باد پاییزی لابه لای سرشاخه های درختان «بنه» می پیچد و رنگ های زرد و نارنجی به دامنه های پوشیده از «بنه» زیبایی تابلوهای نقاشی را می بخشد. ارس ها (سروهای کوهی) و سرو خمره ای نیز نمونه هایی از سروهای ایرانی هستند که چنانچه منطقه ای را بپوشانند دست کم سه هزار سال آن منطقه سرسبزی اش را حفظ خواهد کرد.
در یک گردش آخر هفته وقتی به دامنه های خارج شهر پناه می بریم، چرا با دستان مهربان خود گیسوان طبیعت را نوازش نکنیم و با کاشت نهالی به این سفر برکت نبخشیم؟ برای بعضی ها حتی توصیه به چنین حرکت هایی فانتزی و دور از ذهن به نظر می رسد! در حالی که هفته هاست بر سر این که در باغچه سه در چهار حیاط آپارتمان شان چه چیز بکارند با همسایه های طبقات مختلف بحث دارند! آخر سر هم باغچه پر از گل و لای و بایر رها می شود.
این ها دلمردگانی هستند که در گردش آخر هفته هم از سرشاخه درختان آویزان می شوند تا با بی رحمی سرانگشتان درخت را قطع کرده و آتشی مهیا کنند.
افسوس و صد افسوس که روح سبز طبیعت را از زندگی روزمره خود منفک کرده ایم و به گوشه تاریک افسردگی و انواع مختلف بیماری های روحی و جسمی خزیده ایم!
یک زمانی برای هر انسان ۶۲۲ درخت وجود داشت، اما الان به ۶۰ درخت تقلیل پیدا کرده و حتی پیش بینی شده تا سال ۲۰۲۰ این تعداد به ۲۰ درخت به ازای هر انسان برسد!
کشتن هر روزه درختان و تخریب جنگل ها در سراسر دنیا به دست بشر با روندی پرشتاب ادامه دارد. ما ریه های زمین را مثل سرطان از بین می بریم و از آن سو دائماً کنفرانس برگزار می کنیم که یکی از مهمترین چالش های فعلی دنیای امروز چالش های زیست محیطی است، به طوری که حتی از مهمترین مسائل سیاسی روز هم این چالش ها مهمترند.
اما به چه تعداد از کنوانسیون های منعقد شده حقیقتاً عمل شده است و چه تعداد از کارخانه هایی که تولید سم می کنند، تعطیل شده اند؟
وضعیت آن قدر بحرانی است که حتی اگر در خوشبینانه ترین حالت بتوانیم همین تعداد درخت را حفظ کنیم به بزرگترین موفقیت قرن دست پیدا کرده ایم. اما همین الان که این گزارش را می خوانید بولدوزرها هزاران هکتار مرتع و جنگل را به نابودی می کشانند تا آزادراه ها، ویلاها و ساخته های بشر جایگزین سرسبزی و طراوت طبیعت شوند. به این بیندیشیم که سود اقتصادی مهمتر است یا حفظ ریه های زمین و حیات کره خاکی؟ وقتی زمین توسط هیولای خودخواه درون بشر به نابودی کشانده شود، این بشر است که خودش به دست خودش همه چیز را به کام مرگ می کشاند. در چنین شرایطی به تصویر کشیدن هیولاهای مریخی در فیلم های سینمایی هالیوودی مسخره به نظر می رسد.
● تمایز کامل محدوده جنگل با مناطق صنعتی و مسکونی
«در شهرهای شما هیچ جای آرامی یافت نمی شود، نه مکانی برای شنیدن برگ های بهاران و نه جایی برای گوش سپردن به وز وز بال های حشرات. سرخپوستان ترجیح می دهند صدای ملایم باد، سطح دریاچه را نوازش کند. بوی باد، خود با باران نیم روزی پاک و تمیز شود و یا به وسیله کاج پیتون معطر گردد. هوا برای سرخپوست ارزشمند است، چرا که همه چیز، حیوانات، درختان و انسان از یک هوا تنفس می کنند. مثل فردی که روزها پیش مرده است، انسان در شهر شما به بوی تعفن بی تفاوت است.» چیف سیتل سرخپوست عضو قبیله سوکوآمیش دوامیش به خاطر نامه مشهورش به رئیس جمهور آمریکا و تقاضا از وی برای توجه به نقطه نظرهای سرخپوستان شهرت فراوان دارد.
بسیاری از قبایل بوده اند که در طول تاریخ بشری برای حفاظت از طبیعت حتی جان خود را فدا کرده اند. هیچ کس منکر این نمی شود که ما باید به زیرساخت های پیشرفت مجهیز شویم، اما می توان بین تکنولوژی و حفاظت از ریشه ها بخصوص طبیعت تعادلی برقرار کرد.
در کشور ما نیز اساساً حمایت از طبیعت و بخصوص درختکاری از جایگاه بالای معنوی و دینی برخوردار است. حضرت علی(ع) می فرمایند: «سرسبزی بر طول عمر انسان می افزاید.» و پیامبر اکرم(ص) شکستن شاخه درختان را به شکستن بال فرشتگان تعبیر کرده اند.
همه این تأکیدات گواه این است که حمایت از طبیعت و بحث پیرامون نجات جان درختان نه تنها یک بحث حاشیه ای و فانتزی به حساب نمی آید، بلکه همواره در ردیف مهم ترین مسئولیت بشر تعریف شده است.
حسن پور بابایی مسئول دانشکده منابع طبیعی دانشگاه گیلان با تاکید بر فرمایش مقام معظم رهبری مبنی بر این که فرهنگ منابع طبیعی باید به معارف عمومی تبدیل شود، توضیح می دهد: «اولین قدم برای حمایت از طبیعت و نهادینه کردن آن در ذهنیت جامعه فرهنگ سازی است. باید فرمانداری ها با برپایی کلاس های آموزشی در این زمینه افکار عمومی را حساس کنند. در این آموزش ها باید کودکان و نوجوانان گروه هدف قرار بگیرند. آنچه که از کودکی در ذهن ملکه می شود، تا آخر عمر همراه انسان خواهد بود.»
وی با اشاره به این که زمان آن رسیده نتایج جلسات و کنفرانس های متعدد را عملیاتی کنیم، می گوید: «مد شده که هر جا سود اقتصادی خوابیده زمین می گیریم و با قطع درختان به ساخت و ساز می پردازیم. پس چه زمانی جلوی این تخریب های بی صدا گرفته می شود؟ آقایان به فکر عملیاتی کردن تئوری هایشان باشند.»
این استاد دانشگاه به جدایی دام از مرتع و جنگل به عنوان یکی دیگر از شیوه های حفاظت از طبیعت اشاره کرده و گله مندانه می گوید: «۵۰ سال پیش در فرانسه این شیوه را عملی کردند و در حال حاضر در مناطق جنگلی شان هیچ گونه دامی چرا ندارد، مضاف بر این که در مناطق بکر طبیعی حتی روستاییان نیز سکنی نگزیده اند، چه برسد به این که ویلاسازی داشته باشند. آنها از این اقدام به عنوان یک انقلاب یاد کردند. متأسفانه در کشور ما با این همه کنفرانس و جمع آوری داده های علمی هنوز ساده ترین راهکارها را به طور کامل عملیاتی نکرده ایم.
یکی از مشکلات فعلی ما در جنگل داری ها این است که هنوز نمی دانیم مرز جنگل ها تا کجاست؟ حدود جنگل با مناطق مسکونی، مناطق صنعتی و مزارع کشاورزی مشخص نشده است. برای جنگل بان محدوده کارش و اعمال نظرش مشخص نیست.»
بابایی خاطرات سفرش به شهر مسکو را از ذهن گذرانده و می گوید: «در داخل این شهر ۲۵۰ هکتار جنگل طبیعی ایجاد شده است. در اکثر نقاط دنیا وقتی کلان شهرها را طراحی می کنند، به طراحی پارک های جنگلی و حتی فضاهای سبز حفاظت شده برای آن شهر نیز فکر می شود.»
● برای پیوند با طبیعت سهمی در نظر بگیریم
چه دلخراش است که پس از آن همه فرهنگ سازی در صدا و سیما پیرامون تزیین بالکن خانه با گلدان هنوز رقص بی قواره لباس ها را بر روی طناب شاهد هستیم. یک شهروند تهرانی می گوید: «چندی پیش آدرس یکی از آشنایان را با دیدن بند لباس بر فراز بالکن خانه اش و از روی لباس های او شناسایی کردیم! » شاید این مسئله خنده دار به نظر برسد، اما نمادی از شکست در آموزش های نصفه و نیمه است. آموزش و فرهنگ سازی باید به صورت مستمر و مصرانه پیگیری شود. همین اشاره های کوچک زمینه پیوند خانواده ما با طبیعت را فراهم کرده و فردا روزی حساسیت نسبت به طبیعت و حفظ آن را در ذهن و ضمیر فرزندانمان نهادینه می کند.
مریم حاجی زاده مستأجر و شهروند تهرانی برایمان پیرامون فضای سبز آپارتمانشان می گوید: «در جلسه هیئت مدیره ساختمان تصویب کردیم که توی باغچه گل اقاقیا بکاریم. اتفاقاً کار هم انجام شد، ولی بچه های همسایه طبقه اول دائماً سرشاخه این گیاه را مچاله می کردند و گل هایش را پرپر. یک دوره آفتابگردان کاشتیم که خوب درنیامد، یک زمانی هم تخم بنفشه پاشیدیم که پیرمرد طبقه سوم معترض شده گرده اش با باد وارد اتاقش می شود و برایش مشکل زا است. بعد هم کم کم که انگیزه ها از رونق افتاد و کسی هم حاضر نشد هزینه کند، باغچه را رها کردند به امان خدا! حتی زمزمه هایی بود که آسفالتش کنیم تا حیاط برای رفت و آمد ماشین بزرگتر شود!!»
وی ادامه می دهد: «متأسفانه فرهنگ آپارتمان نشینی نه تنها جانیفتاده، بلکه در زندگی مدرن برای پیوند با طبیعت سهمی در نظر گرفته نشده است.»
● ۲/۰ هکتار فضای سبز برای هر ایرانی
ما انسان ها فقط یک گونه زیستی از چند میلیون گونه زیستی هستیم، با این حال امپراطور تخریب کار طبیعت محسوب می شویم.
هیچ به این فکر کرده اید که برای ایجاد یک جنگل چه مدت زمانی وقت لازم است؟ در حدود ۴۲۰ میلیون سال پیش در طی دوران سیلورین، گیاهان کهن و بندپایان باستانی شروع به انتشار در کره زمین کردند و طی میلیون ها سال با زیستگاه های گوناگون جهان سازگاری یافتند. در اولین جنگل ها، دم اسبیان عظیم الجثه، خزه های غول پیکر و سرخس هایی با ارتفاع بیش از ۴۰ پا غلبه یافته بودند. حیات روی کره زمین به تکامل خود ادامه داد و در اواخر پالئوزوئیک، بازدانگان پدید آمدند. تا دوره تریاسیک (۲۴۵ تا ۲۰۸ میلیون سال پیش) بازدانگان قسمت اعظم جنگل های زمین را اشغال کردند. در دوره کرتاسه (۱۴۴ تا ۶۵ میلیون سال پیش) اولین نهاندانگان (گیاهان گلدار) ظاهر شدند. آنها با حشرات، پرندگان و پستانداران، تکامل توأم یافتند و به سرعت انتشار یافتند، به طوری که تا پایان دوره کرتاسه بیشتر چشم اندازهای زمین را پوشاندند. چشم انداز زمین طی عصرهای یخبندان (پلسیئتوسن) مجددا تغییر یافت، سطح کره زمین طی میلیون ها سال عمدتا توسط جنگل های گرمسیری پوشیده شده بود تغییر کرد و جنگل های معتدله در نیمکره شمالی گسترش یافتند. بنابراین جنگل های جهان طی میلیون ها سال سازگاری و تداوم حیات یافته اند.
محمد درویش عضو هیئت علمی موسسه تحقیقات جنگل ها و مراتع کشور صراحتا می گوید: «همین الان که با شما صحبت می کنم بولدوزرها به جان باغ اکولوژی نوشهر افتاده اند! این باغ دست کم ۵۴ ساله است. پس از پیروزی انقلاب برای تحقیقات علمی زیرنظر جهادکشاورزی قرار گرفت. هزار و چهارصد گونه گیاهی دراین باغ به حیات خود ادامه می دادند، اما به دستور فرمانداری این شهر، جهت احداث جاده باید کلا ویران شود. همین امروز صبح که اولین روز کارشان بوده بلدوزرها ۸ هکتار باغ را نابود کرده اند!».
با تعجب سؤال می کنم: «توجیه شان چیست؟ یعنی شما دست روی دست گذاشته اید و تماشا می کنید؟» وی گله مندانه پاسخ می دهد: «به خاطر می آورم زمانی که می خواستند در اشتکارد آلمان خط مترو احداث کنند و برای این پروژه ۱/۴ میلیارد یورو هزینه شده بود، تنها۳۰۰ درخت را قربانی کردند، با این حال مردم در اعتراض به چنین کاری تظاهراتی شکل دادند. این درحالی است که مترو یک پروژه زیست محیطی نیز به حساب می آید. اما در پروژه جاده سازی نوشهر در یک نیم روز ۸ هکتار درخت و فضای سبز از بین می رود و آقایان توجیه می کنند که اگر جاده مستقیم کشیده شود، هزینه ها کاهش پیدا می کند! درحالی که می شد جاده را از مسیر دیگری عبور داد.»
وی صراحتا عنوان می کند: «میانگین سرانه فضای سبز در کشور ما چیزی حدود یک چهارم دنیاست. هر فرد در کره زمین از ۸/۰ هکتار فضای سبز برخوردار است، اما در ایران تنها به ازای هر فرد ۲/۰ هکتار فضای سبز وجود دارد. ما جزء کشورهای بیابانی دنیا طبقه بندی می شویم. ۵/۷ درصد از مساحت ایران پوشش گیاهی دارد و ۵/۹۲ درصد آن خشک و بیابانی است. واضح است که هیچ اقدامی ولو با توجیه توسعه نباید به این ۵/۷ درصد پوشش گیاهی باقیمانده لطمه بزند.
متأسفانه در پروژه های توسعه هیچگونه ارزیابی زیست محیطی صورت نمی گیرد. دکل های برق و لوله های نفت وگاز را از میانه جنگل ها و مراتع عبور می دهیم و هرکجا که اراده می کنیم و سود اقتصادی دارد آزادراه و جاده می سازیم!
یک ذهن روشن بین سریع درک می کند که چنین اقداماتی در نگاه اول سود به حساب می آید، اما وقتی رئیس شورای شهر تهران سرانه فضای سبز هر تهرانی را ۲ متر اعلام می کند، درحالی که این میزان در دنیا ۲۵ متر است، به عمق ضرر و فاجعه پی می بریم.»
● ارزیابی زیست محیطی جزء لاینفک پروژه های توسعه کشور
وقتی با محمد درویش عضو هیئت علمی موسسه تحقیقات جنگل ها و مراتع کشور گرم گفت وگو بودیم دومین حادثه دلخراش زیست محیطی گزارش شد. به او تلفنی خبر داده بودند که بخشی از جنگل های مریوان درحال سوختن است و برای خاموش کردنش هم تنها مردم بومی در تلاش هستند!
وی اعلام می کند که از ابتدای سال جاری تاکنون ۵۲۹ مورد آتش سوزی جنگل داشته ایم که اکثرا براثر بی فکری رهگذران جرقه اولیه اش زده شده و وقتی آتش سوزی شکل گرفته در آن نقاط تجهیزات اطفای حریق جنگل وجود نداشته است.
درویش می گوید: «درگذشته ۳ میلیون هکتار جنگل ایلکانی در نوار شمالی کشور داشته ایم که امروز ۹/۱ میلیون هکتار جنگل در شمال وجود دارد. از این میزان ۹/۰ آن نیز تقریبا مخروبه است. در غرب کشور نیز ۵/۷ میلیون هکتار جنگل های زاگرس را داشته ایم که دقیقا نمی توانم آمار دهم که چقدر از آن باقی مانده است. جنگل های غربی از لحاظ حفظ خاک و تامین ذخایر آب زیرزمینی از اهمیت بالایی برخوردارند. با این حال می بینیم که برای راه اندازی یک سد دست کم ۲۰۰ هزار درخت را در چهارمحال بختیاری قطع کرده اند. چه بسا اگر ارزیابی زیست محیطی صورت می گرفت شاید پروژه آبرسانی به گونه دیگری رقم می خورد.»
درویش یکی از ده ها استاد، کارشناس و دلسوز طبیعت است که بارها در طول سال در نشست های مختلف پیرامون مباحث مختلف زیست محیطی سخنرانی داشته و به قول خودش سه تا چهار ساعت در طول شبانه روز بیشتر استراحت نمی کند.
آخرین تقاضای او این است که به اندازه اصل ۵۰ قانون اساسی که صراحتا در آن عنوان شده حفظ محیط زیست لازمه حیات رو به رشد مردم ایران است، باید به فکر حل چالش های زیست محیطی کشورمان باشیم، وگرنه به شیوه ای غیرمنصفانه این حیات روبه رشد را نشانه رفته ایم.
گروهی که با همدلی تشکیل شده و هدفش پیوند با طبیعت است، آرام آرام از سینه تپه ها بالا می رود تا نهال های کوچک سرسبز را برای ریشه دواندن در سینه خاک همراهی کند. اعضای گروه ذخیره قمقمه آبشان را به پای نهال ها می ریزند و آنچه را که دارند با روح سبز طبیعت سهیم می شوند.
عشق به طبیعت هنوز در روح ما می جوشد و نمی خواهیم که در ردیف قاتلان طبیعت قرار بگیریم، چون به خوبی درک کرده ایم که حفاظت از طبیعت با استناد به اصل ۵۰ قانون اساسی حفاظت از حیات رو به رشد ملت است. نباید و نمی خواهیم به گونه ای زندگی کنیم که فردا روزی در برابر فرزندانمان پاسخگوی چالش های عظیم زیست محیطی باشیم. در کشور ما جنگل های شمالی که بیشتر از جنبه اقتصادی و تولید چوب حائز اهمیت اند،
۸/۱ میلیون هکتار و جنگل های غربی (زاگرس، ایران تورانی، خلیج عمانی و ارسبارانی) که بیشتر از جنبه حفظ خاک و تأمین ذخایر آب زیرزمینی اهمیت دارند، ۲/۱۰ میلیون هکتار تخمین زده شده اند. هر چند که توسعه همه جانبه کشور باید در اولویت باشد، اما کارشناسان محیط زیست بر این باورند که هیچ هدفی نباید بالاتر از حفظ این مقدار جنگل در کشورمان قرار گیرد.
انسان از بدو حضور در عرصه جهان هستی همواره با چالش های مختلف روبرو بوده و امروز بیش از پیش درک کرده است که موجودیتش در معرض خطر است. این درک را می توان از انفجار جمعیت، بهره برداری غیراصولی از منابع لازم برای حیات، مصرف بی رویه محصولات با فناوری نوین و ایجاد مواد زائد سمی و خطرناک ناشی از تولید دانست. دغدغه بشر در چند دهه پیش (دهه ۱۹۶۰) محدود به قطع جنگل ها، درختان و کمبود سوخت چوب بود. این نگرانی در دهه بعد (۱۹۷۰) به بیابانزایی، تخریب لایه ازن، تغییر اقلیم و گرم شدن هوا گسترش یافت. درحال حاضر علاوه بر موارد ذکر شده می توان به انتشار مواد زائد سمی و خطرناک در محیط زیست (آب، خاک و هوا) اشاره کرد.
● فعالیت های صنعتی را به جان طبیعت نیندازیم
همه دغدغه های بشر ناشی از فعالیت های آگاهانه و ناآگاهانه اوست که در عرصه هستی برای تولید غذا یا رفاه بیشتر در سایه تکنولوژی انجام می دهد. بهره برداری بیش از حد از منابع طبیعی (آب، خاک، گیاه، موجودات زنده و هوا) سبب شده تا این اجزاء در روندی قهقرایی در سیر تخریب اراضی قرار بگیرند.
دکتر حمیدرضا عظیم زاده، رئیس پژوهشکده مناطق خشک و بیابانی دانشگاه یزد برایمان توضیح می دهد: «زمانی که از منابع آب، خاک، گیاه، موجودات زنده و هوا بی رویه و غیراصولی بهره برداری داشته باشیم، از توان اکولوژی این منابع کاسته شده و زمینه برای بیابانزایی فراهم می شود. در گذشته نه چندان دور نظریه ای مبنی بر پیشروی بیابان ها مطرح بود و تصور می کردیم بیابان ها به سمت مناطق سبز در حرکتند، اما امروزه به طور واضح درک کرده ایم که بیابان های طبیعی هر چند در دوره های ترسالی یا خشکسالی در دامنه محدودی از اطراف خود محدوده شان جابه جایی پیدا می کند، اما بشر در مناطق مختلف با تخریب حتی در مناطق نیمه مرطوب شرایط شبه بیابانی ایجاد می کند که همچون بیماری پوستی به اطراف توسعه یافته و گسترش بیابان را موجب می شود. مقدمه تخریب اراضی، قطع بی رویه درختان جنگل، از بین بردن پوشش های مرتعی با چرای مفرط دام و تغییر کاربری اراضی است.
پافشاری بر تخریب نتیجه ای جز بیابانی شدن اراضی ندارد. این فرآیند مصداق بر شاخه نشستن و از بن اره کردن است!!» این استاد محیط زیست به سایر چالش های زیست محیطی دنیا اشاره کرده و می گوید: «چالش هایی که بشر با آن مواجه است، نتیجه عمل او در سطح جهان است که همچون زنجیری به هم پیوسته به هم ربط پیدا می کند و برهم اثر فزاینده ای دارد. قطع درختان جنگلی و تبدیل مراتع و جنگل ها به اراضی زراعی سبب می شود تا آنچه طی سالیان متمادی از کربن به صورت مواد آلی در خاک تجمع یافته است، با شخم و زیرورو کردن خاک به فرم گاز دی اکسید کربن در جو زمین آزاد شود. به این ترتیب با افزایش گاز دی اکسیدکربن که موسوم به گاز گلخانه ای است از بازگشت امواج بازتابشی از سطح زمین به خارج کم می شود. این حالت مانند این است که شما در زمستان ماشین خود را در آفتاب قرار دهید. مسلم است که پس از ساعتی دمای داخل اتومبیل بیش از دمای محیط است. نقش شیشه ماشین در جلوگیری از خروج نور تابیده شده به داخل همانند نقش گازهای گلخانه ای در جو است. به این ترتیب کره زمین در حال گرم شدن و برف های قطبی در شرف ذوب است. نتیجه این عمل تغییرات بزرگ آب و هوایی در سطح زمین است که نمونه های آن را در سال های اخیر به صورت دوره های خشکسالی و یا بارش های سیل آسا شاهدیم.»
● با طبیعت آشتی کنیم
توسعه صنعتی دغدغه انسان قرن حاضر است که بی رویه مواد معدنی و غیرمعدنی طبیعی را برداشت نموده و در روند زندگی امروزی به محصولاتی دیگر تبدیل می کند، آنچه در این میان مشکل ساز است، مواد زائد خطرناک ایجاد شده در طی فرآیند تولید محصول است.
دکتر عظیم زاده ضمن مطرح کردن این چالش زیست محیطی توضیح می دهد: «مصرف گرایی افراطی سبب می شود تا روز به روز به حجم و وزن ضایعات ایجاد شده افزوده شود. مواد شیمیایی شامل مواد سمی، ترکیب پذیر، خورنده و گازهای سمی متصاعد شده از آن، اثرات زیان آور برای سلامت انسان و محیط زیست دارد. این آثار را می توان در بیماری های دارای عوارض غیرقابل بازگشت (نظیر سرطان) و بیماری های ناتوان کننده اعضا (تنفسی و پوستی) که در جوامع امروزی شایع است، برشمرد. در این میان زنان و به ویژه کودکان در معرض خطر بیشتری قرار دارند.»
وی در تکمیل صحبت هایش می گوید: «مطالب اشاره شده بخشی از واقعیاتی است که آینده خوشایندی را برای انسان رقم نمی زند. انسان به منظور حفظ و بقای خود در عرصه این کره خاکی لازم است تا شرایطی را فراهم کند و ضمن غلبه بر شرایط وخیم فعلی تا حد امکان به وضعیت قبل از تخریب بازگردد.»
این استاد محیط زیست جهت مهار چالش های زیست محیطی این راهکارها را ارائه می کند: «با زمین آشتی کنیم و خود را نسبت به آن مسئول بدانیم. مهارت زندگی با طبیعت و حفظ منابع طبیعی را بیاموزیم و به فرزندان خود یاد بدهیم، از جنگ بپرهیزیم و هزینه های آن را صرف حفاظت محیط زیست و کنترل آلاینده های آن نماییم، در مصرف سوخت های فسیلی و انرژی به منظور کنترل گازهای گلخانه ای صرفه جویی کنیم، مصرف بی رویه و لجام گسیخته محصولات حاصل از تکنولوژی که نتیجه آن زباله سازی و تولید مواد زائد خطرناک است تا حد امکان کاهش دهیم، اراضی کره زمین را برحسب استعداد و توان ذاتی آن مورد بهره برداری قرار داده و آن را تخریب نکنیم.»
● بکارگیری علم ژنتیک در مهار آفات و بیماری های گیاهی
یکی از روش های حفظ گونه های مهم جنگلی، حفاظت آنها از آفات و بیماری های شایع است. گفتنی است که تعدادی از گونه های مهم جنگلی که از اهمیت زیادی برخوردارند، در جنگل های صنعتی شمال کشور در اثر حمله برخی از بیماری هایی که اپیدمی شده اند، رو به انقراض و نابودی هستند (از جمله بیماری مرگ درختان نارون).
نادری، یک کارشناس ژنتیک گیاهی برایمان توضیح می دهد: «برای جلوگیری از زیان وارده و انقراض این گونه ها، باید اقدامات جدی به عمل آید. از طرفی استفاده از سموم، موجب بر هم خوردن تعادل زیست محیطی، صرف هزینه زیاد و مقاومت تدریجی آفات به سموم می شود و از نظر علمی نیز کاربرد سموم در چنین سطح گسترده ای امکان پذیر نیست. در این رابطه می توان از روش های مطمئن و بدون زیان های زیست محیطی مانند انتقال ژن های مقاوم به عوامل قارچی و باکتریایی بیماری زا استفاده کرد.»
وی ادامه می دهد: «برای جلوگیری از زیان حشرات، می توان ژن هایی را که دارنده یکسری مواد کشنده حشرات هستند به گیاه منتقل کرد و گیاه را در برابر حمله آفات، مقاوم ساخت.
در این رابطه، انتقال ژن Bt به درختان جنگلی، معمول ترین شیوه ای است که تاکنون استفاده شده اند. برای مثال در سال ۱۹۹۰، حدود
۶۰ درصد از کل برنامه های کنترل آفات در آمریکای شمالی، بخصوص مبارزه با کرم جوانه (Budworm) و نوعی پروانه (Gypsy moth) با استفاده از باکتری Bt انجام شده است.»
این کارشناس ژنتیک گیاهی ادامه می دهد: «البته محدودیتی که در استفاده از Bt وجود دارد، این است که طیف عمل باکتری Bt بسیار باریک است، یعنی تنها بر گروهی از آفات تأثیرگذار خواهد بود. همچنین نور آفتاب می تواند اسپدر و سم این باکتری را غیرفعال کند. البته بیوتکنولوژی توانسته است با شناسایی و انتخاب باکتری های اصلاح شده موثرتر و همچنین تکنولوژی DNA نوترکیب، نقش مهمی را در ایجاد مقاومت درختان جنگلی به آفتاب بازی می کند. اگر مطالعه ای جامع در مورد خسارات ناشی از آفات و بیماری های گیاهی در کشور صورت گیرد، مشخص می شود که رقم ضرر و زیان در کشور ما نیز بالا است. مثال های موفقی که در زمینه تولید درختان مقاوم به حشره در سطح دنیا وجود دارد عبارتند از: صنوبر، کاج، اکالیپتوس مقاوم به حشره.»
● انجام پروژه های توسعه با پشتوانه ارزیابی زیست محیطی
از مهندس مصطفی خوشنویس، عضو هیئت علمی مؤسسه تحقیقات جنگل ها و مراتع کشور بخش تحقیقات جنگلی درباره جاده سازی در جنگل ابر می پرسیم که پس از بحث های مخالف و موافق بسیار بالاخره اعلام کرده اند بودجه گرفته شده و جاده سازی بین سمنان و گلستان از میان جنگل ابر حتمی خواهد بود. مهندس خوشنویس پیرامون این که آیا اساسا احداث چنین جاده ای ضرورت دارد یا خیر؟ پاسخ می دهد: «توجه به شاخصه های توسعه کشور الزامی است، ولی می توان این پروژه ها را طوری پیگیری کرد که مثلا دکل برق یا لوله های گاز و نفت و همین طور جاده ها از یک زمین بایر عبور کنند. اما متأسفانه همیشه برای مستقیم کردن چنین پروژه هایی و کاستن از هزینه ها معمولا قلب جنگل ها را تخریب می کنیم، بی آن که بدانیم چه ضرر بزرگی را متحمل می شویم. در پروژه جاده سازی ابر نیز اعلام کرده اند ۵۰ هکتار از درختان جنگل قطع می شوند، اما بنده که کارشناس محیط زیست هستم می دانم میزان تخریب بیش از این هاست. وقتی جاده کشیده شود، پای عموم به جنگل باز می شود. متأسفانه خیلی از افراد هستند که هنوز نمی دانند درخت یک موجود زنده است. از سرشاخه هایش آویزان می شوند و یا برای این که باد آتششان را خاموش نکند، درست پای یک کنده بزرگ آتش روشن می کنند. پس میزان تخریب خیلی بیشتر از ۵۰ هکتار خواهد بود.»
وی معتقد است اگر ارزیابی های زیست محیطی صورت می گرفت نتیجه آن بود که داشتن چهار مسیر ارتباطی که اولی از گردنه خوش ییلاق، دومی از گردنه چهارباغ، سومی از روستای توله و دربار و چهارمی از شهمیرزاد سمنان را به گلستان وصل می کند، کافی است. خوشنویس صراحتا می گوید: «بهتر نیست به جای تعدد جاده ها یک جاده را محور قرار دهیم و به تقویت هر چهار جاده بپردازیم؟»
وی بر فرهنگ سازی بسیار تاکید داشته و می گوید: «در سفرم به آلمان شاهد بودم که در یک روز ۱۰۰ هزار نفر از مردم طی یک مسیر گردشگری بین آلمان شرقی و غربی پیاده روی کردند، بی آنکه ذره ای آشغال بر جای بماند. ما نیازمند این هستیم که فرهنگ حفاظت از محیط زیست را وارد کتاب های درسی فرزندانمان کنیم. چیزی که از کودکی ملکه ذهن شود تا پایان عمر دوام خواهد داشت.»
خوشنویس مردی از جنس طبیعت با همت خودش هر ساله روزهای ۷، ۱۴ و ۲۱ آبان، دانشجویان، مردم عادی و همکارانش را به دل طبیعت می کشاند تا در ایستگاه سیراچال (واقع در جاده چالوس بالاتر از پل خواب) به درختکاری و نهال کاری پرداخته و یک روز کامل را با هدف بزرگ پیوند با طبیعت بگذرانند.
وی می گوید: «خیلی ناراحت می شوم که در سال های اخیر گونه های غیربومی درختان را جایگزین گونه های ایرانی کرده ایم. مثلا دامنه ها را با سرو نقره ای، افرا سیاه و کاج پوشانده ایم، در حالی که این گونه های غیربومی اگرچه در نگاه اول یک زیبایی فانتزی دارند، ولی هرگز نمی توانند مقاومت سروکوهی (ارس) و سرو خمره ای ایران را داشته باشند. دامنه هایی که با بنه (گونه بومی) پوشیده شده اند، در پاییز با رنگ های زرد و نارنجی خود تابلوی نقاشی بی نظیری هستند.
سرمای سال ۸۶ که طی آن نیمی از درختان کاج پارک جنگلی چیتگر آسیب دیدند و تا بن خشک شدند، ولی نتوانست به گونه های بومی نظیر سرو کوهی و سرو خمره ای آسیبی برساند. طبیعت دوستان برای درختکاری بیشتر به گونه های ایرانی توجه داشته باشند.»