احتمالا تا حرف از پرورش اندام و وزنهبرداری به میان میآید، تصویر فردی قویهیکل و درشتاندام به ذهنتان خطور میکند. شاید به همین دلیل، اصلا نتوانید تصور کنید که مهمان این هفته ما در صفحه «بازگشت به زندگی» یک معلول باشد که در باشگاه بدنسازی، مربی پرورشاندام است و وزنه میزند....
حمید اکبری جوکار با تلاش و ارادهاش نه تنها از پس مشکلات حرکتیاش برآمده، بلکه توانسته با تقویت قوای جسمانیاش به عنوان مربی باشگاههای بدنسازی فعالیت کند و مقام قهرمانی وزنهبرداری آسیا را نیز کسب کند. او در کنار موفقیتهای ورزشی، از کسب مدارج بالای تحصیلی نیز غافل نشده است. آنچه در «بازگشت به زندگی» این هفته میخوانید، ماحصل گفتوگوی «سلامت» با حمید اکبری جوکار، مربی پرورشاندام و وزنهبرداری معلولان کشورمان است.
▪ موافقید گفتگویمان را با یک معرفی مختصر شروع کنیم؟
ـ بله؛ من حمید اکبری جوکار هستم. سال ۱۳۵۴در تهران متولد شدم و فرزند چهارم خانوادهام هستم.
▪ از کی دچار معلولیت شدید؟
ـ یک ساله بودم که بعد از یک تب شدید دچار معلولیت فلج اطفال شدم.
▪ تا چه مقطعی درس خواندید؟
ـ تا کارشناسی ارشد علوم سیاسی. این را هم بگویم که من از سن ۱۹ سالگی برای تامین مخارج تحصیلم مشغول به کارهای مختلفی از جمله حسابداری، کتابفروشی و نجاری شدم و در نهایت به مربیگری روی آوردم. البته پدرم مشکل مالی نداشت اما برای اینکه بتوانم اعتمادبهنفس داشته باشم و روی پای خودم بایستم، در یک مقطع زمانی در این شغلها مشغول به کار شدم. در واقع، این پدرم بود که باعث شد معلولیت را نوعی سکوی پرتاب قلمداد کنم و با پشتکار فراوان به یک آدم موفق تبدیل بشوم.
▪ هیچ وقت در راه رسیدن به این موفقیتها ناامید نشدید؟
ـ چرا؛ بارها ناامید شدم اما توکل به خدا و حمایتهای خانوادهام این ناامیدی را از بین برد. در طول سالها که با بلوغام همراه بود، با مشکلات زیادی دست و پنجه نرم کردم و هر وقت خودم را با سایر همسنوسالهایم مقایسه میکردم، ناراحت میشدم اما به مرور زمان تصمیم گرفتم که تفاوت چندانی با افراد سالم نداشته باشم؛ هرچند که میدانستم این تصمیم نیاز به تلاش بسیار زیادی دارد. در نهایت، با تمرین و ممارست توانستم کارهایی را انجام بدهم که بسیاری از افراد غیرمعلول هم آنها را به سختی انجام میدهند. شاید اگر حمایت خانوادهام فقط جنبه مالی داشت، من به این همه موفقیت نمیرسیدم. مسوولیتی که پدرم از سنین نوجوانی بردوش من گذاشت، باعث تقویت اعتماد به نفسم شد و در واقع، شکست ناامیدیهایم را مدیون پدرم هستم.
▪ شما متاهل هستید یا مجرد؟
ـ متاهلم. سال ۱۳۸۴ ازدواج کردم و همسرم هم مدرک کارشناسی ارشد مدیریت و تکنولوژی آموزشی دارند و مدرس دانشگاه هستند.
▪ معلولیت شما روی ازدواجتان تاثیری نداشته؟
ـ خوشبختانه خداوند، همسر بسیار خوبی را سر راه من قرار داد. البته خانواده همسرم به شدت مخالف این ازدواج بودند و خانواده خودم هم فاصله فرهنگی را دلیل اصلی مخالفتشان با ازدواج ما عنوان میکردند. بالاخره با سختیهای بسیار و برخلاف میل خانوادهها با هم ازدواج کردیم و من بسیار از زندگی مشترکام راضی هستم. از طرفی معلولیت من باعث شد همسرم به من افتخار کند؛ چراکه در طول زندگی به او ثابت کردم که عاشقانه دوستش دارم و برای سرپا نگه داشتن این زندگی مشترک از هیچ تلاشی دریغ نکردم و نخواهم کرد.
▪ چه شد که به رشته ورزشی بدنسازی روی آوردید؟
ـ به دلیل برخورداری از فیزیک مناسب برای این رشته ورزشی و با توجه به تشویقهای پدرم، در سال ۷۳ با وجود مشکلات و مشغلههای فراوان در کنار کار و تحصیل شروع به تمرین در رشته بدنسازی کردم و یاد گرفتم که با اراده و عزم راسخ میتوان بر مشکلات پیروز شد و به نشاط و سرزندگی دست یافت. پس از ۷ سال تمرین و ممارست مداوم در سال ۱۳۸۰ بهعنوان مربی بدنسازی و وزنهبرداری مشغول به فعالیت شدم.
▪ از موفقیتهای ورزشیتان بگویید.
ـ من سال ۱۳۷۹ به مقام قهرمانی در کشور دست یافتم و یک سال بعد، درسال ۱۳۸۰، در مسابقات آسیایی، اول شدم. در چند تورنمنت بینالمللی نیز شرکت کردم و موفق به کسب مقام اول شدم.
▪ چه عواملی را در موفقیت خودتان موثر میدانید؟
ـ توکل به خدا، تلاش بیوقفه و تمرینات مداوم. من معتقدم با نشان دادن توانمندیها میتوان این باور را در اطرافیان ایجاد کرد که خواستن، توانستن است و همین که آنها به تلاش و پشتکار من ایمان آوردند، حمایت و تشویقهایشان نیز آغاز شد. همین مساله باعث شد به روحیه مضاعفی دست پیدا کنم.
▪ استقبال معلولان از باشگاههای بدنسازی چطور است؟
ـ با توجه به مناسبسازی دستگاههای بدنسازی و وزنهبرداری ویژه جانبازان و معلولان، استقبال این افراد از این باشگاهها درحال افزایش است و میتوان با تمرینات ویژه و کاردرمانی به وسیله این دستگاهها، توانایی این افراد را بالا برد.
▪ در حال حاضر، در چند باشگاه ورزشی مشغول به فعالیتاید؟ آیا مربیگری افراد غیرمعلول را نیز به عهده دارید؟
ـ من در حال حاضر در ۳ باشگاه مشغول به فعالیتام و از این ۳ باشگاه، ۲ باشگاه مختص افراد غیرمعلول است.
▪ آموزش دادن به افراد معلول و غیرمعلول برایتان متفاوت است؟
ـ واقعیت این است که با توجه به مطالعات علمی و تجربیات مفیدی که طی سالها ورزش کسب کردهام، توانستهام ارتباط خوبی از نظر اخلاقی و کاری با شاگردانم برقرار کنم و راهنمای خوبی برای آنها باشم. با اینکه افراد دارای معلولیت شرایط ویژهای در تمرینات دارند اما از نظر من، آموزش و تمرین دادن به اینگونه افراد با افراد غیرمعلول هیچ تفاوتی ندارد.
▪ بهنظر شما زندگی پرتحرک چه تفاوتی با زندگی کمتحرک دارد؟
ـ رخوت و سستی، عامل بروز انواع بیماریهای روحی و جسمی است؛ در حالی که تحرک و ورزش به عنوان عاملی برای جلوگیری از بیماریها محسوب میشود. اینکه انسان از ۲ بُعد جسم و روح تشکیل شده و اینکه ورزش موجب تعالی انسان میشود، بر هیچکس پوشیده نیست.
▪ چه توصیهای به معلولانی دارید که در خانه ماندن را بر فعالیت و تحرک ترجیح میدهند؟
ـ من از آنها یک سوال دارم: تاکنون از بیتحرکی و رخوت چه چیز مثبتی عایدتان شده؟ زندگی تشکیل شده است از سختی و آسایش و این تلاش و پشتکار است که به زندگی معنی و مفهوم میبخشد. هیچگاه برای شروع دیر نیست. همه معلولان باید ابتدا تواناییهای خود را بشناسند و با توکل به خدا اولین قدم را بردارند. البته برای شروع هر کاری باید تلاش کرد و پیروزی دور از دسترس نیست.
▪ بهعنوان نمایندهای از جامعه معلولان، چه انتظاری از مسوولان دارید؟
ـ انتظار دارم که امکانات ورزشی معلولان را گسترش بدهند و در تمام مناطق کشور با ایجاد باشگاههای مناسبسازیشده، معلولان را به ورزش کردن تشویق کنند. معلولی که مشکل ایاب و ذهاب و اشتغال و مسکن دارد، به سختی میتواند ورزش کند و حتی ورزش کردن برایش امری محال میشود. معلولان اگر حمایت شوند، قطعا به نتایج درخشانی دست پیدا میکنند؛ کما اینکه در مسابقات پارالمپیک ۲۰۰۸ معلولان کشورمان انواع مدالهای رنگارنگ را کسب کردند و موج شادی و نشاط را برای جامعه ورزشی و عموم مردم ایران به ارمغان آوردند.
▪ حرف آخر؟
ـ من سالها پیش از طریق یکی از دوستانم با انجمن باور آشنا شدم و دیدم که در این انجمن، شرایطی برای معلولان فراهم میشود که آگاهانه فکر، تلاش و زندگی کنند و به این باور برسند که حتی معلولیت میتواند انگیزهای برای موفقیت در زندگی محسوب شود. من از دوستان معلولم میخواهم که خودشان و تواناییهای ذاتی و اکتسابیشان را باور کنند. همیشه مثبت فکر کنند و توکلشان به خدا باشد و از زندگی معلولان موفق، درس بگیرند و تلاش کنند. معلولیت، ناتوانی نیست؛ بلکه عاملی است برای تلاش بیشتر و انگیزهای است برای موفقیتهای بزرگتر. شاید اگر من، خودم، دچار معلولیت نبودم، اینقدر اراده نداشتم و مثل یک انسان معمولی زندگی میکردم و به موفقیتهای روزمره در زندگی دلخوش بودم. اما معلولیت باعث شد بیشتر زحمت بکشم و از جامعه، لقب «موفق» را بگیرم.