● مقدمه
نوروز یکی از مهمترین نمادهای مشترک مردمی است که در سرزمینهای واقع در گستره فرهنگ ایرانی زندگی میکنند، این آئین کهن هر سال ، سنتها و فرهنگ دیرینه ایرانی را تازگی می دهد و در واقع موجب نوزایی تمدن ایرانی و شادابی آن میشود. در نوشتاری که پیش روی است به برگزاری این آئین کهن در بیشتر نقاط جهان تمدنی ایرانی پرداخته شده است، مقاله آشکارا نشاندهنده این حقیقت است که در عصر حاضر و در دنیای کامپیوتر و اینترنت، آئینهای ایرانی همچنان جایگاه خود را حفظ کرده و حتی دارای این ظرفیت هستند که در جهان امروز از اهمیت بیشتری نیز برخوردار شوند، در جهانی که از تمامی امکانات و حربهها برای پدید آوردن شادی و نشاط استفاده میشود، آئینی که از طرفی جشن بزرگ و فرحانگیز است و همچنین دربرگیرنده فرهنگ و تمدن و سازنده، اخلاق و معنویت بوده و ذاتی برخاسته از طبیعت دارد، به سهولت میتواند نه فقط از اهمیت پیشین خود برخوردار باشد، بلکه بیشتر از گذشته در زندگی همه مردم سرزمینهای ایرانی تأثیرگذار شود و افزون بر آن در سطح جهانی نیز حرفهای فراوانی برای گفتن داشته و حامل فرهنگ ایرانی در جهان باشد.
در عصر حاضر آئینهای جشن نوروز باستانی در سراسر گستره بزرگ ایران فرهنگی چه در داخل مرزهای سیاسی کشور ایران و چه در کشورهای همفرهنگ باشکوه بسیار برگزار میشود و همه مردم آریائی، ضمن اجرای همه سنتهای باستانی نوروز در سرزمین بزرگ آریانی گِردِهم میآیند تا همبستگی و یکپارچگی باستانی و تاریخی خود را با اجرای مراسم چندهزار ساله نوروز به جهانیان بطرز آشکاری نشان دهند ،خوشبختانه این مراسم از سوی همه دولتهای این حوزه جغرافیایی و تاریخی و فرهنگی واحد، ارج نهاده شده و با تشریفات کامل برگزار میشود و بدین ترتیب دولتها نیز با مردم در برپایی هرچه باشکوهتر این آئین کمک و همراهی میکنند.
«بطور کلی برگزاری جشن نوروز یا عید ملی ایرانیان (از دوران باستان) در آسیای مرکزی ، یعنی در نقاطی که ایرانیان یا فرهنگ ایران گسترش پیدا کرده است اهمیت این عید و جنبههای ملی آن را ثابت میکند۱ و در کتابها و نوشتههای مختلف از برگزاری این آئین در گذشته و حال موارد متعدد آمده، از جمله «در تقویم قفقاز سال ۱۸۵۶ چاپ تفلیس صفحات ۶۰۸-۵۸۲، در مورد اعیاد ملی و روزهای مهم تاریخی نزد مسلمانان شیعه به طور عموم و نزد ایرانیان بخصوص صحبت شده است۲ همچنین درباره جشن سال نو در آسیای مرکزی ، اطلاعات منابعچینی قابل توجه است۳ اینوسترانتسف در صفحه ۱۸۴ (کتاب تحقیقاتی در مورد ساسانیان) به این مطلب اشاره میکند «که در مطبوعات روسیه شرح و توصیف نوروز در ایالات به اندازه کافی دیده میشود». او همچنین از مطالبی که در این مورد در نشریات ایالت بادکوبه و ایالت ایروان و یا مجموعه مدارک، نشریه موزه نژادشناسی داشکوف (جلد سوم) آمده سخن میگوید، همچنین، خاخانف (Khakhanov) و لومینادزه (Lominadze) در مورد جشن سال نو و مراسم استقبال سال نو بین گرجیها صحبت میکنند، بوبرینسکی نیز از مراسم جشن نوروزی بین ایرانیان کوهنشین در ترکستان غربی در سال (۱۹۰۸) سخن میگوید (A.Bobrinski) (کتاب کوهنشینان قسمت علیا پنجه، چاپ مسکو)، و همچنین در نشریه انجمن جغرافیایی امپراطوری روسیه در قفقاز در سال۱۸۷۳، در مورد عید در بین مسلمانان شیعه (دربند) مطالبی آورده که در روزنامه (Dbzor) چاپ شده است۴.
در شبه قاره هند نیز در دربار پادشاهان گورکانی هند، جشنهای ایرانی، نوروز، سده و مهرگان با عظمت فراوان برگزار میشد از آن جمله، اکبرشاه گورکانی (تیموری)، جشن نوروز را به طرز بسیار شکوهمندی برگزار میکرد، جشنهای نوروزی در دربار این پادشاه گاهی تا ۱۹ روز طول میکشید، یعنی ۱۸ روز جشن نوروز بود و روز نوزدهم جشن پایانی برگزار میشد که آن را (جشن شرف) میگفتند.۵
امروز نیز در هند و پاکستان و کشمیر، نوروز برگزار میشود، و مردم این مناطق بیشتر برای زیارت به بلخ (مزارشریف) در شمال افغانستان کنونی میروند۶ و جشن نوروز و مراسم آن را برپا میکنند. (در کشور پاکستان نوروز به مدت سه روز جشن گرفته میشود) از (۲۱ تا ۲۲ مارس) و شیعیان دوازده امامی در نوروز (نماز نوروز) میخوانند و سفره نوروزی میاندازند که معمولاً با هفت نوع سبزی، هفت رقم میوه تازه، هفت نوع آجیل و تخممرغهای رنگ کرده آراسته میشود و معلوم است که این شیوه، اقتباس از سفره هفتسین است که در آئین نوروزی از دیرباز در ایران مرسوم بوده است.۷
در کشمیر (ایران صغیر)* نیز جشن نوروز باشکوه برگزار میشود، در کشمیر پاکستان (ایالت گلگیت- بلتستان) پاکستان، علاقه به فرهنگ ایرانی بسیار زیاد است و «نأثیر فرهنگ ایران تا بدانجا کشیده شده است که بیش از آن که بتوان آنجا را سرزمینی از پاکستان دانست باید آن را استانی از ایران شمرد، آداب و رسوم همه ایرانی، عید آنها، عید نوروز و چهرهها، ایرانی....؟....)۸ نوروز که جشن چندهزار ساله همه ایرانیان در پهنه ایران فرهنگی است، در افغانستان نیز با تشریفات کامل برگزار میشود، «با فرا رسیدن نوروز در بلخ و مزارشریف در زیارتگاه منسوب به «حضرت علی علیهالسلام» جشن بزرگی به نام میلههای سرخ برگزار میشود و همه ساله، هزاران نفر از زائران آن زیارتگاه و علاقه مندان به نوروز از نواحی مختلف افغانستان و همچنین از ایران و تاجیکستان و دیگر کشورهای آسیای مرکزی ، حتی از پیشاور (پاکستان) به مزارشریف میروند، تا این جشن ملی را، باشکوه هرچه بیشتر برگزار نمایند.۹ برای نمونه به مراسمی که در نوروز سال ۸۵ در مزار شریف انجام شده است زیرا در این سال مزار شریف نسبت به سال های قبل میزبان، تعداد بیشتری از مهمانان و حضور گستردهتر زائران بود ، وعده زیادی از مهمانان فرصت یافتند وارد صحن (روضه شریف) آن شوند و این در حالی بود که شهروندان مزارشریف بر فراز بامها و شاخههای درختان مراسم برافراشتن علم «حضرت علی علیهالسلام» را تماشا میکردند، در این مراسم دیپلماتهای خارجی نیز حضور داشتند.
در این آئین، هزاران زن و مرد پای پیاده از مناطق دور به مزارشریف آمدند تا برای زیارت و گذراندن نخستین روز سال نو در کنار زیارتگاه منسوب به (حضرت علی علیهالسلام) باشند. جشن چهل روزه گل سرخ- با برنامه تفریحی و ورزشی همراه بود و ورزش بومی بزکشی هم در دشت شادیان در جنوب شهر با حضور هزاران تماشاچی برگزار شد.
برای شرکت در جشن گل سرخ، گروههای موسیقی از کشورهای جمهوری آذربایجان، ازبکستان، تاجیکستان، ایران، پاکستان، هندوستان، ترکمنستان و همچنین بخشهای مختلف افغانستان به مزارشریف* آمدند تا برنامههای موسیقی را در روزهای جشن برگزار نمایند.۱۰
لازم به ذکر است که در افغانستان در شهر کابل نیز میلههای نوروزی (جشنهای نوروزی)، در محلاتی به نام، خواجه صفا، شاه شهید، دامنه سخی، کاریزمیر، تپه زیبای استالف و گلغندی چاریکا برگزار میشود، در هرات نیز مردم مراسم نوروزی را انجام می دهند و در سیزدهمین روز از نوروز در تفریحگاههای داخل و خارج شهر گردهم میآیند و نوروز را گرامی میدارند، از جمله سنتهای جشنهای نوروزی و آغاز سال نو، راهاندازی جشن سمنک (سمنو) در شب اول نوروز همراه با سرور و شادمانی و همچنین، تهیه و توزیع آب هفتمیوه و تهیه هفتسین در برخی از نقاط افغانستان است.۱۱ در هزارهجات نیز عید نوروز را مانند دیگر نقاط افغانستان گرامی میدارند، «عید نوروز یک عید باستانی و تاریخی است، حلول سال نو در واقع برای هزارهها پیامآور شادی و بالندگی و شکوفه یافتن جوانههای امید آنان است و طبیعت هزارهجات بعد از نوروز بار دیگر به خروش میآید، این رباعی چکیدهای از احساسات عاطفی و عاشقانه آنها به مناسبت نوروز است:
گل و لاله که در فصل بهاره
دوای دردسر، زانوی یاره
بهار کل عالم، عید نوروز
بهار عاشقان، دیدن یاره
همچنین هزارهها به پختن سمنو می پردازند و در روز عید با زیارت قبور مردگان خود رفته و برای آنان دعا میکنند و به دید و بازدید نزدیکان خویش میروند، زنان جوان و دوشیزگان در روز عید به مسابقه شعر و آهنگ و رقص وطنی و چنگ دهنی دست مییازند و نوجوانان به بازیهای محلی میپردازند، هزارهها به این معتقدند که اگر روز اول سال نیکو باشد، انجام و انتهای آن نیز نیکو خواهد بود و بنابراین تلاش میکنند که در این روز خوش باشند و در صبحدم روز نوروز با اشخاص و اخبار و رویدادهای گوارا مصادف شوند، رسم بر این است که در این برهه، اگر ابرهای متراکم و غلیظ بهاری باهم برخورد کنند و صدای رعد و برق در همه جا بپیچد، همه کوشش میکنند. این را به فال نیک گرفته و دستان خود را به چیزی میکوبند و میگویند (جِل پاره شد). نیکیها درآمد، (بدیها بور شد) (یعنی بدیها رفت)، منظور از (جل) آن است که سال منسوب به یکی از حیوانات وحشی و اهلی میرود و سال نو به جای سال کهنه حلول میکند.۱۲
نام نهادن، اسم حیوانات بر سال ها برگرفته شده از گاهشماری بر مبنای سال های دوازده حیوانی، مغولی و ترکی است که در ایران نیز در دوره قاجاریه، به کار میرفته است و بکار بردن مواردی اینچنین در هزارهها را، میتوان از تعلقات آنها به تبار مغولی مورد ادعایشان دانست. در افغانستان در اول بهار سال جدید به نام هر فرد مذکر خانواده، (پسرها و پدر)، جوجه خروس نگه میدارند شب نوروز، این خروسها را میکشند، این خروسها بیشتر سفیدند، روز نوروز «خروس پلو» و «رشته پلو» میخورند. در افغانستان، شب عید، خروسپلو میخورند، خروس را معمولاً هنگام طبخ با بادام و پسته مرصع میکنند.»
فلسفه کشتن این خروسها احتمالاً مربوط به همان سنتهای قربانی کردن، باروری و خدای رویش و شاید مربوط به بخشی از اسطوره سیاوش است...؟ بعد از اینکه خانواده باهم نوروز مبارکی میکنند به دیدن بزرگترها میروند، در این دوران، نامزدیها و ... انجام میشود، در روز سیزده هم به دامن صحرا میروند جشن چهارشنبهسوری هم در چهارشنبه آخرسال (شب برات) برگزار میکنند، در کتاب ابوریحان بیرونی نیز «شب برات» آمده است. در این شب غیر از این که بوته روشن میکنند و از روی آتش میپرند و میگویند: «زردی من از تو» «سرخی تو از من» جوانان مشعل درست میکنند و میروند روی ارتفاعات و بلندیها، این مراسم، فوقالعاده جالب است، جوانان با این مشعلها آن قدر سرکوه های بلند میایستند تا روستاهای اطراف، مشعلهایشان خاموش شود.۱۳ دولتهای افغانستان، همواره، به طور رسمی، در برگزاری نوروز، سهم داشته، و فقط، در زمان، حاکمیت طالبان با نوروز و انجام مراسم آن مخالفت شد و حتی تقویم هجری، شمسی را که نخستین روز سال آن با عید نوروز و (اول فروردین ماه) آغاز میشود باطل و سال قمری را به جای آن رسمیت دادند.
● تاجیکستان
در تاجیکستان نوروز با تشریفات کامل و به صورت اسطورهای و آئینی برگزار میشود. تاجیکها در حفظ آداب و سنن ایرانی خود، همواره مقاوم و پابرجا بودهاند. (آخرین کشوری نیز که در موقع یورش کمونیستهای روسی و ارتش سرخ شوروی، تسلیم آنها شد، تاجیکستان بود، مردم تاجیک که هم از نژاد ایرانی و هم مسلمان میباشند تا سال ۱۹۲۹ در مقابل تهاجم روس ها مقاومت کردند و ۲۳ سال طول کشید که قوای روس بر این منطقه تسلط یافت، بلشویکها وقتی سرزمین تاجیکها را اشغال کردند، شروع به تبلیغات علیه مذهب و نژاد تاجیک ها کردند و همه شعائر دینی و نژادی این ملت ایرانی و مسلمان را زیرپا گذاشتند، مساجد را خراب کردند و آخرین مظاهر ملی آنها یعنی خط فارسی را نیز تبدیل به خط روسی کردند. التبه علت تسلیم تاجیکها در سال ۱۹۲۹، این بود که اغلب ملل مسلماننشین آسیای مرکزی تحت انقیاد روس ها درآمده بودند و آنها جز تسلیم چاره دیگری نداشتند.۱۴
همانطور که یادآوری شد هرچند تجلیل نوروز در دوران شوروی پیشین در تاجیکستان، ممنوع بود. ولی مردم این کشور توانستند جشن نوروز را بهعنوان بخشی از فرهنگ و میراث نیاکان خود تا به امروز حفظ کنند و این جشن که در تاریخ مردمان آریایی سابقه چندهزار ساله دارد برای مردم تاجیکستان نیز، یک جشن ملی و سنتی محسوب میشود و در میان آنها نوروز به عنوان جشن پاکی و آغاز سال نو، جایگاه ویژهای کسب کرده است. از آداب نوروزی میتوان به مراسم گلگردانی که یک هفته قبل از نوروز یعنی در اوایل دهه دوم ماه مارس از سوی گروهی از کودکان برگزار میشود اشاره کرد، آنها در حالی که گل های نوروزی در دست دارند به منازل نزدیک شده و عید و فرا رسیدن بهار را به صاحب خانه تبریک میگویند:
گل آوردم از اون پایان خیرت میکنم دهقان
بته غله به گلگردان بهار تو مبارک باد
گل زردک ثنا میگه، ثنا مصطفی میگه
به هر پهلو خدا میگه، بهار نو مبارک باد
در پاسخ به تبریکات کودکان، صاحب خانهها، به آنها مقداری، گندم، نخود، و انواع دیگر محصولات غله یا شیرینی اهدا میکنند و کودکان با جمعآوری عیدی خود، این مواد را به منزل یکی از دوستان میبرند و صاحب منزل برای آنها غذای نوروزی آماده میکند. آمادگی برای تجلیل از نوروز با تمیز کردن و خانهتکانی آغاز میشود و مهمترین غذای نوروزی، تهیه سمنو یا سمنک است:
سمنک در جوش ما کفچه زنیم
دیگران در خواب ما دفچه زنیم
سمنک بوی بهار است
سمنک، رمز بهار است
عیدی نوروزی، مبارک
عید نوروزی، مبارک
به جز سمنو، (سمنک) که رمز بهار است، سفره نوروزی با هفت نوع غذا که هفت سین نام دارد، آرایش داده میشود. «آتش پرک» نیز از دیگر آئینهای نوروزی است که به هنگام فرا رسیدن نخستین روز ماه فروردین یا سال نو صورت میگیرد. سه گلخن (مشعل یا آتش) از چوب درخت سرو روشن میشود و مردم، بخصوص جوانان و دختران از بالای شعله آتش میجهند و میگویند: «سرخی تو از من» و «زردی من از تو» و به این وسیله، کینه، کدورت، و غم و درد خود را بیرون میکنند، «آتش پرک همان مراسم چهارشنبهسوری است»، در نخستین روز نوروز مراسم «جفت براران» صورت میگیرد و به این دلیل از نوروز به عنوان عید بهار و آغاز کشت و کار برای کشاورزان نام میبرند. همچنین در روز نخست نوروز مردم در پارکها و گلگشتها میآیند و در روز دوم نوروز با حضور رئیس جمهور تاجیکستان، مهمترین، آئینها و سنن، نوروزی ساکنان مختلف این کشور، برگزار میشود. و در ورزشگاه مرکزی این شهر به ابتکار شهرداری دوشنبه، بازیهای مختلف، بخصوص کشتی صورت میگیرد. که غالباً در این بازیها جوایز و هدایائی نیز داده میشود، جشن نوروز در تاجیکستان سه روز ادامه دارد و این روزها در این کشور تعطیل اعلام شده است، این درحالی است که در ایران نوروز را مدت ۱۳ روز و دربرخی از مناطق شمال افغانستان حدود ۴۰ روز جشن میگیرند.۱۵
جشن «گل لاله» و جشن گل سرخ هم از دیگر جشنهائی است که با شکوه بسیار و به یاد شهادت سیاووش برپا میشود، مردم به هنگام شکفتن گل لاله به جایی که میپندارند مزار سیاوش است، میروند و خروسی را قربانی میکنند و آن را به همراه گوشت دیگر پرندگان میپزند، این جشن هم سه روز در تاجیکستان بهطول میانجامد.
دکتر رحیم مسلمانیان قبادیانی در مورد نوروز و مراسم و تشریفات آن یادآور میشود: بیرونی میگوید: «نوروز پیشانی سال است»، در عمر کوتاهی که بنده به سر بردهام سه خاطره از جشن نوروز دارم، نخست، نقلی است که خدا بیامرز مادرم میکردند و من آن را در خیال خود روشن و شیرین و زنده تصور مینمودم و هنوز هم تصور مینمایم. میگفتند، که مردم قبادیان نوروز را به طنطنه و شادی تمام جشن میگرفتند و هفتهها پیش از نوروز به پیشوازش میرفتهاند و مراسم آن از «خانه براری»، «خانه سفید کردن» سر میشده است (یعنی شروع میشده است)، هرچه در خانه بوده بیرون میبردهاند، خانه را سفید میکردهاند، حولی و کوچه را پاکیزه میکردهاند، چیزهای کهنه و کارآمد را جدا کرده و تمیز مینمودهاند و کار ناآمد را دور میانداختهاند، همینطور چیز شکسته را، میکوشیدهاند که در این روز چیزی شکسته نشود، از کوه «خس» میآوردهاند، خسی که «پشمک» نام دارد، آدمهائی با شتر از «کیکوه» (خواجهقاضیان) پشمک میآوردهاند و در میان عصر و شام در سه جای حولی، گلخنی از پشمک میآراستهاند و همه یکایک از بالای آتش سه باری خیز میزدهاند و همگان برابر آن زمزمه میکردهاند:
▪ چشم هیش، چشم خویش
▪ همه در آتش تیز، همه در آتش تیز
▪ در آتش تیز، در آتش تیز
▪ گناهانش ریز، گناهانش ریز
خواستگاری رفتن (به عروس شونده، سرپا و هدیه عیدی فرستادن (یعنی هدیه و عیدی دادن به کسانی که میخواهند عروس شوند)، سر مزار گذشتگان رفتن و چراغ ماندن (شمع روشن کردن) و برای رفتگان قرآن خواندن و... از کارهای مهم آستانه نوروز به شمار میآیند...؟
این سنت های زندگی ساز در زمان شوروی شکسته شدند...؟ اما از سال های پنجاهم میلادی، مردم، سنتهای خود را آهسته، آهسته از نو زنده میکردند و از جمله جشن نوروز و بزرگانی مانند (بابا جان غفوراف)، (میرزا ترسونزاده) و (تورسون بای اولجه بایف) کارهای بزرگی انجام دادند. بسیاری از آن عزیزانی که در تدارکات نوروزی، دست، و آستین بر زده و خدمت میکردند، اکنون در میان ما نیستند...؟ آری آنها رفتند، اما نوروز را به یادگار گذاشتند و چندی نگذشت که عدهای نویسندگان و بعضی از نشریات نیز به نوروز روی آوردند، و آن را وسیلهای دانستند برای تکمیل هویت شکسته ملی، سالهای هفتادم میلادی وزارت معارف تاجیکستان دستور داد که در مکتبها، (مدارس) نوروز به عنوان یک عید طبیعت جشن گرفته شود، سالهای هشتادم، حکومت جمهوری تصمیم گرفت که از نوروز به طرز شایسته استقبال شود و اکنون بر شکوه جشن نوروز سال از سال افزوده میشود.
این نکته در پایان در خور تاکید است که در مدت ۵۰ سال اخیر تاجیکان نوروز را از نو زنده کردند، آن را امروز در دوشنبه، خجند، سمرقند، بخارا، ختلان و بدخشان جشن میگیرند، البته که شکوه و جلال این جشن به حد دلخواه هنوز نرسیده است...؟
آفریدگار به پسندیدهترین خلق خود توانی میبخشد که جشنها را ایجاد کنند، نوروز از جمله همان گونه جشنها است که توان خلاقیتنژاد ایرانی را درجهان با آن میشناسند.۱۶
آقای پروفسور رحیم مسلمانیان قبادیانی همچنین در ارتباط با نوروز در مقدمه مقاله خود منتشره در مجله ایران مهر، اسفندماه ۸۳ شماره۱۱ (صفحه۶۸،۶۷،۶۶)، ضمن بیان تعدیات دولت سوسیالیستی اتحاد شوروی در از بین بردن رسوم و عادات ملی و مردمی به عنوان باز ماندههای مضر دوره فئودالی، به تخریب کتابها و کتابخانههای کهن و گرانبها و سوختن مسجدها، مدرسهها، خانقاه و آرامگاههای بزرگان اشاره میکند و مینویسد: «نوروز نیز از این توفان در امان نبود» و اما این حقیقت شایسته اندیشه است که نوروز به تمامی از میان نرفت. یعنی نتوانستند آنرا از میان ببرند.
سبز کردن گندم نیز از رسوم دیگر است (سبز کردن گندم را سمنک میگویند) مردم تاجیکستان گندم را سبز میکنند و سبزه را نیز دور نمیاندازند و آن را مورد استفاده قرار میدهند و از سبزه آن استفاده میکنند یعنی با سبزهها و جوانهها هم سمنو درست میکنند و هم کلوچه، روز نوروز و ساعت تحویل سال آن زمان که نوجوان بودیم اعلام نمیشد، به هرحال جشن نوروز را در قبادیان از روی تقویم میلادی میگرفتند، یعنی روز ۲۱ مارس که گاه با اول فروردین مطابق نمیآید. و بامداد نوروز لباس تازه میپوشیدیم (پوشاک نو همیشه میسر نمیشد) و عید گشتگ میکردیم، در خانوادههایی که از نوروز پیشین تا نوروز نوین فوت کرده دارند، در روز نوروز همه به خانه ماتمدار میروند و تسلیت میگویند۱۷.
در ارمنستان و در ایروان نیز مراسم نوروز، با شکوه خاص برگزار میشود، در ۵ روز اول فروردین، مردها به دید و بازدید میروند و از روز ششم خانمها به دید و بازدید میپردازند. نوروز در ازبکستان نیز با شور و هیجان برگزار میشود و اول فروردین در این کشور تعطیل عمومی است۱۸
شهرهای مهم ازبکستان ازجمله سمرقند و بخارا از مراکز مهم تمدن آریایی بوده و شعرا و ادبا بسیار از این خطه برخاستهاند که از مهمترین آنها رودکی سمرقندی پدر شعر فارسی است که آرامگاه او در رودک سمرقند که محل تولد او بوده قرار دارد، مراسم نوروز در ازبکستان و خصوصاً در این دو شهر با شکوه زیاد برقرار میشود.
جمهوری آذربایجان، دولت، عید نوروز را عید ملی شناخته و دو روز در سال را به همین مناسبت، تعطیل عمومی اعلام کرده و این در حالی است که در زمان استالین، برپائی نوروز برای مردم ممنوع شده بود، ولی این ممنوعیت نه فقط از اهمیت نوروز نکاست، بلکه شور و شوق مردم برای گرامیداشت این آئین ملی افزونتر و گرمتر شد، و اکنون عید نوروز پس از فروپاشی اتحاد شوروی و استقلال جمهوری آذربایجان، بار دیگر مهمترین عید رسمی و ملی این کشور شده و همه ساله به مناسبت آن تعطیل رسمی است. در خیابانهای باکو به نشانه آمدن نوروز، دستفروشها، سبزه میفروشند و مردم به سبزه، سمنو میگویند که در زبان ترکی به معنای جوانه گندم است و هیچکس هم خبر ندارد، که خوراک لذیذی به اسم سمنو هم وجود دارد که در ایران آن را سر سفره هفتسین میگذارند، البته مردم این منطقه درگذشته، سبزه را خودشان در خانه سبز میکردند، و آن را برکت خانه میدانستند و کودکان برایش میخواندند:
سمنو ساخلامنی ایلده، جوجر درم سنی (سمنو من را حفظ کن تا هر سال ترا سبز کنم)
اهالی جمهوری آذربایجان روزهای چهارشنبه چهار هفته آخر سال خورشیدی را به اسامی چهار عنصر طبیعت، آب و آتش و باد و خاک نامگذاری کردهاند* و در نخستین این چهارشنبهها که چهارشنبه خاک است، سبزه سبز میکنند تا هنگام نوروز کاملاً بروید، دور سبزه را مثل مردم ایران نوار سرخ رنگی میبندند، اما به هنگام همزمان شدن نوروز با محرم، این نوار کمتر دیده میشود، سنت تخممرغ رنگ کردن نیز در بین مردم جمهوری آذربایجان مرسوم است که هنگام محرم به آن کمتر توجه میشود. همچنین مردم این منطقه به مانند مردم ایران، در آستانه نوروز خانه تکانی میکنند و به آن خیلی اهمیت میدهند، فعالیت دیگر زنان جمهوری آذربایجان به مناسبت فرا رسیدن نوروز، آماده کردن شیرینیهای نوروزی است که اسمهایی مثل شکر بورا (شکر پیچ)، باقلوا، قوغال، بادام بورا (بادام پیچ)، شکر چورک (نان شکرین)، سوتلو چورک (نان شیرمال) دارند، اینها را برای سفره نوروزی آماده میکنند که به آن خنچه نوروزی (نوروز خنچهسی) میگویند. البته همه اینها در حالی است که عید نوروز در جمهوری آذربایجان آغاز سال نو رسمی نیست.۱۹
لازم به توضیح است که «در چین هم نوروز با استقبال اقوام مختلف برگزار میشود، قزاقها، اویغورها، قرقیزها، تاجیکها و اقوام ترکزبان ساکن چین، نوروز را با آئینهای ویژه برگزار میکنند و آن را، (نوروز بایرام) میگویند و آئینهای دید و بازدیدشان هم جالب است، در نخستین روز کوچکترها، دستجمعی به دیدار بزرگترها میروند، هر خانواده نان بزرگی را ویژه میهمانان خود میپزد و روزی که مردم برای تبریک عید و دید و بازدید به خانه آنها میآیند، قسمتی از آن نان را بین آنها تقسیم میکنند، تعطیلات نوروزی در بیشتر نقاط چین سه روز به طول میانجامد.۲۰