امروز جمعه 23 مرداد 1405

Friday 14 August 2026

واژگان فارسی در زبانهای سوئدی،اویغوری چین و بوسنیایی


1401/08/01
کد خبر : 52498
دسته بندی : ثبت نشده
تعداد بازدید : 73 نفر
همواره در میان زبانها، داد و ستد وجود داشته است و واژه ها از زبانی به زبان دیگر در رفت و آمد بوده اند. زبان فارسی نیز به عنوان زبانی که در ایران از دیرباز تا به امروز رواج داشته از چنین قاعده ای به دور نبوده است و بلکه داد و ستد های فراوانی نیز در خود دیده است که البته بحث درباره ی دلیل آن، خود نیازمند گفتاری دگر است. در اینجا، کوشش نگارنده این بوده است که واژگان فارسی را که به زبانهای دیگر وارد شده اند، گردآوری کند و از میان زبانهای وام گیرنده، آنهایی را برگزیده است که شناخت کمتری از ایشان در دست است.سخن کوتاه می کنیم و به نام بردن از شماری واژگان فارسی در زبانهای سوئدی، اویغوری چین و بوسنیایی می پردازیم. ● واژه های فارسی در زبان سوئدی ▪ Albino : زال، زال تن این واژه در انگلیسی و سوئدی برابر با «زال» در پارسی است و از ماده albus لاتینی که به معنی «سپید» بوده ، گرفته شده است که ریشه ی اصلی آن در زبانهای باستانی ایران «اَربو arbo» بوده که همین معنی «سپید» را داشته و با تبدیل «ل» به «ر»، به زبان لاتین راه یافته است و از آنجا به دیگر زبانهای اروپایی. واژه ی زال، نیز از واژه ی اوستایی «زَر» می آید و نمونه ی دیگری از تبدیل «ل» به «ر» را نشان می دهد. ▪ Ambra: عنبر، شاه بوی این واژه فارسی در زبان فرانسوی ambre ودر انگلیسی amber خوانده میشود. ▪ Baby: کودک، ببه اصل این واژه در فارسی، «باوه» است که به معنی کودک بوده و در گویش استان مرکزی، آن را «ببه» گویند و در انگلیسی به همین صورت سوئدی موجود است. ▪ Band:بند، نخ ▪ Bäst:بهترین که در انگلیسی به صورت Best وجود دارد از اصل اوستایی وهیشتَ است که امروزه در فارسی بهشت خوانده میشود. ▪ Check:چک ریشه ی آن Chak در فارسی است که از واژه های کهن است و بعدها به اروپا رفته است. ▪ Com,Comma: آمدن از ریشه ی «گام» است که در پهلوی و اوستایی نیز موجود است. واژه ی گام به باور نگارنده حتی میتواند ریشه Go در زبان انگلیسی باشد. Djävla,Djävlar,Djävul,Djävel: دیو این واژه در لاتین، devus و در فرانسه dieu و در انگلیسی devil است. ▪ Fresta: فریفته کردن در اوستایی fresta است. در فارسی نیز واژه «فزشته» از این ریشه است. ▪ Kelim: گلیم ▪ Lab,Läpp: لب ▪ Mitra: کلاه ویژه روحانیان عیسوی ▪ Nafta: نفت ▪ Ost: استخوان ▪ Partisan:جنگاور،پارتیزان ▪ Rustik: روستایی، بخش دوم واژه نیز از ریشه il پهلوی است. ▪ Svär: شوهر ▪ Taft: تافته، پارچه تافته ▪ Varg: گرگ اصل اوستایی آن «vaharka» است که در پهلوی vohrk و در فارسی «گرگ» شده است. ▪ Vide: بید، نوعی بیدِ کوتاه در زبان سوئدی برخی از پسوندها و پیشوندهای زبان فارسی به چشم می خورد که از آنها ترکیبات فراوانی در این زبان ساخته شده است و در زیر به چند نمونه از آنها اشاره می شود: ▪ Ande: پسوند صفات فاعلی یکی از پسوندهای پر کار زبان فارسی است که با ریشه فعل، ترکیب می شود و صفت فاعلی یا اسم فاعلی می سازد مانند: برنده و.. که نمونه هایی نیز در زبان سوئدی دارد. ▪ Frestande: فریبنده و فریفتار ، بخش نخست این واژه نیز فارسی است. ▪ Mördande: میراننده، کشنده، بخش نخست این واژه هم فارسی است و از فعل «مردن» می آید. ▪ Are: پسوند صفت فاعلی و صفت برتر و.. این پسوند در زبان فارسی در واژه هایی چون پرستار و دادار دیده میشود و در سوئدی نمونه های بسیاری دارد: ▪ Vinnare: برنده به معنی پیروز. Vin نیز از ریشه وَن اوستایی به معنی پیروزی است. ▪ Frestar: فریبنده و فریفتار ▪ Hom: هَم که پیشوند اشتراک است و در واژه های سوئدی دیده میشود: ▪ Homonym: هم نام، بخش دوم نیز هم ریشه ببا واژه «نام» فارسی است. ▪ Ig,ik,isk: پسوند نسبت این پسوند در پهلوی «ik» بوده که در فارسی به صورت «i» به جای مانده و در زبان سوئدی نمونه های زیادی دارد ▪ Berig: کوهی در زبان سوئدی چند نام خاص نیز دیده میشود که ریشه در نامهای ایرانی دارند، همچون ▪ Aura: که نامی دخترانه است و از واژه اهورا گرفته شده است. ▪ Anita, Anitta: این هم نامی دخترانه است که از نام ایزدبانوی ایرانی، آناهیتا گرفته شده است. ▪ Dolma: دُلمه که نام خوراکی ایرانی است. ▪ Geo: نام خاص مردان از ریشه ی «گئو» است و درنام گیومرث دیده میشود. ▪ Kaj,kaja: از نامهای خاص قدیمی سوئدی از ریشه ی باستانی Kay,kaya است که در فارسی «کی» و «کیا» شده است. ▪ Mona,Mana: از نامهای رایج دخترانه در سوئد ▪ Margarita: نام خاص دخترانه از ریشه ی مرواریت در پهلوی است. ▪ Sara: از نامهای دختران که به معنی خالص و بی غش است. ▪ Zoroastrisk: زردشتی ● واژه های فارسی درزبان اویغوی چین ▪ Anarlik – اناری، انار دار ▪ Barak – باران ▪ Bihudilik- بیهودگی ▪ Por- پور ▪ Pix- پیش ▪ Tazilinix – تازگی ▪ Tirak Purux – تیرک فروش ▪ Jahan- جهان ▪ Qayzarlik- چایزاری، کشت چای ▪ Qamadan- چمدان ▪ Har- خار ▪ Hanidan- خاندان ▪ Dat- داد ▪ Dilaram- دل آرام ▪ Zati naqar – ذات ناچار ▪ Rastgoy- راستگوی ▪ Rawan- روان ▪ Zadi- زاد ▪ Zimistanـ زمستان ▪ Ziyan- زیان ▪ Sahta- ساخته ▪ Sayizar- سایه زار ▪ Xah- شاخ ▪ Xikar – شکر ▪ Das- طاس ▪ Tak- طاق ▪ Tumar- طومار ▪ Irk – عرق ▪ Parzin – فرزین ▪ Palani – فلانی ▪ Pulattin- فولادین ▪ Kabus- کابوس ▪ Karawan- کاروان ▪ Kaman – کمان ▪ Gari – گاری ▪ Gum- گُم ▪ Lay – لای ▪ Mikiyan- ماکیان ▪ Muza – موزه ▪ Nazinin – نازنین ▪ Nigar – نگار ▪ Way hoda – وای خدا ▪ Yad – یاد ▪ Yigana – یگانه ● واژه های فارسی در زبان بوسنیایی ▪Ako – اگه ▪ Ambar – انبار ▪ Bakshish – بخشش ▪ Pirinach – برنج ▪ Papuche – پاپوش ▪ Pache – پاچه ▪ Terazije – ترازو ▪ Turshije – ترشی ▪ Charapa – جوراب ▪ Chesma – چشمه ▪ Chemu – چه ▪ Oroz – خروس ▪Dushman – دشمن ▪ Durbin – دوربین ▪ Duvar – دیوار ▪ Zerdelija – زردآلو ▪ Sofra – سفره ▪ Zumbul – سنبل ▪ Sheststo – ششصد ▪ Koje – کیه ▪ Lala – لاله ▪ Meze – مزه ▪ Namaz – نماز ▪ Nisam – نیستم ▪ Nishan – نشان ▪ Novo – نو
گالری تصاویر

لینک کوتاه :
https://mail.aftabir.com.168-119-213-99.cpanel.site/article/show/52498
PRINT
شبکه های اجتماعی :
PDF
نظرات
جدیدترین اخبار ها
بروزترین اخبار ها
مطالب مرتبط

مشاهده بیشتر

با معرفی کسب و کار خود در آفتاب در فضای آنلاین آفتابی شوید
همین حالا تماس بگیرید