امروز دوشنبه 12 مرداد 1405

Monday 03 August 2026

چهره انسانی مطبوعات


1401/08/01
کد خبر : 41032
دسته بندی : ثبت نشده
تعداد بازدید : 93 نفر
در طول تاریخ ایرانیان به چند صفت مثبت شهره بوده اند که یکی از آنها احترامی است که برای یکدیگر قائلند. تا جایی که این احترام به عنوان یک عمل اجتماعی باعث تغییر در دستور زبان فارسی نیز شده است؛ عملی که در هیچ یک از زبان های زنده دنیا نظیر ندارد. همه می دانیم که در زبان های مختلف ضمایر جای خود را دارند و به هیچ وجه نمی توان آنها را جابه جا کرد، مگر در زبان فارسی که ضمیر دوم شخص مفرد یعنی «تو» برای احترام به فرد و شخصیت او به راحتی تبدیل به «شما» ضمیر دوم شخص جمع می شود. برای مثال جمله «من به شما گفتم» در کارکرد احترام آمیز جای «من به تو گفتم» را می گیرد؛ عملی که البته در زبان انگلیسی به صورت مشابه است، ولی در تعریف دستور زبان انگلیسی هیچ جا آن را نشانه حرمت گذاری یا احترام به فرد ندانسته اند. در زبان انگلیسی از آغاز واژه «you» کارکردی دوگانه داشته و از جمله می توان فهمید که در حالت تفرد است یا تجمع. همین طور است ضمایر «او» سوم شخص مفرد و «ایشان» سوم شخص جمع که در موضع احترام ضمیر جمع «ایشان» جای ضمیر مفرد «او» را می گیرد؛ عملی که در زبان انگلیسی نمونه ندارد و «She یا He» همیشه در جای خود و «They» در جای خود استفاده می شوند. کلام آخر در این زمینه اینکه احترام کلامی پیش گفته آنچنان در کارکرد احترام در زبان فارسی نفوذ دارد که در متون سنگین نویسندگان نیز از گذشته تاکنون دیده می شود و «غلط رایج» که در میان عامه مصرف دارد و در نوشته ادبا و دانشمندان به کار نمی رود، خوانده نمی شود. احترام ایرانیان به یکدیگر که در مواردی با انتقادهای تند و تیز نیز مواجه شده و بسیاری از دانشمندان و جامعه شناسان و حتی ادیبان فارسی زبان آن را نوعی تملق و چاپلوسی ارزیابی کرده و بر آن انتقاد روا داشته اند، اما با تعریف و تمجید دانشمندان و زبان شناسان ملل دیگر روبه رو بوده است، تا جایی که آنان ایرانی را انسانی مودب نامیده و ارزیابی کرده اند که برای تایید این مدعای من می توانید به نوشته های جهانگردان و شرق شناسان بنام مراجعه کنید.این صفت ایرانیان را این روزها با آنچه برخی مسوولان جناح ها و گروه ها در زمینه مسائل سیاسی درباره هم می گویند ارزیابی کنید تا متوجه شوید که چه غم بزرگی در دل ایرانیان پاک نهاد خانه کرده است. اگر روزنامه ها را هر روز مطالعه کنید به خصوص برخی از آنان را که در ارائه ادبیات تند و خشن شهره اند، آنگاه درمی یابید که ادب و احترام از جامعه ما رخت بربسته است. دلیل و مصداق می خواهید، در پاسخ می گویم. کدام کشوری را سراغ دارید که به راحتی و آسانی دو رئیس جمهور خود را که ۱۶ سال بار تاریخ کشور را به دوش کشیده اند، به آسانی و راحتی زیر سوال ببرند و از آنان با عنوان خوارج و همسان با عمروعاص نام ببرند.این طرز رفتار و ادبیات که در جوامع کوچک و بزرگ از واحد خانواده و ادارات و نهادها و بنگاه های کوچک گرفته تا بزرگ می رود تا از ناهنجاری به درآید و به هنجار تبدیل شود باید هرچه زودتر با ممانعت عقلای قوم روبه رو شود و اگر فکری به حال آن نشود، متاسفانه تبدیل به فرهنگی خواهد شد که کوچک و بزرگ را در خود مستحیل خواهد کرد و برای علاج آن چند نسل باید بکوشند. نگارنده در انشای این مطلب به هیچ وجه سر آن ندارد که از گروهی دفاع کند یا گروهی را بکوبد یا درصدد تبلیغ نحله یی سیاسی باشد یا نباشد بلکه وجود انتقاد یا حتی اختلاف نظر را لازمه زندگی آدمیان می داند و معتقد است جوامعی پیشرفت می کنند که درباره موضوع های مختلف با هم اختلاف نظر داشته باشند، ولی در نهایت یکدیگر را با دلیل و برهان مجاب کنند و آن که برهانی قاطع داشته باشد، برنده اختلاف نظر شود. انتقاد نگارنده به شیوه یی است که برخی برای دفاع از نظرات خود در پیش گرفته اند و بر اساس این شیوه به جای دلیل و برهان و دفاع و انتقاد از یک نظر، شروع به ترور شخصیت فرد مقابل می کنند و بعضاً نیز با افتخار از عمل خود دفاع کرده، آن را راهی بی همتا برای دیگران تعریف و تشریح می کنند.نگارنده عقیده دارد که رسانه ها برای عمل به وظیفه اجتماعی و ملی خود از انتشار و پوشش مباحث توهین آمیز، به هر شخص و فرد که می خواهد باشد خودداری کنند و در این زمینه بندهای ج و د ماده ۲ قانون مطبوعات را مد نظر داشته باشند؛ بندهایی که رسالت مطبوعات را در تلاش برای نفی مرزبندی های کاذب و تفرقه انگیز، قرار ندادن اقشار مختلف جامعه در مقابل یکدیگر، ترویج و تبلیغ فرهنگ اصیل اسلامی و گسترش فضایل اخلاقی و... می داند. در زمینه پیش گفته، نگارنده همچنین معتقد است که برخی بندهای قانون مطبوعات بسیار روشن است و اگر به صورت کامل اجرا شود می توان از رواج فرهنگ فحاشی و توهین در رسانه ها و به تبع آن در جامعه جلوگیری کرد. برای مثال به ماده ۳۰ این قانون اگر توجه کنید، می بینید انتشار هر نوع مطلب مشتمل بر تهمت، افترا یا فحش و الفاظ رکیک یا نسبت های توهین آمیز و... جرم است. حتی در ماده ۳۱ می خوانیم؛ انتشار مطالبی که مشتمل بر تهدید به هتک شرف و یا حیثیت و یا افشای اسرار شخصی باشد ممنوع است و مدیرمسوول به محاکم قضایی معرفی می شود و... ملاحظه می فرمایید که حتی اگر قانون مطبوعات فعلی بدون برخی ملاحظات اجرا شود، چگونه می توان از گردش یک فرهنگ خطرناک که با نوع برخورد و ادب اجتماعی ما در ارتباط است، جلوگیری کرد. البته نگارنده معتقد است همکاران مطبوعات و در کل رسانه ها اگر خود در انتخاب و گزینش اخبار که البته در صورت حرفه یی عمل کردن در این مقوله، حق آنان است، از انتشار مطالبی که به نوعی فرهنگ تهمت و فحاشی و بی ادبی را نشر می دهد، جلوگیری کنند و بکوشند از ادبیاتی که نشانه آدمیان مودب است بهره بگیرند، بدون رجوع به قانون و فشار و با تمکین به مناسبات صحیح اجتماعی می توان عرصه رسانه یی را پاک و انسانی کرد آن گونه که بیشتر جامعه شناسان از آن به عنوان چهره انسانی رسانه نام می برند.
گالری تصاویر

لینک کوتاه :
https://mail.aftabir.com.168-119-213-99.cpanel.site/article/show/41032
PRINT
شبکه های اجتماعی :
PDF
نظرات
جدیدترین اخبار ها
بروزترین اخبار ها
مطالب مرتبط

مشاهده بیشتر

با معرفی کسب و کار خود در آفتاب در فضای آنلاین آفتابی شوید
همین حالا تماس بگیرید