امروز دوشنبه 09 شهریور 1405

Monday 31 August 2026

پازیریک نخستین قالی جهان


1401/08/01
کد خبر : 76021
دسته بندی : ثبت نشده
تعداد بازدید : 66 نفر
هنر فرش بافی از ادوار کهن پیوسته با زندگی مردم شریک و دمساز بوده است ریشه های این صناعت به اقوام پیش از تاریخ در قلمرو ایران باز می گردد و پیگیری آن از تولد، نمو و بالندگی، سراسر با تحول و تطور همراه بوده است. فرش به معنای گستردنی و آنچه که بر زمین گسترده شود آمده است و اگر چه در بین عامه مردم و حتی بسیاری از موارد در میان متخصصان، مراد از فرش همان قالی است اما فرش، افزون بر قالی، زیراندازهای دیگری همچون گلیم، زیلو، پلاس، نمد، جاجیم و حصیر از نوع زیرانداز را هم شامل می شود. قالی فرشی است پرزدار که از طریق درگیری پرز و گره زدن آن بر تار (چله) و نیز پودگذاری بافته می شود. براساس تحقیقات به عمل آمده پس از آن که انسان ها از الیاف طبیعی نباتی و بعدها از پوست حیوانات و نهایتا حصیر زیرانداز به عنوان فرش استفاده کردند، در سیر تکاملی زیراندازها و بافته ها، پلاس، گلیم ساده، نمد، جاجیم، گلیم سوماک و نهایتا قالیچه بافته شده است. به طور کلی تاریخ فرش ایران را می توان در دو دوره کلی پیش از اسلام و پس از اسلام بررسی کرد که در این بخش به فرش ایران در دوره پیش از اسلام پرداخته شده است. تاریخ پیش از اسلام به هفت دوره کلی تقسیم می شود: ● دوره پیش از تاریخ: فرش دست کم ده هزار سال سابقه دارد و پیشینه آن در ایران نیز حداقل به پنج هزار سال می رسد. واژه قالی با کلمه «کاشته» دارای یک ریشه است. انسان از دوره ای که کشاورزی را آموخت قالی بافی را نیز پیشه کرد. این سابقه طولانی در طی قرون و اعصار در یک زمینه جغرافیایی وسیع، ایجاد فرهنگی بسیار گسترده می کند. می توانیم بگوییم از چین تا مدیترانه و مصر و از شمال دریای خزر تا سواحل آفریقا، همه جا آثار فرش را دیده ایم. ● عصر مفرغ از این عصر جز چند ابزار قالی بافی چیزی که به فرش بافی دلالت داشته باشد، به دست نیامده است. البته همین چند قطعه کمک شایانی در شناسایی مناطق بافت، جنسیت بافندگان، قدمت بافت، وسایل بافت و حتی روش بافت کرده اند. در سال ۱۳۵۴ پس از وقوع سیل و پدیدار شدن یک گور در شمال غربی «راهجرد» (نزدیک کامفیروز فارس) دو ابزار توسط مردی قشقایی از آنجا پیدا شد که دکتر علی حصوری آنها را ابزارهای قالی بافی عهد مفرغ دانست. دکتر علی حصوری پیرامون این کشفیات چنین می گوید: «یک سنت مربوط به عهد مفرغ را پیدا کردم، ابزارهای قالی بافی مربوط به عهد مفرغ را نیز پیدا نمودم که گوشه ای از تاریخ قالی این سرزمین را روشن کرد و این ها به هزاره سوم و دوم پیش از میلاد برمی گردد، به این ترتیب ما می توانستیم تاریخ قالی بافی ایران را چند هزار سال به عقب ببریم.» ● مادها بنابه گفته پروفسور رودنکو، مادها فرش را به عنوان یک عامل تزییناتی و تشریفاتی می شناخته اند و حتی آن را به پارس ها یاد داده اند و فرش را برای ایشان علاوه بر مفروش کردن کف محل اقامت، کاربردهای دیگری نیز داشته است. در فرشنامه ایران آمده است: «دو مجسمه سفالین از اسب یکی در ۱۳۲۸ خورشیدی در شوش (به وسیله دکتر گیرشمن) که تاریخ آن به قرن هشتم ق.م می رسد و دیگری در ماکو، متعلق به هزاره دوم پیش از میلاد کشف شد؛ در هر دو قطعه فرشی به جای زین است که به عقیده گیرشمن، نگاره های آن کهن ترین نمونه نقش فرش ایران است.» همچنین یک تکه بافته دیگر از عصر مادها به دست آمده که اگر آن را نوعی فرش محسوب می کردند قدیمی ترین نمونه به دست آمده از ایران بود اما به گفته تورج ژوله در کتاب پژوهشی در فرش ایران «تکه پرزدار و فردار بافت شده در حفاری های حسنلو (متعلق به ۸۰۰ سال ق.م) خیلی قدیمی تر از یافته های قومس است ولی شاید نتوان آن را نوعی فرش قلمداد کرد.» ● هخامنشیان: به طور کلی فرش برای هخامنشیان از جایگاه ویژه ای برخوردار بوده است. در این دوران فرش چندین کاربرد داشته است از جمله: زیرانداز، دیوارکوب و زین اسب. گاه چنان اهمیت ویژه ای داشته که از آن به عنوان هدیه برای بزرگان و سران حکومتی استفاده می شده و حتی دارای مفهوم آیینی و مذهبی بوده است، به طوری که برای مفروش کردن آرامگاه پادشاه (همچون آرامگاه کوروش در پاسارگاد) استفاده شده است. در این مورد شراره صمدیان در فصلنامه تخصصی فرش پیرامون اهمیت و کاربرد فرش در این دوران می نویسد: «از روزگار باستان، در خاور نزدیک، فرش عاملی بود برای پوشانیدن کف تالارها و طبقات و اما در این میان، گاهی توسط تسمه ای که از پشت به آن متصل می شد، به صورت آویز و دیوارکوب به کار می بردند، طبق مندرجات متعددی که از متون تاریخی و ادبی یونانیان برجا مانده فرش های اقوام بابل و پارس همیشه مورد تحسین و شگفتی بسیار یونانی ها بوده است. در این باره گزنفون مورخ یونانی در کتاب «تربیت کوروش» متذکر می شود که ایرانیان فرش هایی داشتند که زود از دست می رفت و تنها شاه روی آنها راه می رفت. «پلو تارخ» مورخ دیگر یونانی داستانی از «تمیستوکل» سردار آتنی که در جنگ با «خشایارشا» شکست خورد نقل می کند که سردار مذکور موقع پناهنده شدن به دربار هخامنشی به شاه گفت: «سخن آدمی درست فرش های زیبای ایرانی را ماند که چون آن را باز کنی و بگسترانی پیکره های زیبای آن همگی نمایان است، ولی چون تا کنی یا در هم پیچی همه نقش ها ناپدید می گردد» یکی از دلایل زیبایی و گران بها بودن فرش های هخامنشی را می توان کاربرد نخ طلا در آن دانست؛ «پروفسور پوپ» ایران شناس معروف آمریکایی می نویسد: «منابع یونانی به فرش هایی با نخ طلا در دوره هخامنشی اشاره دارند که این تا حدودی در اوستا هم (آنجا که به زیراندازهایی با نخ طلا اشاره می شود) مورد تایید قرار می گیرد» که بر اهمیت فرش در این دوره و کاربردآیینی آن تاکید دارد. اگرچه نخستین نشانه های هنر قالی بافی را می توان به کشف کارد قالی بافی و نیز برخی دیگر از ابزار بافت قالی به عصر مفرغ مربوط دانست اما دستیابی به مجموعه نفیس پازیریک در سال ۱۹۴۹ میلادی توسط «سرگی رودنکو» باستان شناس شهیر روسی و همکاران او از هیئت باستان شناسی موزه آرمیتاژ سن پطرزبورگ، نه تنها تاریخ قالی بافی را از هاله ای از ابهام بیرون آورد بلکه سند افتخار بافت نخستین قالی جهان توسط ایرانیان در دوره هخامنشی را نیز ثبت تاریخ کرد. ● قالی پازیریک قالی پازیریک، فرشی است در ابعاد ۳۳/۱۸۹ در ۲۰۰ سانتیمتر با گره متقارن (معروف به ترکی) که رج شمار آن را تقریبا ۳۶۰۰ گره در دسیمتر مربع تعیین کرده اند. علت نام گذاری این قالی به «پازیریک» محل اکتشافات آن در محلی به همین نام در منطقه سیبری است. رنگ های این قالی که قرن های متمادی در زیر توده های عظیم یخ مدفون بوده است در پی گذشت ایام به سایه های صورتی روشن و سبز کم رنگ تبدیل شده است اما تحقیقات به عمل آمده استفاده از نیل- برای رنگ آبی- و بهره گیری از قرمز دانه- برای رنگ قرمز- را به اثبات رسانده است و وجود شش ردیف نقش که هر یک ویژگی های خاص ایرانی خود را بیان می دارد، همه و همه نشانگر بافت این فرش تاریخی و نفیس در ایران باستان را دارد. نقش های قالی پازیریک از متن به حاشیه عبارتند از: ۲۴مربع که در داخل هر کدام ستاره ای هشت پر قرار دارد؛ تصاویر حیوانی افسانه ای شبیه به شیر بالدار (معروف به گریفین) که از حیوانات اسطوره ای دوران هخامنشی و ایران باستان است؛ ۲۴ راس گوزن شاخ پهن (این حیوان بومی ایران است)؛ حاشیه دیگری ستاره های چهار پر شبیه به ستاره های هشت پر متن قالی؛ حاشیه ای دارای ۲۸ تصویر از اسب سوارانی که به طور دو نفر در میان به تناوب بر روی اسب ها نشسته یا در کنار آن ایستاده اند. این نقوش در سنگ نگاره های تخت جمشید مکرر دیده می شود؛ در ردیف آخر مجددا همان تصویر حیوان افسانه ای بالدار قرار دارد. بسیاری از صاحب نظران ایرانی و خارجی بر این عقیده هستند که با توجه به درجه کمال در بافت این قالی، وجود رنگ های متنوع و ابعاد مناسب که در بافت رعایت شده است: اولا باید قرن ها پیش از بافت این قالی، سابقه و سنت قالی بافی وجود داشته باشد. ثانیا به دلایل ذکر شده، این قالی نمی تواند یک بافت عشایری باشد. در این باره «جواد یساولی» در کتاب قالی های زیبا و نفیس ایران می نویسد: «قالی پازیریک نمی تواند کار اقوام بدوی، بیابانگرد و کوچرو باشد، فرش پازیریک برای تولید یک فرهنگ غنی بوده است. پروفسور «رودنکو» کاشف قالی نیز معتقد است که بدون در نظر گرفتن نحوه بافت، قالی پازیریک کار ماد، پارس یا پارت باشد. ● سلوکیان و اشکانیان از سلوکیان نمونه فرش خاصی به دست نیامده است و تکه های یافت شده نیز هر چند کم متعلق به اشکانیان می باشد. به همین دلیل تصور می شود در دوره سلوکی فرش بافی ایران تا حدی متوقف شده است. چند تکه فرش هم به دست آمده که به صراحت می توان آن ها را فرش های اشکانی خواند. در فرش نامه ایران درباره یکی از تکه فرش های به دست آمده چنین توصیف شده است: «در حدود ۴۰ سال پیش یک تکه قالی به وسیله هیئت اکتشافی به رهبری (کوزلف) در (نویین اولا) سیبری، زیر قشر یخ ها پیدا شد و اینک در موزه «آرمیتاژ» لنینگراد نگهداری می شود. پشم آن لطیف و براق است و بسیار سالم مانده، پرزهای کلفتی دارد که تنها دور یک تار گره خورده اند. بافتی بسیار فشرده دارد و رنگی که در آن به کار رفته آبی سیر است. اما تکه های قالی به قدری کوچکند که نمی توان نقش کلی آن را معین کرد. این تکه ها در جعبه لاکی تاریخداری نهاده بود که تاریخ آن معادل سال سوم میلادی است. ● ساسانیان قرائن تاریخی گواه آن است که قالی بافی در زمان ساسانیان رونق بسیار داشته است. در ارتباط این مطلب سالنامه چینی «سویی» مربوط به سالهای ۵۹۰ تا ۶۱۷ میلادی یعنی اندکی پیش از انقراض سلسله ساسانی در میان کالاهای ایرانی از قالی نام می برد. از فرش های این دوران یکی تکه پاره های فرشی است که از شهر قومس (نزدیک دامغان کنونی) کشف شده و دیگری فرش بهارستان یا بهار خسرو که در حمله اعراب از بین رفت. متأسفانه اثری از آن باقی نماند. ● تکه فرش، شهر قومس تکه فرش شهرقومس که طی کاوش های سالهای ۱۹۶۷ توسط دو تن از باستان شناسان به نام های دیوید استروناخ و جان هانسمان یافته شده است، قطعه منسوجی است پرزدار به صورت پرزهای فرفری شکل که اگرچه به نظر عده ای خیلی بد شکل به نظر می رسد اما شاید قدیمی ترین فرش پرزداری که در داخل ایران پیدا شده است. از لحاظ ساختار و اسلوب بافندگی تکه فرش شهر قومس دارای پرزهایی است که به طور ساده تارها را در میان گرفته است؛ پرز این تکه فرش از پشم رنگ نشده ای است که به رنگ کرم می باشد. ● فرش تاریخی و جواهرنشان بهارستان مهم ترین فرش ساسانی که اطلاعات کاملی از آن توسط مورخان بر جای مانده فرش بهارستان معروف به بهار خسرو است. گفته شده که این قالی را خسرو انوشیروان برای سرسرای کاخ ساسانی در تیسفون سفارش داده بود. براساس اطلاعات گزارش شده توسط مورخان پس از حمله اعراب و تسخیر مدائن این قالی به دست اعراب قطعه قطعه شد و به عنوان غنیمت بین سپاهان تقسیم گردید. محمدبن جریر طبری(حدود ۲۲۶-۳۱۰ ه.ق) راجع به توصیف فرش بهارستان در تاریخ طبری می گوید: «بساطی بافتند از دیبا شست ارش اندر ارش... به زمستان باز کردندی بدان وقت که هیچ جای گل شکفته نبودی و به جهان اندر سبزی نبودی و آن بساط را گرداگرد کنارهاش همه به زمرد و زبرجد سبز بافته... و عمر آن همه گوهرها و آن بساط را پاره پاره کرد و هرکس را به قسمت راست کرد...» طرح فرش مذکور شکل یک باغ را داشته با نهرهایی که فرش را به چهار قسمت تقسیم می کرده است. حاشیه فرش با سنگ های گرانبها مانند زمرد، یاقوت، مروارید و فیروزه آراسته بوده است که به نظر چمنزاری سرسبز و بهار طبیعت را تداعی می کرده است. اغلب راویان، مورخان و محققین بر این باورند که قالی مذکور وزنی حدود دو تن داشته است. در کتاب باغ ایرانی- بازتابی از بهشت که در سال ۱۳۸۳ توسط دبیر خانه همایش بین المللی باغ ایرانی و سازمان میراث فرهنگی گردشگری سفارش و منتشر شده است در رابطه با فرش بهارستان آمده است: «این فرش به مساحت ۲۹۴۰ فوت مربع (۳۵*۸۴ فوت) با طرح یکی از باغ های سلطنتی بافته شده بود و طبق نظر محققین، زمینه آن از نخ ابریشم بود و همچون باغی واقعی توسط کانال های آب و مسیرهای متقاطع و باغچه های گل تقسیم می شد. صنعت گران [...] برای نشان دادن نقش زمین، از نخ های طلا و برای نشان دادن آب در کانال ها از کریستال استفاده کرده بودند. سنگلاخ های مسیرها از مروارید بود و در قطب های هندسی، درختانی قرار داشتند که تنه و شاخه هایشان با طلا و نقره شکل گرفته و میوه هایشان سنگ های گرانقدر بود. برای نشان دادن گل های بین درختان، از جواهرات بیشتری استفاده شده بود. طبق برخی از گزارش ها، حاشیه فرش به صورت دشتی از زمرد بود.»
گالری تصاویر

لینک کوتاه :
https://mail.aftabir.com.168-119-213-99.cpanel.site/article/show/76021
PRINT
شبکه های اجتماعی :
PDF
نظرات
جدیدترین اخبار ها
بروزترین اخبار ها
مطالب مرتبط

مشاهده بیشتر

با معرفی کسب و کار خود در آفتاب در فضای آنلاین آفتابی شوید
همین حالا تماس بگیرید