امروز جمعه 06 شهریور 1405

Friday 28 August 2026

وقتی رابطه خطی، رابطه مثلثی می شود


1401/08/01
کد خبر : 70720
دسته بندی : ثبت نشده
تعداد بازدید : 26 نفر
آغاز دوران بارداری، آغاز چالشی بزرگ در زندگی زناشویی همسران است. در بیشتر موارد، با افزایش هفته‌های بارداری مادر، فاصله میان او و شوهر هم افزایش می‌یابد و آن دو از هم دورتر و دورتر می‌شوند... به دلایل گوناگون زیست‌شناختی و روان‌شناختی، از جمله دگرگون‌شدن اندام زن و نیز ترس و هراس از احتمال سقط ناخواسته و زایمان زودرس، روابط زناشویی کمرنگ‌تر می‌شود. در واقع، هفته‌ها پیش از زایمان، احساس مادر و پدر‌شدن در زن و مرد شکل گرفته و رابطه خطی آنها به رابطه مثلثی تبدیل می‌شود که در آن فرزند، والد را به سوی خود کشیده و از همسر دور می‌سازد. زایمان روندی است که فشارهای روانی فراوانی را بر مادر، پدر و بستگان وارد می‌کند که آثار آن تا مدت‌ها – به ‌خصوص تا افتادن بندناف - ادامه پیدا می‌کند. با زاده‌شدن فرزند، رابطه خانوادگی یک رابطه مثلثی واقعی خواهد شد. ۴ ماه نخست عمر فرزند دورانی است که خواب فرزند هنوز تنظیم نشده و آهنگ شبانه‌روزی خودش را پیدا نکرده است. بی‌خوابی‌های شبانه‌روزی این دوران، روزگار پر چالش و کشمکشی برای زن و شوهر پدید می‌آورد. احتمال بروز تحریک‌پذیری، پرخاشگری، ستیزهای زناشویی، افسردگی‌های یک یا دوقطبی با یا بدون اختلالات اضطرابی و ... در این ۴ ماه نخست زاده‌شدن فرزند بیشتر است. بروز بیماری‌های نوزادی مانند زردی نوزادی، مشکلات گوارشی، عفونت‌های تنفسی و ... مشکلات را بیشتر می‌کنند. ● رابطه همسران بعد از ۴ماهگی فرزندشان با گذر از دوران نوزادی و کاهش احتمال بیماری‌های خطرناک و مرگبار این دوران و سپس عبور از ۴ ماهگی و تنظیم خواب کودک، مشکلات کمتر می‌شود اما با آغاز دوران تغذیه مکمل فرزند – در کنار شیرمادر – دشواری‌های دیگری آغاز می‌شوند. چیستی و چگونگی رشد، افزایش یا کاهش وزن، بیماری‌های گوناگون، واکنش به واکسن‌ها، احتمال تب و تشنج، معیارهای رشدی مانند نشستن، ایستادن، راه‌رفتن، سخن‌گفتن و ... از جمله چالش‌های نیمه‌دوم سال نخست و سال دوم فرزند است که هریک فشارهای ویژه خود را بر مادر، پدر و بستگان نزدیک وارد می‌کنند. اما به غیر از فشار روان‌شناختی این مراحل رشدی، تعارض‌ها و تضادهای روان‌شناختی برخاسته از آموزه‌های نادرست اجتماع نیز در دور‌شدن پدر و مادر از یکدیگر بسیار مهم است. بسیاری از زنان و مردان جوان اجتماع خودآگاه، نیمه‌خودآگاه یا ناخودآگاه در چنگال آموزه‌های دوران کودکی و نوجوانی خود بوده و به دلایل گوناگون چنین می‌اندیشند که زاده‌شدن فرزند، پایان دوران زندگی گرم زناشویی آنهاست در حالی که هرگز چنین نیست. ● زندگی زناشویی با تولد فرزند به پایان نمی‌رسد با زاده‌شدن فرزند، زندگی زناشویی هر چند دچار چالش‌ها و کشمکش‌های فراوانی می‌شود اما هرگز پایان نمی‌یابد. برخی زنان و بسیاری از مردان جوان اجتماع ما به محض بچه‌دارشدن، احساس میانسالی می‌کنند و پیدا و پنهان بیان می‌کنند که عشق‌ورزی از آنها گذشته است. این آموزه نادرست در اجتماع امروزی ما که سن ازدواج زنان و مردان نه فقط در کلانشهرها که در روستاها نیز افزایش فراوانی داشته است، پیش چشم و ذهن خانواده درمانگران می‌نشیند. دشواری‌ها و اختلال‌های آمیزشی گوناگونی در همسران با آغاز دوران بارداری و زاده‌شدن فرزند پدیدار می‌شوند. در ذهن بسیاری از مادران و پدران جوان و میانسال این اندیشه نابجای وسواسی ایجاد می‌شود که مادر وجود مقدسی است و یگانه شأن او پرورش فرزند است و جایگاهی والاتر از شریک زناشویی دارد. برخی در نگرشی وسواسی‌تر چنین می‌پندارند که هرگونه آمیزش با این «مادر مقدس» شیر او را ناپاک و آلوده می‌سازد. در ارزیابی سردمزاجی‌ها و ناتوانی‌های پس از زاده‌شدن فرزند، این‌گونه اندیشه‌ها، احساسات و تصاویر وسواسی فراوان دیده و شنیده می‌شوند. ● تختخواب ۳ نفره یک کار نادرست، خواباندن فرزند میان پدر و مادر و جدا نساختن جایگاه خواب او در یک تا دو سالگی است. فرزندی که بی‌درنگ و به محض جنبیدن در رحم مادر، بسان یک «صافی (فیلتر) عشق» رابطه زن و مرد را از حالت خطی رودررو به رابطه مثلثی مشروط می‌چرخاند، در صورت خوابیدن میان زن و مرد کم‌کم از صافی به «سد» تبدیل می‌شود و شتابی صدچندان به پایان یافتن زندگی زناشویی می‌بخشد. متاسفانه این کار خطا – تختخواب سه نفره - در اجتماع در حال گذار ما فراوان رخ می‌دهد و آسان و شتابان جدایی‌ها و طلاق‌های آمیزشی و عاطفی پدید می‌آورد. نگرانی و وسواس درازمدت درباره فرزند نورسیده، یکی از روندهای خطایی است که ذهن مادر و پدر را چه بسا از همان دوران بارداری به خود مشغول می‌سازد. اجبار عملی این وسواس اندیشه‌ای (فکری)، مشغولیت ذهنی بسیار با آینده درازمدت، حتی اشتغال و ازدواج فرزند است. این وسواس با فشار روانی پدید آورده، می‌تواند نقشی جدی در دور ساختن همسران از یکدیگر داشته باشد. تفاوت دیدگاه و سلیقه میان مادر، پدر و خانواده‌های آنها در چیستی و چگونگی رشد، پرورش و تربیت فرزند می‌تواند ریشه و سرچشمه درگیری و جدایی همسران تا حتی مرزهای طلاق عاطفی شود. این چالش و کشمکش از هنگام آگاهی خانواده‌های همسران از بارداری آغاز شده و با زایمان نوزاد افزایش می‌یابد. ممکن است در عمل این چالش و کشمکش تا سال‌ها ادامه پیدا کند. این حالت در شرایطی که نژاد، قومیت، فرهنگ، مذهب و سطح اجتماعی – اقتصادی خانواده‌های زن و شوهر با یکدیگر تفاوت و اختلاف فراوان دارند، بیشتر و شایع‌تر است. ● خطر فرزندسالاری در بسیاری از خانواده‌ها، فرزند آن چنان کانون توجه می‌شود که همه مسایل زندگی زناشویی و خانوادگی بر مدار او می‌چرخد. این رویکرد نادرست، در اجتماع امروز ما که دچار «فرزندسالاری» بیمارگونه و فراگیر شده است، می‌تواند پس از مدتی از فرزند یک «دیکتاتور کوچک» بسازد که خواسته‌هایش را بر مادر، پدر و بستگان نزدیک تحمیل می‌کند. عللی که در بالا گفته شد، همه عوامل ویرانگر زندگی زناشویی پس از زاده‌شدن فرزند نیستند و با توجه به فرهنگ، آداب و آیین خانواده ممکن است در هر خانواده به ریشه‌ها و سرچشمه‌های دیگری که زندگی زناشویی زوج را خدشه‌دار ساخته‌اند، برخورد کنیم. تیزبینی، ژرف‌نگری، هوشیاری و پویایی زوج درمانگر می‌تواند تک‌تک این ریشه‌ها و سرچشمه‌ها را هویدا و حل سازد. بسیار سودمند خواهد بود اگر در همان مشاوره‌های پیش از ازدواج، به «صافی (فیلتر)»‌های گوناگون عشق همسران و عوامل مثلث‌ساز رابطه زناشویی – چه بالقوه، چه بالفعل – اشاره شده و زن و مرد جوان با آنها آشنا شوند. به ‌خصوص بسیار مهم است که روان‌پزشک خانواده در مشاوره‌های پیش از بارداری، به چالش‌ها و کشمکش‌های بالقوه و بالفعلی که در دوران بارداری و پس از زایمان، زندگی زناشویی زن و شوهر جوان را تهدید می‌کنند، اشاره کند. نکته بنیادین برای هر جوان در آستانه ازدواج این است که بداند و بپذیرد که «زاده‌شدن فرزند، بدرود با زندگی زناشویی نیست.»
گالری تصاویر

لینک کوتاه :
https://mail.aftabir.com.168-119-213-99.cpanel.site/article/show/70720
PRINT
شبکه های اجتماعی :
PDF
نظرات
جدیدترین اخبار ها
بروزترین اخبار ها
مطالب مرتبط

مشاهده بیشتر

با معرفی کسب و کار خود در آفتاب در فضای آنلاین آفتابی شوید
همین حالا تماس بگیرید