امروز شنبه 07 شهریور 1405

Saturday 29 August 2026

من بچه می‌خوام


1401/08/01
کد خبر : 73005
دسته بندی : ثبت نشده
تعداد بازدید : 57 نفر
مشکل اصلی آثار خوش ساخت که به مرور در حفظ مخاطب با چالش مواجه می‌شوند در چند امر خلاصه می‌شود. امر اول جدایی تم روایی از منطق داستانی است. این امر بدین معناست که رویکرد کمدی یا ملودرام داستان نتواند ریتم منظمی‌را سپری کند و با چرخش‌های متوالی به سمت و سوی دیگر گونه‌های روایی از یکپارچگی ساختار مضمونی فاصله بگیرد. امر دوم، غفلت سناریو از پیچش‌های ضروری درام است. در این امر با یک مسیر یکنواخت و سرراست روایی روبرو می‌شویم که اگرچه در ابتدا به جذب مخاطب کمک می‌کند اما به مرور نوعی افت بیننده را تجربه می‌کند. به واقع هنگامی‌که تمهید جدیدی جهت همراه سازی مخاطب با داستان در نظر گرفته نمی‌شود و صرفا با موج داستانک‌های فرعی و رخدادهای غیر منتظره روبرو می‌شویم ممکن است با روند کاهشی مخاطبان یک مجموعه مواجه شویم. امر سوم نحوه ورود و خروج گروه بازیگران به داستان است. در این زمینه اگر منطقی در ورود یا خروج هر یک نباشد به نوعی در احساس مقارنه مخاطب با آن بازیگر تاثیر منفی می‌گذارد و حتی تلاش مثبت در ارایه یک بازی خوب از سوی آن بازیگر نیز در تغییر نظر مخاطب موثر نخواهد بود. پیش زمینه ای که برشمردم شمایی کلی از وضعیت مجموعه خداحافظ بچه است که در دو زمینه روایی کمدی موقعیت و ملودرام خانوادگی در حال حرکت است. بازی‌ها بسیار هوشمندانه در این دو موقعیت روایی شکل گرفته اند و زبان بدن، فن بیان و تکانش‌های لحظه ای بازیگر برای برون نمایی یک حس درونی غمگنانه یا شاد با هدایت دقیق کارگردان کاملا طبیعی از آب درآمده است. البته نقطه ضعف عمده این مجموعه که می‌تواند به نوعی نقطه قوت آن هم باشد سادگی موقعیت‌های داستانی و نقطه عطف بدون پیچیدگی است. این امر به ویژه در تکرار موقعیت بچه دزدی و عدم توفیق مرتضی و لیلا در این زمینه ملموس است. به واقع زوم روایت بر رفتارشناسی مرتضی و لیلا و ویژگی‌هایی که از آنها به مخاطب منعکس می‌شود در طول بررسی قصه این زوج توانسته در جذب مخاطب، موفقیتی را حاصل کند اما به دلیل آنکه ریتم روایت در بخشی از قسمت‌ها بسیار کند و کسل کننده و حتی گاه در برخی اوقات همچون سرنوشت این زوج جوان و ناکامی چندباره و متعددشان در حفظ کودک برای خود دارای برخی نقص‌ها در زمینه باور پذیر بودن موقعیتی است که آنها را در هدفشان ناکام می‌گذارد، سبب از دست رفتن بخشی از بینندگان شده است. خداحافظ بچه با وجود ضعف‌هایی که برشمرده شد قدرتی موثر در جهت وصل داستانک‌های فرعی به ایده مرکزی را در سناریوی خود به کار می‌گیرد و نکته جالب آنکه ترکیب انسانی درستی را در این حلقه زنجیروار موقعیت‌های داستانی تدارک می‌بیند. ورود خسرو و نازنین به قصه دقیقا در همان شرایطی صورت می‌گیرد که مسیرهای بچه یابی مرتضی و لیلا به بن بست رسیده و برخورد احساسی خسرو و نازنین با بچه تازه از راه رسیده و بی میلی که از خود جهت نگهداری از آن نشان می‌دهند سبب تصمیم مرتضی و لیلا برای تصاحب آن کودک می‌شود. دور تکراری بچه دزدی و ناکامی آنها با این گریز داستانی وارد نقطه عطف جدیدی می‌شود و یک تمهید ساده در نمایش غفلت مرتضی و لیلا در این بزنگاه سرنوشت ساز زندگی و نوشتن نامه از سوی آنها برای نازنین و خسرو و پیگیری‌هایی که از سوی خسرو به سبب همین پیغام نگاشته شده در پشت برگ تحویل خودرو برای یافتن بچه صورت می‌گیرد باعث یافتن سرچشمه اصلی شده و از اینجاست که مجتبی به داستان اصلی مجموعه اضافه می‌شود. دور تسلسل موقعیت‌ها و شکل گیری زنجیره ای منطقی از ارتباطات انسانی ویژگی مطلوب سناریوی خداحافظ بچه است که در روندی ساده و همه فهم داستان را به جلو برده و لذتی ناب را به بینندگان خود هدیه داده است. در این روند ارتباط گیری با مخاطبان به غیر از سناریو و کارگردانی باید به بازی‌های غافلگیر کننده شهرام حقیقت دوست و سیروس همتی اشاره کرد که در قالب نقش‌های مرتضی و مجتبی درخشیده اند. ویژگی‌های شخصیتی هر دو به زیبایی در رفتارها، گفتارها و نگاه‌های بازیگران منعکس شده است و جوانه‌های عشق و معرفت، تیزبینی و تیزهوشی، سادگی و باصفایی به خوبی در قسمت‌های اخیر و از طریق بررسی شرایطی که محرک رفتارهای مجتبی و مرتضی است در ذهن مخاطبان ریشه دوانده است. از اینروست که عشق دریک نگاه مجتبی نسبت به خواهر لیلا به دور از هرگونه تصنع است و قابل باور به اجرا درمی‌آید یا تمهید لفظی هوشمندانه ای که مجتبی جهت امتیازگیری از خسرو به کار می‌گیرد تا مجدد به سر کار بازگردد نمایشی از وجه دیگر این شخصیت است که در یک نگاه ظاهری بسیار ساده و دست و پاچلفتی در نظر می‌آید اما می‌تواند گلیم خود را از آب بیرون بکشد. آنچه در حوزه شخصیت‌پردازی سناریوی خداحافظ بچه قابل لمس است توجه به موقعیت‌های انسانی بینابینی است. این موقعیت تشریح‌گر شرایط گذشته، حال و آینده فرد است و به درستی اطلاعاتی موثر را دراختیار مخاطب قرار می‌دهد تا بداند محرک و علت بروز یک رفتار و ادای یک حرف از کدام منشا فکری و روان شناختی بر می‌آید. چنین است که دفتر اقرار مرتضی و لیلا با خطوط ضربدری که می‌کشند و تکرار جمله» وقتی بچه مان بزرگ شد می‌رویم و به گناهمان اعتراف می‌کنیم، مجازاتش را هم می‌کشیم» به خوبی وضعیت ارتباطی آن دو را به مخاطب عرضه می‌کند. پیشینه خطاکار مرتضی و موهبت عذر‌پذیری لیلا رابطه ای محبت آمیز را میان آن دو شکل داده است و بدینگونه مخاطب را به این دو شخصیت نزدیکتر می‌سازد.
گالری تصاویر

لینک کوتاه :
https://mail.aftabir.com.168-119-213-99.cpanel.site/article/show/73005
PRINT
شبکه های اجتماعی :
PDF
نظرات
جدیدترین اخبار ها
بروزترین اخبار ها
مطالب مرتبط

مشاهده بیشتر

با معرفی کسب و کار خود در آفتاب در فضای آنلاین آفتابی شوید
همین حالا تماس بگیرید