تربیت و پرورش فرزندان یکی از اساسی ترین وظایف والدین است.تربیت در واقع عبارت است از فراهم آوردن زمینه ها و عوامل به فعلیت رساندن یا شکوفا ساختن استعدادهای شخص در جهت رشد و تکامل اختیاری او به سوی هدف های مطلوب. به این ترتیب فرد، نخستین گام ها را در خانواده بر می دارد و مفاهیم اولیه زندگی، آموزش ها، مجموعه عقاید، قوانین و ارزش ها را از خانواده فرا می گیرد. تربیت جسمانی، ذهنی، اخلاقی و دینی فرآیندی است دوسویه که باید اول آموخته و فراگرفته شود و سپس به فرزند آموزانده شود و با دقت و ظرافت خاصی انجام شود.
اما متاسفانه مقوله تربیت از سوی بسیاری از والدین چندان جدی گرفته نمی شود و تربیت باری به هر جهت یکی از بزرگ ترین اشتباهاتی است که والدین در مورد فرزندان خود مرتکب می شوند، چنان که این هشدار در گفته های دکتر پرویز مظاهری، دبیر انجمن روان پزشکان ایران قابل ملاحظه بود. وی به مهر گفت: ۵۰ درصد والدین ایرانی اصول تعلیم و تربیت فرزندان را نمی دانند و براساس تجربیات خودشان عمل می کنند و مثال معروف چهار تا پیراهن بیشتر پاره کرده ایم را برای توجیه رفتارهای خود به کار می برند. درست به همین دلیل است که امروزه کمتر خانواده ای را می توانیم مثال بیاوریم که در تعامل صحیح و درستی با نوجوان خود قرار گیرد. نوجوانی که تا چندی قبل آرام و سر به زیر بود، ناگهان سرکش می شود و طغیان می کند و والدین با سوالاتی درباره اقتدار و حکمرانی خود در خانواده و قوانین حاکم بر آن به اضافه چالش های لفظی رو به رو می شوند. والدین با نوجوان خود که حالا به سن بلوغ رسیده به چالش جدی می افتند و دیگر نمی توانند با شیوه های قدیمی به اقتدار خود ادامه دهند. آن ها ناچار خواهند بود در ارزش ها و مجموعه قوانین تجدیدنظر کنند به نحوی که نه از اصول موردنظر خود تخطی کنند و نه همراهی با نوجوان سرکش خود را از دست دهند.هم چنین نباید فراموش کرد که سلامت جسمی و روحی والدین به ویژه مادر تا چه حد در برقراری ارتباط مناسب با فرزندان موثر است. نکته ای که کمتر کسی به آن توجه می کند اما واقعیت این است که به گفته دکتر منصور بهرامی، متخصص کودکان و عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی به ایسنا در صورتی که مادر از نظر روان شناسی کودکش را به درستی شناسایی کند و مطابق خواسته های وی عمل کند، در برقراری ارتباط مناسب با فرزندش موفق خواهد شد.
در واقع مادری که از نظر فکری و روحی سلامت، شاداب، قدرتمند و علاقه مند باشد می تواند با فرزندش ارتباط مناسبی برقرار کند.
مادر باید علایم افسردگی را از خود دور کند تا با ایجاد محیطی سالم، امن و توام با آرامش در منزل بتواند سلامت روانی کودک را با در نظر گرفتن جنبه های روانی، استقلال و شخصیت کودک تامین کند. وی تاکید کرد: یک مادر سالم با بنیه خوب حتی با یک کودک بداخلاق و بدقلق می تواند ارتباط مناسبی برقرار کند. دکتر بهرامی با اشاره به یکی از نگرانی های همیشگی مادران و اشتباه آن ها در این زمینه ادامه می دهد: عصبانیت و نگرانی مادر هنگام بدغذایی کودک، داد و فریاد زدن یا تهدید کودک کارساز نیست و نه تنها هیچ مشکلی را برطرف نمی کند بلکه باعث ایجاد مقاومت در کودک شده، به بدتر شدن مشکل غذایی وی می انجامد.
وی با اشاره به اشتباه اکثر مادران بی تجربه می گوید: برخی مادران به اشتباه تصور می کنند در صورتی که تمام آسایش و خواب خود را تعطیل کرده و به کودک برسند، مادر خوبی هستند در صورتی که مادر سالم با روحیه خوب و قوی که خواب و استراحت کافی دارد می تواند ارتباط مناسب تری با کودک برقرار کند و در مسائل تربیتی موفق تر عمل کند.دکتر مظاهری نیز با تاکید بر نقش والدین در پرخاشگری کودکان و اشتباهات والدین در این باره می گوید: متاسفانه وقتی کودک اضطرابش را با جیغ زدن نشان می دهد والدین فکر می کنند بچه بدرفتار است که همین امر به بروز تنبیه ناعادلانه توسط والدین منجر می شود که گاه تکرار هم می شود.
این وضعیت باعث می شود به تدریج کودک افسرده شود و ممکن است این بیماری را تا آخر عمر با خود داشته باشد و به فرزندانش نیز انتقال دهد. تنبیه کودکان پرخاشگر و مضطرب پیامد آشنا نبودن والدین به اصول تعلیم و تربیت است و باعث پنهان ماندن بیماری های عصبی در کودکان می شود. به طور کلی ۳ تا ۵ درصد کودکان دچار اضطراب هستند و به خصوص در سنین قبل از دبستان که کودک نمی تواند اضطراب و دلشوره خود را بیان کند آن را با بداخلاقی بروز می دهد.این روا ن پزشک به ناخن جویدن، جیغ زدن، شب ادراری و دندان سایی به عنوان علامت های بارز پرخاشگری در کودک اشاره می کند و می افزاید: متاسفانه به دلایل شرایط اجتماعی موجود در کشور ما و فعالیت های خارج از خانه پدر و مادر، آن ها وقت کمتری صرف تربیت کودکان می کنند و از طرفی اختلافات والدین و درگیری های خانوادگی و ازدواج های ناخواسته باعث می شود کودک در محیطی ناآرام رشد کند.هم چنین جاوید سبحانی، کارشناس ارشد جامعه شناسی و عضو هیئت مدیره انجمن حمایت از حقوق کودکان با تایید ناآگاهی والدین از اصول تعلیم و تربیت به خراسان می گوید: واقعیت این است که در جامعه کنونی شاهد گذار از سنت به مدرنیته هستیم.
تغییراتی که به لحاظ پیچیدگی روابط اجتماعی در کشور شاهد آن هستیم به نوعی مهارت های اجتماعی و مهارت های زندگی که خاص جوامع پیشرفته است را در حاشیه قرار داده و افراد با وجود زیست در یک جامعه نیمه مدرن، آموزشی در این باره نمی بینند. از طرفی خانواده در ایران دچار مشکلات جدی شده است. فشارهای اقتصادی و اجتماعی بر خانواده بسیار زیاد است، کارکردهای تربیتی آن مثل انتقال فرهنگ، آداب و رسوم و الگوهای رفتاری با توجه به این که مدت زمان تماس والدین و فرزندان بسیار کم است، تحت تاثیر قرار گرفته است.
طبق آمارها متوسط گفت و گوی اعضای خانواده در یک کلان شهر در طول روز ۱۵ دقیقه است، این نشان می دهد خانواده تحت تاثیر تغییر شیوه های زندگی امکان انتقال الگوهای تربیتی، ارزش ها و هنجارها به فرزندان را ندارد. در مقابل نقش نهادهای مکمل مثل آموزش و پرورش، نهادهای فرهنگی و رسانه های جمعی در انتقال فرهنگ و ارزش ها پررنگ تر شده است. به این ترتیب توانایی تربیتی خانواده اصولا کاهش پیدا کرده است. متناسب با این تغییرات می توان مشاهده کرد که نگرش ها و دیدگاه های والدین تغییر پیدا نکرده است.
به عنوان مثال در مورد حقوق کودک کمتر والدینی از آن آگاه هستند و هم چنان بسیاری از والدین همان دیدگاه قدیمی درباره تربیت کودک را دارند، چیزی که ما از الگوهای تربیتی گذشتگان دریافت کرده ایم بیشتر مبتنی بر تحکم و تنبیه بود، اما اکنون هنجارها و معیارهای تربیتی تغییر کرده است و ملاحظات حقوق کودک و هزاران مورد دیگر مطرح شده اما در عمل این حقوق به والدین آموزش داده نشده است و کودکان نیز از یادگیری حقوق خود محروم اند، به این دلیل یک نوع به هم ریختگی هنجاری در تربیت کودک در جامعه قابل مشاهده است که ما به آن «آنومی» می گوییم. در شرایط «آنومی» مردم نمی دانند باید براساس کدام هنجار عمل کنند، به عبارتی هنجارهای گذشته ضعیف شده و هنجارهای جدید هنوز جایگزین نشده است. این تعارض هم برای والدین و هم برای فرزندان به وجود آمده است.
نتیجه آن گسترش موارد کودک آزاری است که آسیب های طولانی مدتی روی جامعه می گذارد و بین نسلی منتقل می شود، کودکی که آزار دیده همان طور هم فرزندان خود را تربیت می کند و خشونتی را که دیده به فرزند خود منتقل می کند.سبحانی با اشاره به نقش نهادهای واسطه در تبیین حقوق و اصول تربیتی کودک تاکید می کند، آموزش و پرورش باید بپذیرد که نقش مهمی در تبیین حقوق کودک دارد و از خانواده انتظار زیادی نباید داشته باشد، انجمن اولیا و مربیان ظرفیت بسیار خوبی دارد تا مهارت های اساسی را به والدین منتقل کند و آن ها را به حقوق کودک آشنا کند و مهارت های فرزندپروری را به آن ها بیاموزد. متاسفانه در فرآیند تشکیل خانواده ما مهارت های فرزندپروری را نادیده گرفته ایم و زوج ها بدون داشتن هیچ آموزشی ازدواج می کنند و صاحب فرزند می شوند.
علاوه بر این توسط نهاد های فرهنگی، فرهنگ سراها، سرای محله و مراجع دیگر می توان به افزایش مهارت های فرزندپروری در والدین اقدام کرد. رسانه های تاثیرگذار دیگر مثل صدا و سیما و سینما می توانند در یک نظام برنامه ریزی فرهنگی حساس به این موضوع نقش مهمی ایفا کنند و به لحاظ فرهنگی و تربیتی خلاءهایی را که وجود دارد پوشش دهند.