فکر میکنند اگر نفر اول کنکور نشوند زمین به آسمان میآید، یا اگر از ۶۰ صفحه تحقیقشان یک صفحهاش کامل نشود باید عزا بگیرند. کمالگراها وقتی میخواهند ازدواج کنند همه را راهی تیمارستان میکنند از بس وسواس به خرج می دهند و میگردند دنبال آدمی که هیچ عیب و نقصی نداشته باشد و خدا نکند خودشان هم یک کاری را نتوانند به موقع و کامل انجام دهند آن وقت است که زندگی را زهر خودشان میکنند از بس که حرص و جوش میخورند و با استرس دست و پنجه نرم میکنند. کمالگراها دیگر از بلند پروازی و اهداف بلند و بالای خودشان شورش را در آوردهاند. اینها را گفتیم تا بدانید کمالگرایی آن قدرها که فکر میکنید خوب نیست!
● با کمال نباشید!
وقتی کسی گیر می دهد که حتما همه کارهایش را باید بدون عیب و نقص و کامل انجام دهد میگویند طرف کمالگرا است! کمالگراها معیارهای عجیب و غریبی درباره موفقیت دارند. آنها چون معیارهای موفقیتشان زیادی بالاست و اهداف خیلی خیلی بزرگی توی سر دارند دائم در ترس و اضطراب شکست بهسر میبرند و معمولا موفقیتهای کوچک را نمیبینند و به هیچ هدف کوچکی خوشحال و راضی نمیشوند. روانشناسان معتقدند که کمالگراها با این خصوصیتهای رفتاری که شامل ترس اضطراب و استرس ناشی از شکست است سلامت روانی خود را به خطر میاندازند. این آدمها چون دائم در حال بازخواست کردن و تحقیر کردن خود هستند کلا در زندگی نیازی ندارند کسی آنها را زیر سؤال ببرد، چون معمولا خودشان را با کوچکترین اتفاقی با خاک یکسان میکنند. کمالگراها زیادی از خود توقع دارند به نظر آنها یک کار یا باید درست و حسابی و بدون نقص انجام شود یا اصلا انجام نشود، بهتر است. قانون همه یا هیچ را اگر شنیدهاید، مخصوص کمالگراهاست.
کسانی که مساوی (میانهروی) سرشان نمیشود و تنها شکست و پیروزی است که برای آنها معنی دارد. برای همین دائم طرحها و برنامههای خود را عقب میاندازند چون ترس از شکست و کامل نبودن نمیگذارد خوب فکر و رفتار کنند. کمالگرا بودن به طور کلی از نظر افراد مثبت تلقی میشود راستش را بخواهید ما هم کمالگرایی مثبت داریم و هم منفی! یعنی آدمهایی که معیارها و هدفهای بالایشان به آنها انگیزه تلاش چند برابر میدهد کلی با آدمهایی که کمالگرایی، روان آنها را آزار میدهد تفاوت دارند. آنهایی که کمالگرای مثبت هستند رسیدن و نرسیدن به معیارها برایشان مهم نیست و هدف برایشان اهمیت بیشتری دارد. آنها سعی میکنند کارها را تا آن جایی که توان دارند به بهترین نحو انجام دهند نه این که دائم در فکر بینقصترین کار باشند. کمالگراهای منفی به هر موفقیتی هم که برسند راضی نمیشوند و دائم به هدفهای بالاتری فکر میکنند برای همین احساس رضایت و آرامش در زندگی ندارند.
● این کمالات از کجا میآیند؟
این که شما الان جزو شخصیتهای کمالگرا هستید به چند دلیل متفاوت است که دست به دست هم دادهاند و شما را جزو آدمهای با کمالات کردهاند این دلایل می توانند دلایل زیر باشند:
▪ والدین دردسرساز
این که میگویند گاهی وقتها محبت زیادی دردسر درست میکند راست گفتهاند! مثلا پدر و مادرهای عزیز ما که میآیند در حق ما ثواب کنند بعد میزنند شخصیت ما بیچارهها را کباب میکنند! والدینی که قدرت طلب هستند و همیشه حق با آنهاست و فرزندانشان بدون چک و چانه باید بپذیرند. این قدرت طلبی باعث می شود که بچهها دیکتاتور بزرگ شوند! تازه اگر والدین ما والدین کمالگرایی باشند که دیگر نور علی نور می شود. آن وقت شما حتما جزو آدمهای با کمالات هستید، چون این والدین عزیز همه موفقیتها و پیروزیهای فرزندان خود را کوچک میبینند یا اصلا نمیبینند. این والدین به شدت منظم و وسواسی هستند و تا دل تان بخواهد فرزند خود را با خاک یکسان میکنند، برای همین فرزندانشان از همان کودکی احساس خوبی نسبت به موفقیتهای خود ندارند و اصلا آنها را به حساب نمیآورند چون نمیتوانند در هیچ شرایطی والدین خود را راضی کنند.
▪ باورهای دردسرساز
آدم های کمالگرا به شدت به تأیید اطرافیان نیاز دارند و زمانی به خودشان و موفقیت هایشان توجه میکنند و به آن بها میدهند که مورد تایید و پسند اطرافیان باشد. در غیر این صورت ارزشی برای موفقیتهای خود ندارند. و به افکار و نظرات خودشان هر چند خوب و عالی اهمیتی نمیدهند! کمالگراها از خودشان انتظارات زیادی دارند آنها فکر میکنند باید در همه مهارتها دستی داشته باشند و توانمندی هر کاری را داشته باشند و اگر نباشند آدم بیارزشی هستند! آنها تصور میکنند تنها آدمی کامل است که توانایی انجام هر کاری را داشته باشد. خدا نکند کمالگراها در کاری موفق نشوند آن وقت فاتحه روح و جسم خود را با سرزنش کردن خود میخوانند و حتی به دیگران حق میدهند که آنها را تنبیه یا سرزنش کنند. آنها به شدت از اشتباه کردن میترسند به همین دلیل ترس از شکست تمام وجودشان را فراگرفته است. آدم های کمالگرا به شدت قانونمند هستند و کلمه باید را در زندگی زیاد تکرار میکنند از نظر آنها آدم حق اشتباه و خطا ندارد!
▪ تغییر کردن چه آسان!
اگر میخواهید هی دائم یک خط در میان خودتان را ترور شخصیتی نکنید و دائم ترس و اضطراب همراهتان نباشد از خر این کمالات پایین بیایید و فکری به حال خودتان بکنید. برای بی خیال شدن از این کمال و کمال بازیها چند پیشنهاد ما را جدی بگیرید:
▪ اهداف خود را بازبینی کنید
به هدفهای خودتان یک نگاهی بیندازید ببینید انصافا چند تا از این هدفها قابل دسترس نیستند هدفهای غیر قابل دسترس را کنار بگذارید به هدفهایی فکر کنید که در حیطه تواناییها و ظرفیتهای شماست. هدفهایی که به واقعیت نزدیکتر است و دور از دسترس نیست.
▪ انتظارات خود را مدیریت کنید
این که من باید حتما بدون شک زمین به آسمان برود نفر اول پزشکی شوم اصلا معنی خوبی ندارد. وقتی هوش شما در حد یک نابغه نیست که طلای المپیک ریاضی را ببرد چرا گیر داده اید به این المپیاد؟! بی خیال شوید. چون اگر شما در تلاش هستید که با هر قیمتی به اهداف خود برسید بعد تاثیرات منفی آن را در رفتارهای عاطفی و هیجانی خود میبینید. انتظارات و توقعات خود را بر مبنای تواناییها و استعدادها و حتی شرایط زندگی خود برنامهریزی کنید نه روی هوا!
▪ به خودتان اجازه اشتباه دهید
باور کنید همه دانشمندان و بزرگان دنیا هزاران هزار بار اشتباه کرده اند و هیچ کدام بی نقص نبوده اند! به اشتباهات به صورت تجربه نگاه کنید نه یک شکست وحشتناک. وقتی به خود اجازه اشتباه دهید ترس و اضطرابتان کمتر میشود و احتمال موفقیت بیشتر. چون روح و روان سالمتری برای تصمیم گیریهای درست دارید.
▪ به خود ارزش بدهید
سعی کنید از کارهای کوچکی که انجام میدهید لذت ببرید و دائم به نتیجه پایانی کارها فکر نکنید و بیشتر به تلاشی که انجام میدهید توجه کنید. اگر در یک کار دچار اشتباه یاشکست میشوید آن را به شخصیت و وجود خود نسبت ندهید و احساس ارزشمندی خود را فدای یک کار اشتباه و کوچک نکنید. قرار نیست چون نوشته شما در جیم چاپ نشده خودتان را آدم بیفایده و دست و پاچلفتی خطاب کنید. احساس ارزشمندی به شما اعتماد به نفس و آرامش خاطر میدهد و کمک میکند درست فکر کنید و درستتر تصمیم بگیرید.