امروز چهارشنبه 21 مرداد 1405

Wednesday 12 August 2026

چرا پدرسالاری را دوست داریم؟


1401/08/01
کد خبر : 49140
دسته بندی : ثبت نشده
تعداد بازدید : 63 نفر
بارها با خویش اندیشیده ام شاید به دلیل آنکه نمی دانم و پای در جهل خویش می فشارم نادانم زیرا کودک چون به جهل خویش آگاه نیست، کودک است و آگاهی ندارد. سالیان درازی است که دانشمندان بر مساله تاثیر وراثت یا محیط با یکدیگر به بحث و مجادله پرداخته اند و حاصل آن پدیدار شدن مکاتب مختلف فکری بوده و بالطبع همواره گروهی از مردم به پیروی از این یا آن مکتب به فراخور دانش خویش پرداخته اند و این مکاتب هر یک چند صباحی هویت و سرنوشت جوامع را تحت تاثیر خویش قرار داده، یکه تازی نموده ولی... با تغییر روح زمان یا ظهور مکتبی جدید آرام آرام کمرنگ شده و شاید بسیاری از آنان به دست فراموشی سپرده شده اند. اما بحث وراثت یا محیط همچنان پابرجاست. ظهور مکاتب فکری نشانه رشد مظاهر انسانی است چرا که انسان موجودی فکورو دارای شعور است. اگر دمی در گلستان سعدی غور نماییم آشکارا در می یابیم که سعدی هر دو عامل رادر رشد و تربیت فرد موثر می شناسد چنانکه در باب وراثت می گوید: اصل بدنیکو نگردد تا که بنیادش بد است تربیت نااهل را چون گردکان برگنبد است به راستی نیز چنین است، برای یادگیری و پذیرفتن باید زمینه های ژنتیکی فراهم باشد تا افراد توانایی، درک و پذیرش و سرانجام بینش را کسب کنند. سعدی در باب تاثیر محیط می گوید: پسرنوح با بدان بنشست خاندان نبوتش گم شد سگ اصحاب کهف روزی چند پی مردم گرفت و مردم شد اما آنچه که حاصل وراثت و محیط است اخلا ق نیکو و سیرت انسانی می داند زیرا معتقد است تمامی پیامبران و فلا سفه در یک جمله با یکدیگر متفق القولند آنان آمدند تاانسانیت و اخلا قیات را در بین تمامی افراد بشر گسترش دهند و نیز معتقد است: خوی بد در طبیعتی که نشست نرود تا به وقت مرگ از دست با این مقدمه کوتاه می توان اظهار نظر کرد که ساختار شخصیتی افراد متاثر از وراثت و محیط خاصی است که در آن به دنیا آمده و مراحل رشد خویش را سپری می سازند. امروزه ما می دانیم که هر فرد با یک دسته خصوصیات ژنتیکی خاص که با سایر افراد متفاوت است پا به عرصه هستی می گذارد. این عوامل در A.N.D هر فرد موجود بوده و از والدین به میراث می رسند. این در حقیقت یک جبر است که ا فراد ناخودآگاه در آن اسیرند. این جبر چگونگی ساختار فیزیولوژی یعنی چگونگی اندام، گروه خونی، رنگ پوست، مو، چشم و... و هوش است. اما آنچه که می تواند در شکوفایی یا عقیم گذاردن تمامی استعدادها مهم باشد، روح حاکم بر زمان است و این که محیط می تواند توان بالقوه فرد را به توال بالفعل تبدیل سازد یاخیر. بدین لحاظ است که استعدادهای فراوانی را در اطراف خویش می بینیم ناشناخته باقی می مانند و عقیم می شوند. جبر محیطی از همان لحظه اول دست به کار می شود، دختر یا پسر شدن، چگونگی تعامل والدین با یکدیگر، خواسته یا ناخواسته بودن فرزند، میزان اضطراب یا آرامشی که ما در تجربه می کند و... پس از تولد، میزان توجه، دلبستگی و وابستگی موجود میان مادر و کودک، چگونگی پذیرش کودک از سوی والدین و نقشی که والدین به عنوان موجودی دوست داشتنی بر ذهن کودک خویش به یادگاری می نهند، همه و همه بر چگونگی شکل گرفتن ساختارهای ذهنی کودکان تاثیری شگرف بر جای می نهند. این که کودک خود را فردی تاثیرگذار و مهم یا بیهوده و مثبت تلقی نماید به عوامل مذکور بستگی تام دارد. عجبا، شاید والدین همگی خود به این مهم واقف باشند اما عوامل ژنتیکی سبب می شود که آقایان تنوع طلب و خانم ها تاثیرگذار و سودمند به دنیا می آیند. دختر و پسر را تنها مادر است که می تواند به دنیا آورده و آنگونه که شایسته است فکر و جسم آنان را پرورش دهد. حال اگر نقصانی هست، این خود کرده را تدبیر نیست. مردانی که با مشکلا ت روانی دوران کودکی را سپری می سازند، پس از ازدواج و به دنیا آمدن فرزندان تعهدات و نقش سودمند خویش در پرورش فرزندان را به دست فراموشی می سپارند.به دنبال تنوع طلبی خویش از آنچه که باید بدان بپردازند غافل شده و چنان در غفلت خویش غرق می شوند که فراموش می کنند. بزرگترین سرمایه هستی همانگونه که پیامبر گرامی اسلا م فرموده اند فرزند نیک است. زمانی که حضور پدر کمرنگ شد مادر از این مقطع به بعد خود به تنهایی همه بار تربیتی را ناچارا به دوش کشیده و... تمامی توان خویش را به کار می بندند تا فرزندان احساس هیچگونه کمبودی نداشته باشند.اما افسوس! برخلا ف آنکه عوام مردم نوزاد را صاحب اندیشه نمی دانند کودکان پس از تولد می توانند بیندیشند، انسان همواره صاحب اندیشه بوده و خواهد بود. هرکس به اندازه توان خویش می اندیشد پس کودکان به خوبی در می یابند جایگاه تاثیرگذار پدر و محبت پدری خالی است. اگر توجه کرده باشید دختران ازدواج می کنند تا تکیه گاهی مستحکم و پشتوانه ای قوی پیدا کنند تا به کمک این تکیه گاه بتوانند ساختار زندگی خویش را پایه ریزی نمایند. اما پسران برای یافتن کانونی گرم و آرامش بخش ازدواج می کنند.حال اگر جایگاه این تکیه گاه در زندگی خالی باشد و این همسر مقتدر اوقات خویش را در قهوه خانه ها یا... سپری سازد تکلیف مادر و فرزندان در این خلا » چه خواهد شد؟ پدر در ذهن همه ما یک پشتیبان محکم یک مدافع قوی، یک محور اساسی و یک دژ تسخیر ناپذیر است و به دلیل همین کاستی است که همیشه در طول تاریخ از ابتدای پیدایش ایران تا کنون همواره ایرانیان در تمامی عرصه های سیاسی،اقتصادی،اجتماعی و... به دنبال یک پدر بوده اند زیرا از لحظه تولد مهر و عاطفه پدری ندیده اند. ایرانیان همواره به دنبال پدری قدرتمند بوده اند تا به جای آنان تصمیم بگیرد. از آنان در برابر تمامی مظالم و کاستی هایی که خود پدیدار می سازند محافظت کند. به همین دلیل از همان ابتدای پیدایش تاریخ عنان و اختیار خویش را به دست حکام عدالت گستر یا زورگو و ستمگر سپرده اند تا تمامی آلا م کودکی، زجرها، بی عدالتی ها و ناکامی ها را به دست فراموشی سپارند،اما اینک چرا به هیچ یک دل نبسته اند، شاید به این دلیل باشد که هیچکدام را آنچنان که باید نیافته اند. برخی از ما عادت کرده ایم که فرد گرا بوده تنها به منافع خودمان بیندیشیم به همین دلیل خود را به یک فرد وابسته ساخته و زندگی را تنها از دریچه چشم خویش نگریسته و وجود سایر افراد را نادیده انگاریم. بی عدالتی از همین نقطه شروع می شود. ما فراموش می کنیم زمانی که سایر اندیشه ها را نادیده می گیریم،فرصت خلا قیت و... شکوفایی را از افراد باز می ستانیم. ما همه حق زندگی داریم زیرا خداوندمنان به همگی ما انسانها به یک اندازه حق زندگی بخشیده و اوست که انسانها را در اقوام مختلف بیافرید. بیاییم نیاز خویش به پدری قدرتمند را فراموش کنیم همه ما پدرانی قدرتمندیم که نیاز داریم تا در کنار یکدیگر و در پناه خداوند متعال استعدادها را شکوفا سازیم.
گالری تصاویر

لینک کوتاه :
https://mail.aftabir.com.168-119-213-99.cpanel.site/article/show/49140
PRINT
شبکه های اجتماعی :
PDF
نظرات
جدیدترین اخبار ها
بروزترین اخبار ها
مطالب مرتبط

مشاهده بیشتر

با معرفی کسب و کار خود در آفتاب در فضای آنلاین آفتابی شوید
همین حالا تماس بگیرید