امروز شنبه 10 مرداد 1405

Saturday 01 August 2026

وقتی اهداف صدا و سیما با برنامه هایش در تضاد قرار می گیرند


1401/08/01
کد خبر : 37704
دسته بندی : ثبت نشده
تعداد بازدید : 56 نفر
چنانچه بپذیریم که جهان امروز عرصه رویارویی تفکر متعالی اسلام و تفکر سکولار است لاجرم باید باور کنیم که جنگ رسانه ای یکی از مهمترین بسترهای این مقابله در مقطع حساس کنونی بوده و بی شک پیشبرد در این جنگ رسانه ای میسر نخواهد شد مگر آنکه افکار عمومی به شایسته ترین نحو مدیریت شود. صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران به عنوان مهمترین رسانه ملی و سازمانی که بر اساس قوانین مصرح در قانون اساسی و شورای عالی انقلاب فرهنگی قرار است این مدیریت را بر عهده داشته باشد، هر ساله با توجه به نیازهای کشور اهدافی را فرا روی خود مشخص ساخته و بر اساس آن اولویت ها و سیاست هایی را جهت مواجهه و مقابله با جنگ بی امان رسانه ای از یکسو و تحقق اهداف متعالی دین در جامعه از دیگر سو تدوین می کند. به عبارتی دیگر با توجه به اینکه رسانه ملی ساختاری است که باید روح تعالیم دینی، آرمان ها و شعارهای انقلاب اسلامی را به صورت پیام، طراحی و سپس با استفاده از همه امکانات موجود و با هنرمندی تمام آن را به طیف گسترده مخاطبان داخل و خارج کشور به منظور هدایت و مدیریت افکار عمومی در جنگ رسانه ای و در غایت آرمان های اسلام، انقلاب و نظام عرضه نماید، مسئولیت خطیری بر عهده دارد. فرهنگ مجموعه بینش، نگرش، منش، گفتار و کردار هر ملت است که بازتابی از فرهنگ مقبول یا فرهنگ حاکم برآن جامعه را ارائه می دهد، لذا هر گونه تغییر فرهنگی مستلزم تغییر در باورها و بینش هایی است که در پی آن تغییر در گفتار و کردار و در نهایت منش فردی و اجتماعی را به دنبال داشته باشد. فرهنگ در جلوه هایی چون دین، عرفان، ادب، هنر، اخلاق، علم، فلسفه نمایان شده و در حوزه های گوناگون زندگی فردی و اجتماعی واقعیت می یابد اما آنچه به این ارزش ها واقعیت می بخشد، تربیت است. در واقع کشاندن به سوی ارزش ها، معنی حقیقی تربیت انسانی است. تلویزیون به عنوان مهم ترین و گاه تنها وسیله تفریح و سرگرمی اقشار گسترده گروه های کم درآمد و میان درآمد، نقش بسیار مهمی در پیشبرد سیاست یکسان سازی فرهنگی دارد. فیلم ها و سریال ها و برنامه های مختلف با روش های ظریف، فرهنگ رسمی را در مقابل خرده فرهنگ ها قرار می دهد. شیوه زندگی و چگونگی گذران اوقات فراغت، الگوهای مصرف، خانه و مبلمان مطلوب، زبان و فرهنگ ویژه را، تبلیغ می کنند. نوع نگاه به دنیا به ویژه مرزبندی دوست و دشمن، هنجارها و اخلاقیات مورد نظر خود را به خصوصی ترین فضای زندگی شهروندان وارد می کنند. در واقع با توجه به این حقیقت که امروزه صدا و سیما در جامعه ایران به دلیل ویژگی های خاص خودش به عاملی مشروعیت بخش بدل شده است و هر فعل و گفتاری که در تلویزیون حادث یا ترویج می شود به معنای این امر جلوه می یابد که حکومت موید و تاییدکننده آن فعل یا گفتار یا کنش خاص است و بر حسن اخلاقی آن تاکید دارد، ضرورت اتخاذ مبانی نظری و عملی روشمند را در رسانه ملی صد چندان می کند. با چنین پیش فرض ها و توقعاتی که از نقش صدا و سیما در فرهنگ سازی وجود دارد مبرهن است که این نهاد می تواند منشا روشنایی ها و بعضا ناکامی های مهمی باشد. رهبر معظم انقلاب با توجه به جایگاه ویژه رسانه ها در قرن حاضر و قدرت تاثیرگذاری آنها بر ذهن مخاطبان، همواره تلاش کرده اند تا با بیان ویژگی های یک رسانه اسلامی، وظایف دست اندرکاران رسانه ای که میلیون ها انسان را در سطح کشور و منطقه مورد خطاب قرار می دهد گوشزد و یادآوری کند. ایشان در این باره فرموده اند: »هدف این است که ما صدا و سیما را به آن اوج و کمالی برسانیم که کلیه برنامه های آن، با بهترین کیفیت ها، در جهت رسوخ و نفوذ دادن اندیشه اسلام ناب و همه ملحقاتش در زندگی مخاطبانش باشد. این، هدف ماست. از اول صبح تا آخر شب که پیچ رادیو و تلویزیون را باز می کنیم، تک تک برنامه ها، حتی آرم برنامه ها، موزیک متن فیلم ها و برنامه های گوناگون، حتی چهره گویندگان و مجریانی که دیده می شوند.» البته وظیفه صدا و سیما تنها به این مورد خلاصه نمی شود بلکه همانگونه که رهبر معظم انقلاب به آن اشاره فرموده اند، صدا و سیما افزون بر برخورداری از ویژگی هایی چون آموزندگی و پرورش دهندگی از خصوصیات دیگری چون متدین سازی بهره مند باشند چنانچه در مناسبتی با توجه به این مهم فرموده اند: »صدا و سیما کوشش کند که مردم متدین بشوند. یکی از وظایفی که واقعاً باید آقایان به آن توجه کنند، متدین سازی است. کاری کنید که مستمعان بر اثر صحبت شما، حقیقتاً به صورت عمیق متدین بشود. یعنی زن انقلابی و مسلمان، جوان انقلابی و مسلمان، روستایی و شهری، با سواد و کم سواد، متخصص و معمولی، هر کدام وقتی پای رادیو یا تلویزیون می نشینند، در برنامه هایی که شما به اینها می دهید، تکلیف خودشان را بفهمند که باید چه کار بکنند؛ راهشان روشن بشود.» مروری بر مدیریت این سازمان در طول سال های پس از انقلاب آشکار می سازد که اگر چه مدیران این سازمان در هر دوره با تلاش و پشتکار فراوان خود خدمات ارزنده و قابل تقدیری را جهت فراهم آوردن فضایی همراه با الگوهای اسلامی انجام داده اند لکن به دلایل گوناگون برنامه های صدا و سیما هنوز نتوانسته به نقطه مطلوب و ایده آلی دست یابد که نظام در آرزوی دستیابی به آن است. به عبارتی در چنین شرایطی که توقع می رود صدا و سیما با ارائه برنامه های مناسب از افراد متدین و متعهد به نظام الگوهای مناسبی را در اختیار جامعه قرار دهد متاسفانه گاه شاهد پخش برنامه هایی از صفحه این جعبه جادو هستیم که تناسبی با اهداف مورد اشاره ندارد. با توجه به این مهم که تذکرها می تواند مسیر را جهت حرکت جامعه به سوی کمال هموارتر سازد در ادامه مروری بر برخی از این انحرافات آشکار خواهیم داشت. ۱- زیاده خواهی و کژاندیشی وقتی با اغراض و سوء نیت های سیاسی پیوند خورد، حاصلی جز نکبت برای بد اندیشان نخواهد داشت. وقایع اسفبار پس از انتخابات دهم ریاست جمهوری اگر چه خاطرات تلخ و گزنده ای را بر روح و جان جامعه اسلامی بر جای گذارد لکن برکاتی چون روشن ساختن چهره واقعی اشخاص را نیز به همراه داشت. متاسفانه علی رغم تلاش ستودنی صدا و سیما در بر ملا ساختن توطئه دشمنان نظام به خصوص در وقایع پس از انتخابات دهم ریاست جمهوری، سهل انگاری در پخش برخی برنامه ها موجبات نگرانی مردم را از حضور افراد مغرض در تولید و یا پخش این قبیل برنامه ها فراهم آورده است. پخش تله تئاتری از شبکه چهارم سیما در زمان اوج رفتارهای آشوب طلبانه عناصر کوردل پس از انتخابات دهم ریاست جمهوری که در آن بازیگر اعلام می کرد که قصد دارد پنجره را گشوده و فریاد برآورد که دیگر دروغ را تحمل نمی کند تا شاید همه صدای او را بشنوند و ... نمونه آشکاری از این بدسلیقگی است. استفاده از (ش. ش) به عنوان مجری برنامه ویژه شب های ماه مبارک رمضان از شبکه دوم سیما در حالی که فرد نام برده توهین های صریحی را نسبت به رئیس جمهور منتخب مردم ایران (دور نهم ریاست جمهوری) پیش از برگزاری انتخابات روا داشت، نمونه غیرقابل توجیه دیگری از عدم مدیریت مناسب در برنامه های سیما محسوب می شود. اما موضوع آنجا قابل تامل تر می شود که چندی پیش در برنامه »شب بخیر بچه ها» که هر شب از شبکه دوم سیما به نمایش درمی آید، مجری برنامه داستانی را نقل می کند که در آن به صورت مستقیم »رنگ سبز» مورد تبلیغ قرار می گیرد. متاسفانه بحث القای رنگ سبز به عنوان عامل نجات دهنده روستا در این داستان کاملا مشهود است. ۲- مقام معظم رهبری سال ۱۳۸۸ خورشیدی را »سال حرکت مردم و مسئولین به سوی اصلاح الگوی مصرف» نامگذاری کردند: »ما دچار اسراف هستیم و اجمالا عرض می کنم بسیاری از منابع کشور، دچار اسرافگری های ماست و به هدر می رود و این امر منتهی به افزایش شکاف بین فقرا و اغنیا می شود و لذا باید الگوی مصرف را اصلاح کنیم... من از عموم و مردم و مسئولین درخواست می کنم به سمت اصلاح الگوی مصرف بروند و من امسال را سال حرکت مردم و مسئولین به سوی اصلاح الگوی مصرف می دانم.» بی شک کمترین توقع مردم از صدا و سیما به عنوان مهمترین رسانه عمومی جامعه در رابطه با پیام رهبر معظم انقلاب درباره اصلاح الگوی مصرف، تولید برنامه های متنوع، جذاب و عمیقی راجع به نحوه مصرف صحیح است. اگر چه در این میان از تولید برخی میان پرده ها و تعداد اندکی برنامه های قابل توجه در این رابطه نمی توان چشم پوشی کرد لکن به نمایش درآوردن گسترده برخی آگهی های بازرگانی که صریحا در تقابل با گسترش این تفکر در سطح جامعه است، به راحتی رشته های خوب سیما را به پنبه تبدیل کرده است. مروری بر محتوای آگهی های »ایرانسل» که در ماه های اخیر صدا و سیما را به تصاحب خود درآورده است، بی محابا بر طبل مصرف گرایی کوبیده و مردم را با وعده های دلفریب خود صریحا به مصرف بیش از اندازه تشویق می کند. ۳- نمی توان از نقش الگودهی مناسب و همچنین شبهه زدایی از باورهای اصیل دین در نیل به این آرمان غافل ماند. آنچه که از بررسی وضعیت شخصیت پردازی در سریال های تلویزیونی حاصل می شود آنکه در برخی از سریال ها، شخصیت های مثبت داستان یا به اندازه ای ناپخته و سطحی پرداخته شده بودند که قابلیت طرح شدن را نداشته و یا به دلیل بی تدبیری و کم توجهی دست اندرکاران ساخت سریال ها نتیجه نامطلوبی را حاصل کردند. به عنوان مثال در سریال زیبا و قابل توجه »نردبام آسمان» که در ایام ماه مبارک رمضان به نمایش درآمد، علی رغم تلاش فراوان کارگردان در تصویرسازی مناسب از یکی از مفاخر علمی ایران، برای نمایش ارتباط غیرافلاطونی میان »غیاث الدین کاشانی» و »آی بانو» کوچکترین توجیه شرعی و منطقی وجود ندارد. دین مبین اسلام درباره نحوه تعامل و چگونگی رابطه میان زنان و مردان در جامعه چارچوب کاملا روشن و دقیقی تعیین کرده است و نمی توان به بهانه افزایش بار دراماتیک یک اثر از این چارچوب تخطی کرد. در حقیقت وقتی مخاطب در طول سریال به این نتیجه رسید که جمشید فردی متدین و عالم بوده که افعالش را بر اساس آموزه های دینی تنظیم می کند، با تماشای نحوه ارتباط میان جمشید و آی بانو و با توجه به اینکه این موضوع از رسانه ای پخش می شود که به اصطلاح طلایه دار ترویج فرهنگ اسلامی در جامعه است این قبیل ارتباطات غیرشرعی را موجه و منطبق با آموزه های دینی می انگارد. در حالی که در فرهنگ ملی ما ایرانیان، زنان متاهل به دلایل مختلف از احترام و حریم های ویژه ای برخوردارند و نباید دستاویزی برای به نمایش درآمدن رفتارهای سخیفانه قرار گیرند در سریال »مسافران» که به یقین از نکات آموزنده و قابل توجهی نیز در برخی از قسمت ها برخوردار است، گاه مطالبی عنوان می شود که در تقابل با باورها و ارزش های ملی ما قرار می گیرند. به عنوان مثال هنگامی که »امیر پاشا» پس از گذشت سالیان بس طولانی به محل زندگی خود بازمی گردد، زنان متاهل محله از زیبایی ظاهر و چهره نمکین او سخن گفته و حین ابراز خوشحالی از بازگشت او در دل حسرت آن زن خوشبختی را می خورند که به عقد امیر پاشا درمی آید. اما در سریال »مسافران» با مباحث عجیب تری نیز روبرو هستیم. در حالی که قرار است برنامه های صدا و سیما روحیه عزت و افتخار ملی را در جامعه تقویت کند، در سریال مسافران به موضوعاتی اشاره می شود که نشان از حقارت و سرشکستگی مردم ایران دارد. عموی »فرید» و »فرخ» که پس از مدتها از سوئد به ایران بازگشته، مردی لاابالی است که در سوئد به حرفه زورگیری مشغول است. او در خلال گفتگو با برادرزاده هایش به این موضوع اشاره می کند که سوئد اصلا جای مناسبی برای زندگی نیست چرا که در آنجا بر خلاف ایران نه دعوایی پیش می آید و نه از چاقوکشی و عربده کشی خبری هست. آیا مقایسه کردن مردم و کشور ایران با سوئد در چنین شرایط ناجوانمردانه ای چیزی جز توهین به مردم ایران تلقی می شود؟ و یا در یکی دیگر از قسمت های این سریال، بهرام هنگام ارسال گزارش به سیاره خود به این موضوع اشاره می کند که ۹۹ نفر از مجموع ۱۰۰ نفری که مورد آزمایش قرار گرفته اند درغگو هستند و برخلاف آنچه که ابراز می کنند، تشنه قدرت و زورگویی به دیگران هستند. یک نفر باقی مانده نیز به ادعای سایر مردم از تعادل روانی مناسب برخوردار نیست. به عقیده نگارنده چنین قضاوت صریح و به ظاهر دقیق دست اندرکاران سریال درباره مردم ایران، چیزی جز توهین و افترا محسوب نمی شود. ۴- شکی نیست که خرافه گرایی و خرافه پردازی در بطن و ذات خود به نحوی خودآگاه و ناخودآگاه، صریح یا ضمنی انکار عقل، شرع و عرف را دربردارد که به نوبه خود، موجبات بدفهمی و تک ساحتی شدن افراد را فراهم می آورد. »کلید اسرار» عنوان سریالی ساخت کشور ترکیه است که از شبکه سه سیما پخش شده و توجه مخاطبان بسیاری را به خود جلب کرده است. دست اندرکاران ساخت این سریال تلاش کرده اند تا مخاطبان خود را به این باور برسانند که فراتر از حوادث و وقایعی که هر روز در اطراف انسان ها به وقوع می پیوندد، مسائل دیگری نیز در جریان است که انسان ها به دلیل گرفتار شدن در روزمرگی قادر به درک آن نیستند. به عبارتی با توجه به نظام علت و معلول، اتفاقاتی که در طول زندگی برای هر انسانی به وقوع می پیوندد، حاصل نیات، رفتارها و اعمالی است که در طول زندگی انجام داده است. در این موضوع که انسان ها همواره نیازمند تذکر جهت به یاد داشتن خداوند متعال بوده و او را حاضر و ناظر بر اعمال و رفتارهای خود بدانند و باور داشته باشند که جوابگوی هر رفتاری خواهند بود که از آنان سر بزند، شکی نیست. همچنین شکی نیست که سریال »کلید اسرار» در بسیاری موارد توانسته توجه مخاطبان خود را به این مهم جلب نماید اما مشکل آنجا رخ عیان می کند که در برخی از قسمت های این سریال رگه های خرافه پردازی و سطحی نگری در معارف دینی کاملا مشهود است. به عنوان مثال در کجای معارف دینی به این موضوع اشاره شده که انسان های گناه کار نتیجه اعمال خود را عینا در همین دنیا مشاهده خواهند کرد؟ به عبارتی چنانچه شخصی کسی را به قتل رساند یا چشم او را کور کرد و یا ماشینی را سرقت کرد در همین دنیا یا کشته می شود یا توسط فردی دیگر کور شده و یا ماشینش به سرقت می رود؟ با چنین استدلالی فردی مثل »جرج بوش»، »صدام حسین» و یا »شارون» که عامل کشته شدن هزاران هزار انسان بی گناه در طول عمر خود شده اند و یا فردی که دهها زن و کودک بیگناه را مورد تجاوز قرار داده باید هزاران بار کشته شده و یا مورد تجاوز جنسی قرار گیرد؟ آیا معنای عدالت خداوند این است که متاسفانه در سریال کلید اسرار به شدت بر آن اصرار می شود؟! یا اینکه جزای خیر اعمال خیر انسان ها دقیقا مطابق و به اندازه همان عمل بوده و در همین دنیا اعطا می شود؟ به عنوان مثال دانشجوی کم بضاعتی که کفش خود را علی رغم احتیاج خود به فرد محتاجی می دهد باید عین آن کفش را توسط معجزه فرشتگان در جاکفشی منزل خود بیابد؟ این است پاداش خیری که خداوند آن را برای مومنان وعده کرده است؟ همانگونه که پیش از این اشاره شد، ارائه حجم بالایی از این قبیل سطحی نگری ها در جامعه از یکسو باعث ایجاد زمینه گسترش خرافات در جامعه شده و از سوی دیگر مخاطبان را به توقع گرفتن اجر و مزد در قبال اعمال خیرشان در این دنیا محدود سازد.
گالری تصاویر

لینک کوتاه :
https://mail.aftabir.com.168-119-213-99.cpanel.site/article/show/37704
PRINT
شبکه های اجتماعی :
PDF
نظرات
جدیدترین اخبار ها
بروزترین اخبار ها
مطالب مرتبط

مشاهده بیشتر

با معرفی کسب و کار خود در آفتاب در فضای آنلاین آفتابی شوید
همین حالا تماس بگیرید