امروز یکشنبه 11 مرداد 1405

Sunday 02 August 2026

هوش‌تان را بیازمایید


1401/08/01
کد خبر : 39112
دسته بندی : ثبت نشده
تعداد بازدید : 86 نفر
ملاحظه می‌فرمایید که برای نخستین بار در طول و عرض تاریخ کتابت بشر، یادداشت من بقیه در صفحه فلان ندارد و سروته‌اش را در تقریباً نهصد کلمه و در همین ستون هم آورده‌ام. علت: هفته پیش، ناشناسی تلفن زد که «اِی مگس عرصه سیمرغ نه جولا‌نگه توست»؛ حق نوشتن مطلب بالای دوهزار کلمه، از آن روان‌پزشکان هوش‌سنج است و بس. به تو زورمان می‌رسد ولی می‌ترسیم اگر آنها را ممیزی کنیم از آن کت‌هایی که ته آستین‌اش را دوخته‌اند، تن‌مان کنند، بدهند آمپول تیوپنتال بهمان بزنند و بعد، برق به کله‌مان وصل کنند. ربع قرن عقب می‌رویم. به تست هوش زیر پاسخ دهید. فرض کنید به باقی چند صدتا سوال آزمون علوم تجربی سال ۱۳۶۳ خوب جواب داده‌اید ولی سه هزار داوطلب دیگر هم عین شما خوب جواب داده‌اند. از دید نظام آموزشی ما، اثبات استعداد شما در طب و دندان‌پزشکی و دواسازی و احراز این‌که هفت سال دیگر از میان دو میلیون نفر هم‌وطنِ هم‌سن‌وسال خودتان، فقط شما و سی نفر دیگر لایق ورود مستقیم به رزیدنتی اُرتوپدی، جراحی مغز یا داخلی قلب، پی‌اچ‌دی داروسازی صنعتی یا تخصص اُرتودنسی خواهید بود، در گروی پاسخ درست‌تان به همین تست است. چنانچه پس از تعیین رشته، در فوق‌دیپلم آجرپرت‌کنی پذیرفته شدید، به هیچ‌جا عریضه ننویسید؛ تست و پاسخ‌های‌اش راست‌آزمایی شده‌اند و ایرادی به آنها وارد نیست. گزینه‌های الف، ب و ج تکراری نیستند و با هم فرق دارند. تنها یکی از گزینه‌ها درست است: عبارت چهارم [X] این سری کدام است؟ ۱, ۱۰, ۱۱, [X] الف) ۱۰۰، ب) ۱۰۰، ج) ۱۰۰، د) ۱۰۱ هشدار اخلاقی- حراستی: یادتان باشد که بیست‌وپنج سال پیش، خودتان به راحتی آب خوردن به مشابهان این تست جواب درست داده‌اید. برهان خلف: اگر نداده بودید، امروز مجله سپید به دست‌تان نمی‌رسید و یحتمل مشترک هفته‌نامه «آجرپرت‌کنان غیور» بودید. بقیه هشدار: اعتماد به نفس داشته باشید، روی ورقه کناردستی‌تان نگاه نکنید و اگر مثل این دوست من، دختر نابغه‌ پای کنکور دارید بالاغیرتاً از او کمک نگیرید، والا به جای خواندن بقیه ستون این هفته، در کمتر از هجده ثانیه دماغ مرا – و خودتان را - خواهید سوزاند. برای اکثریت – یا اقلیتی - که هنوز نفهمیده‌اند اعداد این سری یک، ده و یازده نیستند، بلکه ارقامِ خیلی خودمانیِ یک، دو و سه هستند، منتها در پایه دو، متاسف‌ام. برای خودم هم متاسف‌ام؛ چون که رازگشایی از کلکِ به این سادگی، آشکارا نه به کار آخرت آنهایی آمده که ربع قرن پیش، مشابه برابر اصل همین تست را درست جواب دادند و امروز گلیوبلاستوما یا رباط صلیبی جراحی می‌کنند و ماهی خداتومن پول در می‌آورند و نه به درد دنیای من که این تست و نصف بیشتر باقی تست‌ها را غلط زدم و امروز از برکات داروخانه، شیفتِ نیمه‌وقتِ بیست‌هزار تومنی نصیب‌ام شده. کلید سوال: در گزینه‌های [الف]، [ب] و [ج] نوشتیم یک و جلوش دوتا صفر گذاشتیم – در پایه دو – که در پایه ده‌ یا همان حساب اعشاری، می‌شود چهار. بر همین قرار، آن چیزی که در گزینه [د] مشابهت عجیبی دارد به صدویک، در واقع همان پنج معروف است در پایه ده. بنا نبود وسط دعوا نرخ معین کنید. حرف مرد یکی است؛ گزینه‌های [الف]، [ب] و [ج] با هم فرق دارند و هم‌الان توضیح‌اش را عرض می‌کنم. آقایانی – و فقط آقایانی - که در هجده سالگی گزینه [الف] را بر گزیدند «یک‌‌دوسه‌چهار» را مفهومی نظامی و متعلق به میدان رژه و نظام‌جمع دانشکده افسری می‌دانستند، بی‌بروبرگرد از سهمیه نیروهای مسلح بهره جستند و حالا در مراسم رسمی، بنا به قاعده باید چندتایی قپه روی روپوش‌ سفیدشان بدوزند. زنان و مردانی که در عنوان شباب گزینه [ب] را انتخاب کردند، گهگاه از کلاس ریاضی کنکور جیم می‌زدند و فقط مجموعه لایتناهی اعداد طبیعی را آموخته بودند – نه مجموعه‌های دیگر را - و می‌اندیشیدند که پس از یک، دو و سه طبیعتاً سروکله چهار باید پیدا شود و چون آدم‌هایی بودند طبیعی و از همان وقت، به طبیعت علاقه‌ای وافر داشتند، الان با چهل‌وچند سال سن روستانشین‌اند و دکتر عمومیِ طرح پزشک خانواده. گزینه پسران عینکی حواس‌پرت و دختران سربه‌زیر کلاسور زیر بغل آن روزها، [ج] بود؛ به این سبب که حتی یک جلسه هم از کلاس کنکور غیبت نکردند و یاد گرفتند که قدر نسبت این سری خطی ساده، برابر است با یک و هر عبارتی مساوی است با عبارت قبلی، به اضافه قدر نسبت. این‌ها همان مهمانان دائمی برنامه‌های سحرگاهی خانوادگی سیما هستند که خود را با سرعت نور از اتاق عمل بیمارستان خصوصی می‌رسانند به استودیو، از آنجا به مورنینگ بیمارستان آموزشی، از آنجا به مطب و از آنجا به دی‌کلینیک. از من نپرسید که در این فیمابین کی، کجا و چگونه سالی نوزده‌تا مقاله انگلیسی تولید می‌کنند و گاهی مدیرکل و مدیرعامل هم می‌شوند. البته یک نفر را سراغ دارم که به این نتیجه رسیده بود که جمله چهارم سری را باید از توی مثلث خیام-پاسکال بیرون کشید ولی در هر حال، جواب صحیح [ج] است. این پزشک محترم در حال حاضر در دانشگاه ام‌آی‌تی سر کلاس ریاضی محض، معادلات غیرخطی درس می‌دهد. و امّا حضراتی که چه در آن روزگار و چه در این روزگار، [د] را بر گزیده‌اند: حاضرم سر هر چه می‌گویید شرط ببندم که هیچ‌کدام‌شان الان طبابت نمی‌کنند حتی اگر تخصص و فوق‌تخصص گرفته باشند. در شش‌هفت روز اخیر که این تست آزاردهنده را به رفقای دکترم نشان می‌دهم، یک نفر پیدا شد که گفت [د]: «پرواضح است که عبارت چهارم سری، باید پنج باشد؛ این سری، یک‌سری فیبوناچی [Fibonacci Series] است که در آن هر عبارتی مجموع دو عبارت قبل از خودش است». شاخ در آوردم. این رفیق ما، سال‌ها پیش آندوسکوپ را رها کرد، تخصص داخلی را نصفه گذاشت، نشست پشت دوربین و کارگردان سینما شد. از بچگی از حساب و هندسه بدش می‌آمد و همین حالای‌اش اعداد دورقمیِ بزرگ‌تر از پنجاه را با ماشین حساب موبایل‌اش جمع می‌زند. پاپی‌اش شدم. مقر آمد که قواعد سری‌های فیبوناچی را از توی سکانس قتل مدیر موزه لوور در فیلم «راز داوینچی» یاد گرفته.
گالری تصاویر

لینک کوتاه :
https://mail.aftabir.com.168-119-213-99.cpanel.site/article/show/39112
PRINT
شبکه های اجتماعی :
PDF
نظرات
جدیدترین اخبار ها
بروزترین اخبار ها
مطالب مرتبط

مشاهده بیشتر

با معرفی کسب و کار خود در آفتاب در فضای آنلاین آفتابی شوید
همین حالا تماس بگیرید