امروز دوشنبه 12 مرداد 1405

Monday 03 August 2026

پایان جهان آنگونه که ما می شناختیم


1401/08/01
کد خبر : 39611
دسته بندی : ثبت نشده
تعداد بازدید : 52 نفر
امروز بحران در اقتصاد آمریکا ، بحران اعتماد است . دیگر مثل گذشته با پنج شبکه اصلی نمی توان مردم را به هر سو کشید و اینترنت در این قضیه و ایجاد این بی اعتمادی نقشی بنیادی بازی کرد . همین سایت کوچک ما را ببینید چقدر از یکسال پیش در این مورد من و شما مطلب نوشته ایم . امروز خواننده شهیر بلاگ تصور بسیار خوبی دارد که در عمق آنچه که در آمریکا در جریان است چه می گذرد . دیگر با توجه به اینکه تقریبا گزینه ها به آخر خط نزدیک می شود و اینکه بحران ، بحران " اعتماد " است ، بنظر من یک راه حل که راه حل بسیار دردناکی هم هست در پیش روست . قبل از اینکه من به این مسئله بپردازم می خواهم یادآوری کنم که جشن سرور و پایکوبی مدیران AIG شاید بنظر بسیاری از ما خبر چندان مهمی نبود اما قطعا به سرمایه گذاران کوچک و متوسط این نکته را یادآوری کرد که هنوز مجرمین بزرگ بر سر کارند و به جرائم خود نه تنها ادامه می دهند بلکه دولت را نیز بخشی از امپراطوری خود کرده اند . این جشن و انعکاس آن در اینترنت اثر تخریبی فوق العاده قوی ای بر روحیه تاجران کوچک و متوسط بازار بورس داشت . اما آن راه حلی که گفتم ( که بهیچوجه مطلوب وال ستریت و دولت آمریکا هم نیست ) اینست که هر چه زودتر اجازه دهند که بخشی از این کاغذ پاره ها که به عنوان اوراق بهادار در حجم تریلیون ها دلار در جهان شناور است ارزش واقعی خود را پیدا کنند تا با شروعی دوباره سرمایه گذاران با اطمینان از اینکه دیگر پولشان باد هوا نمی شود وارد بازار شوند . حجم ابزار مشتقه Derivatives که هیچ ماهیتی جز شرط بندی نداشته و حامل هیچ گونه محتوای اقتصادی نیستند در حدود یک کوادریلیون دلار یعنی هزار تریلیون دلار است که از آن میزان ۶۳ تریلیون دلار آن مربوط به اوراق بهادار با پشتوانه وام های مسکن است که امروز زلزله ای آنها را نابود نموده . برای درک این رقم کافی است بگویم که مجموع این ابزار مشتقه معادل ۲۰ سال کار کل مردم جهان و تولید ثروت توسط ۶ . ۵ میلیارد انسان روی کره زمین است . به هر تقدیر در این حالت و در صورت رسیدن قیمت صوری این ابزار مالی به قیمت های حقیقی بازار سریعتر از " رکود بزرگ " خود را باز خواهد یافت چرا که پول های سنگینی هنوز هم در دست مردم وجود دارد و اگر بدانند که بازار ارزش واقعی خود را پیدا کرده با سرعت بیشتری از دهه۱۹۳۰ به بازار باز خواهند گشت . علت این امر هم فراگیر شدن بازار بورس در جوامع غربیست که با ۸۰ سال پیش قابل قیاس نیست . کار دیگری هم که باید به موازات این امر و بسرعت صورت گیرد اینست که دولت آمریکا تا اطلاع ثانوی از نظریه پردازان پیرو مکتب شیکاگو و آقای میلتون فریدمن ( از جمله آقای برنانکه رئیس فدرال رزرو ) که خانمان اقتصاد آمریکا و نظام اجتماعی آمریکا را برانداخته اند خداحافظی کرده و دست از این ایدئولوژی خطرناک و غیر انسانی که باید دست دولت را که نماینده مردم است از همه چیز کوتاه کنند و اقتصاد و جامعه را بدست گرگ ها بسپارند ، بردارد . دولت باید بجای چاپ اسکناس از یک سو و دادن اعتبار به کورپوریشن های ورشکسته از سوی دیگر ، بسرعت بخش عمومی را گسترش داده ( بخصوص در بخش انرژی که محل رشد فراوانی دارد ) و پروژه ها را فعال کند و با سرمایه گذاری در پروژه های عمومی خطر انفجار بیکاری را کاهش داده و مدت زمان بهبودی ( Recovery ) را کوتاه کند . اما آیا چنین گزینه ای بدون درد و رنج خواهد بود ؟ قطعا نه . با توجه بهتشابه حوادث جاری در آمریکا با بحران بانکی دهه ۱۹۹۰ در ژاپن ( ضمن اینکه بحران آمریکا به مراتب عمیق تر است و جنبه جهانی نیز دارد ) می توان پیش بینی کرد که دوره ریاضت و سختی بین ۵ تا ۱۰ سال بطول خواهد انجامید . آیا ظرف این مدت استاندارد زندگی مردم در غرب و بخصوص در آمریکا تغییر خواهد کرد ؟ بنحوی چشمگیر . اما این تنها مسئله موجود نخواهد بود . خطری که هم سیاستمداران از آن ترس دارند و هم دنیای کورپوریت اینست که امکان دارد ابعاد قضیه آنقدر وسیع شود که از حد یک نارضایتی عمومی فراتر رفته و به ناآرامی های اجتماعی و سیاسی منجر شود . آنوقت دیگر کنترل کردن این قضیه به این آسانی ها میسر نخواهد بود . در مجموع بنظر من حتی اگر از همین فردا وال ستریت رو به بهبود بگذارد و بازار خود را بالا بکشد و حتی اگر مرز۱۰هزار و ۱۱ هزار را هم پشت سر بگذارد این قضیه بطور قطع پس از چند ماه دوباره تکرار خواهد شد . اقتصادی که پایه اش بر طمع ( Greed ) بنا شده ، دروغ و جعل و فریب را بطور ژنتیکی با خود بهمراه دارد . همان احساس طمع که باعث گسترش و شکوفائی اقتصاد آمریکا شد و بسیاری از چشم ها را کور کرد و در کشور خود ما نیز بسیاری از اقتصاددانان وطنی از فرط هیجان نمی دانستند در برابر آن شکوه چه بگویند ، آلت قتاله ای شد که امروز نتایج آن را می بینیم . نمی توان جامعه ای را با یکی از منفی ترین خصائل بشری یعنی " طمع " بر پا کرد ، رشد داد و انتظار بحران و فاجعه را نداشت . عقل سلیم از قبول این نظریه امتناع دارد .
گالری تصاویر

لینک کوتاه :
https://mail.aftabir.com.168-119-213-99.cpanel.site/article/show/39611
PRINT
شبکه های اجتماعی :
PDF
نظرات
جدیدترین اخبار ها
بروزترین اخبار ها
مطالب مرتبط

مشاهده بیشتر

با معرفی کسب و کار خود در آفتاب در فضای آنلاین آفتابی شوید
همین حالا تماس بگیرید