امروز جمعه 09 مرداد 1405

Friday 31 July 2026

وقتی احساسات وجود ندارد


1401/08/01
کد خبر : 36228
دسته بندی : ثبت نشده
تعداد بازدید : 69 نفر
بیمار روانی جامعه‌ستیز (‏Psychopath‏) نه احساس ترس دارد، نه همدردی با دیگران. توانا در حقه‌بازی‌ است و بزهکاری‌هایش اغلب از کودکی آغاز می‌شود. پژوهشگران کشف کرده‌اند که جامعه‌ستیزان دارای یک سری ناهنجاری‌های مغزی‌اند.‏ در سال‌های میانه دهه ۱۹۷۰ خبر قتل‌های زنجیره‌ای، جامعه آمریکا را در وحشت فرو برد. قاتل شخصی به نام «تد باندی» و بزرگ شده در خانواده‌ای مرفه در ایالت واشنگتن بود. باندی دبیرستان را در سال ۱۹۶۵ به پایان رسانده، در دانشگاه روانشناسی تحصیل کرده بود و به عنوان طرفدار حزب جمهوریخواه آمریکا فعالیت داشت. او که مردی جذاب به شمار می‌رفت، در دهه ۱۹۷۰ دست به تعدی، قتل و قطعه‌قطعه کردن جسد ۳۰زن، شاید هم بیشتر‌زد. پلیس در سال ۱۹۷۶ موفق به دستگیری او شد. او را در سال ۱۹۸۹ با صندلی الکتریکی اعدام کردند. اما چرا این مرد جوان جذاب و موفق تبدیل به قاتل شده بود؟ اینک پس از گذشت حدود ۳۰سال از آن زمان، «کنت کیل»، استاد علم اعصاب در دانشگاه نیومکزیکو، به این پرسش پاسخ می‌گوید. فرماندار ایالت نیومکزیکو به این روانشناس اجازه داد که مغز همه زندانیان ۱۲ زندان این ایالت را اسکن و بررسی کند. برای اینکه این دانشمند بتواند کار خود را در محل هر زندان انجام دهد، دستگاه توموگرافی مغناطیسی‌ای به قیمت دو میلیون و ۳۰۰هزار دلار را در یک ماشین کاروان ۱۵ متری جاسازی کردند. ● همه قاتل نمی‌شوند طبق پژوهش‌های انجام گرفته، حدود ۱۵ تا ۲۵درصد زندانیان جامعه‌ستیز محسوب می‌شوند، اما همه آنها قاتل نیستند. برعکس هر کس که مرتکب قتلی شده باشد، لزوما شخصیتی جامعه‌ستیز ندارد. در عمل بسیاری از جامعه‌ستیزان آدم‌های خشنی هم نیستند. کیل برای تشخیص افراد جامعه‌ستیز از پرسش‌نامه‌ای استفاده می‌کند که رابرت هیر، روانشناس جنایی و محقق معروف در زمینه جامعه‌ستیزی، تهیه کرده است. افراد معمولی با این آزمایش تا پنج پوئن می‌گیرند. کسی که بین ۳۰ تا ۴۰ پوئن بگیرد، جامعه‌ستیز قلمداد می‌شود.‏ پژوهشگران تخمین می‌زنند که حدود ۳ درصد مردان دارای اختلال شخصیتی جامعه‌ستیزی هستند و تنها یک درصد زنان دچار این اختلال‌اند، اما اشخاص مبتلا به این اختلال را نمی‌توان به آسانی از مردم عادی تشخیص داد. بیشتر جامعه‌ستیزان زبان‌آور و جذابند. آنان همچنین افرادی هستند که می‌توانند حرف خود را به کرسی بنشانند و نیاز به تایید و توجه دارند. ● نداشتن حس همدردی با دیگران تحقیقی در کانادا نشان می‌دهد که شمار زندانیان جامعه‌ستیزی که پیش از موعد پایان محکومیت خود آزاد می‌شوند، دو برابر و نیم زندانیان عادی است. همچنین به گفته «هیر»، روانشناس جنایی، بسیاری از جامعه‌ستیزان به شغل‌هایی کلیدی دست می‌یابند. توانایی‌هایی چون زبان‌آوری، قدرت قبولاندن حرف خود به دیگران و سردی در احساسات به جامعه‌ستیزان کمک می‌کند از نردبان ترقی شغلی بالا بروند. آزمایش‌های گوناگون نشان داده‌اند که جامعه‌ستیزان در مقایسه با افراد سالم عکس‌العمل احساسی پایینی دارند، و قادر به همدردی با دیگران نیستند. برای نمونه نه تصویر شکلات و شیرینی حس مثبت چندانی در آنها بوجود می‌آورد و نه عکس کودکی که سوخته است، حس منفی زیادی را در آنان ایجاد می‌کند. جامعه‌ستیزان عاری از احساساتی طبیعی چون همدردی و ترس‌ هستند که معمولا باعث می‌شود به قانون وفادار بمانیم. آنان از بزهکاری‌شان نیز احساس پشیمانی نمی‌کنند.‏ ‏ خصوصیت مشترک جامعه‌ستیزان نداشتن حس همدردی با دیگران است. به نظر‌ «هارما مفرت»، دانشمند علم اعصاب در هلند، کلید فهم این بیماری در همین‌جاست. انسان‌های سالم می‌توانند آنچه را که دیگران حس می‌کنند، حس کنند، چون وقتی شادی یا رنج دیگری را می‌بینند، بخش عصبی مشابهی در آنها فعال می‌شود، انگار که خود این احساس را تجربه می‌کنند. اما در مورد جامعه‌ستیزان اعصاب مربوط به همدردی کمتر فعال هستند. مفرت می‌گوید: جامعه‌ستیز می‌تواند به خوبی احساسات دیگران را بشناسد، اما احساسات خود را به دور از این شناخت نگاه می‌دارد.‏ ● حافظه‌‌‌ای برای شکار قربانی آزمایش‌ها نشان می‌دهند که جامعه‌ستیزان از روی چهره و ظاهر افراد می‌فهمند چه کسی می‌تواند قربانی‌ای ضعیف باشد. آنان چهره‌های غمگین حاکی از احساس شکست را به خاطر می‌سپارند. چیزی دارند چون حافظه‌ای برای شکار که به کمک آن افراد عاجز و آسیب‌پذیر را شناسایی می‌کنند. بنابراین سردی احساسات آنان به هیچ وجه مانع آن نیست که احساسات دیگران را به طور دقیق تجزیه و تحلیل کنند.‏ ● ناهنجاری‌ها در مغز جامعه‌‌ستیزان آیا خصوصیات جامعه‌ستیزان در مغز آنان بازتاب یافته است؟ پژوهش‌های اخیر نشان می‌دهند که در بخش‌های گوناگون مغز جامعه‌ستیزان ناهنجاری وجود دارد، از جمله در هسته بادامی مغز (‏Amygdala‏) آنان که منطقه‌ای بسیار مهم برای تجربه حسی و واقع در پشت لب گیجگاهی مغز است. کنت کیل و همکارانش در پژوهش‌های خود نشان داده‌اند که حجم هسته بادامی مغز در نزد جامعه‌ستیزان ۲۰ درصد کوچکتر از انسان‌های عادی است. این بخش بادام‌مانند از جمله هنگامی فعال می‌شود که ما دچار ترس شویم.‏ پژوهشگران همچنین دریافته‌اند که هیپوکامپ (‏Hippocampus‏) نیز در جامعه‌ستیزان دارای حجمی پایین است. این بخش در پیوندی نزدیک با هسته بادامی مغز قرار دارد و به‌ویژه در حافظه و یادآوری رخدادهای احساسی دخالت دارد. فعالیت هیپوکامپ و هسته بادامی مغز که در نزد جامعه‌ستیزان به‌خصوص در نیمه چپ مغز آشکارا کوچکتر و کمتر فعال هستند، باعث می‌شود که انسان‌ها از موقعیت‌ها و رفتارهایی که پیامدهای نامطبوع دارند، دوری کنند. فردی که عملکرد این بخش مغزش از همان سن کودکی مختل است، در مقایسه با هم‌سن و سال‌های خود، به سختی یاد می‌گیرد که نباید به دیگران آزار برساند. علت آن است که او ترسی از پیامدهای عمل خود ندارد. ● دلیل ایجاد شخصیت‌های جامعه‌ستیز بیماران روانی جامعه‌ستیز اغلب برآمده از خانواده‌هایی هستند که به کودکان خود بی‌توجه‌اند، با آنها بدرفتاری می‌کنند و محبتی به آنان نشان نمی‌دهند. اما لزوما همه جامعه‌ستیزان از چنین خانواده‌هایی نمی‌آیند. تد باندی، قاتل زنجیره‌ای آمریکایی، در بازجویی‌های خود مدام تاکید می‌کرد که در خانواده‌ای پرمحبت بزرگ شده که به ارزش‌های مسیحیت وفادار بوده است. او معتقد بود که نگاه کردن مداوم فیلم‌های خشونت‌آمیز در او میل به رفتار بزهکارانه را ایجاد کرده است.‏ ‏ بسیاری از محققان برجسته معتقدند که موارد سخت بیماری روانی جامعه‌ستیزی درمان‌پذیر نیستند. اما کنت کیل می‌گوید که می‌توان جامعه‌ستیزان را درمان کرد، به شرط آنکه درمان آنان از سنین پایین آغاز شود. اما تحقیق در این مورد هنوز چندان پیش نرفته است؛ به عقیده کیل بدین خاطر که کسی همدردی‌ای با این عده ندارد و بیشتر ترجیح می‌دهند آنان را از جلوی چشم و جامعه دور کنند.‏
گالری تصاویر

لینک کوتاه :
https://mail.aftabir.com.168-119-213-99.cpanel.site/article/show/36228
PRINT
شبکه های اجتماعی :
PDF
نظرات
جدیدترین اخبار ها
بروزترین اخبار ها
مطالب مرتبط

مشاهده بیشتر

با معرفی کسب و کار خود در آفتاب در فضای آنلاین آفتابی شوید
همین حالا تماس بگیرید