نامش را یک آسیب اجتماعی نوپدید میگذارند. آسیبی نو در جامعهای سنتی و مذهبی؛ افزایش زندگیهای مشترک بدون ازدواج. قضیه آنقدر جدی است که رییس کمیسیون فرهنگی و اجتماعی شورای شهر تهران آن را مطرح کرده است...
افزایش زندگی مشترک بدون ازدواج رسمی، آن هم در کشوری که مردمش حتی با ازدواج موقت هم کنار نمیآیند، کمی دور از ذهن است اما سردار مرتضی طلایی میگوید: «متاسفانه گزارشهایی مبنی بر زندگی دختر و پسر دانشجو بدون ازدواج رسمی زیر یک سقف در شمال شهر تهران داریم.» او آماری در این زمینه اعلام نمیکند و اطلاعاتش را مربوط به زمانی میداند که در نیروی انتظامی بوده یا از دوستانش گرفته، اما این پدیده را یک معضل جدید میداند که آسیبهای جدیدی را به دنبال خواهد داشت. علت شکلگیری چنین آسیبهای اجتماعیای در کشور، با وجود اقدامهایی که برای پایدار نگهداشتن بنیان خانواده انجام میشود، در کنار آسیبهای دیگری مانند افزایش آمار طلاق و کاهش ازدواج بارها بررسی شده است.
● واقعه یا فاجعه؟
دکتر حسین باهر، رفتارشناس، افزایش پدیده زندگی مشترک بدون انجام مراسم شرعی و قانونی را ناهنجاریای میداند که در جامعه نوپدید است. وی در توضیح برخی علل شکلگیری چنین پدیدهای در جامعه، به خبرنگار سلامت میگوید: «مشکل شدن ازدواج رسمی و رنگپریدگی باورهای سنتی، از اصلیترین دلایل رویآوردن جوانان به زندگی مشترک بدون ازدواج رسمی است.» وی به کمدوام شدن ازدواجهای رسمی نیز اشاره میکند و میافزاید: «امروز در کشور ما ازدواجهای رسمی هم در برخی موارد کم دوام شده است چه رسد به ازدواجهای غیررسمی، بهخصوص اگر بر پایه زر و زور و تزویر باشد. اگر دو طرف چنین رابطهای عاقل، بالغ، رشید و آزاد باشند، واقعهای که رخ داده قابلتامل است و در غیر این صورت فاجعهای رخ داده غیرقابلتحمل.» این محقق و پژوهشگر جامعهشناسی بر نیاز مبرم به همزیستی مسالمتآمیز دو جنس مخالف بهعنوان یک ضرورت غریزی تاکید میکند و معتقد است: «باید این نیاز را درک کرد و در عین حال توجه داشت شرایط اجتماعی و اقتصادی سختی برای ازدواج سنتی و تجملگرا در جامعه ایجاد شده که مشکل را چند برابر میکند.» وی دلزدگی از عملکردهای زوجیتی نسل موجود را نیز در پدیدآمدن آسیبهایی مانند زندگی مشترک بدون ازدواج موثر میداند و ادامه میدهد: «این دلزدگی باعثشده نسل جدید راه پلههای دادگاههای خانواده را بهتر از سازنده آنها بشناسند. ضمن اینکه تنور گرمکنی رسانهها و سایتهای خارجی نیز در ایجاد جاذبه برای تشکیل چنین زندگیهایی بیتاثیر نیست و رسانههای داخلی نیز نتوانستهاند به خوبی در این زمینه دافعه ایجاد کنند.» وی راه مقابله با آسیبهای نوپدیدی از این دست را ارتقای فرهنگ عمومی میداند و تاکید میکند: «ایجاد اشتغال برای جوانان این مرز و بوم میتواند باعث بهبود شرایط زندگی و ترغیب آنها به ازدواجهای رسمی شود.»
● از کممحبتی والدین تا ازدواج موقت
حجتالاسلام محمدحسین صابری اراکی، استاد حوزه علمیه، خوشبینانهترین دلیل زندگی مشترک بدون ازدواج را آشنایی بیشتر طرفین با یکدیگر میداند و میگوید: «افرادی که نمیخواهند خود را پایبند زندگی مشترک کنند و تمایل دارند با اباحهگری و ابتذال زندگی کنند، به چنین زندگیهایی روی میآورند.» وی معتقد است شکلگیری چنین آسیبهایی به امروز و الان مربوط نیست بلکه ناشی از بیتوجهی مسوولان به مسایل فرهنگی و هدر دادن منابع در این زمینه است. این استاد حوزه علمیه حرف حق را تلخ میداند و در گفتوگو با خبرنگار ما میافزاید: «بالارفتن هر ساله آمار طلاق در سطح جامعه نشاندهنده مشکلات در استحکام بنیان خانواده است اما این سوال وجود دارد که آیا واقعا در ازدواجهای سنتی آمار طلاق کمتر است؟»
وی با اشاره به نظرهای مترقی اسلام در مورد ازدواج و آشنایی پیش از ازدواج میگوید: «در اسلام با وجود تاکید زیاد بر حجاب، به دختر اجازه داده میشود که در روز خواستگاری حجاب خود را بازتر کند و به مرد هم اجازه داده شده که کاملا به دختر نگاه کند و گناهی برای این نگاه در نظر گرفته نمیشود.» صابری اراکی زندگی مشترک بدون ازدواج را دارای پیامدهای زیادی میداند و تاکید میکند: «در این رابطهها اگر دختر مورد سوءاستفاده جنسی قرار گیرد، دچار ناراحتیهای عصبی زیادی میشود و پسری هم که پیش از ازدواج رابطه جنسی دارد، پایبند ازدواج نخواهد شد.»
وی خانواده را عامل اصلی شکلگیری چنین زندگیهایی میداند و میافزاید: «در بیشتر موارد پدر و مادرها نتوانستهاند تضادهای فکری که در ذهن فرزندانشان به وجود میآید، به خوبی پاسخ دهند. به همین دلیل رابطه خوبی بین فرزند و والدین شکل نمیگیرد و فرزند به دنبال رابطه خارج از خانه میرود.» این خطیب اجتماعی بر لزوم شکلگیری رابطه محبتآمیز بین والدین و فرزندان تاکید دارد و میگوید: «ریشه اصلی مشکلات، وجودنداشتن ارتباط صحیح بین فرزند و والدین است. این رابطه که نباشد، جوان زیرآبی میرود و به اقدامهایی مثل تنها زندگی کردن یا زندگی مشترک بدون ازدواج دست میزند.» وی با بیان اینکه در خانواده متدین واقعی رابطه خوبی با فرزندان وجود دارد، ادامه میدهد: «ما روایات متعددی داریم که پدر و مادر باید فرزند را ببوسند اما والدین تا زمانی که کودک درک عاطفی درستی از بوسه ندارد، او را میبوسند ولی زمانی که به این ابراز احساسات نیاز دارد، رابطه عاطفی خود را قطع میکنند.» این استاد حوزه علمیه اعتدال را رمز موفقیت میداند و میگوید: «برخی میگویند مشکلات ما به دلیل نبود کاباره و دیسکو و بار در کشور است اما این حرف بسیار اشتباه است. ما باید به دنبال واکسیناسیون برویم. غریزه جنسی دختران و پسران باید به نوعی ارضا شود. ازدواج موقت یکی از این راههاست. این افتخار شیعه است که راهحلی مانند ازدواج موقت را برای رفع نیازهای انسانی پیشبینی کرده اما با آن مخالفت میشود و مشکلاتی مانند زندگی مشترک بدون ازدواج پیش میآید که بسیار متزلزل است و نهتنها هیچگونه مسوولیتی برای فرد ایجاد نمیکند بلکه آینده او را تهدید میکند.»
● نقش معماری در به وجود آمدن زندگیهای غیررسمی
حسن موسوی چلک، رییس انجمن مددکاری اجتماعی ایران، معتقد است اگرچه موضوعاتی از این دست فراوانی کمی در کشور دارد اما چون خلاف عرف جامعه است، واکنشها به آن شدید و حساسیتها بالاست. وی با اشاره به نبود آمار دقیقی در مورد تعداد موارد زندگیهای مشترک بدون ازدواج در کشور میافزاید: «فراوانی این آسیب نسبت به سایر آسیبها زیاد نیست اما اگر شیوع پیدا کند، ممکن است برخی افراد هم به این کار تشویق میشوند و این تعدی به عرف جامعه است. ضمن اینکه اعتماد اجتماعی را نیز از بین میبرد و شک و تردید به وجود میآورد.» موسوی چلک به تبعات چنین زندگیهایی اشاره میکند و میگوید: «ما یک کشور اسلامی هستیم و چنین اقدامهایی خلاف عرف و قانون است و میتواند به قانونگریزی دامن زند و زمینهساز آسیبهای اجتماعی دیگری مانند اعتیاد و شکلگیری ارتباطهای نامشروع بیشتر شود.» وی با بیان اینکه بروز چنین رفتارهایی منحصر به یک قشر خاص نیست و در همه گروههای اجتماعی دیده میشود، ادامه میدهد: «در محیطهایی که ارتباطهای چهره به چهره بین افراد زیاد است و فشار اجتماعی ناشی از شناخت افراد از یکدیگر زیاد میشود، این قبیل ارتباطها کمتر به چشم میخورد.» این استاد دانشگاه با اشاره به تغییر معماری و سبک ساخت منازل، ادامه میدهد: «زمانی مردم در محلهها با هم بزرگ میشدند و همدیگر را میشناختند اما امروز با تغییر معماری منازل و ساخت برجهای چند طبقه، ساکنان یک آپارتمان هم یکدیگر را نمیشناسند بنابراین بهوجود آمدن زندگیهای خارج از عرف، دور از نظارت اجتماعی مردمی که با هم آشنا هستند، چندان دور از ذهن نیست.»
این مددکار اجتماعی نبود محیط امن و آرام در خانه را یکی از دلایل تمایل به زندگی مشترک بدون ازدواج میداند و تاکید دارد: «نداشتن احساس تعلق به محیط خانه، فرد را به داشتن چنین زندگیای تشویق میکند. ضمن اینکه نباید از مواردی مانند لذتجویی و داشتن استقلال و همچنین نیازهای مالی نیز چشمپوشی کرد. گاهی شخص به خانه و سرپناه نیاز دارد و دیگری هم به دنبال کسی برای انجام کارهای خانهاش میگردد، این هر دو در کنار هم قرار میگیرند بدون اینکه مسوولیتی در میان باشد.» وی زندگیهای مشترک بدون ازدواج رسمی را از پدیدههایی ذکر میکند که با توسعه ناپایدار جامعه به وجود میآید و اظهار میدارد: «سلامت اجتماعی و هویت فرهنگی فردی که به خانوادهاش احساس تعلق دارد، بهتر است و کمتر در معرض چنین آسیبهایی قرار میگیرد اما تنها شدن افراد در جامعه و رشد قابلتوجه آمار زنان خودسرپرست، آمادگی روانی را برای شکلگیری چنین زندگیهایی افزایش میدهد.» موسوی چلک معتقد است این نوع زندگیها جذابیتهایی دارد که باعث ماندگاری آنها میشود اما اگر نشاط اجتماعی، هویت فرهنگی، اشتغال، امید به زندگی و آموزش مهارتهای زندگی در جامعه افزایش یابد، چنین آسیبهایی نیز کاهش مییابد. وی با تاکید بر لزوم سیاستگذاری قوی در حوزه مسایل فرهنگی و اجتماعی میگوید: «زمانی که سیاستگذاریهای اجتماعی و رسانهای ما بر هم منطبق نباشد و سیاستگذاری اجتماعی نسبت به سیاستگذاریهای اقتصادی و سیاسی در اولویت پایینتری قرار گیرد، لایههای زیرزمینی از رفتارهای اجتماعی شکل میگیرد که پیامدهای آن دامنگیر جامعه میشود. ضمن اینکه بیتوجهی به حضور افراد متخصص در زمینه مسایل اجتماعی مشکلات را پیچیدهتر میکند.»