خداوند ، وقتی که آدم را در قالب خداگونگی قرار داد ۱ و بسوی دنیای زمینی فرستاد ۲ ، تا در آن قالب ، رشد روحانی و معنوی خود را آغاز و در ادامه سیر کمالیش به انجام رسانده ۳ و همجوار حضرت حق به جاودانگی برسد ۴ ، قول ارسال بسته های هدایتی خود ۵،در قاموس دین پیامبران را به او و فرزندان او داد و ترس از کوره راه های تاریک و گمراهی را از آنها گرفت۶ .
و قطعا ، که خداوند هیچگاه در وعده ای که داده تخلف نکرد . ۷ چرا که در طول تاریخ از آدم به این طرف ، پا به پای رشد علمی ، عقلی و درک معنوی انسان از جهان هستی ، جلو آمد و هدایت معنوی خود را ۸ ، غنی تر و متناسب با آن رشد علمی و بلوغ فکری و روحی او ، در قالب رسالت پیامبری جدید بسوی او فرستاد . ۹
● هدف ارسال پیامبران
و البته ، تنها هدفی که خداوند ، از این ارسال متوالی و متعدد پیامبران در اقوام و دوره های مختلف و حتی چندین پیامبر در یک زمان واحد دنبال کر ده است ، چیزی نیست جز رشد علمی انسانها در مفاهیم خودشناسی ، و سوق نگاه هستی شناسی آنها به سوی توحید و یکتا نگری کل وجود (اصل نظری پیام الهی(دین ))،و تزکیه و پاک کردن فکر و عمل آنها در جاده اخلاق ۱۰ ( اصل عملی پیام الهی( دین)) ۱۱ بدون وابستگی به تفکر قوم و یا دوره زمانی خاص ۱۲و نهایتا تخلق به اخلاق الهی ۱۳ .
تفاوت در چیست و چرا ؟
آنچه که خداوند به عنوان زیربنای تمام پیامهای خود در ارسال پیامبران رعایت کرده ، اصولی است که انسان را در راستای هدف کمالی اش بسوی خداگونگی و جاودانگی در محضر خود ، هدایت و راهبری می کند . این اصول که مبتنی بر سه اصل " ایمان به خدای واحد – ایمان به هدف غایی هستی و عملکرد اخلاقی " می باشد ۱۴و ۱۵ ، فراتاریخی ، فراقومی و فرامذهبی بوده و منطبق بر سرشت فطری و ذاتی انسان بنا شده است .۱۶
در هر زمان که راهبران دینی جامعه ، اصول دین پیامبر قبلی را با تفاسیر خودسر و انحصارگرایانه خود در اعتقاد ات و معارف و احکام عملی آن ، به انحراف و انحطاط کشیدند۱۷و ۱۸و ۱۹، خداوند پیامبری جدید ، برای زنده کردن اصول اساسی دین خود که مشترک همه پیامبران بوده با تصدیق مذاهب قبلی ۲۰و ۲۱، فرستاد .
اما آنچه در پیام پیامبر جدید تفاوت می کند و به نام شریعت خوانده شده ، بر شعور ، ادراک و عقلانیت بشر که در طی گذشت زمان ، رو به رشد و شکوفایی بیشتر است ، مبتنی بوده و این ویژگی رو به رشد بودن انسان ، نوع خلقتی است که خداوند به او بخشیده و تبعا باعث تفاوت در احکام عملی و یا بعضا تفاوت در بیان بعض معارف شده است .۲۲
این احکام عملی ، فرع دین بوده و تنها تمرین عبودیت و انجام مراقبه است ، برای آماده سازی روح انسانی جهت " نه گفتن " به خواهش های نفسانی و فریفتگی به ظواهر و لذات دنیوی ( فنا ) و پذیرفتن فضایل و اخلاقیاتی که رفتار انسان را با نظام هستی هماهنگ می کند ( بقا ) .۲۳
چه تعداد پیامبر ؟
از زمان حضرت آدم (ع) تا زمان حضرت رسول (ص) ، حدود ۶۰۰۰ سال۲۴ گذشته و در این فاصله زمانی ، بنا بر احادیث رسیده ، ۱۲۴۰۰۰ ( صد و بیست و چهار هزار ) پیامبر ، از طرف خداوند ، برای همه امتها در همه جهان ، ارسال گردیده که ذیلا به بعض آن احادیث اشاره می شود :
" عتبه لیثی از ابی ذر (ره) نقل کرده که گفت به رسول خدا (ص ) عرضه داشتم : انبیا چند نفر بودند؟ فرمود :
صد و بیست و چهار هزار نفر، پرسیدم : مرسلین از آنان چند نفر بودند؟ فرمود : سیصد و سیزده نفر که خود جمعیتی بسیارند ، پرسیدم : اولین پیغمبر چه کسی بود؟ فرمود : آدم ، پرسیدم : آدم جزء مرسلین بود؟ فرمود: بله خدا او را به دست قدرت خود بیافرید، و از روح خود در او بدمید . آنگاه فرمود : ای اباذر چهار تن از انبیا سریانی بودند : آدم ، شیث ، اخنوخ ، (که همان ادریس باشد، و او اولین کسی است که با قلم خط نوشت )، و چهارم نوح (ع )، و چهار نفر دیگر از عرب بودند : هود، صالح ، شعیب ، و پیامبر تو محمد (ص ) و اولین پیغمبر از بنی اسرائیل ، موسی ، و آخرین ایشان ، عیسی (و بین آندو) ششصد پیغمبر بودند.
پرسیدم : یا رسول اللّه خدای تعالی چند کتاب نازل کرده ؟ فرمود : صد کتاب کوچک و چهار کتاب بزرگ ، و خدای تعالی پنجاه صحیفه بر شیث نازل کرد، و سی صحیفه بر ادریس و بیست صحیفه بر ابراهیم ، و چهار کتاب بزرگ : تورات و انجیل و زبور و فرقان است .۲۵
از امام علی (ع ) روایت شده که فرمود : خدای تعالی از میان سیاه پوستان پیغمبری مبعوث کرد، ولی داستانش را در قرآن نیاورده .۲۶
البته همانطور که می توان حدس زد ، تعداد بسیاری از این پیامبران ، هم عصر و هم زمان بوده و موظف به هدایت قومی خاص در مکان و یا منطقه ای مشخص بوده اند و از نظر شریعت و احکامی که بر آنها تکیه کرده و تبلیغ می کرده اند ، همان شریعت پیامبر قبلی بوده است . ( مانند حضرت ابراهیم و حضرت لوط ، که در قرآن ، هم عصر معرفی شده اند . )
اما بر اساس مفاد قرآن کریم ، تعداد ۵ شریعت ، از طرف خداوند به عنوان راهبردهای عملی انسان و جامعه در مسیر اخلاقی شدن آنها ، در طول تاریخ دینی بشر نازل شده است . شریعتهای پیامبران اولوالعزم ۲۷به نامهای نوح ، ابراهیم ، موسی ، عیسی و محمد ( ص ) ، و هر کدام از شریعتهای بعدی کامل کننده شریعت قبلی، متناسب با سطح درک و توانائیهای فردی و عمومی ۲۸زمان خود بوده است .
امام رضا (ع) می فرمایند : " اولوا العزم از این جهت اولوا العزم نامیده شدند، که دارای عزائم و شرایعند، آری همه پیغمبرانی که بعد از نوح مبعوث شدند تابع شریعت و پیرو کتاب نوح بودند، تا وقتی که شریعت ابراهیم خلیل برپا شد، از آن به بعد همه انبیا تابع شریعت و کتاب او بودند، تا زمان موسی (ع) شد ، و هر پیغمبری پیرو شریعت و کتاب موسی بود ، تا ایام عیسی ، از آن به بعد هم سایر انبیائی که آمدند تابع شریعت و کتاب عیسی بودند، تا زمان پیامبر ما محمد (ص ) . ۲۹
● تعداد پیامبران در قرآن
خداوند در آیات متعددی از قرآن ، به وجود پیامبران متعددی که برای هدایت بشر ارسال کرده و فقط تعداد ۲۶ عدد۳۰ آنها را نام برده اذعان کرده است :
• ما پیش از تو رسولانی فرستادیم؛ سرگذشت گروهی از آنان را برای تو بازگفته، و گروهی را برای تو بازگو نکردهایم ۳۱
• ما در هر امتی رسولی برانگیختیم .۳۲
● نگاه خدامداری مردم در جهان
بر اساس آنچه در بالا گفته شد ، سرشت تمامی بنی آدم به دلیل روح الهی وجود آنها ، سرشتی خداگرا بوده ۳۳ و همواره در جستجوی اصل الهی خود می باشند۳۴ و خداوند نیز بنا بر حقی که به بندگان خود داده و خود را متعهد به انجام آن کرده است۳۵ هیچگاه او را رها نکرده و همین ما را مطمئن می کند ، که اعتقاد خدا محوری تمام انسانها در هر کجای جهان ، موهبتی است الهی ، که نشئت گرفته از پیام الهی است که خداوند بوسیله ارسال پیامبری از پیامبرانش در گذر تاریخ دینی بشر ، از آدم تا خاتم ، به او محبت کرده است .
● سخنی از علامه محمد تقی جعفری
مذاهبی هستند که از مکتب اسلام ، خارج و داخل در اهل کتاب اصطلاحی (یهود و نصرانی و مجوس) نیستند ، و نیز در گروه منکرین توحید هم شمرده نمیشوند . عدد این مذاهب زیاد است مانند بوداییها و هندوها و غیر ذلک ، با ادّعای توحیدی که دارند این گونه مذاهب بایستی مورد تحقیق و تتبع کافی و لازم قرار بگیرند ، ممکن است بعضی از این مذاهب حقیقتا دارای کتاب و پیشوای الهی بودهاند ، مخصوصا با نظر به عقاید و حقوق و قوانینشان که توافقی با دین فطری حضرت ابراهیم علیه السّلام داشتهاند ، اگر چه با مرور زمان تدریجا دگرگون شده و مذهبشان پر از خرافات و اوهام گشته است.
گروندگان این گونه مذاهب را میتوان از اهل کتاب محسوب و در احکام و حقوق ، مانند اهل کتاب با آنان معامله و رابطه بر قرار کرد و اگر در تتبع و تحقیق دست محقق به جایی نرسد و نتواند برای گروهی ، پیشوا و کتابی اثبات کند ، در صورتی که آنان ادعای پیشوای الهی و کتاب آسمانی مینمایند ، بایستی با آنان رابطه بیطرفانهای مقرّر ساخت ، یعنی آنان از حقوق عمومی انسانی بهرهمند میباشند . مال و جان و مقرّراتشان محفوظ و محترم میباشد . و اما اگر پیشوا و کتابی برای خود ادعا نکنند ، چنانکه در باره پیروان کنفوتسه چنین گفته میشود ، اگر یک عده اصول فطری مذاهب را قبول داشته باشند (مثلا به خدا و معاد و نماینده خدا در روی زمین را اگر چه به عنوان حکما و مصلحین معرفی کنند، اعتقاد داشته باشند)؛ اینان نیز مانند همان گروهی هستند که برای خود پیشوا و کتابی قائلند . نهایت امر این است که به جای کتاب مدوّن ، به مقداری از اصول اخلاق و رسوم پرستش خدا اعتقاد دارند . اینان نیز با ملاکی که در فوق گفتیم ، از نظر حقوق و احکام اسلامی به اهل کتاب شبیه هستند ۳۶