امروز سه‌شنبه 10 شهریور 1405

Tuesday 01 September 2026

معنویت و عقلانیت در مکتب عاشورا


1401/08/01
کد خبر : 76345
دسته بندی : ثبت نشده
تعداد بازدید : 50 نفر
در مکتب حسینی، مقوله معنویت و عقلانیت، همراه و مکمل هم‌ هستند. تلالو و درخشندگی معنویت و عرفان بخصوص در عرصه عاشورا به توضیح نیازی ندارد. اباعبدالله در آخرین لحظات حیات و زیر تیغ دژخیم هم می‌گوید: «اِلهی رضا برضائک و تسلیما لامرک، لا معبود سواک» و این از حیرت‌انگیزترین جلوه‌های عرفان توحیدی و عرفان علوی است و خواهر سرافراز حسین(ع)، زینب(ع) دختر رشید علی نیز در برابر یزید و فرزند زیاد که با تکبر بر پیروزی ظاهری اشاره می‌کنند، پاسخ می‌دهد: «ما رایت الا جمیلا» ما جز زیبایی ندیده‌ایم؟! آن گاه اضافه می‌کند: «هرچه می‌خواهی حیله کن و کوشش‌های پست خود را به کار بند. سوگند به خدا که یاد ما از دل‌ها و زبان‌ها فرو نمی‌افتد... . ایام تو چند صباح بیشتر نیست و جمع تو جز پریشانی حاصلی از ستم‌ها و نامردمی‌ها نخواهد دید... .»۱ معنویت و عرفان حسینی، از زمان «نه» گفتن به یزیدیان و خروج از مدینه تا لحظه‌های شکوهمند شهادت، تبلور چشمگیر و خیره‌کننده‌ای دارد و شاید عمده‌ترین شعار عاشورایش میان برق شمشیرها و چکاچاک سلاح‌های دشمن این است: «لا حول و لا قوه الا بالله»! و... . در عرصه عقل ربانی و اسلامی اما جمله پیامبر(ص)، عظمت جهاد حسین و عقلانیت این نبرد مقدس را باز می‌گوید: «... و انا من حسین!» حرکت و نهضتی که فرجام آن نوزایش اسلام و تولد دوباره دین محمد است، چگونه می‌تواند در عرصه عقل منور و عقل الهی و اسلامی، غیرمعقول تلقی شود! عقلی که همراه عشق و هم عنان عرفان است و عرفان جوشنده و درخشنده‌ای که کوثر۲ است و کوثر یعنی چشمه فیاض و جوشانی که هرگز خاموش نمی‌شود: «بَذَلَ مُهَجَّتَهُ فیک، لِیستَنقذ عبادک مِنَ الجهاله وَ حَیره الضلاله»۳ یعنی حسین قربانی و فدایی حیات دوباره اسلام است و در اندیشه بیداری توده‌های مردم از جهالت و نیز اندیشه و تعقل در رویارویی با حیرت و ناآگاهی که از ضلالت و گمراهی سرچشمه گرفته است، هدف تنها سقوط یزید نیست؟! به گفته مولا علی: «شَغَلَهُ اَمرٌ عَظیم»۴. حسین هدف برتر و ارجمندتری را دنبال می‌کند و آن اعتلا و رویش کلمه توحید و تولد دوباره اسلام و پویایی کلمه حق است و نه صرف سقوط و رسوایی یزید که یزید خود کوچک‌تر از این همه بود! بر همین بنیاد است که در برخورد با جاهلیت جدید خطاب به همگان می‌فرماید: «اِرجِعُوا اِلی عُقُولکم».۵ ای مردم، در کاری که می‌کنید بیشتر بیندیشید و به عقول و وجدان‌های خود مراجعه کنید. آیا حسین به خاطر عدم بیعت با عنصری چون یزید، مستحق قتل است؟! از سوی دیگر، پرسش‌های زیر قابل دقت و در خور پاسخ است: ۱ ـ آیا امام(ع) با عنصری آلوده همانند یزید بیعت می‌کرد معقول بود و آیا وجدان‌های بیدار و جان‌های آزاد، بیعت او را با یزید تائید می‌کردند؟۶ ۲ ـ آیا تسلیم شدن پسر سعد در برابر پسر سمیه و کشتن حسین بن علی و یاران او عاقلانه بود؟ کسی که خود را همواره سرزنش می‌کرد، او که به مقصود و آرزوی زودگذر و تباه خود هم نرسید! ۳‌ ـ آیا این عقل منور و جهاد الهی حسین، او را بر دل‌های دوست و دشمن حاکم نکرد و آیا زمان، شرافت و عقلانیت این تصمیم و ایثار و آزادگی را اثبات ننمود؟ ۴ ـ آیا همراهی اهل بیت و حضور قهرمانی چون زینب، دختر علی نتایج عقل پسند نداشت؟ روشن است که غرض عقل عدداندیش و ابزاری نیست! منظور عقلی است که به عقل کلی متصل است. ۵ ـ آیا سرمشق برای آزادگان جهان و احرار عالم شدن غیرمعقول است؟! و صدها پرسش دیگر که نشان می‌دهد در کربلا و در مکتب حسینی، عرفان، آزادی، عدالت، عقل، ایمان، آزادگی و دوراندیشی با هم و در کنار هم لشکری آراستند که نه‌تنها اسوه و راهنمای مجاهدان و مردان و زنان آزاده جهان شد، بلکه انقلابی به وجودآورد که تا روز و روزگار باقی است، همچنان الهام‌بخش آزادگی، حریت و عدالت است. در شبی چنان پرشکوه و دوران ساز که شب سرنوشت و تقدیر برای امت محمدی(ص) بود، مکتب حسینی(ع) درخشش غریبی دارد و همه ارزش‌های برتر انسانی چون عبودیت، آزادی، عدالت، آزادگی، صبر، فداکاری، جهاد، مبارزه، شجاعت، ستم‌ستیزی، فتوت، جوانمردی، معنویت، اخلاق، خلوص و عرفان در میدان تشنه و تفتیده کربلا نمایشگاه عجیبی۷ آفریده و ترس و هراس از ستم و استبداد را که برنده‌ترین شمشیر دیکتاتورها و فراعنه تاریخ است به سخره گرفته، یاران حسین(ع) بعضی به نظافت و شست‌وشو۸ پرداخته، بعضی سلاح نبرد با دژخیم را آماده می‌کنند و برخی دیگر به مطایبه و مزاح و بذله‌گویی سرگرم‌ هستند و جمعی نیز فریادهای الله‌الله و مناجاتشان ملائک هفت آسمان را خیره کرده است! «مرغانی که همه سیمرغ‌اند و شعارشان جهاد با همه پستی‌ها، بردگی‌ها، حقارت‌ها و پلیدی‌ها که: «اَفضل الاعمال، کلمهُّ حقٍ عند امام جائر!»۹ شب قدری که شب بیعت نکردن و «نه» گفتن به دژخیم است و در همان حال، شب بازستاندن بیعت از همراهان که برای هر تصمیمی آزاد باشند. درسی که خاتم پیامبران آموخت: «اذهبوا انتم الطلقاء»!۱۰ بروید که همه آزادید! مرحوم کمره‌ای، نکته زیبایی را دریافته است. می‌گوید سرور آزادگان کشته حر وپیکر پر خون و بیجان او را هم حر نامید. او می‌نویسد: «لقب پرافتخار آزادگی را بکشته غرقه به خون می‌توان داد (حسین(ع) هم به کشته حرّ ریاحی داد) و به زندگان بی‌خبر از فداکاری نمی‌توان.»۱۱
گالری تصاویر

لینک کوتاه :
https://mail.aftabir.com.168-119-213-99.cpanel.site/article/show/76345
PRINT
شبکه های اجتماعی :
PDF
نظرات
جدیدترین اخبار ها
بروزترین اخبار ها
مطالب مرتبط

مشاهده بیشتر

با معرفی کسب و کار خود در آفتاب در فضای آنلاین آفتابی شوید
همین حالا تماس بگیرید