روایت رسانه ای از وقایع تاریخی با توجه به قالب مدیوم و طیف مخاطبان آن دارای یک چارچوبه تحلیلی و ساختاری مشخص است که هم میزان بودجه آن بسته به قالب رسانه ای دارای سقف های معینی می شود و هم در مسیر ارایه تصویری هنرمندانه وخلا ق ازیک موقعیت تراژیک یا درام مذهبی باید با ظرف تاریخ، وقایع آن و به طور کلی ماهیت شکل گیری و بروز یک رویداد آشنا بود. در این عرصه تحلیلی و فرازمانی از بازبینی یک مقطع و برهه زمانی خاص و آداب و رسوم ساکنان یک سرزمین، مقوله تحلیل جامعه شناسانه و روان شناسانه از چرایی شکل گیری یک پدیده امری ضروری است و دراین نگره فرابینشی وبرمبنای ارایه تحلیلی فراتر از آنچه بازتاب یک حقیقت مسلم است، با روشی از ماهیت شناسی یک واقعه در قاب تصویر روبرو می شویم که برپایه و بنیانی از مطالعات و مشاهدات نسبت به ساختارهای شکل گیری جریان ها و واقعیت های اثرگرفته از یک موج اجتماعی و سیاسی قرار گرفته است. از این دریچه برمبنای الگوهای تطبیقی در فرآیند شکل گیری، نمودیابی و بروز هرآنچه منشا اثر تحولی شگرف در ساختارهای اجتماعی، سیاسی، عقیدتی، فرهنگی واقتصادی می شود، می توان به زمینه های بروز یک واقعه از دیدی پدیدار شناسانه، روند شناسانه و پیامد شناسانه نگریست و در این گره تحلیلی و گذرگاه نظری است که در عرصه انعکاس تصویری حوادث مهم تاریخ اسلا م با چالش های عدیده ای مواجه هستیم. از این زاویه عاشورا به عنوان یک تراژدی و واقعه ای مهم در تاریخ اسلا م به دلیل قابلیت والا یی که در اوج و فرودهای مسیر تحققش برای تبدیل به یک فیلم سینمایی یا مجموعه تلویزیونی دارد، در منظر تحلیلی این مطلب قرار گرفته و سعی شده تا در این نگاه به چارچوب های تصویرگری مفاهیم مستتر در قالب عاشورا پی ببریم. دراین مسیر تحلیل باید قبل از هرچیز زمینه های شکل گیری حماسه کربلا درفرآیند تقطیع تاریخی بررسی شود; بدیهی است از منظر ایده آل های فرهنگ تشیع، زمینه شناسی عاشورا همسو با کلیدواژه هایی همچون حرام خواری مسلمین و دورشدن خلا فت از مسیر حقیقی ارزیابی می شود اما در برش تصویری نسبت به این برهه تاریخی، جزئیات پردازی شاخص اصلی روایت به شمار می رود و هرثانیه و لحظه درفرآیند پرمعنای خلق درام و جان مایه هویت مند عاشورا در قاب تصویری اثر با باری از نگره های سازه گرا در غایت شناسی رویداد همراه می شود.
دراین عرصه بایستی توجه داشت شخصیت محوری به عنوان اصلی مهم در پردازش هنری- رسانه ای عاشورا، از ارکان رسیدن به قالبی هنرمندانه و بدیع از بازتاب رسانه ای وقایع صورت گرفته در کربلا به شمار می رود و در این منظر تحلیلی، ماهیت شناسی فعل و گفتار افراد از زاویه ای جامعه شناختی، روان شناختی و بر مبنای ساختارشناسی اعتقادی و نسب شناسی سیاسی قابل دریافت و گیرایش است. درک چرایی صعود به اوج افتخار در شرایط حضور در دام ابتذال یا در شرایطی برعکس قالب شناسی چگونگی از عزت به ذلت رسیدن به عنوان دو زاویه نگاه اصلی در هدف شناسی حضور افراد در کربلا ، یا علت شناسی صف کشی بر ضد فرزند پیامبر اکرم(ص) به عنوان بستری مهم در روایت تصویری عاشورا، تحت این مولفه مورد بررسی قرار می گیرد که چرا قرآن خوان دیروز، قرآن کش امروز شد و در واقع از قالب طرح چنین سوالی می توان به فرآیند مرحله ای تنزل مسلمین از صفت انسانیت و کمال ایمانی به مرحله حیوانیت و توحش رسید و در این نگرش ساختاری به ابعاد متغیر جامعه صدراسلا م است که می توان مجد و بزرگی عاشورا را نه در پرتو نمایش حوادث تراژیک صحرای کربلا بلکه در پرتو حضور مخلصانه یاران اباعبدالله(ع) رهگیری کرد. در این منظر می توان گفت که واقعه عاشورا در مقام سینمایی ترین رویداد جهان بشریت از چنان اوج و فرودهای روایی و صحنه های ناب بصری بهره مند است که هم توانایی جذب مخاطب ملی را دارد و هم با یک بینش هنرمندانه و درایت اجرایی می توان به گیشه های جهانی فکر کرد. عاشورا را در چندفرآیند زمانی می توان به گونه ای بدیع در منظر دید جهانیان قرار داد; در نگاه اولیه و کلی به موضوع رخداد عاشورا، با یک بستر مفهومی از فرآیند و روند پایداری جهل در جامعه ای روبرو می شویم که هیچ تاثیری ازنگاه ناب قرآنی و ایدهآل اجرایی پیامبر(ص) و امام علی(ع) بر نمی گیرد و توان بهره گیری هوشمندانه از دوامانت نبی مکرم اسلا م(ص) یعنی قرآن و عترت را ندارد و چنین است که صفات نکوهیده جاهلیت اولی به صورت تدریجی در بطن تفکر اجتماعی باز تولید شده و در این مسلخ نابودی ارزش ها، قربانگاه کربلا تجلی گاه بروز توحش جاهلا نه کوفیان در تقابل با تلا» لوی ایمان ناب سیدالشهدا» و یاران ایشان به شمار می رود.
با توجه به این مسایل، وقایع ظهر عاشورا به عنوان قالبی مهم در تحول محتوایی و ساختاری ژانر دینی، از چنان جاذبه ای برخوردار است که هر انسان آزاد اندیش و روشن ضمیری را به پیام بیدارگر خود فرا می خواند و در این عرصه، قالب تصویری اثر می تواند برهه ای زمانی را مدنظر قرار دهد که حدفاصل مرگ معاویه تا خطابه حماسی حضرت زینب(س) و امام سجاد(ع) در شام به شمار می آید. اوج و فرودهای قیام مسلم بن عقیل(ع) در کوفه، تغییر و تحولا ت محیط قدرت از انسجام اولیه شیعیان به سمت و سوی قدرت گرفتن امویان و سیرحوادثی که در این مقطع رخ می دهد همگی از چنان جاذبه هایی برخوردارند که دیده بصری هربیننده را می نوازد و ذهن او را در تکاپوی تحلیل فراز و فرودهای بیانی و تصویری اثر به محاسبه می اندازد. تفکر جامعه در دیدار تصویری با این برهه زمانی درسهای بسیاری بر می گیرد; درس خداشناسی، ساختار شناسی، تاثیرات خواص و عوام بر تحولا ت حادث شده درفرآیند شکل گیری قیام کربلا و انعکاس رسانه ای آرمان های مستتر در فرهنگ جهاداسلا می همگی در قالبی می گنجد که می توان از آن تحت عنوان سینمای عاشورایی یاد کرد واین نمونه ژانر سینمایی بومی در ظرف درونی، بطن مفهومی و متن تصویری خود دارای پتانسیل های شگرفی در تولید یک اثر با شکوه ملی و دینی است و به ویژه جابه جایی قدرت در شهر کوفه و نحوه چرخش ۱۸ هزار دعوت کننده از قبله توحید به قبله شرک و از نماد خداپرستی یعنی سید الشهدا» به سوی چهره حقیقی و تجسم انسانی عبودیت شیطان و هوای نفس در پرتره اجتماعی یزید درس های مهمی را برای جامعه دینی ایران به دنبال خواهد داشت. سینمای عاشورایی با توجه به این ظرفیت های نهفته در باطن مفهومی و محتوایی خود، تاثیراتی مهم و راهبردی برشکوفایی و احیای جایگاه سینمای دینی در ایران دارد و از قالب مفهومی آن می توان به صدور بسیاری از آرمان ها و ارزش های تنیده شده در باور واعتقادات جامعه ایرانی به مرزهای بین المللی اقدام کرد و فرهنگسازی دینی را نه در قالب برنامه های پرسروصدای همراه با پوشش گسترده رسانه ای بلکه مبتنی بر یک قالب تصویری درام ازواقعیت با هویت تاریخی و دینی به انجام برسانیم.
با سینمای عاشورایی می توان به پایدارسازی فرهنگ ایثار و شهادت در جامعه کمک کرد و شجاعت انسانی، صلا بت ایمانی و تفکر قرآنی را به گونه ای تمام قد وغیرشعاری در بستری از تصاویر برجسته و موثر از شهادت اولیا»الله در صحرای کربلا به ذهن جامعه نفوذ داد. از نگاهی دیگر تصویرسازی صحنه های بکرکربلا اگر چه هزینه بر وزمان بر است اما در شرایطی که از بعد فرهنگی دچار شبیخون شده ایم و آرمان هایمان تحت الشعاع برنامه های پردامنه شبکه های رسانه ای غرب قرارگرفته و از عمق نگاه دینی و باورهای انقلا بی در بسیاری از طبقات اجتماعی کاسته شده است، می توان با فرهنگ جاودان عاشورا و ارزش های درونی آن همچون حماسه ایثار و شهادت، خون و پیام، مجدو شرف و شجاعت و صلا بت عاشورائیان، دین را حفاظت کرد. با توجه به همین مساله باید در نظر داشت که در نمایش وقایع ظهر عاشورا که جاذب ترین المان های بصری، ماندگارترین مولفه های کلا می و جاودانه ترین پیام های انسانی را در درون خود دارد با چالش مهمی چون نمایش چهره معصومان(ع) روبرو هستیم; تجربه رسانه ملی و سینما در بازتاب برهه هایی از زندگانی ائمه معصومین(ع) به خوبی نمایانگر آن است که تا چه میزان جهت تصویرسازی آن دوران کارسختی را پیش رو داریم، البته هنرمندان ایرانی برای حل این مشکل تمهیداتی را اندیشیده اند که به طور مثال می توان به تحلیل مفهومی صفات امیر مومنان (ع) در آینه وجودی مالک اشتر در مجموعه «امام علی(ع)» یا پوشاندن چهره امام رضا (ع) با هاله ای از نور در «ولا یت عشق» اشاره داشت، اما از آنجا که قالب حماسه و ایثار عاشورایی با دلا وری و شجاعت ابا عبدالله (ع)، خاندان اهل بیت(ع) و یاران ایشان معنا گرفته، هنوز هنرمندی دوربین خود را به صحرای کربلا و جغرافیای جنگ عقیدتی حق و باطل نبرده است.
از کم کاری ها و کمبودهای تصویری پیرامون عاشورا گفتیم اما این روزها شاهد تلا ش های موثری در جان بخشی تصویری به حوادث کربلا هستیم; احمدرضا درویش در «روز رستاخیز»به وقایع ظهر عاشورا پرداخته و داوود میرباقری نیز اثر شکوهمند «مختارنامه» را روانه پخش از رسانه ملی کرده است تا طلسم سه دهه ای ورود دوربین به صحرای کربلا شکسته شود و به خود امیدمی دهیم که برای بازیابی تعریف عاشورا در قاب هنر، به دنبال «سفیر» و «فرستاده» امام حسین(ع) در شهر کوفه نگردیم و در «روز واقعه» چشم به راه عبدالله نمانیم تا «معصومیت از دست رفته» شوذب را نظاره گر شویم و به «آخرین دعوت» در «روز رستاخیز» بنگریم که چگونه فریاد «کجاست فریادرسی که یاریم کند» توسط فرماندهی دلیر شنیده و به شکوه «مختارنامه» انجامید. سخن آخر این که اگرچه در طول سه دهه، تصاویر حضور دلا ورانه یاران، سفیران و فرستادگان ابا عبدالله (ع) در شهر کوفه انعکاسی قابل قبول در رسانه ملی داشته اما هنوز هم منتظر روزی هستیم که در یک قالب تصویری به صحنه های بی بدیل شهادت اهل بیت(ع) در عاشورا با دیدی تصویری بنگریم تا عظمت حماسه کربلا نه در پرتو معنا شناسی حماسه ژرف کاوی ایثار در قالب بیانی و رفتاری یاران ابا عبدالله(ع)، بلکه منطبق بر شمایل دینی خاندان عصمت و طهارت (ع) و به عینیت رساندن ذهنیت هایمان از عاشورا در قاب تصویر متجلی شود. اوج هایی چون شهادت حضرت مسلم بن عقیل(ع) وهانی بن عروه در کوفه، تطابق مفهومی به خود آمدن و بازگشت به جبهه حق در رفتارشناسی حربن یزید ریاحی در کربلا ، معناشناسی شهادت در سیره حضرت قاسم بن حسن(ع) و حضرت علی اکبر(ع)، نماز ظهر عاشورا، شهادت یاران ابا عبدالله (ع)، حضور حضرت قمر بنی هاشم (ع) در شریعه فرات و به شهادت رسیدن ساقی ایثارگر دشت کربلا ، سکانس تلخ اصابت تیر به گلوی طفل شیرخوار امام حسین(ع) و در نهایت سکانس پرمعنای حضور اسب بدون سوار در کنار خیمه ها به عنوان نمادی از شهادت ابا عبدالله (ع) به عنوان قاب هایی برجسته در ثبت تصویری حماسه، ایثار و شهادت در کربلا به شمار می روند و ظهور دو خورشید در آسمان که هم بازتابی از عظمت عاشورا به شمار می رود و هم در تحلیلی معنا شناسانه از واژه ثارالله می تواند تداعی گر حضور ذات اقدس الهی، نور وجود نبی مکرم اسلام(ص)، بانوی دو جهان فاطمه زهرا(س) و امیر مومنان علی(ع) به عنوان ناظران، شاهدان و گواهان روز محشر باشد و نیز هجوم سپاه کوفه برای غارت خیمه ها، صحنه آتش زدن خیمه ها که هم نمادی از غلبه به شمار می آید و هم از روی ترس و برای مخفی نمودن اسامی کسانی که به امام حسین(ع) نامه نوشته بودند صورت گرفت- به این علت که تمامی نامه ها درخیمه امام حسین(ع) بود- سرهای بر نیزه رفته و عبور کاروان اسیران از کنار اجساد شهدای نینوا همگی از جنبه های نمادین و انتقال پیام دارای جاذبه هایی در انعکاس تصویری است که بر تفکر هر بیننده ای اثر می گذارد; البته به دلیل آن که توحش کوفیان باعث دل آزردگی است، باید در نمایش فیلمی با چنین صحنه ها و تصاویر تکان دهنده، سیستم درجه بندی سنی را رعایت کرد. سکانس ماندگار رسوایی یزید و بنی امیه در پرتو خطابه ماندگار حضرت زینت(س) وامام سجاد(ع) در شام می تواند به عنوان نقطه پایانی روایت در نظرگرفته شود; از زاویه ای دیگر می توان گفت که نقطه کانونی روایت عاشورایی، واکاوی چرایی اطلا ق عنوان حماسه به حرکت امام حسین(ع) است و نقطه ثقل دیگر روایت حضور استوار و پایدار امام حسین(ع) و یاران ایشان در تقابل با لشکر تابن دندان مسلح کوفه به شمار می رود و اعجاز هنر را اگر در حماسه خون و پیام ادغام کنیم، قالبی بدیع به وجود می آید که همان سینمای اصیل دینی است.