امروز یکشنبه 11 مرداد 1405

Sunday 02 August 2026

ناسازگاری زوج‌های جوان


1401/08/01
کد خبر : 38276
دسته بندی : ثبت نشده
تعداد بازدید : 84 نفر
ناسازگاریزوج های جوان جوانان در ابتدای زندگی ممکن است از دیدگاه برخی از مردم، امری طبیعی و عادی تلقی شود اما اگر این وضع مورد بی‌توجهی قرار گیرد، بی‌تردید زندگی مشترک را در معرض فروپاشی قرار می‌دهد. آثار ناخوشایند و ثمرات ناگوار طلاق در میان جوانان، بر هیچ کس پوشیده نیست. بنابراین لازم است برای پایداری روابط همسران جوان، اقدام‌هایی انجام داد، البته این اقدام‌ها بدون توجه به ریشه‌های ناسازگاری سودمند نیست. یکی از ریشه‌های بسیار مهم ناسازگاری زناشویی جوانان، وجود ضعف‌هایی در آمادگی آنان پیش از ازدواج است. از سوی دیگر میزان آمادگی برای ازدواج به اندازه روحیه وظیفه‌شناسی و مسئولیت‌پذیری فرد بستگی داردو مسئولیت‌پذیری نیز تابعی از خودباوری و عزت‌نفس است. پس هر عاملی که باعث بروز ضعف در خودباوری و عزت‌نفس جوان شود، می‌تواند ناسازگاری زناشویی وی را در پی داشته باشد. ● ناسازگاری در دوره نوجوانی بی‌مسئولیتی در میان جوانان، ریشه در ضعف خودباوری و ناسازگاری در دوران نوجوانی دارد. این نوجوانان معمولاً رفتارهای خشونت‌آمیزی بروز می‌دهند. آن‌ها بیش از همسالان سازگار خود به حمل‌ ابزارآلات و وسایل خشونت‌آمیز مبادرت می‌کنند و به‌طور کلی با گروه‌های همسالشان، دچار اصطکاک و تعارضاتی هستند. از عوارض طبیعی این وضع در دوره نوجوانی، نمایان شدن ضعف‌های تحصیلی و کم‌آموزی است که خود می‌تواند ناسازگاری موجود را افزایش دهد. خشونت نوجوانان آسیبی است که به وجود عوامل و علل خاصی بستگی دارد. معمولاً سه عامل کلی در بروز خشونت نوجوانی، سهم اساسی ایفا می‌کنند: ۱) خشونت‌ نوجوانان، بی‌تردید یک جنبه یادگیری دارد. آن‌ها معمولاً رفتار خشونت‌آمیز را یاد گرفته‌اند و از سوی دیگر، شرایطی در پیرامون آنها وجود دارد که این خشونت را آموزش داده است. ۲) مشاهده و دیدن یک موقعیت خصمانه یا رفتار خشن، اعمال خشونت‌آمیز نوجوانان را افزایش می‌دهد. پس رفتار پرخاشگرانه، یک پایه حسی (بصری) دارد. زندگی نوجوانان در فضای خشونت‌آمیزی که در معرض دید و مشاهده آن‌هاست، روحیه خصمانه را در آنان تشدید می‌کند. ۳) نکته آخر آن که برخلاف تصور برخی از افراد، بروز فعالیت‌های پرخاشگرانه نوجوانان، خشونت آن‌ها را کم نمی‌کند، بلکه با انجام خشونت، ستیزه‌جویی نوجوانان بیشتر می‌شود. ● نقش خشونت والدین هر وضعی که موجب بروز یکی از عوامل فوق شود، به افزایش ستیزه‌جویی و پرخاشگری نوجوانان می‌انجامد. چنان که ذکر شد، یکی از این سه عامل مهم، اصل مشاهده وضع خصمانه است. اگــر نوجوان در محیط خانوادگی خشونت‌آمیز زندگی کنــد، مشاهده رفتارهای خشونت‌آمیز اعضای خانواده و بـه ویژه پدر و مادر با یکدیگر، روحیه ستیزه‌جویانه وی را تقویت می‌کند و باعث نمایان شدن پرخاشگری او می‌شود. از جمله نمونه‌های مهم پرخاشگری والدین، خشونت بدنی آن‌هاست که اگر در معرض دید فرزندان باشد، نتایج ناگواری در دوره‌های نوجوانی و جوانی خواهد داشت، نظیر ناسازگاری، خشونت، ضعف خودباوری، کم‌آموزی، مسئولیت‌ناپذیری و نداشتن آمادگی کافی برای ازدواج در سال‌های جوانی. لذا این دسته از جوانان حتی اگر اقدام به ازدواج کنند، با مسائل و مشکلات زناشویی مهم رویارو خواهند بود. چنان که یافته‌های جدید در روان‌شناسی ازدواج نشان می‌دهد: مقایسه جوانانی که در خانواده‌های دارای خشونت بدنی زندگی کرده بودند با جوانانی که در چنین خشونتی به سر نبرده بودند، نشان داده که آن‌ها حرکت‌های خشونت‌آمیز جسمانی بیشتری بروز دادند و در هنگام روبرو شدن با اختلاف‌های زناشویی و خانوادگی خود واکنش منفی‌تری نمایان ساختند. احتمالاً خشونت و پرخاشگری بدنی در خانواده مبدأ افکار و احساسات جوانان را در حل تعارض در زندگی زناشویی آن‌ها، تحت تأثیر قرار می‌دهد. مطالعات نشان می‌دهند که رابطه پرخاشگری در میان مادران، قوی‌تر است یعنی رفتار مادرانه بیش از رفتارهای پدرانه، بستگی به خصومت شخصی دارد. براساس یک بررسی مشاهده‌ای از رابطه والدین با پسران پانزده تا بیست و یک ساله رتبه‌بندی رفتاری و گزارش‌های شخصی از میزان خوشخویی، عصبی بودن و برون‌گرایی یافت شد که: ۱) رفتارهای پرورشی مادران به طرز استواری بیش از پدران به وسیله شخصیت و حالات خشونت‌آمیز آنها پیش‌بینی می‌شود. ۲) برون‌گرایی (برعکس خوشخویی) نقش مهم‌تری در پیش‌بینی رفتارهای پدرانه دارد. ۳) وضع عصبی استوارترین عامل پیش‌بینی‌کننده از نقش پرورشی مردان و زنان است. ۴) سه متغیر شخصیت، حالات خشم و پرورش فرزند همبستگی ضعیفی با یکدیگر دارند. به نظر می‌رسد که بهترین عامل پیش‌بینی‌کننده برای رفتارهای پدرانه حالات برون گرایانه و تعادل عصبی آنهاست. این دو ویژگی می‌تواند حتی با خشونت شخصیت نیز قابل جمع باشد، مشروط بر آن که خصومت شخصی پدران، تعادل عصبی آنها را مختل نسازد یا حالات درون‌گرایانه پدید نیاورد. از سوی دیگر، برون‌گرایی یا درون‌گرایی مادران، نقشی در قابلیت فرزند پروری آنها ندارد. حالات گوشه‌گیرانه مادران هرگاه همراه با ضعف عصبی و بروز رفتارهای تند و ستیزه‌جویانه آن‌ها نباشد، به رفتار مادرانه آنان، آسیبی نمی‌زند. مادرانی که از حیث خصوصیات شخصیتی، افرادی خشن و ستیزه‌جو هستند، بیش از پدران با روحیه خشن، رفتارهای پرخاشگرانه انجام می‌دهند. به عبارت دیگر امکان پیش‌بینی پرخاشگری پدرانه برپایه بررسی ویژگی‌های شخصیتی آنها کمتر است. حال آن‌که می‌توان رفتار تند و خشونت‌آمیز مادران را از طریق مطالعه خصلت خشن آن‌ها (حتی پیش از ازدواج) پیش‌بینی کرد. مشاهده رفتار خشن میان پدر و مادر مهم‌ترین عامل گرایش افراد در بزرگسالی به اعمال خشونت علیه همسر است. هم زنان و هم مردانی که در کودکی شاهد خشونت خانوادگی بوده‌اند، احتمالاً در بزرگسالی علیه همسر خود دست به خشونت می‌زنند.دختران پرخاشگر جوان در آینده روابط خانوادگی خشنی با همسر و خانواده خود برقرار می‌کنند. بسیاری از طرفداران حقوق زنان مضروب و قربانی، در مقابل این اطلاعات مقاومت خواهند کرد، زیرا آنها ترجیح می‌دهند زنان را فقط در قالب قربانی خشونت ببینند. اما شواهد روشن می‌کند که برای متوقف کردن خشونت خانوادگی، باید با دختران پرخاشگر کار کنیم. به‌طور کلی مطالب گفته شده را می‌توان در سه نکته اساسی جمع‌بندی کرد: ۱) ناسازگاری زناشویی جوانان، در محیط زندگی آن‌ها، در دوران کودکی ریشه دارد، محیطی که فضای خشونت‌آمیز داشته است. ۲) محیط خانوادگی خشن، تحت تأثیر ضعف عصبی والدین و رفتارهای پرخاشگرانه آن‌هاست. ۳) پرخاشگری مادران بیش از پدران، به ویژگی‌های شخصیتی آن‌ها بستگی دارد. نتیجه کلی نکات فوق آن است که ضعف عصبی والدین به ویژه شخصیت ستیزه‌جویانه مادر در ایجاد محیط خانوادگی خشن، نقش پیش‌بینی کننده نیرومندی دارد، پس می‌تواند ناسازگاری زناشویی جوانان برخاسته از این خانواده‌ها را نیز پیش‌بینی کند.
گالری تصاویر

لینک کوتاه :
https://mail.aftabir.com.168-119-213-99.cpanel.site/article/show/38276
PRINT
شبکه های اجتماعی :
PDF
نظرات
جدیدترین اخبار ها
بروزترین اخبار ها
مطالب مرتبط

مشاهده بیشتر

با معرفی کسب و کار خود در آفتاب در فضای آنلاین آفتابی شوید
همین حالا تماس بگیرید