امروزه همه بر این هستند تا به راز خلقت جهان دست یافته و از آن پرده بردارند. عده ی کثیری از دانشمندان و اختر شناسان نظریه های متفاوتی برای خلقت جهان بیان داشته اند که هر کدام دارای شبهات و ابهاماتی است. حتی عده ای پا را فراتر نهاده و با این اظهار نظرها، منکر خلقت جهان توسط خداوند می شوند.
در این مقاله با ذکر مثال هایی ساده و حقیقی و عینی، روشی برای اثبات وجود اکسیژن در سایر کهکشان ها و همچنین روندی برای خلق جهان می پردازیم.
در دنیایی که امروزه ما زندگی می کنیم، فرایندهایی مثل گرما، سرما، فشار، اصطکاک، ذوب شدن، شعله ور شدن و ... مشاهده می شود. ذوب شدن و شعله ور شدن، مواردی هستند که از فرایندهایی ذکر شده نشأت می گیرند. امروزه ذوب شدن و سوختن یکی از روش های بسیار مهم و کاربردی در زندگی انسان ها می باشد، که بدون آن می توان گفت زندگی وجود ندارد. از ذوب شدن و سوختن، برای انجام واکنش های شیمیایی تبدیلی، پختن، گرم کردن و ... استفاده می کنیم. در این جا می خواهیم ذوب شدن و سوختن را مورد بررسی قرار داده و بیان کنیم که ذوب شدن و سوختن در چه مکان هایی و تحت چه لوازم و وسایلی صورت می گیرد.
موضوع را با بررسی سوختن کبریت آغاز می کنیم :
وقتی چوب کبریت را به کاغذ مخصوص آن می کشیم، شعله ور می شود. این نشان می دهد که برای ایجاد سوختن، احتیاج به جسم قابل اشتعال(گوگرد سر چوب کبریت)، سطحی برای اصطکاک(کاغذ زبر روی جعبه کبریت)، واسطی برای اصطکاک(دست انسان) و اکسیژن(موجود در هوا) نیاز داریم.
در این جا وقتی انسان سر چوب کبریت را به کاغذ زبر جعبه ی کبریت می کشد، عمل اصطکاک رخ می دهد. این اصطکاک سبب تولید گرما می شود و همزمان که قسمتی از سر چوب کبریت ذوب می شود، بخار و گازی سفید ایجاد می کند که در آنی با مجاورت اکسیژن مشتعل می شود. اگر سر چوب کبریت رطوبت بردارد، یک عمل انفجاری رخ می دهد و تنها ماده ی روی سر چوب کبریت می سوزد و سبب آتش سوزی چوب کبریت نمی شود.
به برخی موارد برخورد می کنیم که ذوب شدن و سوختن در مجاورت اکسیژن را شبه دار می کند. یکی از موارد ذوب شدن و سوختن در دریاست. هر چند که آب دارای اکسیژن است، اما خود آب ماده ای ضد آتش است و شاهد این هستیم که جوشکاران به راحتی زیر دریا جوشکاری می کنند.
یکی دیگر از موارد ذوب شدن و سوختن، ذوب شدن مواد درن زمین می باشد که این حالت هم در جایی صورت می گیرد که اکسیژن وجود ندارد.
از دیگر موارد ذوب شدن و سوختن، اتصال فاز مثبت و منفی برق است که آتش ایجاد می کند.
یکی دیگر از موارد ذوب شدن و سوختن، برق ناشی از برخورد بارهای منفی و مثبت موجود در ابرهاست که با برخورد به درختان، آتش ایجاد می کند.
خورشید از بارزترین مواردی است که عمل ذوب و سوختن و شعله وری به طور پیوسته در آن رخ می دهد.
از آن جا که خورشید یک ستاره است، می توان گفت که هر ستاره ای دارای عمل ذوب و سوختن و شعله ور شدن می باشد. پس باید پیرامون آن اکسیژن باشد. این مطلب دارای یک شبهه است که بعد از بیان نکاتی بررسی خواهد شد.
از گفته های بالا به این نتایج می رسیم که :
۱- عمل گرما از اصطکاک ناشی می شود.
۲- گرمای اصطکاک تولید بخار و گاز می کند و منجر به ذوب می شود.
۳- ذوب شدن نیاز به اکسیژن ندارد.
۴- از مجاورت بخار و گاز ناشی از اصطکاک با اکسیژن، انفجار و شعله وری رخ می دهد.
۵- شعله ور شدن به اکسیژن نیاز دارد.
۶- عمل شعله ور شدن، تنها با مجاورت گازهای ناشی از عمل ذوب شدن با اکسیژن رخ می دهد.
۷- عمل ذوب شدن، غیر از تولید بخار و گاز، سبب تولید گرما و نور هم می شود.
با توجه به این نکات، می توان گفت که در ستاره ی خورشید، عمل فشار و اصطکاک، گرما، ذوب، ایجاد گاز و شعله وری(به دلیل وجود اکسیژن هوا) وجود دارد. اما در ستاره های دیگر که اکسیژن وجود ندارد، همه ی این اعمال رخ می دهد؟
روشی برای اثبات وجود اکسیژن در کهکشان های دارای ستاره
گفتیم تا گاز نشأت گرفته از ذوب توسط گرمای اصطکاک، در مجاورت گرما و اکسیژن قرار نگیرد، شعله و آتش ایجاد نمی شود. پس می توان نتیجه گرفت که ستارگانی که عمل شعله وری و آتش سوزی روی آن ها رخ می دهد، دارای جوی هستند که اکسیژن دارد و ستاره هایی که عمل آتش سوزی و شعله وری روی آن ها صورت نمی گیرد، فاقد جو دارای اکسیژن هستند. همه ی ستاره ها دارای گرما، فشار و اصطکاک، ذوب، تولید گرما و نور هستند، اما شعله وری و آتش سوزی آنها، بستگی به جوی آن ها دارد که اکسیژن داشته باشد یا نداشته باشد.
بر این اساس می توان با بررسی شعله و آتش ستارگان مانند خورشید، پی ببریم که در جو آن ها اکسیژن وجود دارد. و همین ثابت می کند که کهکشان آن ستاره هم دارای جو اکسیژنی است.
حال به مذاب درون زمین توجه می کنیم :
اگر دقت کرده باشید، در اتاقی که اکسیژن کم می شود، دمای اتاق بیش از حد بالا می رود. اگر این روند ادامه پیدا کند، بدون شک دمای اتاق بیش از حد بالا رفته و از برخورد سریع و بیش از حد مولکول های هوا با خود و وسایل اتاق، شدت گرما بالا می رود و به مرور منجر به تولید گاز و گرمای زیاد و سرانجام منجر به ذوب اشیاء داخل اتاق می شود. چنانچه در حین ذوب کمی اکسیژن وارد اتاق شود، سبب انفجار و اتش سوزی می شود. درون زمین هم مواد به این صورت مذاب می شوند که در نبود اکسیژن از فشار بیش از حد لایه های زمین و اصطکاک آن ها با هم گرمایی تولید می شود که به مرور زمان درجه ی این گرما بالا رفته و سبب جنبش مولکول ها و ذوب می شود. حال وقتی که این مذاب در جریان هوا قرار می گیرد، به دلیل تماس بخارهای ماده ی مذاب، با اکسیژن عمل آتش رخ می دهد.
چگونگی خلقت جهان :
از مثالی که درباره ی اتاق و چگونگی ذوب مواد در زمین بیان کردیم، می توان گفت که خلقت این گونه آفریده شد که به دلیل فشار و اصطکاک مولکول های ماده ی اولیه با هم، بارهای منفی و مثبت خنثی آن ها فعال شده و گرما تولید شد و همین گرما سبب افزایش جنبش مولکول ها شده است و به نوبه ی خود سبب افزایش اصطکاک و گرما شد و سپس گاز و بخار به وجود آمد و سبب حالت ذوب به مواد دست داد. در میان بخار و گازهای تولید شده، بدون شک اکسیژن هم وجود داشته است. در اثر تولید اکسیژن از این فرایند ها و تماس با سایر بخارها و گازها، انفجاراتی رخ می داده و تولید جرقه کرده است و این جرقه سبب انفجار گازهای قابل اشتعال در مجاورت اکسیژن می شد و در کل منجر به انفجار عظیمی شده است که سبب پراکندگی مواد و گازها و بخارها شده است.
اما شبهه ای وجود دارد و آن این است که در نبود هوا(اکسیژن) سرعت پراکندگی مواد این قدر وسیع نبوده است که بتواند چنین جهانی با چنین کهکشان هایی خلق کند. از این گفته نتیجه می شود که اولین گاز تولید شده ازمواد اولیه، باید اکسیژن باشد و این روند تا جایی ادامه داشته است که اکسیژن به اندازه ی کافی در حیطه ی این مواد جمع شده است تا بتواند مسیر حرکت مواد ناشی از انفجار را محیا کند و در صورت انفجار، تا هزاران هزار کلیومتر و شاید میلیون ها یا ترلیون ها کلیومتر پراکندگی ایجاد شود.
همین عامل سبب شده است که مواد و گازها و بخارها در گوشه های مختلف به صورت صفحه ای یا توده ای پراکنده شوند و در اثر حالت القایی بین مولکول ها و سایر بخش های آن ها، یکدیگر را جذب و به شکل توده هایی تبدیل شوند که به مرور زمان توده های گازی، بخاری، جامدی شکل گرفته اند. با ادامه ی روند جذب بین مولکولی، توده ها افزایش یافته و دارای لایه هایی شده اند که به دلیل فشار زیاد بین این لایه ها، هسته ی مرکزی ای تشکیل شده است که این هسته ی مرکزی بسته به نوع خود، مواد را جذب و در اثر فشار و اصطکاک و تولید گرما و گاز و بخار سبب انفجارهای دیگری شده اند که باعث پراکندگی بیشتر مواد شده اند و این روند تا زمانی ادامه داشته است که تولید اکسیژن به حداقل خود رسیده است و از سوختن و انفجار دیگر خبری نبود و جهان سرتاسر از موادی شده بود که به صورت گاز و بخار و جامد و مذاب بوده اند. به دلیل کشش کولکولی، این توده ها روز به روز بزرگتر و منسجم تر می شدند و هر کدام به نوبه ی خود دارای مکان و فضای خاصی شده اند.
در این بین به دلیل وجود نیروی جاذبه ای بین توده ها، هر توده ای که کشش مولکولی قوی تری داشت، سبب جذب دیگر توده ها به طرف خود شده است و این توده ها با برخورد به هم، سبب تغییر در یکدیگر می شدند و این روند تا زمانی ادامه داشت که توده ها در حیطه ی آن ها جرمی نبود که به سمت آن ها جذب شود. به این ترتیب از تجمع ستارگان و سیارات و اقمار و جرم های دیگر در فضاهای مختلف، تحت تأثیر گرانش ها و جاذبه ها و مدارهای خاص، کهکشان ها تشکیل شده اند.