امروز دوشنبه 12 مرداد 1405

Monday 03 August 2026

مناسبات عدالت و صلح جهانی از دیدگاه امام خمینی(ره)


1401/08/01
کد خبر : 39665
دسته بندی : ثبت نشده
تعداد بازدید : 65 نفر
نویسنده مطلب کوشیده است که در مقاله حاضر مناسبات عدالت و صلح جهانی از منظر امام خمینی، بنیانگذار انقلاب اسلامی، را مورد بررسی قرار دهد. نگرش های موجود درباره مناسبات عدالت و صلح را می توان به دو دسته نگرش مادی و نگرش الهی تقسیم نمود. در نگرش مادی، صلح به معنای نبود و توقف جنگ بوده و با عدالت هیچ مناسبتی ندارد، ولی در نگرش توحیدی، صلح بدون عدالت معنا نمی یابد؛ چنان که در نگرش توحیدی امام خمینی، صلحی که هدف آن توقف جنگ به تنهایی باشد، تأمین کننده منافع ظالمان بوده و خود ظلمی مضاعف تلقی می گردد. در بینش توحیدی امام خمینی، عدالت زمینه ساز صلحی حقیقی و پایدار است و از سویی، این صلح و امنیت گسترش دهنده عدالت بوده و تربیت انسان ها و سعادت بشر را که هدف انبیای الهی است، تحقق می بخشد. امام خمینی ساختار ضدانسانی و ناعادلانه روابط بین الملل را مخل صلح و امنیت جهانی می داند. این ساختار ناعادلانه، ساختارهای فرعی ناعادلانه را شامل می گردد که هر کدام با شاخص های خود تأمین کننده منافع ابرقدرت ها و مستکبران و تضییع کننده حقوق مظلومان است. اینک مطلب را که از شماره۱۴۲ مجله معرفت انتخاب کرده ایم باهم ازنظر می گذرانیم: مهم ترین هدف انبیای الهی و یکی از اهداف دین مبین اسلام، برقراری عدالت و صلح جهانی بوده است. دو هدف مهم در الگوی توسعه اسلامی- ایرانی نیز تحقق عدالت و صلح جهانی است. یکی از مسائل مهم برای رسیدن به توسعه همه جانبه ضرورت و لزوم صلح و آرامش در جهان است؛ چراکه در صورت جنگ و ناامنی و فقدان صلح، منابع مادی و نیروی انسانی تباه می گردد. ● نگرش ها در مناسبات عدالت و صلح جهانی برخورداری از عدالت و صلح جهانی آرزوی دیرینه بشر از ابتدای تاریخ تاکنون بوده است، اما مناسبات عدالت و صلح جهانی چگونه است؟ دیدگاه های متفاوتی درباره مناسبت و ارتباط این دو مقوله با هم وجود دارد. تفاوت دیدگاه ها ناشی از اختلاف مکتب فکری، روش شناخت و بینش صاحبان آنان است که به طور کلی عبارتند از: ۱) نگرش مادی ۲) نگرش توحیدی الف) نگرش مادی در این نگرش، مناسبتی بین عدالت و صلح جهانی برقرار نمی گردد و این دو مقوله متمایز از هم هستند و اگرچه بر تأمین عدالت در درون جامعه تأکید شده، ولی صلح جهانی با کمترین ارتباطی با عدالت مدنظر است. دیدگاه های مادی را می توان برروی طیفی تصور نمود که آرمان گرایی در یک سو و واقع گرایی در سوی دیگر قرار دارد: ۱) دیدگاه آرمان گرا (ایده آلیسم): در این دیدگاه، با روش عقلی مسائل بررسی می شود و انسان موجودی مختار و خیر فرض می گردد که دارای همگونی منافع و خواهان همکاری با همنوعان خود است و بر همین اساس، جنگ را غیرعقلانی می داند. این دیدگاه بعد از جنگ جهانی اول و در شرایطی که جهانیان از درگیری و جنگ به ستوه آمده بودند شکل گرفت و صلح را در کانون توجه قرار داد و مورد استقبال کشورهای مختلف واقع شد. آرمان گرایان تلاش کردند با تأسیس نهادها و سازمان هایی همچون جامعه ملل و با همکاری کشورها صلح مطلق را برقرار سازند. این نگرش در پی تغییر وضع موجود و برقراری صلح بود و بر همین اساس، جامعه ملل به عنوان سازمانی برای تحقق صلح شکل گرفت.(۱) ۲) دیدگاه واقع گرا (رئالیسم): از دیگر دیدگاه های مادی نگر، واقع گرایی است که پس از جنگ جهانی دوم و شکست دیدگاه آرمان گرایی شکل گرفت. از آن رو که جامعه ملل و نگرش های آرمان گرایی عملا نتوانست مانع بروز جنگ شود و صلح را برقرار سازد، اندیشمندان واقع گرا مهم ترین اصول آرمان گرایی یعنی عقلانی بودن انسان ها و تحقق پذیری صلح مطلق را مردود شمردند و روش حسی را در بررسی مسائل درپیش گرفتند. آنها انسان را موجود شرور و با توان محدود و غیرقابل اصلاح می دانند که تضاد منافع و خصومت از مشخصه های آن است.(۲) این نگرش که درصدد تحقق صلح در چارچوب حفظ وضع موجود است، راه کارهایی همچون «بازدارندگی»، «کنترل تسلیحات» و «نظریه بازی ها» را مطرح می کند.(۳) هر دو نگرش مزبور که از جهان بینی مادی گرا نشأت می گیرند، صلح را در جهت منافع قدرت های بزرگ معنا می کنند. هیچ یک از آنها عدالت را در صلح دخالت نمی دهند و همین امر، یعنی عدم توجه به مبادی و علل بروز جنگ و ناامنی و عوامل مخل صلح که بی عدالتی و ظلم است باعث شده صلح حقیقی در جهان محقق نگردد. همان گونه که وضعیت امنیت در جهان نیز نشان می دهد، امروزه آمریکا به عنوان ابرقدرت خود را منادی صلح و امنیت می داند و در هر گوشه از جهان به این بهانه، یعنی اجرای صلح و امنیت، حضور می یابد، ولی روزبه روز ناامنی و جنگ بیش از گذشته دامنگیر بشر می گردد. مبدأ این ناامنی ها را باید در قوانین ناعادلانه سازمان ملل و حق ناعادلانه وتو برای چند قدرت خاص، و بی توجهی به ضرورت تأمین عدالت در سطح جهان در منشور سازمان ملل متحد دانست.(۴) ب) نگرش توحیدی این نگرش در مقابل طیفی از دیدگاه های مادی و تحریف شده الهی قرار می گیرد. روش شناخت در این دیدگاه براساس سه عنصر عقل، شرع و حس استوار است. در این بینش، انسان موجودی بالقوه خیرخواه، خداخواه، کمالجو و هدفدار است که می تواند یکی از دو صفت سعادت یا شقاوت را که ناشی از مختار بودن اوست داشته باشد. خط و مشی کلی صاحبان این نگرش که انبیای الهی هستند، هدایت انسان ها و به کمال رساندن آنهاست. این امر در سایه برپایی عدالت و برقراری صلح و آرامش محقق می گردد و بشر با هدایت انبیاء و اولیای الهی تربیت شده، به کمال می رسد. دیدگاه امام خمینی(ره) درمورد مناسبات عدالت و صلح جهانی از بینش توحیدی ایشان نشأت می گیرد و متأثر از آموزه های الهی اسلام وقرآن است. در این دیدگاه، نه همانند دیدگاه آرمان گرایی واقعیات انکار می گردد و نه همچون واقع گرایی از آرمان ها چشم پوشی می شود و قربانی وضع موجود می گردد. دیدگاه توحیدی امام خمینی، دیدگاه آرمان جوی واقع نگر است. امام خمینی سعی کردند با حس و عقل واقعیات را مورد کاوش قرار دهند و با تصمیم صحیح ازطریق عقل و شرع به سوی آرمان ها حرکت کنند.(۵) مکتب جهان شمول اسلام در قانون اساسی خود، یعنی قرآن، همه انسان ها اعم از مسلمان و کافر را موردخطاب قرار می دهد و با دعوت آنان به زندگی مسالمت آمیز و ایجاد روابط حسنه براساس حق و عدل، حسن همجواری درمورد همسایگان را مورد تأکید قرار می دهد.(۶) امام خمینی عدالت و صلح را دو مسئله مرتبط به هم دانسته و صلح بدون عدالت را ناپایدار و ناکافی می شمردند. انبیای الهی با هدف برقراری عدالت و صلح جهانی مبعوث شده اند و صلح بدون تأمین عدالت در نگرش توحیدی جایگاهی ندارد و خاستگاهی مادی گرایانه دارد. اما دیدگاه امام درمورد صلح و عدالت، نگرشی مستقل به شمار می رود وبا هیچ یک از دو دیدگاه مادی گرا منطبق نیست. مناسبات عدالت و صلح جهانی به صورت مستقل در آراء امام بحث نگردیده، بلکه به صورت محتوایی با واژه هایی همچون عدالت، صلح، مبارزه با ظلم، احقاق حق مظلومان، و عدم جنگ طلبی مأموریت انبیا مورد اشاره قرار گرفته است. از این رو، نباید درپی دانش، دو واژه عدالت و صلح در کنار هم بود. در این مقاله، مناسبات عدالت و صلح جهانی در دیدگاه امام مدنظر قرار گرفته و مسائل حقوق بین الملل وشرایط صلح بین کشورهای متخاصم موردنظر نبوده است. ● عدالت در دیدگاه امام خمینی عدالت یکی از ارزش های انسانی است. همه انسان ها بالفطره خواهان عدالتند وعدالت را دوست دارند. عدالت از مفاهیمی است که نظرات مختلفی از سوی اندیشمندان درمورد آن مطرح شده است. نقطه اشتراک همه این نظرات این است که عدالت، ارزشی معنوی است که مشمول زمان و مکان نمی گردد. از منظر امام، عدالت اصلی از قوانین اجتماع بشری است. هدف از بعثت انبیای الهی برپایی قسط و عدل و آرامش و مساوات بوده وهدایت ها، قیام ها و همه تلاش پیامبران و ائمه ما در همین مسیر بوده است. امام خمینی درا ین باره می فرمایند: عدالت اجتماعی، حکومت عدل و رفتار عادلانه حکومت ها با ملت ها و بسط عدالت اجتماعی در بین ملت ها و امثال اینهاکه در صدر اسلام و یا قبل از اسلام، ازآن وقتی که انبیا مبعوث شدند وجود داشته و قابل تغییر نیست. عدالت معنایی نیست که تغییر بکند.(۷) از لحاظ مفهومی، استفاده امام(ره) از واژه «عدالت» در موقعیت های گوناگون به اقتضای جنبه ای از معنای این مفهوم صورت گرفته است. کاربردهای مختلف این مفهوم از منظر حضرت امام در موقعیت های گوناگون عبارتند از: ۱) عدالت به معنای قایل نشدن امتیاز برای اقشاری خاص، مگر به امتیازات انسانی که خود آنها دارند.(۸) ۲) عدالت به معنای اینکه طبقات مختلف به طبقات پایین ظلم نکنند. «باید حق فقرا و مستمندان داده شود. در جمهوری اسلامی این طور مسائل که زورگویی باشد نیست، باید مستضعفین حمایت بکنند و باید مستضعفین تقویت شوند و همه با هم برادر در این دنیا- در این مملکت- همه با هم باشند.»(۹) ۳) عدالت به معنای «قیام انسان ها به قسط» که به معنای «رفع ستمگری ها و چپاول گری هاست.»(۱۰) ۴) اقامه عدل «نجات مستمندان از زیر بار ستمگران» و «کوتاه کردن دست ستمکاران».(۱۱) ۵) بسط عدالت یعنی «رفع ایادی طالحه و تأمین استقلال و آزادی- تعدیل ثروت عادلانه و قابل عمل و نیت در اسلام.»(۱۲) امام خمینی بر پایی عدالت و مبارزه با ظلم و نجات ستمدیدگان را سرلوحه و هدف اصلی تمام سیاست گذاری های نظام و حکومت اسلامی می دانند. مهم ترین وظیفه انبیا برپایی نظام عادلانه اجتماعی از طریق اجرای قوانین و احکام است و هدف اصلی آنان تنظیم روابط اجتماعی براساس عدل و تشکیل حکومت بر این اساس بوده است. حکومت حق برای رفع مستضعفان و جلوگیری از ظلم موجود و اقامه عدالت اجتماعی همان است که سلیمان بن داوود و پیامبر عظیم الشأن اسلام(ص) و اوصیای بزرگوارش برای آن کوشش می کردند؛ از بزرگ ترین واجبات، و اقامه آن از والاترین عبادات است.(۱۳) مهم ترین مسئله در تحقق صلح پایدار جهانی عدالت است. بی توجهی با این اصل در نظام بین الملل باعث شده همچنان جنگ و ناامنی دامنگیر جهانیان باشد. از منظر امام خمینی، «بی عدالتی و نرسیدن مردم به حق خود و نارضایتی ملت ها، باعث شورش و قیام مردم برای رسیدن به حق خود می شود.»(۱۴) امام خمینی بی عدالتی را در عرصه های مختلف بین المللی عامل اصلی نزاع و درگیری، و مانع تحقق صلح می دانند. این بی عدالتی از نفس سرکش و حیوانی قدرت های بزرگ نشأت می گیرد که در همه عرصه ها حق مظلومان را زیرپا می گذارند و آرامش و صلح را از بین می برند: «زیاده خواهی و نفس سرکش حیوانی قدرت های بزرگ آرامش را هم برای خودشان و هم برای جهانیان از بین برده است و صلح را لگد مال کرده است.»(۱۵) ● صلح جهانی از دیدگاه امام خمینی وقتی صلح به عنوان موضوعی فرعی در مطالعات امنیت مطرح است، بیشتر مفهوم زور و تهدید نظامی در کانون توجه بوده و اندیشمندان حوزه امنیت برای صلح استقلال ذاتی قایل نبوده اند. بنابراین، صلح به عنوان یک مسئله حاشیه ای تحت الشعاع مسائل مختلف قرار گرفته است. (۱۶) از صلح، دو تعریف عمده می توان ارائه داد: ۱) صلح سلبی: در این معنا، صلح به معنای نبود و توقف جنگ است که مورد توجه آرمان گرایان و واقع گرایان بعد از جنگ جهانی اول و بعد از جنگ دوم جهانی می باشد. هر دو دیدگاه دارای رویکرد سلبی نگر نسبت به صلح هستند و تحقق صلح را در جهان در جهت تضمین منافع قدرت ها و بدون تأمین عدالت جهانی دنبال می کنند. ۲) صلح ایجابی: صلح ایجابی به معنای استقرار آرامش و نبود جنگ همراه با عدالت و مساوات است که زمینه توسعه اخلاق و تربیت انسان ها را مهیا می سازد. مکتب توحیدی اسلام این صلح را مورد تأیید و تصدیق قرار می دهد. اسلام مذهب صلح و دوستی است و همه انبیا و ائمه اطهار (ع) از جنگ برای برانداختن ستم و جلوگیری از ظلم استفاده می کردند. جنگ در سیره معصومان (ع) برای دفاع از حقوق انسانی و رفع فتنه است. اسلام در پی صلح و آرامش است تا بتواند انسان تربیت کند. از منظر اسلام، صلح وقتی ارزش دارد که حقوق مسلمانان و مظلومان رعایت شود و عدالت برقرار گردد؛ زیرا در این صورت است که نتیجه استقرار صلح، یعنی آسایش و تربیت انسان ها، محقق می گردد. صلح بدون عدالت، اسارت و ذلت است و مایه ناامنی. (۱۷) پیامبر و معصومان (ع) نیز پیش از شروع جنگ، با نصایح و اندرزهای پی در پی به لشکر دشمن، می خواستند تا حد امکان مانع جنگ شوند و صلح و آرامش را حفظ کنند؛ از این رو، هیچ گاه در جنگ پیش دستی نمی کردند. همین امر نشان دهنده اهمیت صلح و آرامش در اسلام است. (۱۸)
گالری تصاویر

لینک کوتاه :
https://mail.aftabir.com.168-119-213-99.cpanel.site/article/show/39665
PRINT
شبکه های اجتماعی :
PDF
نظرات
جدیدترین اخبار ها
بروزترین اخبار ها
مطالب مرتبط

مشاهده بیشتر

با معرفی کسب و کار خود در آفتاب در فضای آنلاین آفتابی شوید
همین حالا تماس بگیرید