امروز یکشنبه 18 مرداد 1405

Sunday 09 August 2026

همیشه «چاردیواری» اختیاری نیست


1401/08/01
کد خبر : 45954
دسته بندی : ثبت نشده
تعداد بازدید : 52 نفر
● یک: «افسانه پریان» سیروس مقدم «چاردیواری» ساخته سیروس مقدم، نمونه تیپیک یک «افسانه پریان» است با همه عناصری که می‌توان در این گونه پرطرفدار روایت، سراغ گرفت. البته «افسانه پریان» به شیوه «شرق میانه» و مخصوصاً رویکرد ایرانی‌اش، در گزاره‌هایی متنوع معنا می‌شود اما به راحتی می‌توان آنها را در اجتماعی چند گزاره‌ای [حضور خلاصه‌ای از مشابهت‌ها در یک گزاره و سپس رسیدن به گزاره‌های معدود و متفاوت] فشرده و ارائه کرد. این اجتماع چند گزاره‌ای، حتی اگر توسط افراد متفاوت با دیدگاه‌هایی متفاوت به سرانجام برسد، محتملاً دارای نتایج مشابهی خواهد بود مثل این: ۱) دختر پادشاه، حاکم، خلیفه یا تاجر مشهور یک منطقه یا شهر، برای گریز از شر خواستگار‌های متعدد، چند شرط انجام نشدنی می‌گذارد و آخرش هم برنده آن شرط‌ها، یک جوان آس و پاس است. [در این گروه از گزاره‌ها، گاهی جوان آس و پاس به شیوه‌ای اتفاقی سر راه دختر قرار می‌گیرد و دختر به قصد فریب پدر، او را شهزاده‌ای یا تاجرزاده‌ای از سرزمینی غریب معرفی می‌کند و کل افسانه از این پس، به جدل میان «تقدیر و تدبیر» بدل می‌شود و التهاب «روایت»، با «بحران» حاصل از چنین تصمیمی آمیخته می‌شود تا در انتها، پایانی خوش برای قصه رقم بخورد. در «چاردیواری» ما دقیقاً با چنین روایتی رودرروییم. پدر دختر در این قصه، تاجری موفق است و دختر برای خلاص شدن از اصرارهای پدر، ازدواجی مصلحتی را با جوانی آس و پاس رقم می‌زند که قرار است نقش یک تحصیلکرده از خارج آمده را بازی کند و کل ماجراهای «مجموعه» برهمین اساس شکل می‌گیرند.] ۲) جوان آس و پاس، گاهی از فرط آس و پاسی، با گروهی از اوباش، همراه و همساز می‌شود که قرار است خزانه پادشاه، ثروت تاجر یا کل مایملک یک شهر یا یک محله پررونق را به غارت ببرند یا برده‌اند. [مشهورترین نمونه چنین روایتی همان قصه «چهل دزد» است که بعدها از دوران هارون‌الرشید به روزگار شاه عباس صفوی هم سفر می‌‌کند و شخصیت‌هایش در چند افسانه موفق و ورد زبان عامه ظاهر می‌شوند. در یکی از نسخه‌های این افسانه، جوان آس وپاس، اساساً بی‌گناه است و به جای سارقان واقعی متهم می‌شود و بنابراین مجبور است از دست حافظان امنیت شهر هم بگریزد و با به دام انداختن دزدها، بی‌گناهی‌اش را ثابت کند. جوان آس و پاس «چاردیواری» هم، درگیر چنین مشکلی می‌شود و عده‌ای شروع می‌کنند به خالی کردن خانه‌های هم محله‌ای‌های او و چون او «از سر اتفاق»، نزدیک مکان سرقت بوده، متهم می‌شود و نه‌تنها پلیس، که پدر خودش هم ـ از ترس آبرو ـ به دنبال دستگیری اوست و در نهایت، او باز هم «از سر اتفاق» و در بازداشت موقت، می‌فهمد که سرقت کار چه کسانی بوده و بنابراین سعی می‌‌کند آنها را به دام بیندازد.] ۳) در «افسانه پریان» همیشه بی‌گناه پای «دار» می‌رود اما سر «دار» نمی‌رود! و مجرمان اصلی به سزای اعمالشان می‌رسند. [در مجموعه سیروس مقدم، ماجرا با دستگیری سارقان واقعی ختم به خیر و ازدواج مصلحتی به ازدواج واقعی بدل می‌شود و جوان «آس و پاس» و دختر تاجر، پای سفره عقدی می‌نشینند که تضمین‌کننده آینده‌ای خوش و خرم، برای آنها و خانواده‌های آنهاست.] ۴) «افسانه پریان» اغلب مملو از نکته‌ها و لحظات طنزآمیز است تا در اوج بحران هم، شنونده احساس‌ ترس یا دلشوره حاصل از بحران را زیاد جدی نگیرد. اساساً «افسانه پریان» با «همذات پنداری مخاطبان خود با وقایع تلخ» میانه‌ای ندارد. [«چاردیواری» در همین چارچوب و با نگاهی کمیک به وقایع است که شکل می‌گیرد و همه سعی کارگردان و فیلمنامه‌نویسان را، برای غرق شدن مخاطبان در خوش فرجامی ماجرا، به نمایش می‌گذارد.] ۵) «افسانه پریان» در بستری از «اتفاق‌ها» و «غیرمحتمل‌ها» شکل می‌گیرد. این از خصوصیات ساختاری آن است بنابراین هنگامی که «وقایع»، مسیری منطقی و باورپذیر و محتمل را در پیش می‌گیرند، «افسانه پریان» از بزرگترین خصوصیت‌اش یعنی «رازآمیزی» و «خیال انگیزی» تهی می‌شود. [یکی از مشکلات «چاردیواری» بیرون زدن از چارچوب «ناکجا آبادی» افسانه است به عبارت دیگر شما نمی‌توانید یک افسانه را در مکان و زمانی واقعی قرار دهید و باز آن را براساس غیرمحتمل‌ها شکل دهید و در نهایت، رازآمیزی و خیال انگیزی را هم با خود داشته باشید.] ۶) «افسانه پریان» همیشه بستری بوده برای شیرین کردن تلخی گوشزدهای اخلاقی بنابراین بسیار طبیعی است که در چنین روایت‌هایی، ما با یک یا چند پند اخلاقی محوری روبه‌رو باشیم. ‍[«مقدم» در مجموعه خود، انبوهی از پندهای اخلاقی را به نمایش گذاشته که باید در نهایت به بهینه‌سازی اخلاقیات جامعه بینجامد؛ البته اگر هم چنین اتفاقی نیفتاد تقصیری متوجه راوی افسانه نیست چرا که ویژگی دیگر چنین افسانه‌هایی، عمل به «تکلیف» است و باقی قضایا موکول است به: «تو دانی سرانجام کار!»] ● دو: کارگردان یا ناظر کیفی؟ از هنگامی که سینما در ایران پا گرفت و بعدش هم که تصاویر متحرک، به صفحه کوچک تلویزیون نقل مکان کردند، بخش قابل ملاحظه‌ای از تولیدات هنری و غیرهنری این رسانه‌ها، به «افسانه پریان» به شکل مستقیم و غیرمستقیم اختصاص یافت. «چاردیواری» در چنین روندی، نه دارای نوآوری است نه شوخی‌های تازه و نه حتی بهینه‌سازی بداهه‌کاری و بداهه‌گویی؛ این مجموعه به «سرمشق‌ها» وفادار است و این وفاداری هم البته تا آن حد نیست که مخاطبان، بی‌صبرانه انتظار فرارسیدن زمان پخش‌اش را بکشند [نیمه دوم مجموعه را استثنا می‌کنم که به طور معمول در ایران، مخاطبان بیشتری را نسبت به نیمه اول، جذب خود می‌کند] مخاطبان را از خنده، روده‌بر هم نمی‌کند تنها ممکن است لبخندی کمرنگ بر لبانشان بنشاند و ... در نهایت، حرف و روایتی تازه، عرضه نمی‌کند تا برای ما یادآور مجموعه‌ای مناسبتی اما خاطره‌انگیز در اعیاد پس از این باشد. بازی‌های مجموعه مگر در یک مورد ـ بازی آتیلا پسیانی ـ تکرار همان بازی‌های بارها دیده شده در چنین مجموعه‌هایی است از همین بازیگران که دیگر حتی زحمت «بازی» را هم به خود نمی‌دهند فقط جلوی دوربین ظاهر می‌شوند و همانطور که در زندگی عادی‌شان رفتار می‌کنند، در قصه، به نقش‌های تکراری خود جان می‌بخشند. به گمانم چنین روندی حتی کارگردان را هم ـ که تخصص‌اش بیشتر در آثار جدی است تا کمدی ـ خسته کرده است و کلاً کار را به فیلمنامه‌نویسان واگذاشته و بیشتر نقش «ناظر کیفی» را ایفا کرده تا این که به عنوان کارگردان، دلمشغول اثر باشد!
گالری تصاویر

لینک کوتاه :
https://mail.aftabir.com.168-119-213-99.cpanel.site/article/show/45954
PRINT
شبکه های اجتماعی :
PDF
نظرات
جدیدترین اخبار ها
بروزترین اخبار ها
مطالب مرتبط

مشاهده بیشتر

با معرفی کسب و کار خود در آفتاب در فضای آنلاین آفتابی شوید
همین حالا تماس بگیرید