب ماه باشد مثلا کمدی نباشد و آن را درقالب درامهای اجتماعی بیان کنم. نویسنده «سعادت آباد» یادآور میشود: نویسنده باید بتواند درام را درست بنویسد چون درام خوب در خودش مضامین اخلاقی و انسانی دارد که ما میتوانیم برای سریالهای رمضان این مضامین را بسته به داستانمان پررنگ کنیم و به کار بگیریم اما اینکه نویسندهای بر اساس مضمون از پیش تعیین شدهای بخواهد درام بنویسد کار اشتباهی است و به داستان ضربه میزند. همچنین «هوشنگ توکلی» از بازیگران تلویزیون و سریالهای ماه رمضان درباره محتوای این سریالها به تهران امروز میگوید: متاسفانه هرچه میگذرد تولیدات ما ضعیفتر میشود، سریالهای دهههای گذشته به مراتب قویتراز سریالهای سالهای اخیر است.
وی میگوید: با وجودی که عوامل تولید در تلویزیون قویتر شدهاند و نویسندگان بازیگران و کارگردانهای بهتری داشتهایم اما ورود افراد غیرمتخصص در بخش تهیه و مسائل اقتصادی باعث ضعف کارها شده است.
توکلی در ادامه میافزاید: مدیران سازمان از وجود عوامل مافیایی در جریان تولید برنامه صحبت میکنند، مسئلهای که بر محتوای سریالها تاثیر گذاشته ومانند ویروسی به جان اهالی فرهنگ و هنر افتاده است.این موضوع باعث شده به جای پرداختن به دغدغههای مهمی که در جامعه ما وجود دارد و توجه به موضوعات اخلاقی، انقلابی و جهانی، سطح فکر و ذائقه مخاطب به درگیری ارواح و شیاطین تنزل پیدا کند.
این بازیگر خاطرنشان میکند: با توجه به اینکه صداوسیما بیشترین هزینه را برای سریالهای مناسبتی میکند، اگر تهیه کنندگی در تولید تلویزیون درست شود شاهد سریالهایی ضعیف کمدی و مذهبی سالهای قبل نخواهیم بود.