امروز یکشنبه 18 مرداد 1405

Sunday 09 August 2026

مسکن سرمایه یا سرپناه


1401/08/01
کد خبر : 46043
دسته بندی : ثبت نشده
تعداد بازدید : 76 نفر
بی اغراق کلمه "مسکن" یا "خانه" یا آنچه رساننده مفهوم محل سکونت خانواده ها است در همه جوامع مفهومی‎متعالی و مقدس دارد. انسانها در بیرون از خانه در گیر نبردی طولانی و دائمی‎برای زندگی کردن هستند. سرما و گرما و باد و باران همه بشر بیرون از خانه را به شکلی تهدید می‎کند. انسان فقط وقتی که در خانه و در میان عزیزان خود هست احساس آرامش می‎کند.‏ ● تعریف و مفهوم مسکن آنچه که در بادی امر به نظر می‎آید بدیهی بودن مفهوم و معنای مسکن است. و در یک نگاهی سطحی نیاز چندانی به تبیین این مقوله احساس نمی‎شود امّا با اندکی تامل و امعان نظر به این نکته که مفهوم مسکن چیزی فراتر از یک مکان فیزیکی است، سست بودن این گفته به اثبات می‎رسد. مفهوم مسکن یک مفهوم سهل و ممتنع است. مسکن مسئله ای بسیار پیچیده و بسیار گسترده است. اهمیت مسکن از جایی نشات می‎گیرد که بسیاری از نیازهای اولیه فرد همانند خوراک، استراحت و... در آن تامین می‎گردد. مفهوم مسکن علاوه بر مکان فیزیکی، کل محیط مسکونی را نیز در بر می‎گیرد که شامل کلیّه خدمات و تسهیلات ضروری مورد نیاز برای بهزیستن خانواده و طرح‎های اشتغال، آموزش و بهداشت افراد است. در دومین اجلاس اسکان بشر (۱۹۹۶) که در استانبول برگزار شد مسکن مناسب این چنین تعریف گشته است: "سر پناه مناسب تنها به معنای وجود یک سقف بالای سر هر شخص نیست‎؛ سر پناه مناسب یعنی آسایش مناسب، فضای مناسب، دسترسی فیزیکی و امنیت مناسب، امنیت مالک، پایداری و دوام سازه ای، روشنایی، تهویه و سیستم گرمایی مناسب، زیر ساخت‏‎های اولیه مناسب از قبیل آبرسانی، بهداشت و آموزش، دفع زباله، کیفیّت مناسب زیست محیطی، عوامل بهداشتی مناسب، مکان مناسب و قابل دسترسی از نظر کار و تسهیلات اولیه است که همه‏‎ این موارد باید با توجه به استطاعت مردم تأمین شود" در واقع تعریف و مفهوم عام مسکن،‎یک واحد مسکونی نیست بلکه کل محیط مسکونی را شامل می‎گردد.در‎یک تعریف ساده آمده است واحد مسکونی فضایی است مشتمل بر حداقل‎یک واحد آشپزخانه،‎یک اتاق و‎یک توالت اختصاصی که تمام‎یا قسمتی از‎یک ساختمان مسکونی را تشکیل می‎دهد و دارای ورودی اختصاصی با خیابان، کوچه و... ویا به راهرو‏‎یا راه پله مشترک است. ساختمان مسکونی نیز فضایی است محصور، ثابت و مستقل از زمین ها و ساختمان‎های مجاور خود که تمام‏‎یا قسمتی از سطح آن مسقف بوده و برای سکونت ساخته شده و دارای هیچ گونه فضای مختص فعالیت اقتصادی (اعم از خدماتی و تولیدی) نیست و به عنوان محلی برای سکونت مورد معامله قرار گرفته است. ‏ ● اهمیت مسکن در زندگی بشر اصل سی و ‏‎یک قانون اساسی جمهوری اسلامی ‏‎ایران دسترسی به مسکن مناسب را حق هر خانواده ایرانی عنوان داشته است. مسکن در بر آوردن بسیاری از نیازهای انسان نقش عمده ای ایفا می‎نماید که در ذیل به طور اجمالی بدان می‎پردازیم: ۱) سر پناه: نخستین کارکرد مهم مسکن همانا تأمین سرپناهی برای افراد است. سرپناهی که بتواند اعضای‎یک خانواده را کنار هم گرد آورده و با به ارمغان آوردن آرامش و سکون خاطر آنها را در برابر آسیب‎های جسمی‎و روحی مصون نگه دارد. سرپناهی که مرکز ثقل و محور تصمیم گیری‎های اساسی خانوار، محل شور و مشورت، مأمن تربیت نسل آینده و امیدگاه اعضای خانواده ای باشد که پس از پشت سر گذاشتن‎یک روز کاری دشوار و نبرد با ناملایمات زندگی محلی مناسب برای تمدید اعصاب و استراحتگاه مطلوب آنها گردد.‏ ۲) ارزش اقتصادی: به نظر می‎رسد نقش اقتصادی مسکن در جوامع گذشته کم رنگ تر از جوامع امروزین باشد امروزه مسکن با تبدیل شدن به‎یک کالای سرمایه ای و تولیدی، مفهوم اقتصادی زود بازدهی گرفته است. در واقع امروزه‎یکی از پرسودترین و سریع ترین حوزه سرمایه گذاری در حوزه زمین و مسکن است در هنگام تورم و رشد قیمت ها احداث‎یا خرید مسکن تدبیری موثر برای تثبیت دارایی است و‎یک نوع سرمایه گذاری مطمئن برای خانوارها به حساب می‎آید علاوه بر این مسکن در ثبات اقتصادی و بهزیستن خانواده نقش اساسی دارد. زیرا فقر و عدم تأمین اقتصادی از عوامل عمده بی ثباتی اجتماعی است. البته این ویژگی مسکن که زاده‎ زندگی صنعتی و تجاری بشر امروز است عاری از نقص بوده و به‌نوبه‎ خود تبعات منفی فراوانی نیز برای بشر به ارمغان آورده است که نیاز شدیدی به مهار گشتن آن احساس می‎شود.‏ ۳) کارکرد اجتماعی: این نقش مسکن از جمله نقش‎های بارز آن محسوب می‎شود. نامناسب بودن و‎یا نبود مسکن علاوه بر افرادی که به طور مستقیم مبتلا به آن واقع می‎شوند برای اجتماع نیز تأثیرات مخربی بر جای می‎گذارد. نداشتن مسکن در آینده منجر به پدیده‎ زاغه نشینی و خیابان خوابی و تزلزل بنیان خانواده خواهد شد که هر‏‎یک به نوبه‎ خود می‎تواند فرد و متعاقب آن اجتماع را در معرض انواع نابهنجاری ها و جرائم قرار دهد. ‏ ۴) کارکرد روانی‏: مسکن مناسب محلی است برای رسیدن به آرامش، تمدد اعصاب، بهبود تنش‎های روانی و جایگاه تثبیت سلامت جسم و روح انسان. نبود مسکن‎یا مسکن غیر استاندارد عامل مهمی‎در بروز انواع فشارهای روحی استرس‎های مخلّ آسایش، افسردگی و اختلالات روانی افراد محسوب می‎گردد.‏ ۵) اشتغال زایی: از دیگر نتایج سرمایه ای بودن مسکن نقش آن در زمینه‎ اشتغال است. این‏‎یک امر بدیهی است آن زمانی که مسکن مبدل به‎یک کالای تولیدی و تجاری گردد، افراد به ساخت و سازهای مسکونی دست خواهند زد. و این مسئله خود باعث ایجاد فرصت‏‎های شغلی برای دیگر اقشار جامعه خواهد گشت.‏ ● تفاوت مسکن با دیگر نیازهای ضروری‏ مسکن در زندگی بشر از اهمیت ویژه ای برخوردار است. بین نیاز به مسکن و دیگر نیاز‎های ضروری انسان تفاوت‏‎هایی وجود دارد که عبارت اند از: ۱) مسأله‎ جایگزینی: آشکار است که دیگر نیازهای ضروری انسان مانند خوراک و پوشاک تنوع جایگزینی دارند. به عنوان نمونه انسان می‎تواند برای نیازی مثل خوراک مواد خوراکی متختلفی چون نان، میوه، سبزیجات، تنقلات و... را جایگزین ‏‎یکدیگر نماید. امّا مسکن جایگزین دیگری ندارد تا همتای آن بتواند نیازهای انسان را به خوبی و در حدّ نرمال تأمین نماید. در واقع جایگزین مسکن مناسب "آلونک، زاغه و کپر" می‎تواند باشد که به هیچ روی قابل مقایسه با کارکردهای مسکن مناسب نیست.‏ ۲) غیر منقول بودن: اکثر کالاهای مورد نیاز انسان منقول هستند. ولی مسکن‏ ‏‎یک کالای غیر منقول است. از این رو ادعای تصرف و مالکیّت، چگونگی انتقال و نیز روش انتفاع از آن قواعد و مقررات ویژه ای می‎طلبد.‏ ۳) ارزش اقتصادی: مسکن از نظر ارزش و نگرش اقتصادی با سایر کالاها تفاوت دارد، زیرا سایر کالاها مانند خوراک و پوشاک، مصرفی هستند امّا مسکن کالایی سرمایه ای است و در‏ حقیقت نوعی پس انداز به شمار می‎آید.‏ ۴) دوام و هزینه‎ زیاد مسکن: مسکن کالایی است با انتفاع از آن قابلیت دوام ‏‎_‎‏ آن هم به صورت طولانی مدت ‏‎_‎‏ را دارد. از این روست که مسکن از نظر قابلیت توثیق با دیگر کالای مصرفی عادی تفاوت عمده دارد.‏ مفهوم مسکن استاندارد: این‎یک امر بدیهی است که صرف داشتن مسکن و‎یک سر پناه کافی برای کارکردهای متنوع آن نخواهد بود. و در واقع مسکن نیز مانند بسیاری از پدیده ها دارای‎یک سری ویژگی‎هایی می‎باشد که تنها در آن صورت می‎تواند به ایفای وظایف خود به نحوی مطلوب دست‎یازد. امّا سوال عمده این است که این ویژگی ها و ممیزات شامل چه عواملی خواهند بود. در پاسخ به این سوال تعاریف متعددی از مفهوم استاندارد برای مسکن به عمل آمده است و در واقع هر اندیشمندی به فراخور علم و شرایط حاکم بر جامعه‎ خویش به تبیین آن ها پرداخته است. ما در ذیل به ارائه‏‎ چند نمونه از این تعاریف خواهیم پرداخت: ۱) مجموعه ای از معیارهای به هم پیوسته که به منظور دستیابی به بهترین توازن ممکن بین نیاز ها و منافع گروه‏‎های مختلف مردم در مراحل گوناگون توسعه تدوین می‎شوند. استاندارد‎های مسکن معمولاً به عنوان معیار‏‎های مقبولیّت مسکن در زمان و مکان معین و در‏‎یک مجموعه اقتصادی و فن آوری و فرهنگی معین به کار می‎روند. در این میان استانداردهای مسکن را می‎توان به دو نوع تقسیم نمود: - استانداردهای برنامه ریزی آرمانی که نمایانگر اهدافی است که باید در پیشرفت‎های آینده حاصل آید. این استاندارد ها بیشتر ذهنی هستند. - استانداردهای برنامه ریزی واقع گرایانه که نشان دهنده‏‎ برخی دستاوردهای تجربی جاری برنامه ریزی است.‏ ‏۲) استانداردهای معمولاً به مانند‏‎یک حد واسط میان آنچه که وجود دارد و آنچه که باید وجود داشته باشد و‎یا به عنوان حد واسط میان کمال مطلوب، وضع موجود و واقعیت ایفای نقش می‎کنند. باید توجه داشت وقتی صحبت از استاندارد مسکن می‎شود تنها منظور استاندارد کردن بنا نیست بلکه عوامل متشکله مسکن و محیط مسکونی که شامل موارد زیل است باید مورد توجه قرار گیرند: ۱) وسعت قطعه زمین ۲) زیر بنا‎یا نسبت بین سطح زیر بنای باز از کل مساحت قطعه ۳) مصالح ساختمانی ۴) استانداردهای بهداشتی ۵) استانداردهای تراکم ۶) تسهیلات و خدمات عمومی‎ ‏۷) استانداردهای طراحی اجزای درونی و نمای بیرونی مسکن. ‏ برخی صاحب نظران موفقیت آمیز بودن‎یک مسکن را در چهار هدف می‎دانند: - باید دارای ارزش‎های فرهنگی و اجتماعی باشد. ‏ ‏- باید به اندازه‎ی کافی ارزان باشد.‏ ‏- باید بهداشت ساکنین را تأمین کند. ‏ ‏- باید تعمیرات و نگه داری در دوران عمر ساختمان در کمترین سطح باشد.‏ ● مشکلات مسکن‏ شاید بتوان گفت که مشکل مسکن در همه جای دنیا وجود دارد امّا در کشورهای در حال توسعه به دلیل رشد سریع جمعیت و شهرنشینی، مهاجرت‎های داخلی، فقدان منابع مالی کافی، مشکلات مربوطه به عرضه‎ زمین، تأمین مصالح ساختمانی و کمبود نیروی انسانی متخصص و مهم تر از همه نبودن خط مشی، سیاست گذاری و برنامه‎های مناسب در خصوص زمین و مسکن این مشکل به صورت حاد و بحرانی در آمده است. صنعتی شدن شتابان، جمعیت نواحی و روستایی را به سوی شهر‎ها روانه می کند. در اغلب موارد بعد اجتماعی صنعتی شدن به تأمین مسکن ارزان قیمت، خدمات اجتماعی و همچنین تأمین رفاه کارگران منجر نمی شود، در نتیجه همه روزه به تعداد ساکنان مناطق زاغه نشین و محلات فقیر شهری افزوده می شود علاوه بر عوامل فوق عواملی مانند تغییر در بعد خانوارها و گرایش به کوچک شدن، تغییر در مفهوم مسکن و تبدیل آن به نقدینگی، گرایش بیشتر در احراز حق مالکیت مسکن،بی علاقگی‎یا رغبت کمتر به زندگی در واحدهای آپارتمانی و مجموعه‎های مسکونی بزرگ، پایین بودن فرهنگ تعاونی در شکل سازمانی و پیشرفته‎ آن در جهت حل مشکلات و همزیستی مسالمت آمیز در محلات و مجتمع‎های جدید الاحداث مسکونی، منسوخ شدن الگوهای معیشتی سنتی، تغییر در الگو و استانداردهای زندگی، گسستن افراد مزدوج از خانواده، تبدیل معرف (تغییر کاربری)، تخریب و تجدید بنای ساختمان‎ها، بلایای طبیعی و بسیاری عوامل دیگر مشکل مسکن در این کشورها را حادتر نموده است. این مشکلات بیشتر مربوط به مناطق شهری این کشورهاست در حالی که مساکن سنتی روستایی آن‎ها اغلب مشکل کیفی دارند. مشکلات مسکن را می توان به طور کلی به دو بخش مشکلات عام و مشکلات خاص تقسیم نمود: ‏ الف) مشکلات عام: ساختار اقتصادی و اجتماعی حاکم بر هر جامعه به دلیل روشن نبودن اهداف‎یا متناسب نبودن سیاست‎ها و فقدان انعطاف لازم در برنامه‎های موجود و بعضی نارسایی‎های تشکیلاتی و غیره مشکلاتی را به وجود می آورد که مشکل مسکن را پیچیده ترمی کند. اهم این مشکلات عبارت اند از: - محدودیت توان اجرایی دولت‏‎ها به دلیل ناهماهنگی و عدم انسجام بین برنامه‎های سکونتی و سیاست‎های تأمین مسکن و عدم همراهی این برنامه‎ها با سیاست‎ها و برنامه‎های کلی اقتصادی، اجتماعی به ویژه برنامه‎های کنترل جمعیت و هدایت مهاجرت؛ - محدودیت منابع مالی دولت‏‎ها در حل تأمین مسکن گروه‎های کم درآمد؛ - عدم کفایت بخش خصوصی در تأمین مسکن مخصوصاً برای گروه‏‎های کم درآمد، زیرا این بخش فقط برای کسانی مسکن تهیه می کند که از قدرت خرید بالایی برخوردارند؛ - مقطعی بودن برنامه‏‎های مسکن و عدم وجود‎یک برنامه ریزی جامع مسکن با توجه به برنامه‎های کلان توسعه؛ - رشد سریع جمعیت و افزایش شهر نشینان (نرخ رشد سالانه جمعیت در بیشتر کشورهای در حال توسعه ۴ - ۲ درصد است. نتیجه چنین رشد بالایی کمبود مزمن مسکن به ویژه در محدوده‏‎های شهری است)؛ - مغایرت استانداردهای رایج با توان مالی و خصوصیات اجتماعی و فرهنگی مردم؛ - نارسایی مقررات و آیین نامه‏‎های مربوط به مسکن و ساختمان وناکارآمدی سیستم‎های پشتیبانی؛ - فقدان نهادهای سرمایه گذاری مسکن و ساختمان و حضور نداشتن این بخش در بازار سرمایه؛ - انحراف سرمایه‏‎ها از بخش تولیدی مسکن به بخش خدماتی ( خرید وفروش مجدد ) مسکن به دلیل افزایش قیمت‎ها ( سود‎یا بازده سرمایه) در این بخش؛ ب) مشکلات خاص: بخش مسکن متشکل از زیر بخش‎هایی است که هر‎یک مستقلاً ویژگی‎ها و مسائل خاص خود را دارند. عدم هماهنگی بین آن‎ها و وجود اشکال و نقص در هر‏‎یک از عناصر به وجود آورنده مسکن باعث می شود که کل بخش هماهنگی و انسجام خود را از دست داده و عملکرد آن کاهش‎یابد. زیر بخش‎های مورد بحث در این قسمت عبارت اند از: ۱) زمین: مشکل کمبود زمین لازم برای توسعه شهری و ایجاد واحدهای مسکونی جدید در اغلب شهرهای دنیا‎یکی از مشکلات اساسی است. این مسئله باعث تجاوز به زمین‎های کشاورزی‎یا ساخت وساز در مناطقی که در معرض خطرات طبیعی هستند می شود. ۲) مصالح ساختمانی: کمبود مصالح ساختمانی و نداشتن استانداردهای لازم در ارتباط با تولید مصالح ساختمانی. ‏۳) منابع اعتباری و مالی: فقدان تسهیلات کافی با شرایط مناسب برای گروه‎های کم درآمد و بعضاً دسترسی نداشتن گروه‎های کم درآمد به این تسهیلات و توزیع نا متناسب اعتبارات دولتی بین گروه‎های مختلف درآمدی از مشکلات دیگراست. با توجه به این که تهیه واحدهای مسکونی کامل حتی با پایین ترین قیمت‎ها خارج از توان بیشتر خانواده‎های کم درآمد و نیازمند به مسکن است و این حقیقت که اکثر نیازمندان به مسکن را این گروه‎های در آمدی تشکیل می دهند تأمین منابع اعتباری و مالی مشکل عمده تری محسوب می شود.‏ ۴) نیروی انسانی: کمبود نیروی انسانی متخصص و نیمه متخصص در امر مسکن، توزیع نامتناسب آنان در مناطق مختلف و تمرکز و تجمع ایشان در مراکز شهری بزرگ، به خصوص پایتخت و بعضاً عدم استفاده به جا و مناسب از نیروهای متخصص. ‏ ۵) فن آوری ساخت: حاکم بودن رفتار سنتی، فقدان الگوی ساخت مرتبط با نیازها و امکانات، کمبود نیروی انسانی متخصص جهت استفاده از فنون و ماشین آلات پیشرفته ساختمانی، کمبود ماشین آلات و کارگاه‎های تولید آلات و ادوات ساختمانی و عدم کاربرد صحیح فن آوری در امر تهیه مسکن باعث کاهش ساخت هرچه بیش تر مسکن می شود. ۶) مدیریت و اجرا: ناهماهنگی بین سازمان‎ها و نهاد‎های مرتبط با مسکن، ضعف بنیه مالی و فنی شهرداری‎ها، نظام غیر مدون ساختمانی، معماری، شهرسازی و تأسیساتی، فقدان ضوابط و استانداردها و چهارچوب‎های مطالعاتی اولیه که در قالب آن‎ها طرح‎ها ریخته شده و باید با خصوصیات محلی هماهنگ شوند.‏
گالری تصاویر

لینک کوتاه :
https://mail.aftabir.com.168-119-213-99.cpanel.site/article/show/46043
PRINT
شبکه های اجتماعی :
PDF
نظرات
جدیدترین اخبار ها
بروزترین اخبار ها
مطالب مرتبط

مشاهده بیشتر

با معرفی کسب و کار خود در آفتاب در فضای آنلاین آفتابی شوید
همین حالا تماس بگیرید