امروز شنبه 10 مرداد 1405

Saturday 01 August 2026

همه چیزاز موسیقی شروع شد


1401/08/01
کد خبر : 37565
دسته بندی : ثبت نشده
تعداد بازدید : 94 نفر
«محمد حاتمی» از جمله بازیگران خوب سینمای ایران است. در سال ۱۳۴۰ در تهران به دنیا آمده و تاکنون نقش‌های خوبی را بازی کرده است، یکی از آخرین کارهایی که از «حاتمی» در تلویزیون پخش شده بود، سریال «حلقه سبز» ابراهیم حاتمی‌کیا بود، او فارغ‌التحصیل کارگردانی و بازیگری از دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران در سال ۱۳۶۷ است. مبانی موسیقی سنتی را تا سال ۱۳۵۴ زیرنظر اساتیدی چون؛ قراچه‌داغی و فرخ مظهری گذرانده و اولین فعالیت سینمایی خود را با فیلم «کلنل» در سال ۱۳۶۸ آغاز کرد، او را این شب‌ها در جعبه جادویی با سریال «دلنوازان» در نقش «منصور خرسند» می‌بینیم، قرار ما با «محمد حاتمی‌» در یکی از لوکیشن‌های این مجموعه در «فرحزاد» بود. او برای ما از عشقش به ایران گفت و اینکه ایران را با هیچ جای دنیا عوض نمی‌کند، می‌گوید؛ «تمام ایران را گشته، اما ایران آنقدر بزرگ است و نقاط دیدنی دارد که مطمئن است، خیلی از‌ جاهای آن را نرفته است.» ● آموزش بازیگری می‌‌گوید: «آموزش بازیگری را از سال ۱۳۵۶در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان آغاز کرد و تا بعد از انقلاب هم در این مکان کار می‌کردم، ما یک گروه ۱۵ نفره بودیم که شاید فقط ۲، ۳ نفری از ایـن گروه ماندیم، بقیه پراکنده شدند یا شغل دیگری را انتخاب کردند یا به خارج از ایران رفتند، در آن کلاس‌ها اساتید مختلفی داشتم، ابتدا با شادروان «بیژن مفید» آغاز کرده و بعد با «حمید عبدالملکی» و «محمد جلالی» کار کـــردم. ● دنیای جداگانه کارگردانی، بازیگری، بازیگردانی و دستیار کارگردانی هر کدام دنیای خودشان را دارند، اصلا به سختی یا آسانی‌اش نیست، البته من کارگردانی را بر حسب نیازم انتخاب کرده‌ام، نه برای ارتقای درجه، برای همین، هم درس کارگردانی خوانده‌ام و هم آن را تجربه کردم، علاوه بر بازیگری مدت ۱۷ سال دستیار کارگردان تئاتر، سینما و تلویزیون بودم. ● با ابراهیم حاتمی‌کیا من به عنوان بازیگر اولین کارم را با ابراهیم حاتمی‌کیا شروع کردم، انتخاب بازیگران براساس فیلمنامه‌ای است که در دست کارگردان می‌باشد یعنی بازیگری را که مدنظر است را باید پیرو نظرات کارگردان انتخاب کنیم، ضمن اینکه در انتخاب بازیگر بودجه کار باید آنقدر باشد تا بازیگران خوب انتخاب شوند، اما بعضی مواقع به مشکل برمی‌خوریم، یعنی باید براساس بودجه، بازیگر را تعیین کنیم، نمی‌توانیم برای یک سکانس از بازیگر حرفه‌ای استفاده کنیم، مگر اینکه نقش خیلی شاخصی باشد، طوری که بازیگر را وسوسه کند در همین یک سکانس بازی کند. ● نقش من در زندگی شخصی من وقتی که فیلمنامه‌ای را می‌خوانم، تلاشم را می‌کنم تا آن کار براساس تفکر کارگردان پیش برود و خودم را درگیر آن نقش می‌کنم، در منزل فیلمنامه را می‌خوانم و در ذهنم نقشم را طراحی می‌کنم یا نظراتم را به کارگردان می‌گویم، آنقدر عمیق در نقشم فرو می‌روم که اوایل خیلی روی من تاثیر می‌گذاشت اما دیگر با توجه به تجربیاتی که دارم، یاد گرفته‌ام بلافاصله بعد از اتمام کار تمام روحیه و خصایص شخصی را جمع و انرژی‌ام را متمرکز زندگی شخصی‌ کرده و خودم را برای کار بعدی آماده می‌کنم. ● آشنایی با موسیقی من در یک خانواده متوسط زندگی می‌کردم، سختی‌های زیادی کشیدم، شاید آمدنم به این حرفه به سختی بود، حتی با مخالفت خانواده‌ام مواجه شدم، ولی به دلیل عشق و علاقه به حرفه بازیگری کشیده شدم، بچگی من یک جور جمع شده بود با آرزوهایی که خیلی جاها به آوا و ترانه ختم می‌‌شد. در سن هفت سالگی آموزش موسیقی دیدم البته به شکل کلاسیک یاد گرفته‌ام، تمام بچگی‌ام پر بود از افسانه‌ها، آواها و ترانه‌ها و توانستم به شکل نیمه‌حرفه‌ای تا ۱۵ سالگی موسیقی کار کنم، این حس و حال تا الان هم با من هست، اما بعد از ۱۴، ۱۵ سالگی به بازیگری روی آوردم، الان با چند ساز ایرانی (تار، سه تار، تنبور) آشنا هستم، حتی در تئاترها خودم هم می‌خواندم و می‌نواختم و در دو تا از سریال‌ها هم نواختن و خواندن را اجرا کردم. می‌شد گفت یک استعداد ذاتی در من بوده در واقع، موسیقی به بازیگری‌ام کمک کرد. در کارهای زیادی نقش‌آفرینی کردم، همه‌شان را دوست دارم، اما در بین اینها نقشم را در فیلم سینمایی «این زن حرف نمی‌زند» از احمد امینی و همچنین سریال «بیگانه‌ای میان ما» از همین کارگردان و فیلم سینمایی «آژانس شیشه‌ای» از ابراهیم حاتمی‌کیا، به کمی و زیادی‌اش کار ندارم ولی خیلی دوست دارم چون فکر می‌‌کنم در تمامی نقش‌هایم خوب بازی کردم. دوست داشتم اما... برای من هم پیش آمده که دوست داشتم نقشی را داشته باشم، اما نشد! به قول حسن فتحی که کارگردان قابلی است و من با ایشان چند کار کردم، تو یکی از کارهایش دیالوگ خیلی قشنگی داشت که این گونه بود «همیشه می‌شود خیلی چیزا را خواست، ولی نمی‌شود آنها را داشت»، منم همین طور دلم می‌‌خواست خیلی از نقش‌ها را داشته باشم اما نشد. ● ایران دیدنی بهترین جا برای مسافرت را سرزمین خودم می‌دانم، با وجود اینکه همه شهرهای ایران را رفته‌ام، فکر می‌کنم هنوزم جاهایی از ایران وجود دارد که بسیار دیدنی و جذاب باشد و من نرفتم. ما مردم ایران تا از شمال صبحت می‌کنیم یاد بابلسر، چالوس یا رامسر و... می‌افتیم، در صورتی که به تازگی رفته بودم رودبار گیلان تا قله درفک منطقه‌ای ییلاقی که هنوز آب و برق ندارد و از آب‌های چشمه و از چراغ‌های گردسوز و فانوس استفاده می‌کنند، واقعا معنی زندگی و آرامش را در آنجا فهمیدم اصلا کمبود چیزی را احساس نکردم که مثلا چون امروز تلویزیون ندیدم و نتوانستم از این جور امکانات بهره ببرم، پس چیزی کم دارم به قدری زیبایی و آرامش را از طبیعت آنجا دریافت ‌کردم که احساس کاستی نداشتم.به هر جایی از ایران رفتم خیلی لذت بردم و ذوق‌زده می‌شدم از کویرش تا مناطق کوهستانی، ایرانیان تا می‌توانند جاهایی از ایران بکر و دست نیافتنی را کشف کرده و لذت ببرند. حتی در سفرهای خارجی هم، مثل دیدن نقاط مختلف ایران لذت نبردم. ● پدر و مادر متاسفانه از خیلی وقت‌ها پیش، از داشتن این نعمت الهی (پدر و مادر) محروم هستم، همیشه در هر سنی که بودم و تا الان هم کمبودشان را حس می‌کنم، بارها شده با وجود گرمی خانواده‌ام، دوست داشتم بعد از کارم پیش مادرم می‌رفتم و سرم را روی دامن مادرم می‌گذاشتم. ● جوانی! به سن و سال نیست عشق به شغل و زندگی شخصی‌ام همیشه باعث می‌شود احساس جوانی کنم. جوانی مساوی است با شور و حرارت، سرخوشی، کشف جدید یا یک تولد، ممکن است این جوانی در سن ۴۰ سالگی هم باشد، هر موقع که دل آدم بتپد و روشن بماند جوان است، من همیشه می‌گویم عزت‌ا... انتظامی یک مرد پیر جوان است، چون همیشه بازی‌اش پر از شور و حرارت و کشف جدید است و چیزهای نادیدنی که می‌شود دوباره دید و از آن لذت برد. ● سپاس از بینندگان تلویزیونی از کسانی که با وجود همه مشغله‌شان می‌نشینند این سریال را دنبال می‌کنند تشکر می‌کنم، از اینکه می‌بینم توی خیابان‌ مردم با من روبه‌رو می‌شوند و نظراتشان را مستقیم می‌گویند خوشحالم، انگار که واقعا این اتفاق را در فیلم می‌بینند و همه چیز برایشان واقعی به نظر می‌رسد و خیلی جدی اظهارنظر می‌کنند، مثلا می‌گویند چرا در حق این دختر این کار را کردید یا... یعنی یک باورپذیری که به نظرم باارزش است. ● دلنوازان روزهای آخر ضبط را داریم می‌گذرانیم، خوشحالم که دلنوازان با استقبال عمومی مردم روبه‌رو شده و این سریال را دوست دارند و دنبال می‌کنند، آقای سهیلی‌زاده، کارگردان بسیار مجرب و کاربلدی است و نشان داده که بسیار قابل است و می‌تواند از داستان‌های پیچیده‌ هم کار جذابی بسازد. ● سرگیجه و هوش سیاه در حال حاضر از من فیلم «سرگیجه» به کارگردانی مسعود آب‌پرور در نوبت اکران است و همچنین سریال «هوش سیاه» که هنوز فیلمبرداری آن تمام نشده است.
گالری تصاویر

لینک کوتاه :
https://mail.aftabir.com.168-119-213-99.cpanel.site/article/show/37565
PRINT
شبکه های اجتماعی :
PDF
نظرات
جدیدترین اخبار ها
بروزترین اخبار ها
مطالب مرتبط

مشاهده بیشتر

با معرفی کسب و کار خود در آفتاب در فضای آنلاین آفتابی شوید
همین حالا تماس بگیرید