امروز دوشنبه 12 مرداد 1405

Monday 03 August 2026

نگاهی به فیلم «دو خواهر»


1401/08/01
کد خبر : 40189
دسته بندی : ثبت نشده
تعداد بازدید : 93 نفر
رویکرد جدید بسیاری از فیلم سازان به سینمای تجاری یا به اصطلاح بدنه، به بهانه خنده آفرینی و سرگرم سازی به نوعی سقوط آزاد سینمای ملی است. آن ها برای ساخت چنین فیلم هایی، سوژه های خود را از فیلم فارسی سابق می گیرند، همان قصه های بی منطق را با اجراهای بی کیفیت و پرداخت نشده تعدادی بازیگر از قبل معلوم شده و به طور تقریبی ثابت روایت می کنند، آن ها را به همراه لودگی و حرکات فی البداهه ستاره ها و انتخاب لوکیشن های شیک و مدرن و تزریق عشق های بی مایه، خیابانی و جوان پسند معجونی را درست می کنند و به خورد مخاطب می دهند که دود آن در نهایت به چشم خودشان می رود. متاسفانه فیلم هایی که طی چند ماه اخیر در سینمای شهرمان اکران شده است از این طیف هستند که نمونه اخیر آن، فیلم «دو خواهر» محمد بانکی است که نخستین فیلم بلند خود را با این سبک تجربه کرده است.فیلم داستان جوانی حقه باز به نام امیر «گلزار» را روایت می کند که گالری نقاشی دارد و تابلوهایش را با ترفندهای خاصی و با القاء به خانواده هایشان که این تابلو متعلق به مرحوم شان است به فروش می رساند و با سوء استفاده از احساسات شان از آن ها پول می گیرد، اما به هنگام اجرای یکی از ترفندها در خانه مرد ثروتمندی، جلال (حامد کمیلی) دست امیر را می خواند و امیر از آن جا فرار می کند و با مینا (الناز شاکردوست) که همسر سابق جلال است آشنا می شود. در حالی که جلال هم چنان اصرار به تجدید رابطه با همسر سابقش دارد اما در این راه امیر را یک مانع تلقی می کند.امیر در موقعیتی برای فرار از تهدید جلال، خودش را افشین برادر دو قلوی امیر معرفی می کند و همین موقعیت را برای مینا هم بازی می کند. امیر با مهتاب (نیکی کریمی) - خواهر بزرگ تر مینا که استاد دانشگاه است- آشنا می شود و در قالب افشین به او نزدیک می شود و چندی بعد به هم می پیوندند و .... .با این توضیحات می توان این گونه برداشت کرد که فیلم یک کمدی رمانتیک با مضمون عشق دو خواهر به یک پسر و جابه جایی شخصیت ها و موقعیت های کمیکی است که از این بر آیند ایجاد می شود. کلاه برداری ها در فیلم حتی با چاشنی طنز هم قابل قبول نیست و پروسه اغفال خانواده های عزادار حتی با منطق کمدی هم جور درنمی آید و دلیل آن هم این است که فیلم ساز برای ملموس کردن شخصیت ها به ویژه امیر تلاش چندانی برای باورپذیری آن انجام نداده است. به طور طبیعی در روایت تصویر کلاه برداری، احتمال افشای موضوع متصور است و باید با ایجاد تعلیق به بیننده لحظات دلهره را القا کند به طوری که مخاطب با قهرمان منفی داستان هم ذات پنداری کند اما در «دوخواهر» نه تنها این اتفاق نمی افتد بلکه به خاطر بازی یخ زده گلزار و هوش و ذکاوت سایر شخصیت ها ذره ای دلهره ایجاد نمی کند. سایر شخصیت ها هم ساده انگار و سطحی نگر به تصویر کشیده شده اند؛ مثل شخصیت مرد زورگو که در واقع لمپنی مدرن است، که بسیار کلیشه ای پرداخت شده است.دکتر روان پزشک، غیرت بیمارگونه او را تایید می کند بدون این که کمترین توجهی به شخصیت خشن او داشته باشد و در نهایت استحاله شخصیتی او در اثر نصایح شعاری دکتر، غیر منطقی و تصنعی به نظر می رسد. می توان گفت در مقابل تفکرات فمنیستی در فیلمی مثل «آتش بس» و «دو خواهر» از آن سوی بام می افتد و مردانگی و غیرت را ستایش می کند با ذکر این نکته که در «دو خواهر» روان پزشک فارغ از علم روان شناسی، استاد اخلاق و سخن وری و نصیحت است و این تمهید به جز واپس گرایی کارکرد دیگری ندارد. انگار که سازندگان این نوع فیلم ها به دنبال موفقیت در معامله هستند نه اثر گذاری فرهنگی، یکی از شاخصه های این نوع فیلم ها، عشق هایی چندضلعی است که اضلاع آن به نام سوپراستارهای موفق نام گذاری فیلم نامه «دوخواهر» دارای حفره های زیادی است:امیر در حالی که سوار یک ماشین گران قیمت است چه طور پول پرداخت آب و برق دفترش را هم ندارد؟خانمی که استاد دانشگاه است چه طور با دیدن ظاهر کسی عاشق او می شود و چه طور متوجه نمی شود که طرف مقابلش همان طرف مقابل خواهرش هم هست؟چرا در تمام اتفاقات موجود در فیلم که در خیابان روی می دهد و در خلوت ترین فضاها حتی یک نفر هم دیده نمی شود؟چه طور کلاه بردار در مقابل شخصیت روشن فکر و روان شناس فقط با پشت در رفتن تغییر هویت می دهد و در ۲ قالب ظاهر می شود و کم ترین تلنگری در افکار این روان شناس ایجاد نمی شود؟ نکته شایان ذکر این فیلم، شباهت بسیار زیاد آن با فیلم Two Mueh اثر فرناندو تروپا است که از لحاظ شخصیت، پلان ها و اتفاقات و حتی دیالوگ ها و گریم بازیگران، کپی برداری شده است، آن هم کپی برابر اصل. حال این که هدف از این کار ادای دین است یا تکرار موفقیت یا چیز دیگر بماند اما در ساختار فیلم ایرانی به هیچ عنوان موفق نبوده است و از دلایل آن نبود جذابیت های بصری است. به طور مثال سکانس های تعقیب و گریز با خودرو و یا چابکی های شخصیت کلاه بردار آن فیلم که به کشش فیلم بسیار کمک کرده است اما در این فیلم خبری از آن ها نیست که این ها باعث شده است بار دیگر برداشتی ناموفق از نمونه خارجی در سینمای ملی ثبت شود. فیلم بر پایه شخصیت های کاریزماتیک گلزار، نیکی کریمی و الناز شاکردوست بنا شده است که در این بین نخستین نقش آفرینی خانم کریمی با گلزار جالب توجه است هرچند که ممنوعیت فعالیت مقطعی و ایجاد واکنش هایی در این خصوص به موفقیت فیلم در گیشه افزوده است.در این بین گلزار را نباید در طیف بازیگران قرار داد چرا که با متد و اصول پایه ای بازیگری آشنا نیست و نمود آن این است که فیلمی از وی ندیده ایم که بازی خاص و پیچیده در آن بازی کند و شاید این به خاطر آن است که هوادارانش او را در همین قالب و چهره می پسندند. چیزی که در این فیلم بسیار مایه تاسف بود حضورنیکی کریمی است که در نقش خواهر بزرگ تر چنان حضور سایه وار و کم رنگی دارد که به طور عملی به نقش مکمل تبدیل شده است و حتی با تمام سوابق و اعتبارش، هیچ کوششی برای هویت بخشیدن به این شخصیت نمی کند. از کریمی انتظار بسیار بالاست چرا که وی را سخت گیر و بسیار گزیده کار دیده بودیم اما با بازی در فیلم هایی هم چون «زن ها فرشته اند»، «آقای هفت رنگ» و همین «دو خواهر» دیگر انتظار سابق را از او نخواهیم داشت هرچند که با بازی در فیلم جدید کیمیایی تا حدی به اصل خود برگشته است اما شکست معنوی این فیلم، بی تردید بیشتر گریبان او را خواهد گرفت.در نهایت می توان گفت فیلم داستانی را دستمایه قرار می دهدکه حتی در مقیاس یک کمدی، چندان منطقی به نظر نمی رسد و شخصیت هایش در حد تیپ تصویر می شوند و موقعیت هایی را به وجود می آورند که نه معمایی دارد نه پیامی، نه شور و حالی و نه تعلیقی، اما می توان مخاطبان گلزار را از دیدن چهره و بازی اش راضی کند و گرنه چیز دیگری ندارد.
گالری تصاویر

لینک کوتاه :
https://mail.aftabir.com.168-119-213-99.cpanel.site/article/show/40189
PRINT
شبکه های اجتماعی :
PDF
نظرات
جدیدترین اخبار ها
بروزترین اخبار ها
مطالب مرتبط

مشاهده بیشتر

با معرفی کسب و کار خود در آفتاب در فضای آنلاین آفتابی شوید
همین حالا تماس بگیرید