امروز چهارشنبه 21 مرداد 1405

Wednesday 12 August 2026

وقتی ستاره خودش نبود


1401/08/01
کد خبر : 49844
دسته بندی : ثبت نشده
تعداد بازدید : 91 نفر
همه ما داستین هافمن را به خوبی می‌شناسیم. از آن مردان بزرگ و تاثیرگذار که برای چند دهه سایه‌اش بر سر سینما بود. از آن نمونه‌هایی که لنگه‌اش کم پیدا می‌شود. مردان سختکوشی که هر چه دارند از تلاش‌های شخصی‌شان دارند. زندگی شخصی او می‌تواند الگوی فوق العاده‌ای برای این نوع فردی‌گرایی از جنس پیروزی باشد. مردی که تا ۳۱ سالگی زیر خط فقری که آمریکا اعلام کرده بود زندگی می‌کرد و در نظام سرمایه داری و سرمایه سالاری هالیوودی که در آن چهره‌ها حرف اول را برای ستاره شدن می‌زدند و دورانی که برای تهیه کنندگان و استودیوها مهمتر از هر ملاکی چهره افراد بود که ستارشان می‌کرد، هافمن توانست خودی نشان دهد. به‌رغم جثه کوچک و چهره معمولی‌اش خیلی زود تبدیل به یک ستاره شد. درست بعد از«فارغ‌التحصیل»بودکه شناختیمش و به خاطرمان سپردیمش. داستین هافمن از همان آغاز سبک و سیاق خاصی را در بازی‌اش پی گرفت. سبک و سیاقی که او را هرچه بیشتر به ما و جنس سینما نزدیک می‌کرد. چیزی از دل سینما و مشخصا برای سینما بود که وجودش را دلنشین می‌ساخت. بعدها با مطالعه زندگی نامه‌اش پی بردم که این هم مانند بسیاری دیگر ریشه در زندگی شخصی‌اش دارد. او در خانواده‌ای بزرگ شد که کاملا با سینما آشنا بودند. مادرش اسمش را به یاد قهرمان مورد علاقه‌اش داستین فارنر بود که داستین هافمن نهاد و فکر نمی‌کرد که روزی ستاره بودن پسرش مادران زیادی را به آن وادارد که نام فرزندان‌شان را داستین بگذارند. از خودش و زندگی شخصی‌اش که بگذریم به بازی‌اش می‌رسیم. تقریبا همه دوستداران سینما با بازی هایش آشنایی دارند. همگی «کریمر علیه کریمر»اش را می‌پرستند و یکی از نقاط عطف بازی‌اش می‌دانند. این فیلم همان چیزی بود که از هافمن انتظارش می‌رفت اما در این یادداشت می‌خواهم به بازی‌اش در سه فیلمی بپردازم که انتظار نمی‌رفت در آنها چنین حضور پررنگ و تاثیرگذاری داشته باشد. فیلم‌هایی که آنقدر داستین هافمن‌هایشان شوکه‌ام کرده‌اند که بزرگ‌ترین دلیل به‌یاد داشتن‌شان اصلا وجود هافمن است. (اگرچه هر سه از بهترین فیلم‌های سینما هم هستند.) ● پاپیون این فیلم آنقدر خوب هست که به سختی می‌شود از قسمتی از آن ایراد گرفت و یکی از نکات خوبش حضور قوی داستین هافمن است. با وجود علاقه‌ای که به وی دارم اینجا داستین هافمن دیگر «داستین هافمن» نیست. خود لویی دگا است. حتی آن عینک ته استکانی با قاب دایره‌ای و موهای تراشیده‌اش هم ناموزون نیست و با «داستین هافمن» همیشگی‌مان غریبه نیست. به خوبی روی صورتش نشسته یا بهتر بگویم آن‌را نشانده است. وی آنقدر توانایی داشته که دو بعد متناقض این کاراکتر را همپای هم جلو ببرد. همانقدر که مستاصل است، قدرتمند و جنتلمن و همان‌قدر که کریه، صاف و صادق و دوست داشتنی. آنچه که درباره داستین هافمن بیشتر از بقیه نمود دارد در آوردن همین تناقض‌ها به‌طور هم پا و مهم‌تر برتری دادن نسبی به آن که در هر مورد ارجحیت دارد است. داستین هافمن ستاره خوب قدرت لنز را می‌فهمد. خوب می‌داند چطور در فریم‌ها غرق شود و هم جنس نگاتیوها شود. طوری که از فیلم جدا نباشد. مخلوق آن نه و «قهرمان» آن باشد. ● همه مردان رئیس‌جمهور همکاری مشترک داستین هافمن و رابرت ردفورد یکی از جذاب‌ترین زوج روزنامه‌نگاران تاریخ سینما را تشکیل می‌دهد و مهم‌تر از آن یکی از بهترین و زیباترین رفاقت‌های تاریخ سینما را. شاید همین رفاقت عجیب و نزدیک و صمیمی است که وقتی رابرت ردفورد را در نقش باب وود وارد و داستین هافمن را در نقش کارل برنستاین می‌بینیم خیلی از دیدن آنها در این نقش‌ها شوکه نمی‌شویم. درست انگار که زمین و آسمان فیلم جابه‌جا شده و بازیگران در نقش‌هایی متفاوت جا گرفته‌اند. عصبانیت کارل برنستاین و هیستریک بودنش بیشتر از آنکه شبیه به « داستین هافمن » باشد به «ساندانس کید» تعلق دارد و حاضرجوابی و نوع‌گرایی رابرت ردفورد به «داستین هافمن» و با وجود این «جا افتادن‌شان» در نقش‌شان تعجب برانگیز است. و این همان چیزی است که رفاقتی که به آن اشاره کردم آن را هموار می‌سازد. آنها چنان باهم اخت می‌شوند که همه مرزهای وجودشان را د‌ر می‌نوردند و هرچند یکی نمی‌شوند اما در هم حل می‌شوند. یعنی یک موجود می‌شوند با یک رشته افکار و کنش‌های مشترک. ● ملاقات «ملاقات بــــــا ...» اما غیرمنتظره‌ترین نمونه است. وقتی که سه شمایل هالیوودی (رابرت دنیرو، داستین هافمن و بن استیلر) در کنار هم قرار می‌گیرند. برای یکی مثل من که قبل از «ملاقات با والدین» این فیلم را دیده باشد، شاید حضور رابرت دنیرو عجیب‌تر باشد. اما رابرت دنیروی «ملاقات با ...» مطمئنا ریشه‌هایی از رابرت دنیروی همیشگی و شخصیتی را که از خود به گذاشته- همان شمایل هالیوودی- حفظ می‌کند. بن استیلر هم همانگونه که انتظار می‌رود، همان بن استیلر شاد و شنگول و پرانرژی همیشگی است. اما اینجا داستین هافمن است که تا آنجا که امکان داشته از شمایل هالیوودی‌اش فاصله گرفته و خود را در قالب آقای ... جای داده است. به‌طوری که قبل از اینکه داستین هافمن شمایل هالیوودی را ببینیم این آقای... است که نظرمان را جلب می‌کند و چه خوب هم این کار را می‌کند. حالا دیگر او خالق آقای ... است. صاحبش است و درست همینجاست که ستاره می‌شود. شاید علتش این است که بیشتر از هرچیز دیگر سینما را باور می‌کند و فیلم‌ها را زند‌گی. این حرفش یکی از اولین جملاتی بود که در دفترم ثبت کردم. اوج باورش از سینما و بازیگری: «سینما یک تلاش شخصی است و اگر شکست خورد باید به دلایل قابل قبولی باشد. این تنها راه رشد کردن است.»
گالری تصاویر

لینک کوتاه :
https://mail.aftabir.com.168-119-213-99.cpanel.site/article/show/49844
PRINT
شبکه های اجتماعی :
PDF
نظرات
جدیدترین اخبار ها
بروزترین اخبار ها
مطالب مرتبط

مشاهده بیشتر

با معرفی کسب و کار خود در آفتاب در فضای آنلاین آفتابی شوید
همین حالا تماس بگیرید