امروز یکشنبه 18 مرداد 1405

Sunday 09 August 2026

چهار دهه، سه دوره، یک اسطوره


1401/08/01
کد خبر : 46586
دسته بندی : ثبت نشده
تعداد بازدید : 59 نفر
شاید تلاش برای تقسیم‌بندی کردن کارنامه هنری پربار بازیگر بزرگی چون آل پاچینو، پوچ و بی‌معنا به‌نظر برسد. ولی با نگاهی کلی به چهار دهه حضور پرقدرت آل پاچینو در سطح اول سینمای جهان، می‌توان شاه نقش‌های بازیگری او را به سه دسته تقسیم کرد. در اولین مرحله، که نقش‌های دهه هفتاد او را دربر می‌گیرد، پاچینو بهترین نقش‌آفرینی‌هایش را در قالب جوانی به تصویر کشیده که پاکی و معصومیت درونی‌اش، در جوار جامعه یا محیطی بی‌رحم از بین می‌رود. پرسونای این مرحله از دوران بازیگری پاچینو، در اولین فیلم مهمش، «وحشت در نیدل پارک» (جری شاتزبرگ، ۱۹۷۱) شکل گرفت. در این فیلم، روند حرکت پاچینو و کیتی وین به سمت اعتیاد و نابودی، می‌توانست نمادی باشد از نابودی یک نسل و چه بسا یک جامعه. در «پدرخوانده» (فرانسیس فورد کاپولا، ۱۹۷۲) و «پدرخوانده ۲» (کاپولا، ۱۹۷۴) پاچینو در نقش جوانی ظاهر می‌شود که روند استحاله آمریکا را در سیر حرکت او از یک سرباز وفادار و برجسته به یک قاتل بی‌رحم، مشاهده می‌کنیم. در «سرپیکو» (سیدنی لومت، ۱۹۷۳) او نقش پلیسی را دارد که در برابر سیستم فاسد و رشوه‌گیر مافوق خود ایستادگی می‌کند و در نهایت تا پای نابودی پیش می‌رود. در «مترسک» (جری شاتزبرگ، ۱۹۷۳)، پاچینو جوانکی بود که فشار وارده بر او در طول فیلم، او را از شرایط روانی طبیعی خارج می‌کرد. در «بعدازظهر سگی» (سیدنی لومت، ۱۹۷۵) داستان سرقت یک بانک، فرصتی است برای نمایش نابودی نسلی که اوج جوانی‌اش را در جنگل‌های ویتنام گذرانده بود و حالا توسط سیستم، همچون تفاله‌ای به دور انداخته می‌شد. در دوره دو که از انتهای دهه ۷۰ آغاز می‌شود و طولانی‌ترین (و به زعم نگارنده) پربارترین دوره بازیگری پاچینو به شمار می‌آید، او متخصص بازی در نقش آدم‌های بی‌پروایی بود که در زندگی کاری و شخصی‌شان، به یک اندازه جسورند و بی‌توجه به موانع پیش رو، حرکت خودشان را ادامه می‌دهند. در این دوره، شخصیت‌هایی که توسط پاچینو بازی می‌شدند، به خاطر بی‌پروایی شان، دارای فردیت و تشخصی می‌شدند که آن‌ها را از محیط اطرافشان متمایز می‌ساخت. «... و عدالت برای همه» (نورمن جویسن، ۱۹۷۹)، در بین فیلم‌های پاچینو، حالت بینابینی دارد و انگار پلی است که به وسیله آن، آل پاچینو از مرحله اول بازیگری‌اش وارد دوره دوم شد. از یک طرف، شخصیت اصلی فیلم «... و عدالت برای همه»، سرپیکویی دیگر است. کارمندی که در برابر سیستم مافوقش می‌ایستد و تاوان کارش را نیز پس می‌دهد. اما آرتور کرکلند در انتهای «... و عدالت برای همه»، مقصر اصلی را رسوا می‌کند، حتی اگربه قیمت از دست رفتن کارش تمام شود. در نمای پایانی فیلم، او را تنها روی پله‌های ساختمان دادگاه می‌بینیم تا تمایز او و محیطش بیشتر مشخص شود. («سرپیکو» هم دارای چنین پایانی بود. فرانک سرپیکو به همراه سگش در حاشیه خیابانی نشسته بودند و مردمی که او را نمی‌شناختند، از کنارش رد می‌شدند، بدون این که نیم نگاهی هم به او بیندازند). طغیان پاچینو در سکانس دادگاه «... و عدالت برای همه» را می‌توان در حکم آغاز دوران دوم کاری او دانست. در «گشت زنی» (ویلیام فریدکین، ۱۹۸۰)، او نقش پلیسی را ایفا می‌کرد که آن قدر بی‌پرواست که برای یافتن یک قاتل با گرایشات جنسی غیرمعمول، خودش را در نقش یکی از هم پالگی‌های او درمی آورد و وارد دسته آن‌ها می‌شود. برایان دی‌پالما برای بازسازی فیلم «صورت زخمی»، کلاسیک گانگستری هوارد هاوکس، احتمالا هرگز نمی‌توانست بازیگری بهتر از آل پاچینو انتخاب کند. پاچینو به ویژگی‌های شخصیتی تونی مونتانا، کمی خشونت و اغراق در حرکات را اضافه کرد و نتیجه، کاراکتری شد که با جسارت تمام سعی می‌کرد قید و بندها را از پایش باز کند، اما سرانجام همان عواملی که بندهای قبلی را گشوده بودند، او را به نابودی کشاندند. در «دریای عشق» (هارولد بکر، ۱۹۸۹)، پاچینو پلیس وظیفه شناس و منضبطی بود که برای حل یک پرونده جنایی، ناچارا ژست بی‌خیالی و بی‌قیدوبندی به خودش می‌گرفت و همین کار کم‌کم روی زندگی شخصی‌اش هم اثر می‌گذاشت. در «پدرخوانده ۳» (کاپولا، ۱۹۹۰) مرز بین کار و خانواده بیش از همیشه برای مایکل کورلئونه از بین رفته است. مایکل در اوج دوران کاری خود قرار دارد. ولی از آن سو تکلیفش با زندگی شخصی‌اش روشن نیست. در «گلن گری گلن راس» (جیمز فولی، ۱۹۹۲)، ریکی روما (با بازی پاچینو) از همه کارمندان آن بنگاه معاملات املاک، فردگراتر و صریح‌تر است و در نهایت به طرز کنایه آمیزی اوست که گلیم خودش را از آب بیرون می‌کشد. کلنل کور «بوی خوش زن» (مارتین برست، ۱۹۹۲)، آن قدر تکرو است که دوست ندارد جوانک همراهش، دستش را بگیرد و نهایتا به تنهایی از عرض خیابان عبور می‌کند. در فیلم «راه کارلیتو» (دی پالما، ۱۹۹۳)، کارلیتو بریگانته می‌خواهد از گذشته پرشروشورش فاصله بگیرد و زندگی آرام و محتاطانه‌ای را آغاز کند. اما اصل او همان زندگی بی‌قید و بند گذشته‌اش است و او را گریزی از این زندگی نیست. این بی‌پروایی و تمایز کاراکترهای آل پاچینو تا جایی پیش رفت که در فیلم «وکیل مدافع شیطان» (تیلور هکفورد، ۱۹۹۷)، پاچینو در نقش شیطان (احتمالا بی‌قید و بند ترین کاراکتر تاریخ!) ظاهر شد. در این میان، مایکل مان احتمالا بیشتر از هر کس دیگری، قابلیت پاچینو برای درخشش در چنین نقش‌هایی را دریافته بود. بنابراین نقشی را به پاچینو سپرد که انگار اختصاصا برای او نوشته شده بود. کاراکتر وینسنت هانا در «مخمصه» (مان، ۱۹۹۵)، جامه‌ای بود که برای قامت پاچینو دوخته بودند و این گونه شد که پاچینو یکی از بهترین بازی‌های خود را در قالب نقشی آفرید که از قضا بیشترین نزدیکی را به ویژگی‌های دوران دوم بازیگری او دارد. با همان تند و تیزی و به هم ریختگی و آشفتگی زندگی شخصی‌اش و از آن سو، هوشمندی و قاطعیت کاری او و تاثیر ناگزیری که این دو بر هم می‌گذارند. (که رد همه این ویژگی‌ها را می‌توان از زمان فیلم‌های قبلی پاچینو، از جمله «صورت زخمی» و «دریای عشق» و«پدرخوانده ۳ » دنبال کرد). انتهای دهه ۹۰ را می‌توان پایان دوران دوم بازیگری پاچینو دانست. در این مرحله هم مایکل مان با فیلم «نفوذی» (۱۹۹۹)، تاثیر به سزایی در تغییر مسیر پاچینو داشت. نمای پایانی این فیلم، که در آن پاچینو از کارش در تلویزیون کنار می‌کشد و از در خارج می‌شود، را می‌توان آغاز دوران سوم بازیگری او دانست. پاچینو در این دوره، بهترین بازی‌هایش را در نقش آدم‌هایی انجام داد که به آخر خط می‌رسند و در مقابل فشار محیط یا تقدیر، تاب مقاومت ندارند. آدم‌هایی که انگار هر چه بیشتر دست و پا می‌زنند، بیشتر فرو می‌روند. اشخاصی که در مسیر حرکت شان (کاری یا شخصی) دچار لغزشی می‌شوند و این لغزش در نهایت منجر به تباهی آنها می‌شود. در «بی خوابی» (کریستوفر نولان، ۲۰۰۲)، مرگ ویل دورمر در پایان ماجرا، حالتی تقدیری و آگاهانه دارد. از آن دست اتفاقاتی که تماشاگر از اواسط فیلم متوجه وقوع آن می‌شود و فقط آرزو می‌کند چنین اتفاقی در پایان رخ ندهد. در «مردمی که می‌شناسم» (دانیل آلگرانت، ۲۰۰۲)، آل پاچینو، وکیل مجرب و کارکشته‌ای است که برای یک شب مسئولیتی می‌پذیرد و تاوان آن را با نابودی‌اش پس می‌دهد. در «تازه کار» (راجر دونالدسون، ۲۰۰۳) هم قضیه چیزی جز این نیست. ورود آن مامور تازه کار به بازی‌های خطرناک فرجامی جز مرگ والتر برک باقی نمی‌گذارد. در «تاجر ونیزی» (مایکل رادفورد، ۲۰۰۴) حتی دختر شایلاک هم علیه رسم و رسوم او عمل می‌کند تا شایلاک به این بیندیشد که در مسیر پرورش دخترش، دچار چه خطا یا اشتباهی شده که کار به اینجا کشیده است. در سال‌های اخیر، پاچینو یکی دو بار سعی کرد تا کاراکترهایی از جنس دوران دوم بازیگری‌اش را جان ببخشد، اما این کار نتیجه مناسبی را به بار نیاورده است. در «۸۸ دقیقه» (جان آونت، ۲۰۰۷)، آل پاچینو قرار است پلیسی باشد به اندازه همان نقش‌های ده پانزده سال قبلش مجرب و کارکشته و بی‌پروا، اما از آن سو آشفته و سردرگم در زندگی شخصی‌اش. در «قتل عادلانه» (آونت، ۲۰۰۸) هم که تا اواخر کار به نظر می‌رسد پاچینو نقش پلیس معقول، آرام و منطقی کار را دارد، در انتها با یک پیچش داستانی متوجه می‌شویم که قضیه برعکس است. اما سابقه‌ای که تماشاگر از پاچینو در ذهنش دارد، باعث می‌شود تا این پیچش هم در نهایت چندان برای تماشاگر غافلگیرکننده نباشد. آخرین کار تصویری پاچینو (که هنوز در معرض داوری عموم قرار نگرفته)، «تو جک را نمی‌شناسی» (بری لوینسن، ۲۰۱۰) می‌باشد. در اینجا پاچینو نقش دکتری را بازی می‌کند که بیش از ۱۳۰ بیمار لاعلاج را کشت و نهایتا طی دادگاهی جنجالی، به خاطر قتل درجه ۲ به زندان محکوم شد. از یک طرف، کاراکتر جک کوورکین، می‌تواند ادامه دوران سوم بازیگری آل پاچینو باشد. آدمی به ته خط رسیده که سعی می‌کند با کشتن بیماران لاعلاج، به آن‌ها لطف کند. از سوی دیگر پاچینو می‌تواند این کاراکتر را به صورت یک بدمن اصیل بی‌احساس به تصویر بکشد که با کشتن بیماران، تنها سعی می‌کرد احساس درونی خودش را ارضا کند. گرچه به دلایل مختلفی (از جمله نام فیلم که انگار تماشاگر را مخاطب قرار داده و می‌خواهد ابعاد جدیدی از این کاراکتر واقعی را به رخ تماشاگر بکشد یا از طرف دیگر حضور بازیگر کاریزماتیکی چون آل پاچینو در این نقش)، به نظر می‌رسد که گزینه اول، بیشتر مقرون به حقیقت باشد، ولی نهایتا باید منتظر ماند و دید که آیا آل پاچینو با حضور در نقش این دکتر، نقطه اوج دیگری را بر کارنامه دوران سوم بازیگری‌اش به ثبت خواهد رساند یا «تو جک را نمی‌شناسی» را می‌توان آغاز مرحله‌ای دیگر برای یکی از معدود اساطیر زنده سینمای دنیا دانست: آل پاچینو.
گالری تصاویر

لینک کوتاه :
https://mail.aftabir.com.168-119-213-99.cpanel.site/article/show/46586
PRINT
شبکه های اجتماعی :
PDF
نظرات
جدیدترین اخبار ها
بروزترین اخبار ها
مطالب مرتبط

مشاهده بیشتر

با معرفی کسب و کار خود در آفتاب در فضای آنلاین آفتابی شوید
همین حالا تماس بگیرید