● عبودیت زمینه رسالت
برداشتی از خطبه فدکیه حضرت زهرا (س)
(و أشهد أن أبی محمدا(ص) عبده و رسوله )
(و گواهی میدهم که پدرم محمد(ص) بنده خدا و فرستاده اوست .)
در اینجا حضرت ( زهرا (س) ) کلمه "عبده" را مقدم بر "رسوله" ذکر میکنند، در تشهد نیز میخوانیم : "أشهد أن محمدا عبده و رسوله" . "عبده" را اول و "رسوله" را بعد از آن میگوییم ; علتش این است که پیامبراکرم (ص) چونبنده خدا بوده و در عبودیت به مقام والایی رسیده، استعداد "رسول الله" شدن را پیدا کرده است .
و شاید علت این که خدا در قرآن کریم میفرماید:
(سبحان الذی أسری بعبده لیلا من المسجدالحرام الی المسجد الاقصا...) ۱
"منزه است آن که ، شبانگاه بنده خودرا سیر داد از مسجدالحرام تا مسجدالاقصی ..."
و نفرموده :
"سبحان الذی أسری برسوله ..." همین نکته باشد;
یعنی : پیامبراکرم (ص) چون بنده خدا بوده و در عبودیت به بالاترین مقامها رسیده، خدا در آن شب او را به معراج برده است . پس عبودیت مقدمه رسالت پیامبر(ص) است و مقدم بر آن نیز میباشد.۲
مقامات پیش از رسالت
(اختاره [و انتجبه ] قبل أن أرسله )
(خداوند پیامبر(ص) را انتخاب کرد پیش از آن که او را به پیامبری برگزیند.)
"اختار" از باب "افتعال" است که معنای صیغه مفرد ماضی آن میشود "اختیار کرد"، "انتجب" هم به همان معناست ; یعنی : خداوند، پیامبر(ص) را قبل از این که به رسالت مبعوث کند اختیار کرده بود; به این معنا که ،پیامبر(ص) پیش از رسالت ، مورد توجه و مورد انتخاب خداوند بود، و چون در او لیاقت و استعداد کامل وجود داشت به مقام رسالت مبعوث شد; چون هر کسی نمی تواند "رسول الله" و فرستاده خدا بشود.
(و سماه قبل أن اجتباه [ اجتبله ])
(و نامگذاری کرد او را پیش از آن که او را برگزیند [خلق کند].)
در اینجا دو احتمال وجود دارد:
احتمال اولاین که مراد حضرت این باشد که پیامبراکرم (ص) پیش از آن که در این عالم به مقام نبوت برسد، خداوند برای حضرت آدم و انبیاء گذشته (ع) و نیز ملائکة الله نام آن حضرترا برده است .
و احتمال دیگراین که معنای "و سماه قبل أن اجتباه" این باشد که ، خداوند قبل از این که حضرت را به رسالت مبعوث کند برای او اسم تعیین کرد و نامش را "محمد" گذاشت .
و اگر "اجتبله" باشد، همان طور که در بعضی از نسخه ها آمده، معنای جمله این میشود که ، خداوند نامگذاری کرد او را قبل از این که او را خلق کند.
(و اصطفاه قبل أن ابتعثه )
(و او را برگزید پیش از آن که به پیامبری مبعوثش کند.)
یکی از صفات پیامبر(ص) "مصطفی" است، یعنی : برگزیده . در تورات نیز یکی از صفاتی که برای پیامبر(ص) بیان میشود صفت "برگزیده" است . - آقایان سعی کنند تورات و انجیل را مطالعه کنند، زیرا در آنجا مطالبی ذکر شده که میتواند برای شما مفید باشد. –
در تورات (بالمعنی الاعم) کتاب "اشعیاء"، باب ۴۲ آمده است : "... برگزیده من ..."، و پس از آن صفاتی ذکر میشود که درست بر پیغمبراکرم (ص) تطبیق میشود،۳ و ما احتمال میدهیم که در آنجا لفظ "مصطفی" نیز ذکر شده بوده، منتها یکی از اشتباهات مترجمان این بوده که اسامی و القاب را هم ترجمه میکردند. از باب مثال گفته شده : یکی از اسامی پیامبر(ص) که در انجیل آمده "احمد" است و قرآن کریم به نقل از حضرت عیسی (ع) میفرماید: (و مبشرا برسول یأتی من بعدی اسمه أحمد) ۴;بعد صاحب انجیل چهارم "احمد" را در یونانی به "پریکلیتوس"۵ ترجمه نمود و مترجمان بعدی نیز آن را ترجمه کرده و مثلا در فارسی نوشته اند: "بسیار ستوده"; در صورتی که شایسته بود خود لفظ "احمد" را ذکر میکردند. البته در مقابل این قول برخی معتقدند که تلاش برای تطبیق واژه "فارقلیط" بر "احمد" کار درستی نیست، زیرا آیه ششم سوره صف دال بر وجود نام "احمد" در اناجیل رائج موجود نیست بلکه بر اصل بشارت حضرت عیسی به آن دلالت دارد.
در هر صورت یکی از صفات پیامبر(ص) "برگزیده خدا بودن" است، و لذا حضرت زهرا(س) در اینجا میفرمایند: "خداوند او را زمانی برگزید که هنوز به پیامبری مبعوث نشده بود."
● انتخاب پیامبر(ص) قبل از خلق موجودات
(اذ الخلائق بالغیب مکنونة )
(زمانی [او را برگزید] که همه خلایق در عالم غیب ، پوشیده بودند.)
یعنی : زمانی حضرت محمد(ص) مورد توجه و برگزیده خدا بود که هنوز موجودات پا به عرصه این جهان نگذاشته بودند و به اصطلاح در عالم غیب به سر میبردند.
(و بستر الاهاویل مصونة )
(و در پس پرده بیم ها نگه داشته شده بودند.)
"أهاویل" جمع "أهوال" است و "أهوال" هم جمع "هول" میباشد، بنابراین "أهاویل" جمع الجمع ۶ است ; "هول" یعنی : وحشت و هراس .
حضرت میخواهند بفرمایند: آن زمانی که خداوند پیامبراکرم (ص) را برگزید همه موجودات در عالم هول و وحشت بودند. البته درک این عوالم بدون کمک و توضیح خود این بزرگان برای بشر دشوار است، همان طور که درک بسیاری از معانی قرآن بدون توضیح آنها میسر نبود; برای این که علم الکتاب نزد آنهاست و علما و دانشمندان خوشه چین خرمن علم آنهایند.
(و بنهایة العدم مقرونة )
(و به پایان عدم نزدیک بودند.)
یعنی : هنوز هیچ موجودی خلق نشده و از عدم پا به عرصه وجود نگذاشته بود.
همان طور که واهمه انسان خیال میکند که زمانی عدمستانی بوده و تمام این موجودات در آن عدمستان تاریک و خاموش بوده اند و بعدنور وجود به آنها تابیده است و روشن شده اند و به عالم وجود پای نهاده اند، حالا در مقام تلفظ نیز انسان میگوید: "در عالم عدم"، یعنی : عالمی که همه معدوم بوده اند.
اما با این حال خداوند به همه نظام وجود، قبل از ایجاد آن علم داشته است و آن را اندازه گیری کرده است . این که نظام وجود در چه زمانی است، در چه رتبه ای است و چه مقامی دارد، همه اینها مورد علم خدا بوده است، و خداوند در همان مرتبه، وقتی که هنوز هیچ موجودی را خلق نکرده بود و همه خلایق پوشیده و معدوم بودند، پیامبر(ص) را برگزید و برای خود انتخاب کرد.
حال ممکن است این سؤال به ذهن خطور کند که اگر در آن زمان هیچ موجودی وجود نداشت پس چطور خدا پیغمبر(ص) را همان وقت انتخاب کرد و برگزید و حال آن که هیچ موجودی نبوده و همه در عدمستان به سر میبردند؟
لذا حضرت میفرماید:
(علما من الله تعالی بمائل الامور) ۷
(برای این که خداوند متعال به سرانجام امور آگاه بوده است .)
اگر چه در آن زمان هیچ موجودی نبوده است ولی خداوند که از آینده اطلاع و آگاهی دارد و به نظام وجود علم دارد میداند که در آینده چه اتفاقاتی رخ میدهد و در نهایت، این نظام وجود ، به یک گل سر سبدی همچون حضرت محمد(ص) منتهی میشود.
یک کشاورز وقتی باغی را احداث میکند، از اول نظرش به میوه های شیرین آن باغ است که در نهایت به دست میآید و از آن به "علت غایی" تعبیر میشود. حال خدا که "علام الغیوب" است، پیغمبر(ص) را از همان ابتدا مورد توجه خود قرار داده است .
و به قول مولوی :
اول فکر آخر آمد در عمل ____ خاصه فکری کو بود وصف ازل
حضرت در اینجا میخواهند کمال پیامبر(ص) را برسانند; و در جواب این سؤال که ممکن است در اذهان ایجاد شود و کسی اشکال کند: چگونه خدا قبل از خلق موجودات ، یکی از آنها را انتخاب کرده ؟ میفرمایند: "علما من الله تعالی بمائل الامور": برای این که خداوند به آینده امور علم داشته است و از همان اول میدانسته که در نظام وجود چه اتفاقاتی رخ خواهد داد.
(و احاطة بحوادث الدهور)
(و به حوادث روزگار احاطه داشته است .)
خداونداز اول میدانسته که این عالم، عالم حادثه هاست و وقایع و حوادث به گونه ای خواهد بود که بالاخرهپیامبری به نام حضرت محمد(ص) موجود خواهد شد و اشرف مخلوقات و کامل ترین انسانها خواهد بود; و چون خدا از همان ازل به این حوادث احاطه داشته است، پیغمبراکرم (ص) را برای خود برگزید و انتخاب کرد; و در حقیقت چون پیامبر مظهر انسان کامل است، هدف غایی خلقت بوده و هدف غایی از همان اول در نظر بوده است .
(و معرفة بمواقع المقدور [الامور])
(و به سرنوشت موجودات شناخت و آگاهی داشته است .)
"مقدور" یعنی : مقدرات خدا; "بمواقع المقدور" یعنی : به جایگاه مقدرات .
خداوند متعال از همان ابتدا علم داشته است به این که مقدرات این عالم هر کدام چه موقعیتی دارند و هر موجودی چه سرنوشتی دارد; از همان اول میدانسته که مثلا یکی پیغمبر(ص) میشود و یکی هم ابوسفیان و ابوجهل در مقابل او; یکی امام حسین (ع) میشود و یکی هم شمر; به این مطالب از ابتدا قبل از خلقت انسان آگاهی داشته است .
پس این که میگوییم قبل از خلقت آدم، خدا پیامبر(ص) را انتخاب کرده است، معنایش این است که خدا از ازلمیدانسته که آن میوه شیرین عالم طبیعت، حضرت محمد(ص) است که از همین نطفه و از همین خاک و در همین عالم موجود میشود و در ارتقاء و کمال به آن حد اعلامیرسد . ۸