امروز دوشنبه 09 شهریور 1405

Monday 31 August 2026

مسابقه‌ای تمام عیار بین همه و نود


1401/08/01
کد خبر : 75114
دسته بندی : ثبت نشده
تعداد بازدید : 44 نفر
این روزها دیگر مثل دهه شصت و اوایل دهه هفتاد نیست که مجری تنها به فردی اطلاق شود که لابه لای برنامه‌های تولیدی تلویزیون، وظیفه اعلام آغاز برنامه‌ها و ساعت پخش آن را بر عهده داشته باشد. گوینده پخش به تاریخ پیوسته و مجری متولد شده که سکاندار برنامه‌های گفت گو محور زنده جعبه جادویی نام دارد و به معنای کلمه می‌تواند در کنار هوش برنامه‌سازان، دکور، تیتراژ، موسیقی، وله‌ها و پلی بک‌ها، به فرم ومحتوای طرح‌ریزی شده جان ببخشد و موجبات شکست و پیروزی برنامه زنده را فراهم سازد. امروزه روز مجریان و توانایی برقراری ارتباط آنها با مخاطب یکی از رموز اصلی به اصطلاح گرفتن ونگرفتن یا دیده شدن وندیده شدن برنامه‌های زنده گفت‌وگو محور یا تاک شو‌های تلویزیونی به حساب می‌آید. به قول «سید مجتبی سجادی» تهیه کننده برنامه ورزش از نگاه دو در یک برنامه ورزشی زنده تلویزیونی، تمامی عوامل با زحمت فراوان توپ را تا دم دروازه جلوآورده و این مجری است که باید کار را تمام کرده و توپ را به تور دروازه بچسباند تا فریاد گل مخاطب به آسمان رود. این مثال برای برنامه‌های زنده تلویزیونی در ژانر‌های اجتماعی و اقتصادی و سیاسی و مذهبی و غیره نیز مصادق دارد و اهمیت وجودی یک مجری متبحر در جان گرفتن برنامه زنده تلویزیونی را نشان می‌دهد. اجرای زنده یک برنامه ورزشی تلویزیونی دقیقا یعنی تخصص، شاید بسیاری از مجریان در جان بخشیدن و هدایت برنامه‌های عمومی از پس کار برآیند، حتی اطلاعات عمومی در مورد ورزش به طور مثال فوتبال داشته باشند که از اقبل عمومی در جامعه ایرانی برخوردار است اما آیا همین مقدار برای اجرای موفق برنامه ای ورزشی مولفه تعیین کننده‌ای محسوب می‌شود؟ مجری ورزشی ایده آل باید تناسب اندام، ریتم صحبت کردن مطلوب و تند، اطلاعات بروز و کافی، نشاط و شادابی و ... را به عنوان شاخصه‌های ابتدایی و ابزار مورد نیاز در دست داشته باشد. برخی از برنامه‌های تلویزیونی ورزشی، برخی از گزارش‌های زنده رشته‌های مختلف ورزشی با مشکلی روبرو هستند که پاشنه آشیل آنهاست، اینکه هنوز مرز بین اجرا، گزارشگری و تفسیر ومفسر بودن در محتوای آنها خط کشی نشده است. خود من هم گاهی در دو طرف این مرز قرار گرفته و تمام سعی خود را به کار می‌بندم تا از افتادن در این ورطه هولناک فارغ شوم، (دقیقا بهترین واژه فارغ شدن است) حربه‌ای که عادل فردوسی پور آن را به خوبی یاد گرفته و به کار می‌بندد اما در بسیاری از برنامه‌ها و گزارش‌های ورزشی دیده نمی‌شود. اجرای تلویزیونی در این برهه زمانی، در این سال‌ها و در این دهه سبک پذیر نیست، بهترین سبک اجرا امروزه از نگاه من بی سبکی است، تعدد شبکه‌های تلویزیونی، تولد ماهواره‌ها، رویش قارچ گونه برنامه‌های گفتگو محور زنده تلویزیونی در ژانر‌های مختلف باعث شده داشتن سبک در اجرا دلیل اصلی تکراری شدن مجریان تلویزیونی برای مخاطب و پس زده شدن شود. یکی از رموز دیده شدن یک مجری و ماندگار شدن آن می‌تواند بی سبکی باشد، بدین معنا که مجریان خود خود را جلوی دوربین آورده و این اجازه و حق انتخاب را به ببینده بدهند که آنها را قبول کرده یا پس زند. (دقیقا ترفندی که از روز اول اجراهای تلویزیونیم به آن پایبند بودم). برای دیده شدن و در دل مخاطب قرار گرفتن نیازی به عادل فردوسی‌پور بودن، رضا صفدری، احسان علیخانی، ژیلا صادقی، محمدرضا شهیدی فر، فرزاد حسنی و .... آزاده نامداری شدن نیست، بلکه برای متولد شدن و جان گرفتن در ذهن مخاطب باید خود خود بود. اجرای تلویزیونی بی هیچ عنوان با ادا درآوردن، غلوکردن، نقش بازی کردن، کاراکتر ساختن، صدا سازی، صدا پیشگی و .... همسو نیست. اجرا با بازیگری زمین تا آسمان فرق دارد، شباهت‌های زیادی بین یک مجری برنامه زنده تلویزیونی و بازیگران تئاتر دیده می‌شود اما کجا مجری این فرصت را دارد که ماهها نمایش نوشت را مرور کرده، کاراکتر را جان بخشد و شخصیت را بسازد؟ هر برنامه تلویزیونی زنده در کمترین زمان ممکن برای یک مجری از راه می‌رسد و فرصتی برای شخصیت سازی نیست، مگر یک مجری توانایی متولد کردن چند شخصیت را در طول یکسال اجرای برنامه‌های روتین دارد؟ حتی بر فرض اینکه چنین توانایی خارق العاده و فرا زمینی هم در انسان باشد، آیا ببینده با هوش در این سال‌ها، که دنیا تبدیل شده به دهکده کوچک جهانی، می‌تواند مجریی را بپذیرد که فاکتور صداقت را به بازی گرفته است؟ مگر تلویزیون و حیطه برنامه‌های زنده تلویزیونی، پرده بزرگ هنر هفتم و صحنه محترم تئاتر است؟ این روزها تنها عادل فردوسی پور، رضا جاودانی و تولد مجری جوان و آینده داری مثل «محمدرضا احمدی» من را پای برنامه‌های ورزشی میخکوب می‌کند، دلیلش هم صداقت، بی پروایی، مهربانی، اطلاعات به روز و پویایی در اجراهای آنهاست، هر چند برای تمامی همکارانم احترام ویژه قایل بوده و تنها انتخابهایم را براساس سلیقه شخصی عنوان کردم نه تخصص و سال‌ها پایداری وممارست دیگر بزرگان این عرصه و ژانر. یکی از شاخصه‌های سنگین شدن کفه ترازوی طرفداران به منتقدان در بین عموم جامعه و مخاطبان می‌تواند ریتم تند انتقال اطلاعات باشد، به راستی ببیننده امروز که ام‌پی‌تری وار زندگی می‌کند حوصله کشدار حرف زدن، لفت دادن و قصه گویی را دارد؟ قطعا دکمه تغییر کانال تلویزیونی یا خاموش را فشار خواهد داد، به همین دلیل است که گاهی انگار در یک برنامه تلویزیونی دنبال بعضی از ماها کرده‌اند. در اجرای برنامه ورزش از نگاه دو که سال ۱۳۹۱ بر عهده ام گذاشته شد سعی کردم تمام موارد مطرح شده در این یادداشت را به کار گیرم. اعتماد تهیه کننده اصل بود، اینکه چقدر توانستم موفق باشم بر عهده مخاطب محترم. اما سعی کردم شبیه نبودن به کسی، تزریق پویایی و انرژی، اطلاعات کافی در مورد رشته‌های مختلف و مورد اقبال جامعه، نقش بازی نکردن، داشتن ریتم تند، صداقت و .... را به عنوان امضای من پای اجرای برنامه‌های ورزش از نگاه دو قرار دهم. برنامه ای که تمام تجربیاتم در اجراهای اجتماعی، گزارشگری رشته بسکتبال، گویندگی رادیو و روزنامه نگاری ورزشی و سینمایی ام را در تمام این سالها در آن به کار گرفتم. به راستی موفق بودم یا نه؟ بله یا خیر؟
گالری تصاویر

لینک کوتاه :
https://mail.aftabir.com.168-119-213-99.cpanel.site/article/show/75114
PRINT
شبکه های اجتماعی :
PDF
نظرات
جدیدترین اخبار ها
بروزترین اخبار ها
مطالب مرتبط

مشاهده بیشتر

با معرفی کسب و کار خود در آفتاب در فضای آنلاین آفتابی شوید
همین حالا تماس بگیرید