● مقدمه
هر جنبش و انقلابی، به یاران و همراهانی نیاز دارد; یارانی که ستونهای انقلاباند و سنگینی آن را بر دوش میکشند . سستی و استواری هر یک از این دو، با سستی و استواری دیگری ارتباطی تنگاتنگ دارد; یعنی، هر اندازه حجم بنای انقلاب کمتر باشد، پایههای آن از استحکام کمتری برخوردار خواهد بود و به هر میزان که آن بنا، بلندتر و گستردهتر باشد، به ستونهای محکمتری نیاز خواهد داشت . ما با نگاه به حجم و گستردگی این بنا، میتوانیم دریابیم بر چه ستونهایی افراشته شده است; همچنانکه با تامل در اهداف و غایات آن نیز میتوانیم، میزان و حجم ابزار و وسایل مورد نیاز و نیز پدیدآورندگان آنرا گمانه زنیم .
در این نوشتار، بهدنبال تبیین ویژگیهای یاوران امام مهدی علیه السلام و همراهان او هستیم; کسانی که در حرکت جهانی او، به مثابه بازوان نیرومند آن حضرت، در خدمت او و اهداف او هستند .
این نوشتار دو نتیجه اساسی در پی خواهد داشت:
اول اینکه دانستن این ویژگیها، میتواند مقیاسی برای محک زدن خود و اهداف خود و معیاری برای فهم میزان قابلیت ما، در همراهی با حضرت و جهاد در رکاب او باشد . ما همیشه، منتظر رؤیتخورشید بودهایم و شاید فردا، روز موعود باشد! آیا ما خود را برای آن روز مهیا کردهایم؟ با فهم این ویژگیها، میتوانیم دریابیم که پای رفتن این راه را داریم یا نه و در آن روز موعود در کنار حضرتیم یا در مقابل او .
ثمره دوم، زمینه سازی برای ظهور است . توضیح اینکه فرا رسیدن روز سراسر مبارک ظهور، بسته به دو عامل اساسی است که منطقا، با فقدان هر کدام از آنها، قیام حضرت، بینتیجه خواهد بود:
۱) وجود زمینه مردمی; اگر در مردم، احساس نیاز به امام شکل نگیرد، وقتی او بیاید، قدرش را نخواهند دانست و به راحتی او را تنها خواهند گذاشت; بلکه شاید علیه او شمشیر نیز بکشند، همانگونه که اغلب مردم با پیشوایان معصوم پیشین علیهم السلام چنین کردند .
۲) فراهم آمدن یاران، همراهان و همرزمانی کارآمد و توانمند که با فقدانشان، کار حکومت، هدایت و رشد به سامان نخواهد رسید . دانستن ویژگیهای یاران حضرت و تلاش در راه کسب آنها، در واقع تلاش برای زمینه سازی ظهور و فرا رسیدن آن روز مبارک است . در روایات، گرچه از این صفات، به عنوان ویژگیهای یاران حضرت یاد شده است; اما بدون تردید یکی از پیامهای این روایات، بر شمردن شرایط آرمانی یک منتظر است . اهدافی که یک منتظر واقعی باید برای خود ترسیم کند و تمام توان خود را در راه رسیدن به آنها بهکار بندد و اوجهایی که یک شیعه در تمام قرنها و عصرها باید بدانها چشم دوخته، خود را در مسیر دستیافتن بدانها قرار دهد .
▪ ویژگیهای یاران امام زمان علیه السلام
برای فهم ویژگیهای یاران امام مهدی علیه السلام، از دو مسیر میتوان حرکت کرد: مسیر نخست، تامل در روایاتی است که آن خصوصیات را بیان میکند . مسیر دوم، تحلیل میزان عظمت و وسعت انقلاب و گستره حرکتحضرت و نیز توجه و تامل در اهداف و آرمانهای آن حرکت است .
در این گفتار، مسیر دوم را خواهیم پیمود; گر چه از روایات مربوط به این موضوع نیز بهره خواهیم برد .
▪ ابعاد حرکت امام عصر (عج)
انقلاب امام مهدی علیه السلام، بزرگترین جنبش تاریخ بشریت است و از ویژگیهای منحصر به فردی برخوردار است; از جمله:
عمق; این حرکت، از عمیقترین جنبشهای بشریت است . منظور ما از «عمق» ، بلندای اهداف و عظمت آرمانها است که در عمل نیز به وقوع خواهد پیوست . این جنبش، به شعارهای پرزرق و برق و اهداف کم مایه نمیپردازد; بلکه انسانها را به سوی معنویت و رشد، هدایت میکند و تمام استعدادهای آنان را به سمت تعالی و شکوفایی جهت میدهد . امام باقر علیه السلام میفرماید:
«اذا قام قائمنا وضع یده علی رؤوس العباد فجمع به عقولهم و اکمل به اخلاقهم; (۱) چون قائم ما قیام کند، دستش را بر سر بندگان گذارد و عقول آنان را متمرکز ساخته و اخلاقشان را به کمال برساند» .
▪ و در جایی دیگر میفرماید:
«تؤتون الحکمة فی زمانه; (۲) در دولت مهدی علیه السلام به شما حکمتبیاموزند» .
گستردگی; این جنبش از نظر جغرافیایی و کمی، گستردهترین جنبشها است . موجاین حرکت، از بزرگترین قارهها گرفته تا کوچکترین روستاها و کپرها را در مینوردد و آنها را به تلاطم درمیآورد . امام صادق علیه السلام در تفسیر آیه «و عدالله الذین، آمنوا منکم و عملوا الصالحات لیستخلفنهم فی الارض . . .» (۳) فرمودند:
«لم یجیء تاویل هذه الآیة و لو قام قائمنا بعد سیری من یدرکه ما یکون من تاویل هذه الایة و لیبلغن دین محمد صلی الله علیه و آله ما بلغ اللیل . . . ; (۴) تاویل این آیه، هنوز نیامده است . هنگامی که قائم ما قیام کرد، کسی که او را ببیند، تاویل این آیه را خواهد دید که دین محمد صلی الله علیه و آله به هر جا که شب وارد شود، خواهد رسید» .
امداد الهی; امداد الهی، پشتوانه این حرکت است و اراده خداوند بر این تعلق گرفته که این حرکتبه ثمر نشسته و حکومت صالحان سرانجام، سراسر گیتی را فرا گیرد: «و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمة و نجعلهم الوارثین» ; (۵) «ما خواستیم بر مستضعفان زمین منت نهیم و آنان را پیشوایان و وارثان روی زمین قرار دهیم» .
امام علی علیه السلام درتفسیر این آیه فرمودند:
«هم آل محمد یبعث الله مهدیهم بعد جهدهم فیعزهم و یذل عدوهم (۶) ; آنان اهل بیت پیامبرند که خداوند، پس از سختیهایی که بر آنان میرسد، مهدی شان را بر میانگیزد و آنان را عزت بخشیده و دشمنانشان را خوار میگرداند» .
رهبری منحصر به فرد; رهبری ویژه این انقلاب، از دیگر ابعاد عظمت آن است . برای مرتبه بلند او، همین بس که امام صادق علیه السلام در وصف او فرمودند: «و لو ادرکته لخدمته ایام حیاتی; (۷) اگر او را درک میکردم، تمام عمر به خدمت او میپرداختم» .
اصالت; جنبش حضرت، از نظر تاریخی، از ریشه دارترین حرکتها است . اعتقاد به مصلح، درتمام ادیان و بسیاری از نحلهها و مکاتب بشری، وجود دارد; از آیین زرتشت گرفته تا یهودیت و مسیحیت و . . . . (۸)
این توضیحی کوتاه درباره برخی از ابعاد حرکتبزرگ امام عصر علیه السلام بود . حال به تبیین لوازم آن میپردازیم .
نخستین بعد از ابعاد عظمتحرکتحضرت، عمق آن بود . از عمق این حرکت و اهداف بلند آن، میتوان به عمق باورها و ژرفای نگاهها رسید; چرا که آن ثمره ارزشمند، جز بر این ریشهها و شاخهها نمیروید . مگر میتوان بدون برخورداری از اعتقادات و نگاههای عمیق، اهدافی با این حد و اندازه داشت و نگاهها را به افقهایی این چنین بلند دوخت؟ !
▪ یکم . بینش عمیق
یاران مهدی علیه السلام، از بینشهایی عمیق و ژرف، نسبتبه خداوند، امام، انسان و هستی برخوردارند .
۱) بینش عمیق نسبتبه حق تعالی
«رجال عرفواالله حق معرفته و هم انصارالمهدی فی آخرالزمان (۹) ; مردانی که خدا را آن چنان که شایسته است، شناختهاند، و آنان، یاران مهدی علیه السلام در آخر الزماناند» .
«رجال کان قلوبهم زبر الحدید لا یشوبها شک فی ذات الله اشد من الحجر; (۱۰) آنان مردانیاند که دلهایشان گویا پارههای آهن است (سختتر از سنگ .) بدون هیچ تردیدی نسبتبه ذات مقدس خداوند» .
این باور، آن قدر با صلابت و استوار است که مرارتها و مصیبتها، در آن خللی ایجاد نمیکند و بلاها و امتحانات، آرامشش را به تلاطم نمیافکند و شبهات و سؤالات، در آن رخنهای ایجاد نمیکند .
آنان، از سرچشمه توحید ناب، سیراباند و به حضرت حق - آن چنان که شایسته است - اعتقاد دارند: «فهم الذین وحدوا الله حق توحیده; (۱۱) آنان به حدانیتخداوند، آنچنان که حق وحدانیت او است، اعتقاد دارند» . حرم دلهایشان را بتهای نفس، ثروت و مقام نیالوده و در آن حریم امن، جز خداوند حضور ندارد .
نتیجه این بینش عمیق، ایمان و تقوا است . این دو را هم در چهره عبادتها و راز و نیازهایشان میتوان دید «ذکر» و هم در آینه تلاش و کوششی که در طریق عبادت و بندگی حضرت حق دارند «تلاش» .
الف) ذکر:
«لهم فی اللیل اصوات کاصوات الثواکل حزنا من خشیةالله; (۱۲) در دل شب، از شیتخداوند، نالههایی دارند مانند ناله مادران پسرمرده» .
«قوام باللیل صوام بالنهار; (۱۳) شبها را با عبادت به صبح میرسانند و روزها را با روزه به پایان میبرند» .
«رجال لا ینامون اللیل لهم دوی فی صلواتهم کدوی النحل یبیتون قیاما علی اطرافهم و یسبحون علی خیولهم» (۱۴) ; مردان شب زندهداری که زمزمه نمازشان، مانند نغمه زنبوران کندو، به گوش میرسد . شبها را با زندهداری سپری میکنند و بر فراز اسبها، خدا را تسبیح میگویند» .
ب) تلاش:
یاران مهدی علیه السلام، نه تنها اهل «اطاعت و بندگی» اند; بلکه دراین مسیر، اهل «جدیت و تلاش» نیز هستند و تمام توان خود را در این راه به کار میگیرند: «مجدون فی طاعة الله; (۱۵) آنان در طریق عبودیت، اهل جدیت و تلاش اند» .
۲) بینش عمیق نسبتبه امام علیه السلام
یاران مهدی (ع)، امام خود را میشناسند و به او اعتقاد دارند: «القائلین بامامته» (۱۶) اعتقادی که در ژرفای وجودشان ریشه دوانده و سراسر جان شان را فرا گرفته است . این معرفت، شناختشناسنامهای و دانستن نام و نشان او، و دانستن اسم پدر و مادر و محل تولد او نیست; بلکه معرفتبه «حق ولایت» است; یعنی، فهم این حقیقت که او از من، به من نزدیکتر و سزاوارتر است و از مادر به من مهربانتر; چرا که عشق مادر، و حتی عشق من به خودم، غریزی است; اما عشق او، الهی و آسمانی است . او به سه دلیل، مرا برای خودم میخواهد:
۱) به جهت آگاهیاش به تمام هستی و استعدادها و توانمندیهای من;
۲) آزادی او از بند هوا و هوسها و زندان خودخواهیها و خودبینیها و . . . ;
۳) و قرب و اتصالی که به منبع لایزال رحمت و لطف هستی دارد .
او میخواهد سرشارم کند، تا آلودگیهای نشسته بر بال روحم را بزداید و لطافت و سفیدی پرهای آن را، دوباره به آن بازگرداند و بر دستهای مهربانش نشانده، به اوج آسمانها و کنگره عرش الهی پرواز دهد .
نتیجه این بینش عمیق، محبت و اطاعت است:
الف) محبت:
دلهای یاران مهدی علیه السلام، سرشار از محبت او است . بر آنلوحها، جز الف قامت او نوشتهای نیست . این شیدایی تا بدان حد است که حتی زین اسب او را، مایه برکت میدانند و به آن تبرک میجویند: «یتمسحون بسرج الامام یطلبون بذلک البرکة; (۱۷) به عنوان تبرک، بر زین اسب امام دست میکشند» .
به جهت همین عشق آتشین، آنان در آوردگاه رزم، او را مانند نگینی در برمیگیرند و جان خود را سپر بلایش میکنند: «یحفون به و یقونه بانفسهم فی الحرب; (۱۸) در میدان رزم، گردش میچرخند و با جان خود، از او محافظت میکنند» .
چه بسیار است فاصله میان ما و یاران او; چرا که ما از جان و حتی وقتخود، برای او سهمی قرار ندادهایم، و چه اهداف و آرمانهایی از او که به هتسستی ما بر زمین مانده و چه دعوتهایی از او که بی پاسخ مانده است!؟
ب) اطاعت:
دومین ثمره درختبینش، «اطاعت» و مقدم داشتن اراده او بر اراده خوداست . یاران امام عصر (عج)، این چنیناند و در برابر او تسلیم و خاضعاند: «هم اطوع من الامة لسیدها; (۱۹) اطاعت آنان از امام، از فرمانبرداری کنیز در برابر مولایش بیشتر است» .
آنان در برابر قرائت امام، از خود قرائتی ندارند و اراده نفس اماره خود و اکثریت را، بر اراده و میل او مقدم نمیپندارند . یاران او، نیک میدانند که حق، با امام است و او با حق; چه دیگران بپذیرند و چه انکار کنند . آنان به بهانه نواندیشی و روشنبینی، از امام خود سبقت نمیگیرند و گرچه شتسر او در حرکتاند، ولی پای از دامها برمیگیرند تا از او فاصله نگیرند . آنان نه تنها مطیعاند، بلکه بر خلاف بسیاری - که به بهانه فقدان زمینه، امکانات، سختی راه و - . . . از خدمتبه او و اهدافش شانه خالی میکنند; در اطاعت او، اهل جدیت و تلاشاند و برای بر زمین نماندن آرمانهای او، خود را به آب و آتش میزنند و از هیچ کوششی فروگذاری نمیکنند: «. . . مجدون فی طاعته» (۲۰) و دراین رسالتبزرگ همراه و هم پای امام هستند: «بهم ینصرالله امام الحق» . (۲۱)
۳) بینش عمیق نسبتبه انسان و هستی
اگر یاران او به کمها قانع نیستند و در حرکت فراگیرشان، اهداف کم مایه را دنبال نمیکنند; جهت ژرفای نگاهی است که نسبتبه خود و جهان پیرامون خود دارند . نگاههای آنان، از آرمانهای کمارزش، برگرفته و به اوجهای متعالی دوخته میشود . یاران او، با تامل در خویشتن و استعدادهای شگفتانگیزشان، عظمت قدر خود را در مییابند و از اینکه دنیا و معبودهای دنیوی، آنان را پر نمیکنند، مسیر بودن دنیا و سالک بودن خویش را میفهمند . آنان با این نگاه، به معبودی پیوند میخورند که از تمام کاستیها و زشتیها مبرا است و میتواند آنان را سرشار و ظرفیتهایشان را تکمیل کند . پیوند با این معبود نامحدود و مهربان، نگاهها را زیبا و متعالی میکند .
▪ گذر از امتحانات
عمق و ژرفای این نگاه، آنان را از سیل امتحانات، سر افرازانه بیرون میبرد: «ان اصحاب طالوت ابتلوا بالنهر الذی قال الله تعالی: «مبتلیکم بنهر» و ان اصحاب القائم علیه السلام یبتلون بمثل ذلک; سپاهیان طالوت، با نهر آبی آزمایش شدند، همان که خداوند دربارهاش میفرماید: [خداوند]، شما را با نهر آبی میآزماید» ، و یاران امام مهدی علیه السلام نیز مثل آنان آزمایش میشوند» .
▪ آرزوی شهادت
و آنان را مشتاق شهادت و لقای الهی میکند: «و یتمنون ان یقتلوا فی سبیل الله; (۲۲) آرزو میکنند که در راه خدا به شهادت برسند» .
▪ دوم . گستردگی
دومین بعد از ابعاد عظمتحرکت امام مهدی، جهانی بودن و گستردگی آن است که بر این اساس به تبیین ویژگیهای یاران حضرت میپردازیم:
۱) طرح و برنامه جهانی
اگر یاران حضرت میخواهند در رکاب او و هم پای او، جهانی را به معنویت و رشد برسانند و دنیا را سرشار از هدایت کنند; بدون تردید باید دیدهایی وسیع، نگاهی جهانی و طرحها و برنامههایی فراگیر داشته باشند . بدون برخورداری از این نگاهها و طرحها، انتظار انقلاب جهانی، انتظاری بیهوده است . با این حساب، چند گروه، با آن حضرت نسبتی نخواهند داشت:
۱) تنگنظرانی که تنها مقابل پای خویش را میبینند و وسعت نگاهشان از خود و محدوده خود فراتر نمیرود;
۲) کوتهبینانی که در لاک خویش فرو رفتهاند و از دنیای پیرامون خود و تحولات آن و نیز از جبهه کفر و اهداف و ابزارهای تحت اختیارش بی خبراند;
۳) کسانی که از اینها مطلعاند; ولی برای رویارویی با آن طرح و برنامهای ندارند . مگر میتوان بدون طرح و برنامهای جهانی، دنیا را به سعادت و خوشبختی رساند؟
۲) جهاد و مبارزه جهانی
بعد از آن طرح و برنامه فراگیر، امام بر آن خواهد شد تا دنیا را سرشار از هدایت کند و یاران او نیز در این سازندگی پا به پای او خواهند آمد و در عیان و نهان، مردم را به خدا و دین او دعوت خواهند کرد: «الدعاة الی دین الله سرا و جهرا» . (۲۳)
دراین میان، هدایت گریزان و عدالتستیزان فراوانی نیز وجود خواهند داشت که در برابر او، صف کشیده و سد راهش خواهند شد . آنان، به مثابه غدهای چرکین و عضوی فاسد، برای پیکر جامعه بشریتاند و امام چارهای جز جهاد و مبارزه برای قطع آن اعضای فاسد نخواهد داشت . بنابراین یاران و همراهان او نیز، باید اهل جهاد و مقاومتباشند; جهادی که «فی سبیل الله» است; نه به هدف غنیمتیابی و زراندوزی . امام علی علیه السلام درتفسیر آیه «یجاهدون فی سبیل الله . . .» (۲۴) فرمودند: «هم اصحاب القائم; (۲۵) آنان، یاران امام قائماند» .
این جهاد، مبارزه با دنیایی از ظلم و ستم است و به همین سبب امام رضا علیه السلام به اصحاب خود فرمود: «امروز، شما آسودهتر از آن روزید (روز ظهور)» پرسیدند: چرا؟ فرمودند: «اگر قائم ما علیه السلام قیام کند، چیزی وجود نخواهد داشت جز خون بسته شده و عرق پیشانی و خواب برزین اسبها» . (۲۶)
دنیا خواهان و رفاه طلبانی که به خوشیها خو کردهاند و از جنگ و جهاد گریزاناند و مقدسمآبان بزدلی که با جهاد و مقاومت و خون و شمشیر بیگانهاند; در حلقه یاران حضرت راهی نخواهند داشت .
۳) شجاعت
اگر جهاد و مبارزه، جهانی و فراگیر است، پس یاران ایشان هم باید شجاعت و جسارتی در خور و عزمهایی پولادین داشته باشند; چراکه بدون آن، قدمهایارای حرکت نخواهد داشت:
«کلهم لیوث قد خرجوا من غاباتهم لو انهم هموا بازالة الجبال لازالوها عن مواضعها; (۲۷) همه شیرانیاند که از بیشهها خارج شدهاند و اگر اراده کنند، کوهها را از جا برمی کنند» .
«جعلت قلوبهم کزبرالحدید; (۲۸) دل هایشان، چون پارههای آهن شده است» .
«فان الرجل منهم یعطی قوة اربعین رجلا; (۲۹) به هر کدامشان، نیروی چهل مرد داده شده است» .
«لو مروا بالجبال لقطعوها; (۳۰) اگر به کوههای آهن روی آورند، آنها را قطعه قطعه میکنند» .
۴) ایثار
آن حرکت گسترده، برای هدایت و سازندگی است; نه جهان گشایی و زمینگیری . جهاد، مقدمه این آرمان الهی است و آنچنان که رسول صلی الله علیه و آله از حق اهل بیتخود علیهم السلام چشم میپوشاند و آنان را در تنگنا و مضیقه قرار میداد، تا دیگران به رفاه برسند و از این رهگذر دلهایشان نرم و نسبتبه دین مایل گردد . حضرت علی علیه السلام میفرماید: «کان من تالفه لهم ان کان الناس فی السکن و القرار و الشبع و الری و اللباس و الوطا والدثار و نحن اهل بیت محمد صلی الله علیه و آله لا سقوف لبیوتنا و لا ابواب و لا سور الا الجرائد و ما اشبهها و لا وطا لنا و لا دثار علینا تداولنا الثوب الواحد فی الصلاة اکثرنا و نطوی الایام و اللیالی جوعا عامتنا . . . فیؤثر به رسول الله صلی الله علیه و آله ارباب النعم و الاموال تالفا منه لهم و استکانة منه لهم; (۳۱) از جمله مهربانیهای پیامبر صلی الله علیه و آله نسبتبه مردم این بود که آنان در آرامش و سیری و پوشش بودند . زیرانداز و روانداز داشتند; ولی خانههای ما (خاندان او) سقف و در و دیواری به جز شاخههای خرما و مانند آن نداشت و فرش و رواندازی نداشتیم; بیشتر ما، برای نماز تنها لباسمان را دستبهدست میچرخاندیم و روزها و شبهای سالمان را به گرسنگی سپری میکردیم . . . او از سر مهربانی و فروتنی، صاحبان نعمت و مکنت را بر ما مقدم میداشت» .
یاران حضرت مهدی (عج) نیز سختیها را به جان میخرند و از خوشیها و لذایذ چشم میپوشند و با دستهای مهربانشان، خوبیها و خوشیها را به دیگران هدیه میدهند; تا از این رهگذر، قلبها را نرم کنند و رهیدگان را به دامان پر از مهر و محبت دین برگردانند .
۵) بردباری
تصور اینکه درعصر ظهور کارها، خود به خود به سامان میرسد وبدون تحمل مشقتها، کاستیها و کژیها، از جامعه رختبر میبندد و از همان ابتدا، همه غرق رفاه و لذت میشوند; خیال خام و تصور باطلی است . مفضل بن عمر میگوید: نزد امام صادق علیه السلام بودم; از سبب ناراحتی و غمگینی من پرسیدند . عرض کردم: به وضع بنی عباس و حکومت و جبروت شان مینگرم . اگر این حکومتبرای شما بود، ما نیز همراه شما بودیم و از آن بهره میبردیم . حضرت فرمودند: «ای مفضل! بدان که اگر چنان میشد، شبها، کاری نبود جز سیاست و تدبیر امور مردم و روزها، جز درگیر کار مردم بودن، غذای نامطبوع وناگوار و لباس خشن مانند علی علیه السلام، و الا آتش بود و دوزخ» . (۳۲)
به راستی مگر می شود امام مهدی علیه السلام خود، لباس خشن بپوشد و طعام ناگوار بخورد: «ما لباس القائم الا الغلیظ و ما طعامه الا الجشب» ; (۳۳) ولی یاران و همراهانش غرق رفاه و خوشی باشند؟» .
امام علی علیه السلام در وصف یاران مهدی علیه السلام میفرماید: «انه یاخذ البیعة عن اصحابه ان لا یکنزوا ذهبا و لا فضة و برا و لا شعیرا و یلبسون الخشن من الثیاب; (۳۴) او از یارانش بیعت میگیرد که طلا و نقرهای نیندوزند و گندم و جویی ذخیره نکنند و لباس خشن بپوشند و . . .» .
آنان، در راه تحقق آرمانهای جهانی امام مهدی علیه السلام، مشکلات و مصائب فراوانی را به جان میخرند; ولی از سر اخلاص و تواضع، عمل خود را هیچ میپندارند و به جهت هجوم سختیها و تحمل مشقتها، بر خداوند منت نمیگذارند: «قوم لم یمنوا علی الله بالصبر» (۳۵) و از اینکه نقد جان خویش را در کف اخلاص نهاده، تقدیم آستان دوست میکنند، هرگز به خود نمیبالند و آنرا بزرگ نمیشمارند: «و لم یستعظموا بذل انفسهم فی الحق» . (۳۶)
۶) یکدلی
آنان یک رنگ و یک دلاند: «قلوبهم مجتمعة» (۳۷) و این نیست مگر به این سبب که هواها و خودخواهیها، از جانشان رختبر بسته و به جای آن، خدا خواهی و خداپرستی نشسته است . با این اتحاد و یکرنگی است که میتوان به اهداف جهانی دستیافت و آرمانهای الهی را تحقق بخشید . سپاهی که از اختلاف و چنددلی رنج میبرد، چگونه میتواند سر افرازانه بام دنیا را فتح کند .
۷) استواری
حرکتبزرگ حضرت ولی عصر (عج)، برخوردار از پشتوانه امداد الهی است و بدون برخورداری از امدادهای ویژه الهی، هرگز به آرمانهای خود دست نخواهد یافت . توجه به وجود این تاییدات الهی، تاثیر شگرفی بر روان یاران امام بر جای خواهد گذاشت . یقین به آن امدادها، باعث میشود، ذرهای در درستی آرمانها و مسیر خود تردید نکنند و ملامتها و سرزنشهای کوتهبینان و عافیت طلبان، در عزمشان خللی نیفکند .
قرآن میفرماید: «یا ایهاالذین آمنوا من یرتد منکم عن دینه فسوف یاتی الله بقوم یحبهم و یحبونه . . . و لا یخافون لومة لائم» ; (۳۸) ای کسانی که ایمان آوردهاید! هر کس از شما، از آیین خود بازگردد [به خدا، زیانی نمی رساند . ] خداوند جمعیتی را میآورد که آنان را دوست دارد و آنان [نیز] او را دوست دارند . . . آنان از سرزنش هیچ ملامتکننده ای هراسی ندارند» .
امام علی علیه السلام درتفسیر این آیه میفرماید: «هم اصحاب القائم; (۳۹) آنان، یاران امام قائم علیه السلام هستند» .
اگر این انقلاب، از رهبری ویژه برخوردار است فیض حضور درکنار چنین امامی - که رسالت پیامبران و اولیا در طول تاریخ بشریت را بر دوش میکشد و میخواهد بار بر زمین مانده آنان را به مقصد برساند - برای کسانی فراهم خواهد شد که در خود تناسبی با آن امام فراهم کرده باشند و مانند او، خالق هستی را در همه شؤون حیات و هستیشان، جریان و حضور بخشند . شاید از همین رو است که از آنان به «مردان الهی» تعبیر شده است: «رجال الهیون» . (۴۰)
● اهداف و آرمانها
ما تاکنون، برخی از ابعاد انقلاب بزرگ حضرت را بیان کرده، به تبیین ویژگیهای یاران ایشان از این منظر پرداختیم . درصدر سخن گفتیم راه دیگری نیز برای فهم خصوصیات یاران امام مهدی (عج) وجود دارد و آن تحلیل اهداف انقلاب بود .
با نگاه به اهداف و آرمانهای انقلاب جهانی حضرت ولی عصر (عج) نیز میتوان ویژگیهای یاران او را - که در واقع پدید آورندگان و ابزار آن اهدافاند - گمانه زد . در قسمتهایی از دعای ندبه، به برخی از این اهداف، اشاره شده است . بدین منظور، مروری کوتاه به دعای ندبه خواهیم داشت:
۱) ستم سوزی: «این المعد لقطع دابر الظلمة; کجا است مهیا شده برای ریشه کن کردن نسل ستمگران» !
یکی از آرمانهای حضرت، ظلم ستیزی است . اصولا، در روایات فراوانی، به عدالت گستری و ظلم ستیزی حضرت اشاره شده است: «یملا الارض قسطا و عدلا کما ملئت ظلما و جورا» . (۴۱) کسانی خواهند توانست همراه او برای قطع ریشههای ظلم و بی عدالتی، کمر همتبسته و در این مسیر استوار بمانند که خود، از ظلم گریزان بوده و خویشتن را از جور و ستم پیراسته باشند; چرا که حضرت مهدی (عج)، از ظالمان به عنوان بازوی خود، استفاده نخواهد کرد .
ظلم، مصادیق فراوانی دارد; مانند ظلم به خویشتن (فروختن خویشتن به ارزانتر از لقای حق و جهت مادی و حیوانی دادن به استعدادها و توانمندیهای خود) و ظلم به خانواده، دوستان، جامعه و . . . . همچنین احتکار، اسراف، سلب آسایش، اهمال در حقوق دیگران، و . . . همه از مصادیق ظلم است و مرتکبان آن، بیرون از محفل یاران حضرت خواهند بود .
۲) احیای سنن: «این المدخر لتجدید الفرائض و السنن; کجا است، آن ذخیرهای که فریضهها و سنتها را احیا میکند» !
از دیگر رسالتهای حضرت، احیای فریضهها و سنتهای الهی است . یاران او، در انجام دادن فرایض و سنتهای الهی، اهتمام کامل خواهند داشت; زیرا نخستین قدم برای انجام دادن این رسالت، رعایت آن از سوی احیا کنندگان آن است .
از پیشوایان معصوم ما علیه السلام ، سنتهای نیکویی در رابطه با گفت و شنود، رفت و آمد، غذا خوردن، لباس پوشیدن و . . . به جای مانده است; ولی متاسفانه بسیاری از آنها مهجور مانده است .
آنان که رعایتشیوهها و مدهای رایج جامعه را، برخود فرض میدانند و سنتها و روشهای پیشوایان معصوم علیه السلام را فراموش کردهاند; در جمع یاران حضرت راهی نخواهند داشت .
۳) احیای قرآن: «این المؤمل لاحیاء الکتاب و حدوده; کجا است آن که آرزو میرود قرآن و حدودش را زنده کند» . حضرت خواهد آمد تا قرآن، را از غربتبه در آورد و گردهای نشسته بر رخش را بزداید . آن را از کنج مساجد، به متن زندگی انسانها بیاورد و دردهایشان را با آن تسکین بخشد و نابسامانیها را به سامان رساند .
بیگانگان با قرآن - که هفتهها و ماهها قرآن را نمیگشایند و انس و الفتشان با اشعار، آثار ادبی و رمانها، از انس با قرآن بیشتر است - در بزم با صفای یاران حضرت، جایگاهی نخواهند داشت . اما یاران حضرت، نه تنها اهل قرائت قرآناند; بلکه آن را در اعماق جانشان جریان بخشیده و با آن زندگی میکنند و روحشان، را صفا میبخشند .
«تجلی بالتنزیل بصائرهم و یرمی بالتفسیر مسامعهم; (۴۲) با قرآن، دیدگانشان نورانی میشود و تفسیر آن، در گوش جانشان، جای میگیرد» .
۴) عصیان ستیزی: «این مبید اهل الفسوق و العصیان و الطغیان; کجا است آن بنیان کن اصحاب فسق و عصیان و طغیان» !
از دیگر برنامههای امام مهدی علیه السلام، مبارزه با اهل فسق و نافرمانی است و زندگی یارانش از این آلودگیها پاک است . آنان، هم چنانکه با خدای خود عهد بستهاند که از اطاعت او سرنپیچند; با ولی او نیز یعتبستهاند که از محارم الهی چشم بپوشند» .
امام علی علیه السلام میفرماید: «انه یاخذ البیعة عن اصحابه علی ان لا یسرقوا و لا یزنوا و لا یسبوا مسلما و لا یقتلوا محرما . . . و لا یضربوا احدا الا بالحق . . . و لا یاکلوا مال الیتیم . . . و لا یشربوا مسکرا . . . ; (۴۳) از اصحاب خود بیعت میگیرد که دزدی نکنند، دامنشان را به آلودگی نیالایند، مسلمانی را دشنام ندهند، کسی را به ناحق نکشند، . . . کسی را نزنند; مگر این که مستحق آن باشد، . . . مال یتیم را نخورند، . . . شراب ننوشند . . .» .
۵) عزت دوستان: «این معز الاولیاء و مذل الاعداء; کجا است عزت بخش دوستان و خوار کننده دشمنان!» .
در طول تاریخ - به جز بعضی از زمانها - به سبب بهرهمندی عدهای از زر و زور و به کاربردن حیله و تزویر، غلبه و عزت ظاهری برای جبهه باطل بوده است و مؤمنان و پارسایان واقعی، به ظاهر زبون و خوار و در چشمان کوته بین دنیاپرستان، کمارزش و زبون بودهاند . و آن حضرت میآید تا به این ستم تاریخی پایان دهد و عزت واقعی مؤمنان را در ظاهر نیز نمایان سازد و بیمایگی و بیپایگی عزت ظاهری جبهه طاغوت را بر ملا کند . کسانی خواهند توانستبا او در پیمودن این مسیر، همراه و همقدم باشند که به عزت واقعی پارسایان، با تمام وجود اعتقاد داشته باشند و باطل را - با تمام ظاهر فریبنده و پرهیاهوی خیره کنندهاش - ذلیل و زبون بدانند; نه اینکه در برابر اهل دنیا و اربابان زرو زور، خاکسار و فروتن باشند و در برابر مؤمنان تهی دست، متکبر و مغرور! امام علی علیه السلام درتفسیر آیه «. . . اذلة علی المؤمنین اعزة علی الکافرین» (۴۴) فرموده است: «هم اصحاب القائم; (۴۵) آنان، یاران امام قائم علیه السلام هستند» .
● بشارتها:
۱) جوانان، از آن جا که از فطرتهایی پاک و بی آلایش برخوردارند و تعلقات و وابستگیها، دراعماق جانشان ریشه ندوانده است; بیشتر یاران آن حضرت را تشکیل خواهند داد . امام علی علیه السلام میفرماید: «یاران امام قائم علیه السلام، جواناند و در میانشان پیر یافت نمیشود; به جز اندکی، مانند سرمه در چشم و نمک در طعام که کمتر از هر ماده در طعام، نمک آن است» . (۴۶)
البته، جوان بودن یاران امام، لطمهای به جایگاه پیران با ایمان نزده و بر عدم همراهی ایشان گواهی نمیدهد; چرا که اولا پیران - گرچه تعدادشان اندک است - اما باز هم درمیان اصحاب ویژه حضرت حضور دارند و ثانیا، به جز ۳۱۳ یار اصلی، مؤمنان بسیاری نیز گرد حضرت جمع شده و ایشان را یاری خواهند کرد .
۲) بر اساس برخی از روایات، بانوان نیز درمیان اصحاب ویژه حضرت، حضور چشمگیری دارند . و این، نوید شوقانگیز و شعف آوری برای بانوان است تا کمر همتبسته و برای پیوستن به این جمع پربرکت، تمام توان خود را به کار گیرند . امام باقر علیه السلام میفرماید: «یجیئ و الله - ثلاثماة و بضعة عشر رجلا فیهم خمسون امراة یجتمعون بمکة علی غیر میعاد; (۴۷) به خدا سوگند! ۳۱۳ تن که پنجاه تن از بانوان نیز در میانشان حضور دارند، بدون هیچ قرار قبلی، در مکه گرد هم جمع خواهند شد» .
آنچه گذشت، شمهای از ویژگیهای یاران امام مهدی علیه السلام بود . به هتبرخورداری از این خصوصیات، در روایات، از آنان به عظمتیاد شده و پیشوایان معصوم علیه السلام زبان به ستایش و بزرگداشت آنان گشودهاند .
امام علی در وصف آنان میفرماید: «فبابی و امی من عدة قلیلة اسمائهم فی الارض مجهولة . . . ; (۴۸) پدر و مادرم فدای گروه اندکی باد که در زمین ناشناختهاند . . . !»
«اولئک هم خیار الامة مع ابرار العترة; (۴۹) آنان خوبان امت اند با نیکان خاندان (پیامبر صلی الله علیه و آله)» .
شاید دانستن این ویژگیها، برای برخی، به جای آن که امید بخش و حرکتزا باشد، باعثسستی و ناامیدی گردد; چرا که به حق، یاران امام مهدی علیه السلام از صفاتی عالی و کمالاتی بی شمار برخوردارند و این ویژگیها، به ظاهر، از حد و اندازه انسانهای معمولی فراتر است . شاید برخی با مقایسه خود با آنان - به جهت ضعفها و کاستیهایشان - فاصله خود را با آنان، غیر قابل جبران بپندارند! اما توجه به دو نکته، ما را از دام این یاس و ناامیدی میرهاند و دلمان را سرشار از نور امید و یقین میکند:
ـ یکم . در صورتی ویژگیهای یاد شده، یاسآور خواهد بود که ما بر این باور باشیم که یاران حضرت، افرادی معیناند که مثلا اسامی آنان در روایات آمده و کسی نمیتواند از آن جمع خارج شده و یا به آنان بپیوندد . ولی خوشبختانه برای این باور، دلیل و مبنای متقنی وجود ندارد . البته در روایات از افراد معینی (مانند اصحاب کهف، سلمان فارسی، مالک اشتر و) . . . نام برده شده است (۵۰) ; ولی - بر فرض صحت اسناد این روایات - اینان عده اندکی از یاران حضرتاند و هنوز زمینه برای دیگران مهیا است .
انسان، حقیقتی بس پیچیده و اسرارآمیز، با قابلیتها و توانمندیهای خیرهکننده دارد و تا قلب انسان، از تپش نایستاده، میتواند خود را از حضیض خاک به اوج افلاک برساند; به شرط این که «خود» را باور داشته باشد و بداند که میتواند . یاران آن حضرت، نه از دیگر کرات و آسمانها هستند ونه تافته جدابافته! آنان نیز انسانهایی، از همین آب و خاکاند و پدران و مادرانی چون پدران و مادران ما دارند . خداوند نیز اگر به آنان عنایتی میکند، به جهت لیاقتی است که خود در خویشتن پدید آوردهاند . پس مانیز میتوانیم خود را به جمعشان ملحق کنیم; به شرط اینکه بخواهیم . از همینرو، پیامبر صلی الله علیه و آله به سلمان فارسی فرمود: «یا سلمان! انک مدرکه و من کان مثلک و من تولاه هذه المعرفة . . . ; (۵۱) ای سلمان! تو با او خواهی بود و نیز هر کس که چون تو باشد و مانند تو، به او معرفت داشته باشد . . .» .
ـ دوم . آنچه از صفات و ویژگیهای یاران حضرت برشمردیم، غالبا مربوط به یاران ویژه حضرت (۳۱۳ یاور مخصوص آن امام همام) بود; یاورانی که فرماندهان لشگر، دستیاران و حکام او هستند: «هم الوزراء یحملون اثقال المملکة عنه; آنان وزیران اویند که از جانب او، سنگینی بار حکومت را بر دوش میکشند» . و «هم النجباء و القضاة و الحکام و الفقهاء فی الدین . . . ; (۵۲) آنان برترینها، قاضیان، حاکمان و فقیهان در دیناند» . لیکن یاران حضرت منحصر در این مجموعه نیستند . در روایات، برای حضرت از لشگر ده هزار نفری نیز سخن به میان آمده است . قیام حضرت از مکه، پس از اجتماع آنان خواهد بود . امام صادق علیه السلام دراین باره فرمودهاند: «لا یخرج القائم من مکة حتی تکمل الحلقة; (۵۳) امام قائم علیه السلام از مکه خارج نمیشود; مگر هنگامی که گروه تکمیل شوند» . راوی میپرسد: آنان چند نفرند؟ امام پاسخ میدهد: «عشرة آلاف; دههزار نفر» . اینان، علاوه بر خیل عظیم مؤمنانیاند که در میانه راه به حضرت خواهند پیوست .
سخن آخر اینکه ما اگر همت آنرا نداریم که در جمع یاران ویژه حضرت باشیم; لااقل بکوشیم که از خیل عظیم همراهان حضرت و لشگر همگانی آن عزیز، بیرون نباشیم .