حسن خلق یا خوش اخلاقی یکی از اصول مهم اخلاقی است. خداوند متعال در قرآن کریم شخصیت رسول اکرم (ص) را به وصف "خلق عظیم" مورد ستایش قرار داده و میفرماید: "انک لعلی خلق عظیم"(قلم:۴). خداوند در این آیه شریفه پیامبر خود را به عظمت اخلاقی میستاید و در قالب جمله اسمیه و با تاکید میفرماید: تو دارای اخلاق عظیمی هستی. وقتی خدای سبحان از چیزی با عظمت یاد کند، معلوم میشود که آن کس یا آن چیز از عظمت فوقالعادهای برخوردار است؛ چون او هر چیزی را با صفت عظمت، نمیستاید.
بسیاری از موارد را با صفت "ضعف" یا "قلت" یاد میکند، سراسر دنیا را اندک میشمرد: "متاع الدنیا قلیل"(نساء:۷۷) و از دسیسههای شیطان به عنوان: "ان کید الشیطان کان ضعیفا"(نساء:۷۶) سخن می گوید، اما وقتی از خلق رسول خدا(ص) نام میبرد، میفرماید: ای پیامبر تو واجد همه ملکات نفسانی در حد اعلا هستی.
● روایات مختلفی از پیامبر
اکرم (ص) و ائمه معصومین (ع) درباره حسن خلق وارد شده است. امام صادق (ع) در بیان حسن خلق فرمودند: "حسن خلق آن است که برخوردت را نرم کنی و سخنت را پاکیزه سازی و برادرت را با خوشرویی دیدار نمایی"(۱). امام باقر (ع) نیز فرمودند: "کاملترین ایمان را خوشاخلاقترین مومنان دارا هستند"(۲). رسول خدا (ص) در روایتی "تقوا و حسن خلق" را سبب بهشت رفتن بیشتر افراد امّت خود دانستهاند(۳). در روایات، "حسن خلق" سبب استحکام و پایداری پیوندهای دوستی: "حسن الخلق یثبت المودّه"(۴)؛ موجب آبادی سرزمینها و طول عمر: "ان البر و حسن الخلق یعمران الدیار و یزیدان فی الاعمار"(۵) و باعث افزایش رزق و روزی: "فی سعه الاخلاق کنوز الارزاق"(۶) دانسته شده است. در خصوص آثار اخروی حسن خلق نیز روایات مختلفی وارد شده است. پیامبر اکرم (ص)، حسن خلق را موجب نیل به درجات عالی اخروی میداند: "به درستی که بنده، در سایه خوش خلقی خود به درجات بزرگ و مقامات والایی در آخرت میرسد، با آنکه عبادتش ضعیف است"(۷). امیرالمؤمنین علی (ع)، حسن خلق را موجب آسانی حساب قیامت شمردهاند: "حسن خلقک یخفف الله حسابک؛ اخلاقت را نیکو گردان تا خداوند حسابت را آسان کند".(۸)
حسن خلق و گشادهرویی از بارزترین صفاتی است که در معاشرتهای اجتماعی باعث نفوذ محبت شده و در تأثیر سخن اثری شگفت انگیز دارد. به همین جهت خدای مهربان، پیامبران و سفیران خود را انسانهایی عطوف و نرمخو قرار داد تا بهتر بتوانند در مردم اثر گذارند و آنان را به سوی خود جذب نمایند. این مردان بزرگ برای تحقّق بخشیدن به اهداف الهی خود، با برخورداری از حسن خلق و شرح صدر، چنان با ملایمت و گشادهرویی با مردم رو به رو میشدند که نه تنها هر انسان حقیقت جویی را به آسانی شیفته خود میساختند و او را از زلال هدایت سیراب میکردند، بلکه گاهی دشمنان را نیز شرمنده و منقلب میکردند. مصداق کامل این فضیلت، وجود مقدّس رسول گرامی اسلام (ص) است. قرآن کریم، این مزیّت گرانبهای اخلاقی را عنایتی بزرگ از سوی ذات مقدس خداوند دانسته، میفرماید: "فبما رحمه من الله لنت لهم و لو کنت غلیظ القلب لانفضوا من حولک؛ در پرتو رحمت و لطف خدا با آنان مهربان و نرمخو شدهای و اگر خشن و سنگدل بودی، از گردت پراکنده میشدند"(آلعمران:۱۵۹).
امام علی (ع) اخلاق وجود مبارک رسول خدا (ص) را این گونه ترسیم مینماید: "کان اجود الناس کفا، و أجرأ الناس صدرا، و اصدق الناس لهجه، و اوفاهم ذمه، و الینهم عریکه، و اکرمهم عشره. من رآه بدیهه هابه و من خالطه فعرفه احبه،لم ار مثله قبله و لا بعده؛ آن بزرگوار سخاوتمندترین، با حوصلهترین، راستگوترین، درست پیمانترین، متواضعترین و خوش معاشرتترین انسانها بود و هرکس او را برای نخستین بار میدید، از هیبتش دچار ترس و دلهره میشد، ولی همین که با او نشست و برخاست میکرد و با حضرتش آشنا میشد، شیفتهاش میگردید. من همانندی، چه قبل و چه بعد از آن حضرت برای او سراغ ندارم"(۹). یکی دیگر از نشانههای بارز تواضع و خوی نیکوی پیامبر اکرم (ص) این بود که به هر که میرسید، پیشقدم در سلام کردن بر او بود، سلام که خودتحیت اسلامی است و پیامبر آن را به ما یاد داده، خود نیز بیش از همه و پیش از همه به آن عمل میکرد و قبل از آنکه دیگری بر اوسلام کند، او خود سلام میکرد. هرگز پیامبر ملاحظه نمیکرد که آن فرد بزرگ استیا کوچک، دانشمند است یا بیسواد، ثروتمند است یا فقیر. آری حضرت آنقدر عظمت داشت که بر همه افراد بدون ملاحظههای اسمی، شغلی، خطی، مسئولیتی، مالی و... سلام میکرد.
پیامبر هرگز بدون جهت سخن نمیگفت، و اگر سخنی میگفت بیشتر جنبه موعظه و پند داشت، یا مطلبی را میآموخت و یا به معروف و خیری امر میکرد و یا از شر و منکری مردم را باز میداشت، تمام سخنانش سودمند و یک کلمه، نه بلکه یک حرف، پوچ و بیارزش نبود. پیامبر هرگز از ذکر خدا غافل نمیشد. در روایت است: "ولایجلس و لایقوم الا علی ذکر" او نمینشست و برنمیخاست جز با ذکرو یاد خدا. حضرت در هر آن قرین و همنشین ذکر خدا بود چه بر زبان آورد و چه در دل گوید. او خود ذکر خدا را کفاره مجلس میدانست و اعلام میداشت که اگر در مجلسی یاد خدا نباشد یا ذکریاز اهل بیت که آن نیز یاد خدا است، پس آن مجلس بر اهلش وزر و وبال است و نحس است و شوم. یکی دیگر از موارد تواضع و فروتنی حضرت این بود که هر وقت وارد مجلس میشد، هر جا که جای خالی بود مینشست.
پیامبر آرام و آهسته سخن میگفت و هیچ گاه فریاد نمیزد و صدا را بلند نمیکرد و مجلس آن حضرت نیز از چنان آرامشی برخوردار بود که عین ادب و تواضع است و کسی در مجلس پیامبر بلند سخن نمیگفت "و اغضض من صوتک" و دستور هم همین بود کهکسی صدایش را بالاتر از صدای رسول الله نکند "لاترفعوا اصواتکمفوق صوت النبی" و چون خود حضرت آهسته و آرام سخن میگفت لذا مجلسش بسیار آرام و باوقار بود که حتی صدای به هم زدن بالپرنده به گوش میرسید. هرگز سخن کسی را قطع نمیکرد و تا شخصی مشغول سخن گفتن بود، به او خوب گوش میداد و پس از تمامشدن سخنش آرام پاسخش را میگفت و چنان اصحابش را تربیت کرده بود که هرگاه لب مبارکش به سخن وا میشد، تمام حاضران ساکت شده و گوش میدادند.
پیامبر اسلام(ص) با مردم انس میگرفت و هیچ کس را از خود نمیراند. بزرگان هر قومی را مورد احترام قرار میداد. اگر کسی تقاضایی از آن حضرت میکرد، حاجتش را بر میآورد و اگر میسر نبود با نهایت محبت او را قانع میکرد، با مردم به گشادهرویی برخورد مینمود. برای خدا غضب میکرد ولی هیچ گاه برای خودش خشمگین نمیشد. همیشه لبخند بر لب داشت. تندخو و سختگیر نبود.
هرگز دشنام و سخن زشت از دهانش بیرون نمیآمد. آن حضرت با اصحاب خود، دوستانه عمل میکرد، با آنها به گفتگو مینشست، کودکانشان را مورد تفقد قرار میداد و روی زانو خود مینشانید. بیماران را عیادت میکرد، اگر با کسی مصافحه میکرد، دستش را کنار نمیکشید تا آن شخص دست خود را کنار بکشد و هیچ گاه پای خود را نزد کسی دراز نمیکرد. به همه سلام میکرد. هر کس بر او وارد میشد، احترامش میکرد و گاهی عبای خود را زیر پای او میگسترد. یاران خود را به نامی که مورد علاقهشان بود صدا میکرد.(۱۰)