امروز پنج‌شنبه 22 مرداد 1405

Thursday 13 August 2026

وسوسه‌ای به قیمت نابودی فیلم


1401/08/01
کد خبر : 51502
دسته بندی : ثبت نشده
تعداد بازدید : 83 نفر
«از ما بهترون» برخلاف آنچه که فکر می‌کردیم فیلم منسجم و مبسوطی نیست، چون نتوانسته در یک ژانر خاص به مخاطب معرفی گردد. داستان فیلم جدی شروع می‌شود، حالتی طنزگونه به خود می‌گیرد و با ترس عجین می‌گردد. البته ظاهر شکیل فیلم، ما را بر آن می‌دارد که حداقل با فیلمی منطقی مواجهیم اما رخدادهای داستان، تداعی کننده هیچ منطقی برای مخاطب خود نیست. تلاش فیلم در پرداخت روان‌شناسانه موضوع، عاملی بود که سیطره آن را می‌شد بر تمام قسمت‌های داستان مشاهده کرد. ژستی روشنفکرمآبانه که سعی داشت قصه و مسیر آن را با توجه به تحلیل‌های روان‌شناسانه بیان کند که صد البته این جریان در همان حد ژست متوقف ماند و هیچ‌گاه به معنای واقعی‌اش عملی نشد و به همین جهت مخاطب نتوانست با این فیلم پر تشتت موضوعی، ارتباط مفهومی برقرار کند. اما اشکال اساسی از فیلمنامه شروع می‌شود. وسوسه‌ای که هر نویسنده‌ای را قلقلک می‌دهد تا با به کار بردن چند ژانر، به اثر خود جامعیت بخشیده و آن را به صورت چند بعدی بسازد.«از ما بهترون» هم دقیقا از همین نقطه ضربه خورده است و این یعنی عدم یکپارچگی موضوع که اثرات ما تاخر بعدی را برای فیلم به وجود می‌آورد که بارزترین آن، نبود شخصیت‌پردازی است. احسان شهرزادی در این فیلم در برابر تمامی اتفاقاتی که در گونه‌های مختلف رقم می‌خورد، عکس‌العملی مشابه دارد و ما یک رفتار یکنواخت را از او مشاهده می‌کنیم و همین‌طور شخصیت‌های دیگر که به فراخور موقعیت‌ها نمی‌توانیم رفتارهایی متفاوت را از آنها مشاهده نماییم. فارغ از این شخصیت‌پردازی ما با کاراکترهایی مواجهیم که اصلا نمی‌دانیم کدام رسالت فیلم بر دوش آنهاست. نسیم در فیلم چه وظیفه‌ای بر عهده دارد؟ اصلا وجود او در فیلم چه مفهومی می‌تواند داشته باشد؟ فیلمی که فقط بر محور احسان می‌چرخد چه لزومی دارد که با سیاه نمایی شخصیتی،خود را شلوغ نشان دهد؟از شخصیت‌پردازی که خارج شویم به منطقیت داستان می‌رسیم. جریانی که اصلا وجود ندارد. رفت و آمدهای کلیشه نسرین به خانه احسان وبرقراری رابطه به اصطلاح عاطفی میان آنان، ظاهر شدن منیژه در حالت‌ها و زمان‌های مختلف، اصل طلاق گرفتن احسان و منیژه و حتی موضوع تمول احسان در تمام قسمت‌های فیلم از جمله مولفه‌هایی است که در آن به هیچ وجه رعایت صحیح منطق نشده و جریان فقط به دلخواه نویسنده پیش رفته است. این از هم گسیختگی فیلمنامه سبب شده تا هیچ یک از این شخصیت‌ها در مکان حقیقی خود قرار نگیرند در حالی که نویسنده می‌توانست با در پیش گرفتن یک گونه روایتی، به این کاراکترها موضوعیت بخشیده و بدین ترتیب فیلم خود را در روال خاصی تعریف کند. البته با توجه به چندین روایت ژانر در این فیلم احساس می‌شود ژانر دلهره فیلم خیلی بهتر از درام و کمدی جواب داده و اگر کل فیلم با این موضوع ساخته می‌شد اثرات مطلوب فراوانی را بر تماشاگر خود به جای می‌گذاشت چون حس تعلیق فیلم با توجه به لوکیشن آن و تا حدودی سرنوشت مالیخولیایی احسان می‌توانست اثر شهری‌تر و ملموس‌تری را برای مخاطب رقم بزند. حال که فیلم در این مسیر(تشتت موضوعی)قرار گرفته، می‌شد با یک پایان‌بندی خوب تمام این پراکندگی‌ها را به نوعی جمع و جور کرد و یا حداقل اینکه مخاطب را راضی از در سالن‌ها به بیرون فرستاد اما متاسفانه پایان بندی فیلم، بدترین قسمت فیلم است که نمی‌توان هیچ منطقی را برای آن متصور شد. درست زمانی که مخاطب احساس می‌کرد آرامش مفهومی با ازدواج احسان و نسیم رقم می‌خورد، آنها به بندر عباس رفته، احسان در عین ناباوری «مونس»را رها کرده و به تنهایی به آن سوی مرز روانه می‌شود. ناباورانه‌ترین پایانی که می‌شد بر این فیلم نوشت همین بود. البته ناباورانه‌ترین و غیر منطقی‌ترین، چرا که هیچ دلیلی دال بر این رفتارها از سوی احسان در فیلم نشان داده نشده بود و اصلا ضرورتی بر این رخداد احساس نمی‌شد و کارگردان خیلی راحت می‌توانست پایان خوش و منطقی‌ای را بر فیلم خود رقم بزند. انتخاب رضا عطاران به عنوان نقش اصلی فیلم از دیگر اشتباهات اصلی بود. وقتی قرار است فیلمی در سه گونه مختلف روایت شود باید از بازیگری استفاده می‌شد که بتواند در هر سه زمینه خودنمایی کند. رفلکس‌های احسان در صحنه‌های دلهره‌آور فیلم فقط خنده تماشاگر را به دنبال داشت تا تاثیر پذیری آنها. الناز شاکر دوست،بهنوش بختیاری و حتی ارژنگ امیرفضلی فقط برای گیشه به فیلم دعوت شده بودند چون با توجه به کمرنگی نقش آنها و عام بودن بازی‌ها، به راحتی می‌شد حتی از نابازیگرها نیز در این نقش‌ها استفاده کرد. با توجه به شناختی که از مهرداد فرید داشتیم اصلا امکان نمی‌دادیم که وی چنین فیلم تکه پاره‌ای را بسازد.فیلمی که تکلیفش با خودش معلوم نیست و جسته و گریخته از این شاخه به آن شاخه می‌پرد. البته وسوسه چند بعدی کردن فیلم را باید مهمترین دلیل اهتمام فرید به ساخت این اثر عنوان کنیم. وسوسه‌ای که می‌خواست به اعتلای مفهومی فیلم منجر شود اما آن را از درون و بیرون ویران کرد.
گالری تصاویر

لینک کوتاه :
https://mail.aftabir.com.168-119-213-99.cpanel.site/article/show/51502
PRINT
شبکه های اجتماعی :
PDF
نظرات
جدیدترین اخبار ها
بروزترین اخبار ها
مطالب مرتبط

مشاهده بیشتر

با معرفی کسب و کار خود در آفتاب در فضای آنلاین آفتابی شوید
همین حالا تماس بگیرید