سریالهای مناسبتی که در طول این سالها در ایام ماه مبارک رمضان از شبکههای چندگانه سیما به روی آنتن رفتهاند را میتوان در یک نگاه کلی به سه گونه ملودرامهای اخلاقی یا اجتماعی، کمدی و ماورایی دسته بندی کرد. در طول این سالها شبکههای مختلف سیما هربار به نوعی سعی کرده اند از زاویه و نگاه خاص خود، پرداختن به این ژانرها را در دستور کار قرار داده و در این راه کارگردانان وعوامل تازه ای را مورد آزمون و خطا قراردهند. شاید اتخاذ همین رویکرد آزمون و خطا بوده است که کیفیت آثار مناسبتی این ایام را به نحو قابل توجهی ارتقا یا نزول بخشیده است. در این مجال سعی داریم نگاهی گذرا به برخی از بحث برانگیزترین سریالهای این سالها داشته باشیم.
● ژانر کمدی یا طنز
به جرات میتوان ژانر کمدی را محبوب ترین ژانر تلویزیون در تمام ایام سال دانست. بخصوص در ایام ماه مبارک رمضان به دلیل فضای خشک و جدی که در اکثر برنامهها حاکم است، سریالهای کمدی غالباً از پتانسیل بیشتری برای جلب نظرمساعد بینندگان تلویزیونی برخوردار هستند. سریالهای کمیک همانطورکه ازنامشان پیداست سعی دارند با توسل به یکی از انوع کمدیهای موقعیت، شخصیت، کلامی و... زمینه ایجاد فضایی شاد و ارتباط صمیمانه تر با بیننده را فراهم کنند. درظاهرهدف کمدی خنده، شوخی و تفریح است اما شاید در پس این خنده ظاهری، حقیقتی به غایت تلخ نهفته باشد. به واقع خنده ابزاری است که از آن برای بیان حرفهای کاملاً جدی در جهت برطرف ساختن مشکلات استفاده میشود. اینچنین است که مرز باریکی میان کمدی و لودگی، طنز و هجو وجود دارد. شناخت این مرز و قدم نهادن در مسیر صحیح طنز از آن کارهای دشواری است که هنرمندان خاص خود را میطلبد.
● پیشروها
پریسا بخت آور نخستین کارگردانی بود که در سالهای ابتدایی دهه ۸۰ با یادداشتهای کودکی و البته پشت کنکوریها پای طنز را به شبهای رمضان گشود. سریالهایی به نویسندگی محمدرضا فاضلی که نام اصغر فرهادی را با عناوینی چون بازنویس فیلمنامه و مشاور کارگردان در پیشانی خود داشتند وهم اینک از جمله سریالهای طنز آبرومند سیما محسوب میشوند. تکیه بر طنز موقعیت و پرهیز از قدم نهادن در وادی هجو و لودگی و نیز اشارات مستقیم و غیرمستقیم به برخی معضلات و ناهنجاریهای اجتماعی از جمله ویژگیهای این دو سریال محسوب میشوند که آنها را از سایر همتایانش متمایز میسازد.
● برترینها
بدون شک رضا عطاران را میتوان یکی از موفق ترین کارگردانان عرصه طنزهای تلویزیونی دانست. کارگردانی که با خانه به دوش توانست سریالهای طنز تلویزیونی را از افتادن در ورطه تکرار و کلیشهها نجات داده و الگوی جدیدی را در ساخت سریالهای مناسبتی ارائه دهد. الگویی که نشان میداد میتوان با نگاه دقیق و موشکافانه به آحاد جامعه، از دل مناسبات و بده بستانهای به ظاهر معمولی و روتین، موقعیتهای نابی را پیدا کرد که کارکردی دومنظوره داشته باشد.هم حاوی پیامها و هشدارهای اخلاقی باشند و هم به میزان لازم از تماشاگران تلویزیونی خنده بگیرند. عطاران با شناخت و نگاه ویژه خود این الگو را با ساخت سریالهایی چون متهم گریخت و بزنگاه ادامه داد تا نه تنها نام خود را به عنوان یکی از موفقترین کارگردانهای سریالهای طنز ثبت کند، بلکه سطح توقع همگان را از این سریالها به میزان قابل توجهی بالا ببرد.
● جنجالیها
با این همه عطاران با ساخت سریال بزنگاه نام خود را درمیان جنجالی ترین کارگردانان رمضان نیز جای داده است.سریالی با حواشی فراوان که صدای بسیاری از مقامات و مسئولان وقت را در آورد. عده ای سریال را به اشاعه الفاظ زشت و ناروا و نمایش تصویری پرخاشگر وغیراخلاقی از روابط افراد خانواده نسبت به یکدیگر و نگاه سمپاتیک به معتاد و حساسیت زدایی و قبح شکنی نسبت به مقوله اعتیاد متهم کردند و خواستار ممنوعیت پخش آن شدند. گرچه سریال عاقبت با جرح و تعدیلهایی چند تا به آخر به روی آنتن رفت اما بعد از حواشیهای مربوط به ساعت خوش،جدایی دوباره عطاران از سیما را رقم زد.
● بیخاصیتها
در عین حال سریالهایی چون زیرزمین (علیرضاافخمی)، یک وجب خاک (علی عبدالعلی زاده)، نون و ریحون (فرزاد موتمن) و ... اگرچه توانستند در پارهای لحظات گل لبخند را مهمان لبان تماشاگران کنند ولی آن قدر با استانداردهایی که با طنزهای عطاران تعریف شده بودند، فاصله داشتند که هیچگاه نتوانستند به آن درجه از استقبال و البته محبوبیت برسند.
● ژانر ماورایی یا معناگرا
فیلمها یا سریالهای منسوب به این ژانر آثاری هستند که در آنها قصه یا شخصیتهای اصلی قصه به نوعی با متافیزیک و ماوراء الطبیعه درگیر و از آن تاثیر میپذیرند. به واقع عنصری فراتر از دنیای مادی و متعلق به عالم معنا، به ناگاه زندگی جامعه انسانی را تحت الشعاع خود قرار داده و غالباً با مشکلات غیرمنتظرهای رو به رو میکند. سریالهای ماورایی به دلیل برخوردار بودن از تازگی، تنوع و جذابیت موضوعات پرداختی همواره از کنجکاوی برانگیز ترین سریالهای ماه مبارک به حساب میآیند. از سویی دیگر به جهت بعد معنوی این ماه، ضرورت پرداختن به سوژههای اینچنینی به شدت احساس میشود. مشکل اساسی اما در چگونگی ایرانیزه کردن قصههای ماورایی بروز میکند که سبب شده است بسیاری از این سریالها نتوانند همزادپنداری تماشاگران را برانگیزند.
● پیشروها
کمکم کن ساخته قاسم جعفری از نخستین تلاشهای سیما در این ژانر به حساب میآید. قصه چند نفر که در اثر حوادثی به کما میروند، اما دو نفر از آنها به هوش میآیند تا کارهای اشتباه بقیه را جبران کنند. قصه ای به شدت جذاب که به مدد استفاده از برخی بازیگران مجموعههای موفقی چون خط قرمز ، مسافری از هند و تب سرد توانست بینندگان بسیاری را به پای جعبه جادو بکشاند اما همانند بسیاری از اولیها از ضعفهای مشهود در فیلمنامه و البته جلوههای ویژه رنج میبرد و شتاب زدگی در جای جای آن مشهود بود.
● برترینها
سریال او یک فرشته بود به کارگردانی علیرضا افخمی را میتوان به عنوان یک پدیده در پرداختن به ژانر ماورایی قلمداد کرد. سریالی که در ابتدا به ظاهر خنثی و فاقد جذابیت مینمود به یکباره پوست انداخت و در میانههای راه به مدد فیلمنامه پرکشش و جذابش، یکی از موفق ترین نمونههای ژانر لقب گرفت. چهره سمپاتیک و بازی درخشان بهاره افشاری در نقش شیطان بسیار مورد توجه قرار گرفت و پس از گذشت سالها، در پخش مجدد نیز توانست بینندههای بسیاری را با خود همراه کند.
● جنجالیها
موفقیت او یک فرشته بود آنقدر به مذاق مدیران سیما خوش آمده بود که بدشان نمیآمد یک بار دیگر سریالی با مضمونی مشابه را به روی آنتن ببرند. از این رو با سفارش نگارش فیلمنامه و کارگردانی به دو چهره امتحان پس داده تلویزیون (علیرضا افخمیو سیروس مقدم) پیشاپیش موفقیتی دیگر را انتظار میکشیدند. حاصل کار گرچه سریالی پربیننده شد اما جنجالها و بحثهای بسیاری را نیز به میان آورد. این سؤال که آیا شایسته است رسانه ای به وسعت تلویزیون در بحث امکان جسمیت یافتن شیطان تا آن حد پیش برود که ظن و گمان منفی میان افراد جامعه نسبت به یکدیگر را شدت بخشد، کارشناسان امور مذهبی را وارد قضایا کرد تا هریک به نوعی سعی درکاهش التهاب این موضوع حساس داشته باشند. بسیاری اغما را حاصل تاثیر پذیرفتن رسانه ملی از فیلمهای متافیزیکی غرب دانستند و آن را مغایر با تعالیم و آموزههای اسلام قلمداد کردند.
● بیخاصیتها
پس از اغما روند کیفی آثار ماورایی نیز به اغما رفت. سریالهای بعدی آن قدر از مایههای کلیشه ای و تصنعی برخوردار بودند که به جای بهت و شگفتی،گاه با خنده تماشاگر مواجه و بدرقه شدند. آثاری چون روز حسرت، پنجمین خورشید، ملکوت و ... به لحاظ بهره جستن از جلوههای ویژه که از عناصر الزامیاین ژانر محسوب میشود، نیز حرفی برای گفتن نداشته و نتوانستند در خاطرهها باقی بمانند.
● ژانر ملودرام اخلاقی یا اجتماعی
ملودرام سبکی نمایشی است که از چندین عنصر متضاد و متفاوت ترکیب یافته است. در ملودرامها معمولاً به مسائل سطحی زندگی و جامعه پرداخته میشود و کمتر ریشه یابی علل بروز مشکلات و رخداد حوادث مدنظر قرار میگیرد. مسائل خانوادگی،اخلاقی و اجتماعی به بیان ساده ای در این گونه سریالها مطرح میگردد و از این رو این سریالها همراه با موسیقی پرسوز و گداز مملو از لحظات عاطفی و احساسی هستند. ژانر ملودرام چه در سینما و چه در تلویزیون مخاطبان وعلاقه مندان خاص خود را داشته و سابقه نشان داده است که اگرسریالی در این ژانر از قصهای جذاب،فیلمنامه ای مستحکم و بازیگران نام آشنا برخوردار باشد قادر است بینندگان بسیاری را پای قاب کوچک میخکوب کند.
● پیشروها
اگرچه سریال نیمه پنهان ماه به کارگردانی مجید جعفری به عنوان یکی از پیشروترین سریالهای پخش شده در ماه مبارک رمضان به حساب میآید اما چند سال زمان لازم بود تا سنت پخش سریال از همه شبکهها در ایام این ماه جا بیفتد. از این رو از بعدی دیگرمیتوان نقطه آغاز این ژانر در ایام ماه مبارک را به سریالهای گمگشته (رامبد جوان) و همراز(سامان مقدم) نسبت داد که در سالهای ابتدایی دهه ۸۰ نقشی تاثیرگذار در جذب مخاطب تلویزیون ایفا نمودند. درعین حال یکی از به یادماندنی ترین المانهای این دو سریال به موسیقی تیتراژشان با صدای مجید اخشابی مربوط میشود که در سالهای بعد او را به پای ثابت سریالهای رمضان تبدیل کرد.
● برترینها
در سالهای میانی دهه ۸۰ این حسن فتحی بود که توانست با میوه ممنوعه برگ برنده تلویزیون را رو کند. سریالی که بر اساس دو داستان معروف «شیخ صنعان» و «شاه لیر» و با بازی به یادماندنی علی نصیریان به روی آنتن رفت و خیلی زود توجهات را جلب کرد. میوه ممنوعه علیرغم رو به رو بودن با مشکل بزرگ و تاثیرگذاری چون کمبود وقت، با به خدمت گرفتن عوامل حرفه ای و لحاظ کردن استانداردهای اولیه به موفقیت خیره کننده ای دست یافت تا یک بار دیگر ثابت شود که که در صورت انتخاب موضوعات مناسب و عوامل حرفه ای، رسانه ای همچون تلویزیون نیز قادر به تهیه و پخش محصولاتی با کیفیت و آبرومند خواهد بود.
● جنجالیها
شاید بتوان ژانر ملودرام را یکی از کم حاشیه ترین ژانرهای تلویزیونی نامید. وجود خط قرمزهای مشخص در این حوزه و حساسیت قابل توجه مسئولان شبکهها بر روی موضوعات پرداختی سبب شده است که کمتر حاشیه ای در این قبیل سریالها مسبوق به سابقه باشد. با این همه در زمان پخش دو سریال میوه ممنوعه و جراحت، اعتراضاتی از هرسو مبنی بر قدم گذاشتن این سریالها در وادی خط قرمزها به گوش میرسید که بیش از آن که از سوی کسی جدی گرفته شود نشانههایی ازتمایل تلویزیون به تابو شکنی در مواردی خاص را به همراه داشت.
● بیخاصیتها
در این بخش تا دلتان بخواهد میتوان از سریالهای پخش شده در این ایام مثال آورد. از چراغهای خاموش و نسیم رویا (هر دو به کارگردانی کاظم بلوچی) گرفته تا سریالهایی نظیر فقط به خاطر تو،شکرانه و ... که هر یک با صرف هزینههای کلان نه تنها نتوانستند به توفیقی دست یابند بلکه زمینه ناامیدی بسیاری از رسانه ملی را فراهم آوردند.
● تکمله
مسالهای که در طول این سالها به شکلی آزاردهنده کیفیت سریالهای مناسبتی را تحت الشعاع قرار داده است، شتاب زدگی مفرط در روند تولید و پخش این قبیل سریالها بوده است. این مشکل آنقدرجدی و حاد بوده است که به جرات میتوان گفت بسیاری از ضعفهای مشهود در بسیاری از این سریالها (حتی در برترینها) از این مورد ناشی میشود. علاوه بر این به نظر میرسد هنوز استاندارد مشخصی از ویژگیها و الزامات هر ژانر در رسانه ملی وجود ندارد و این سلائق و علائق مدیران وقت شبکههای چندگانه سیما است که تعیین کننده و تائید کننده فیلمنامههای پیشنهادی و دست اندرکاران سریالها است و بدین جهت سطح کیفی برنامهها سال به سال به شکلی قابل توجه ارتقا یا نزول مییابد.بدیهی است تا وقتی در برهمین پاشنه بچرخد، نمیتوان تحولی شگرف را در پیشرفت کیفی سریالهای مناسبتی انتظار داشت.