امروز یکشنبه 08 شهریور 1405

Sunday 30 August 2026

چه کسی از امپریالیسم می ترسد؟


1401/08/01
کد خبر : 74380
دسته بندی : ثبت نشده
تعداد بازدید : 64 نفر
سعید مستغاثی می گفتند ما ضدامپریالیست ترین نیروی مبارز تاریخ ایران هستیم و هیچ کس جز ما نمی تواند مبارزه ای عمیقاً ضدامپریالیستی را پیش ببرد. می گفتند انقلاب اسلامی یک جنبش خرده بورژوازی است و به هیچ وجه توانایی نبردی پی گیر و نهایی با امپریالیسم را ندارد. می گفتند سرانجام نظام جمهوری اسلامی، سازش با امپریالیست هاست و همه درگیری و ضدیت با این نظام، به خاطر همین مسئله است که نظام اسلامی آیت الله خمینی، نمی تواند مبارزه ضدامپریالیستی را تا انتها پیش ببرد. این حرف ها و ادعاها و شعارهای سازمان مجاهدین خلق بود که در ابتدای پیروزی انقلاب مدعی شدند به دلیل ۱۴ سال مبارزه ضدامپریالیستی! و گذر از میادین خون و شکنجه!! بایستی صاحب انقلاب به شمار آمده و تنها این سازمان است که می تواند ایران را گور امپریالیسم کند!!! (شعار «ایران را گور امپریالیسم کنیم» از شعارهای بسیار رایج مجاهدین خلق و برخی گروهک های مارکسیستی همچون فداییان خلق بود که در ابتدای انقلاب با فریاد آن، گوش فلک را کر کرده بودند) هنوز برخی اشخاص، سرودهای مجاهدین خلق را به خاطر دارند که در همان روزهای آغازین پیروزی انقلاب چگونه با شعارهایی همچون «جز اسارت و نبرد راه دیگری مجو»، رابطه خود و امپریالیسم آمریکا را تشریح کرده و خیل جوانان و نوجوانان ساده لوح را فریب می دادند. بی مناسبت نیست که اصل این ادعاها را از زبان خود سران مجاهدین خلق بخوانیم: از سخنرانی موسی خیابانی (از رهبران سازمان مجاهدین خلق) در اجتماع ضدامپریالیستی دانشگاه تهران به تاریخ ۲۳اسفندماه ۱۳۵۷: «... در یکی از مقدماتی ترین آموزش های مجاهدین که در همان بدو تأسیس سازمان در سال ۱۳۴۴ تنظیم شده بود، امپریالیسم جهانی به سرکردگی امپریالیسم آمریکا، ضمن این که بزرگ ترین سد و مانع تکامل در دوران ما و اصلی ترین و بزرگ ترین دشمن خلقها در زمان ما معرفی شده با خصوصیات زیر توصیف شده است. اولا امپریالیسم خصلت و خوی جهانخواری دارد. ثانیا هیچ رابطه مسالمت آمیز و انسانی بین امپریالیسم و خلقها وجود ندارد. آنچه هست یا اسارت است و یا نبرد... آزادی و رهابودن هر خلقی در نبرد بی امان با امپریالیسم تجلی می کند. بنابراین تمام خلقهای آزاد و آزادیخواه جهان باید تمام امکانات خود را در جهت مبارزه با امپریالیسم بسیج کنند...( روزنامه کیهان- پنجشنبه ۲۴ اسفند ۱۳۵۷) از برنامه حداقل مجاهدین خلق درباره رفراندوم و انتظارات مرحله ای از جمهوری اسلامی: «... بنابراین مضمون برنامه حداقل یک سازمان مسلح به ایدئولوژی اسلام و جهان بینی توحید، دقیقا ملازم با نفی همه جانبه آثار سیاسی، اقتصادی، نظامی و فرهنگی امپریالیسم جهانی به سردمداری آمریکاست. همان قدرت شیطانی، طاغوتی و کفرآمیزی که غدارترین نیروی تاراج گر تاریخ جهان را تشکیل می دهد. همان قدرتی که همراه با سایر شرکاء تمام خلقهای زیرسلطه جهان را در چنگال اهریمنی خود دارد.... کما اینکه در تاریخ جدید ایران از مشروطه به این طرف امپریالیستها پیوسته حامی و ارباب هر جنایت و پلیدی سفاکان بوده اند. همانا که رضا پالانی قلدر را بر ما گماشتند و برایمان ۲۸ مرداد، ساواک، ۱۷ شهریور، سینما رکس و چماقدار و رستاخیز و... به ارمغان آوردند. همانا که کاپیتولاسیون سیاسی خود را به تمام ابعاد زندگی اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی ما تعمیم دادند. از این نظر به صراحت اعلام می کنیم که هرگونه ابهام و تردید در تشخیص امپریالیزم غدار زمان به مثابه مانع، بت و تضاد اصلی این مرحله از تاریخ از جانب هر فرد و مقام و گروه، بی تردید در این میهن فاجعه ها به بار خواهد آورد... اعلام می کنیم که بدون درگیری قاطع انقلابی با تمام مظاهر این قدرت شیطانی هیچ مجالی برای سعادت خلق و رضای خالق و معرفی چهره راستین اسلام و گام برداشتن به جانب توحید و یگانگی اجتماعی باقی نخواهد ماند... (روزنامه کیهان- دوشنبه ۲۸ اسفندماه ۱۳۵۷) اما دیری نپایید که همه این شعر و شعارها رنگ باختند. ایستادن مجاهدین خلق درمقابل انقلاب اسلامی، خیلی زود، نقاب از چهره آنها برداشت و علاوه بر روکردن سبعیت و ددمنشی افسارگسیخته شان در اقدامات ضدبشری، وابستگی آنان را به امپریالیسم آمریکا علنی ساخت، توجه بفرمایید: از پیام تبریک مسعود رجوی به رئیس جمهور آمریکا به مناسبت پیروزی در انتخابات: «... با خوشوقتی بسیار... پیروزی شما را که بر حسب آرمانها و اهداف اعلام شده تان یک پیروزی برای دموکراسی و حقوق بشر در دنیای امروز به شمار می رود. تبریک می گویم از آنجا که طی مبارزات انتخاباتی مستمرا بر روی دموکراسی و حقوق بشر در نقاط مختلف دنیا تاکید نموده اید، بسیار طبیعی است که امروزه تمامی نیروهای دموکراتیک و مدافعان و مبارزان حقوق بشر از پیروزی شما خرسند شده و در آن احساس اشتراک کنند... (نشریه مجاهد- شماره ۲۹۴- آبان ماه ۱۳۷۱) از رادیو صدای مجاهد به تاریخ ۲۹دی ماه ۱۳۷۱: «... هیئت مقاومت ایران به سرپرستی مسئول روابط بین المللی مجاهدین در جلساتی که به مناسبت آغاز دوران ریاست جمهوری آقای بیل کلینتون برگزار شده بود، شرکت نموده و با شماری از وزرا و مقامات دولت جدید آمریکا و شخصیت های سیاسی، نمایندگان پارلمان و سنای آمریکا دیدار و گفت و گو نمود. در این دیدار ... آقای گارنولد جوردن رئیس تیم انتقال قدرت به دولت جدید آمریکا از هیئت مقاومت ایران خواست، سلام های گرم او را به مسئول شورای ملی مقاومت برادر مجاهد مسعود رجوی ابلاغ نماید...» از نشریه مجاهد شماره ۲۹۴: «...روز سه شنبه ۱۷ آذر هیئتی از مقاومت ایران به سرپرستی برادر مجاهد محمدسید المحدثین مسئول روابط بین المللی مجاهدین در اجلاس مشترک شورای رهبری حزب دموکرات آمریکا در واشنگتن شرکت نمود. در این اجلاس که به افتخار رئیس جمهور منتخب آمریکا آقای بیل کلینتون و معاون وی آقای آلبرت گور، ترتیب داده شده بود و پنج ساعت ادامه داشت- مسئول روابط بین المللی مجاهدین با رئیس جمهور آمریکا آقای بیل کلینتون دیدار و گفت و گو نمود...» اینک آنها کجایند و انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی کجاست؟ پیش از اینکه خبر حذف نام مجاهدین خلق از لیست سازمان های تروریستی وزارت امور خارجه آمریکا انتشار یابد، این خبر را داشتیم که بقایای اعضای این سازمان در پایگاه اشرف به یک پایگاه ارتش آمریکا به نام لیبرتی منتقل شده و تحت حمایت آنها درآمده اند، ضمن اینکه «سیمور هرش» چندی پیش در مقاله ای افشاگرانه گزارش داد که تا اواخر سال ۲۰۰۷ نیروهای ویژه آمریکا افراد این گروه را در پایگاهی سری در نوادا آموزش می دادند. این افراد آموزش هایی را در خصوص سلاح و تجهیزات ارتباطاتی و عملیات های سیاه می دیدند تا از آنها در فعالیت های علیه نظام ایران در داخل کشور استفاده کنند همچنین ماه گذشته روزنامه گاردین به نقل از یک منبع سری رژیم صهیونیستی که از وزرای ارشد سابق دولتی و افسر نیروهای دفاعی این رژیم است، نوشت: «موساد در طی سال ها از مجاهدین خلق برای افشای اسناد رسمی دولت ایران و همچنین انجام عملیات های خرابکارانه علیه چهره های کلیدی دولت ایران استفاده کرده است.» راستی در طول این سالها چه اتفاقی افتاده که چهره امپریالیسم آمریکا را نزد این حضرات تغییر داده و از یک جانور درنده خو به فرشته ای صلح طلب و انسان دوست بدل ساخته است؟ روح تجاوز کاری و اشغالگری اش کاهش یافته است؟ براساس آمار منتشره، از سال ۱۹۸۰ ایالات متحده آمریکا به ۱۶کشور حمله نظامی کرده است و اخیرا «لئون پانتا» وزیر دفاع ایالات متحده در گفتگو با فارین پالیسی اعلام کرد که آمریکا برای مقابله با تظاهرات ضدآمریکایی در کشورهای مختلف در ۱۷و یا ۱۸ نقطه جهان که برای پنتاگون (وزارت دفاع آمریکا) اهمیت کلیدی دارند نیرو مستقر می کند یعنی در واقع به ۱۸نقطه جهان، لشکرکشی می کند. بخشی از واقعیات انکارناپذیر چهره امروز امپریالیسم آمریکا هم در مقاله مایکل شوارتز استاد جامعه شناسی و مدیر هیئت علمی دانشکده مطالعات جهانی در دانشگاه استونی بروک در شماره ژوئن ۲۰۰۷ مجله معتبر «آلترنت» تحت عنوان «آمریکا هر ماه ده هزار عراقی را می کشد؟ یا بیشتر؟» منعکس شده بود. او نوشت: «... مجله لنست (معتبرترین نشریه پزشکی بریتانیا) در شماره دوازهم اکتبر ۲۰۰۶ خود تحقیقی سنجیده را منتشر کرد که در خاتمه نتیجه گیری کرده بود- از سال گذشته- ششصدهزار عراقی به خاطر جنگ در عراق به شیوه ای خشونت آمیز کشته شده اند. یعنی میزان مرگ و میر عراقی ها در ۳۹ماه نخست جنگ حدود پانزده هزار نفر در ماه بوده است... محققان معتبر تقریبا بدون هیچ مخالفتی قبول دارند که نتایج لنست معتبر هستند. «خوان کول» مطرح ترین محقق آمریکایی خاورمیانه، این موضوع را در اظهارنظری بسیار روشن خلاصه کرده است: «ماجراجویی های مصیبت بار آمریکا در عراق [ظرف مدتی بیش از سه سال] باعث کشته شدن آن عده غیرنظامی شده است که صدام در ظرف ۲۵ سال نتوانسته بود مرتکب این همه قتل شود...» این آمار تکان دهنده زمانی هول آورتر می شوند که می بینیم در میان ششصدهزار نفر قربانی خشونت های جنگ عراق (یا حتی بیش از این تعداد)، بیشتر قربانیان توسط نظامیان آمریکایی به قتل رسیده اند و نه توسط بمب های جاده ای یا جوخه های مرگ یا مجرمان خشن- یا حتی مجموع این گروه ها... برای تلفاتی که خانواده های قربانیان می دانستند مقصر چه کسی است، نیروهای آمریکایی (یا متحدانشان) مسئول ۵۶ درصد این تلفات بودند. یعنی می توان با اطمینان گفت که نیروهای ائتلاف تا نیمه سال ۲۰۰۶ حداقل بیش از سیصدوسی هزار عراقی را کشته اند... حتی اگر با رقم پایین تر تأیید شده صدوهشتاد هزار نفر تلفات عراقی کار کنیم که نتیجه آتش نیروهای ائتلافی است، به رقم ماهانه پنج هزار نفر تلفات عراقی می رسیم که توسط نیروهای آمریکایی و متحدانش از زمان آغاز جنگ کشته شده اند و این را هم باید به یاد داشته باشیم که میزان تلفات دو برابر میزان تلفات میانگین سال ۲۰۰۶ بود؛ به این معنا که میانگین آمار آمریکایی ها در سال ۲۰۰۶ خیلی بالاتر از ده هزار نفر در ماه یا چیزی بیش از سیصدعراقی در روز بود، که شامل روزهای یک شنبه هم می شد. با افزایش نیروهای آمریکایی که در سال ۲۰۰۷ آغاز شد، رقم فعلی احتمالا افزایش بیشتری هم خواهد داشت... این ارقام برای خیلی از آمریکایی ها محال به نظر می رسند. یقینا کشته شدن سیصدنفر عراقی در روز به دست آمریکایی ها، بارها و بارها خبرسازتر به نظر می رسد. با این حال، رسانه های الکترونیک و چاپی خیلی راحت به ما نمی گویند که آمریکا باعث کشته شدن تمام این افراد می شود. ما خبرهای زیادی درباره خودروهای بمب گذاری شده و جوخه های مرگ می شنویم، اما اخباری درباره کشته شدن عراقی ها به دست آمریکایی ها نمی شنویم مگر درباره اخبار پراکنده تروریستی یا فجایع پراکنده دیگر. پس آمریکا چگونه این قتل عام را انجام می دهد و چرا این وضعیت ارزش خبری ندارد؟ پاسخ این سؤال در آمار حیرت آور دیگری نهفته است: این آمار را نیروهای نظامی آمریکا منتشر کرده و توسط مؤمسسه فوق العاده معتبر بروکینگز گزارش شده است: در چهار سال گذشته، نیروهای نظامی آمریکا روزانه بیش از هزار نیروی گشت زنی را به محله های دشمن می فرستد که به دنبال دستگیری یا کشتن شورشیان و تروریست هاست. (اگر سربازان عراقی را نیز که در میان نیروهای آمریکایی حضور دارند به شمار آوریم، از ماه فوریه، این تعداد به حدود پنج هزار نیروی گشت در روز رسیده است) این هزاران نیروی گشت مرتبا باعث مرگ هزاران عراقی می شوند؛ چون این ها برخلاف چیزی که اول به ذهن می آید، فقط کارشان «راه رفتن زیر آفتاب» نیست. در واقع، همان طور که «نیر روزن»، یک روزنامه نگار مستقل، در کتاب بسیار خواندنی اش، «در درون پرنده سبز»، به روشنی و به شیوه ای دردناک توصیف کرده است، این گشت زنی ها، وحشی گری های پرزوری را دربرمی گیرد که فقط گهگاهی توسط یک روزنامه نگار مستقل از جریان کلی رسانه های آمریکا گزارش می شود. وقتی که هدف و روند کار این گشت ها را درک کنیم، این توحش کاملا منطقی می نماید. سربازان و تفنگداران دریایی امریکا به میان جامعه فرستاده می شوند در حالی که کل جمعیت، پشتیبان نیروهای شورشی ست، این ها اغلب فهرستی از نشانی مظنونین دارند و کارشان بازجویی، دستگیری یا کشتن افراد مظنون، و جست وجوی خانه ها به دنبال مدارک مجرمانه، به ویژه اسلحه و مهمات، و همچنین مطالب، تجهیزات ویدیویی و سایر مواردی ست که نیروهای شورشی برای فعالیت های سیاسی یا نظامی به آن ها نیاز دارند. این افراد وقتی فهرستی از مظنونین در دست نداشته باشند، جست وجوی «خانه به خانه» را آغاز می کنند و به دنبال رفتارهای مشکوک، افراد یا مدارک مشکوک می گردند. با این چهارچوب، هر مردی که در سن جنگ باشد، نه تنها مظنون است بلکه بالقوه یک دشمن خطرناک به حساب می آید. به سربازان ما می گویند که خطر نکنند: مثلا در بسیاری از موارد، نفس در زدن ممکن است باعث شلیک گلوله به در شود. در نتیجه به آن ها دستور داده شده که هر وقت با وضعیتی ظاهرا خطرناک روبه رو هستند، غافلگیرانه عمل کنند درها را بشکنند، به هر چیز مشکوکی شلیک کنند، و درون هر اتاق یا خانه ای که احتمال مقاومت در آن ها باشد نارنجک بیندازند. اگر با مقاومت محسوسی روبه رو شوند، به جای این که سعی کنند به ساختمان حمله کنند، می توانند از توپخانه یا نیروهای هوایی پشتیبانی بخواهند...» آمار امروز حکایت فاجعه بارتری است و رقم دهشت بار مرگ یک میلیون و نیم انسان بی گناه در عراق به دست نیروهای آمریکایی را روایت می کند. آنچه که حتی درصدی کم از آن در جریان اشغالگری امریکا در ویتنام اتفاق نیفتاد. چنین آماری به گونه ای وحشتناک تر در افغانستان نقل شده است. امروزه قضیه زندان های مخفی CIA و شکنجه های وحشیانه در آنها زبانزد همه است و حتی فیلم های هالیوود (مانند: «انتقال سری» و «خانه امن») علنا تصاویر مستند و غیرمستند از آن را برپرده می برند. موضوعی که در ایام ضدامپریالیست بازی مجاهدین خلق، فقط در حد خبر و حرف و سخن بود و هیچ مستنداتی از جنایات مزدوران آمریکا در شیلی و بولیوی و آرژانتین و اروگوئه و... وجود نداشت. اگر در آن روزها، دیکتاتورهایی مانند پینوشه و باتیستا و موسی چومبه و سالازار و... توسط کودتاچیان آمریکایی حمایت می شدند، امروز هم همچنان انواع و اقسام رژیم های دیکتاتوری و قرون وسطایی همچون آل سعود و عبدالله اردنی و آل خلیفه بحرین و شیخک های قطر و امارات و... تحت حمایت های بی دریغ سران کاخ سفید هستند و همچنان دست های خونین واشینگتن را پشت پرده نسل کشی های مسلمانان در بوسنی و میانمار و... شاهدیم. به راستی در چه زمانی به بی پردگی امروز، امپریالیسم آمریکا تمام قد برای حفظ موجودیت نامشروع رژیم صهیونیستی ایستاده و با تمام قوا از این رژیم ضدبشری حمایت می کرد؟ تا جایی که چندی قبل، ۱۶ سرویس اطلاعاتی ایالات متحده درباره این حمایت بی قید و شرط به سران آمریکا هشدار داده و آن را در نهایت مغایر با منافع ملی این کشور دانستند. آنچه که در طول تاریخ ایالات متحده آمریکا، بی سابقه بوده است. امروز دیگر آش آنچنان شور شده که حتی خان هم فهمیده و به خاطر همین عملکرد و کارنامه سیاه بود که نانسی پلوسی (رئیس کنگره آمریکا) دو سال پیش در دیدار با نظامیان آمریکایی در عراق گفت که ما (آمریکا) دیگر نمی توانیم در جهان مدعی دموکراسی و حقوق بشر باشیم!! به نظر می آید آنچه امروز تغییر کرده، نه خوی امپریالیستی آمریکا و اعوان و انصارش، بلکه سر و وضع گروهک های مدعی است که در واقع پوچی و توخالی بودن همه آن داد و بیدادها و جیغ و فریادهایشان، بر همگان روشن شده است. امروز مدعیان چند قبضه انقلابی گری و مبارزه با امپریالیسم همچون علی کشتگر و فرخ نگهدار که زمانی در مقام رهبری سازمان چریک های فدایی خلق، در مقابل دوربین تلویزیون ایران پس از انقلاب، پشت به مردم می نشستند تا نکند عوامل امپریالیسم، آنها را شناسایی کنند! اینک تمام قد در مقابل دوربین امپریالیست ها همچون BBC و VOA می نشینند (یا در وب سایت های این رسانه ها به التماس می افتند) و از بدنام ترین سران ایالات متحده همچون جرج بوش، برای نجات مردم ایران از چنگ جمهوری اسلامی کمک و یاری می طلبند!! و نگران رابطه دیگر کشورهای با سمبل دموکراسی و حقوق بشر یعنی آمریکا هستند!! بی جهت نبود که چندی پیش کنت تیمرمن رئیس و مدیر عامل بنیاد دموکراسی برای ایران (که در آمریکا مسئول طراحی بسیاری از طرح و توطئه ها علیه ایران است)، فاش ساخت، «ریچارد پرل»، کارمند سابق پنتاگون، معاون وزیر دفاع در زمان ریگان و یک نو محافظه کار افراطی و ضدایرانی که به بسیاری از ضد انقلابیون ایران کمک کرد تا به آمریکا آمده و جا و مکانی بیابند، به او گفته که از «از همه آنها (اپوزیسیون ایران) بیزار است». کنت تیمرمن ادامه می دهد به نظر ریچارد پرل، ایرانیانی که تبعید می شوند کارهایی می کنند که روی رومانیایی ها، مجارها و دیگر پناهندگان جنگ سرد را سفید می کنند. پرل اخیرا از همراهی هیئت مشورتی «ایرانین اینترپرایز اینستیتو» که توسط برخی ضد انقلابیون ایران بنیان گذاری شده بود استعفا کرد. اما از سوی دیگر، گروهی هم علی رغم تمامی درنده خویی امپریالیسم آمریکا، خارج کردن فرقه خطرناک و مهیبی همچون مجاهدین خلق از لیست تروریست ها را عملی دیوانه وار خوانده اند. چرا که حتی اگر ددمنشی مجاهدین خلق در کشتار وحشیانه بیش از ۱۲ هزار ایرانی نادیده گرفته شود و خیانت های مشمئزکننده شان در همکاری با صدام بر علیه ملت ایران در طول سال های دفاع مقدس به حساب نیاید از دید مجامع بین المللی که سنگ حقوق بشر به سینه می زنند، مشارکت آنان در جنایات جنگی صدام (از جمله قتل عام ۲۵ هزار کرد عراقی) غیرقابل چشم پوشی است و اگر صدام به خاطر جنایات جنگی اش محاکمه و اعدام شد، همین سرنوشت بایستی در انتظار مجاهدین خلق باشد. اما گویا همه ادعاهای حقوق بشری، فقط و فقط موقعی اعتبار می یابند که منافع همان امپریالیست ها را تامین کنند! مهم نیست، این را سالیان دراز است که بارها و بارها تکرار کرده و اثبات نموده اند. فقط تاسف از بابت کسانی است که علیرغم همه ادعای دینداری و وطن دوستی و میهن پرستی و مقابله با دشمنان این آب و خاک و یقه دراندن برای «چو ایران نباشد تن من مباد» و... وقتی پای مبارزه بر علیه دشمنان تاریخی و دیرین ایران پیش می آید و این مبارزه هزینه می طلبد و جان و مال می خواهد و ایستادگی، آن وقت دیگر همان دشمنان ددمنش، دوست می شوند و مهربان و دموکرات! عجیب هم نیست! بالاخره جرات می خواهد. مبارزه واقعی با امپریالیسم، دل و جرأت زیادی می خواهد که به وقت عمل، خیلی از مدعیان را از پای می اندازد. هراس، همان است که امپریالیست ها در دل ملت ها می اندازند تا بتوانند، سلطه جهنمی شان را برقرار سازند. و همین ترس است که بسیار بیشتر و بیشتر از انبوه سلاح ها و زرادخانه ها، موثر می افتد. در این صورت نوکری، آسان ترین راه است. آنها هم همین را می طلبند که نوکر باشیم. وگرنه باید هزینه داد. و دم آن نفسی گرم که با اتکال به خداوند متعال و نیروی لایزال او، از هیچ یک از این عربده ها نمی ترسد و پارس کردن های مداوم را به هیچ می گیرد و یک کلام می گوید که جمهوری اسلامی ایران به برکت حضور مردم در صحنه، حرف هیچ ابرقدرتی را قبول نمی کند و تنها براساس مصلحت کشور و ملت تصمیم می گیرد ولو اینکه همه ابرقدرت ها از این تصمیم خشمگین شوند.
گالری تصاویر

لینک کوتاه :
https://mail.aftabir.com.168-119-213-99.cpanel.site/article/show/74380
PRINT
شبکه های اجتماعی :
PDF
نظرات
جدیدترین اخبار ها
بروزترین اخبار ها
مطالب مرتبط

مشاهده بیشتر

با معرفی کسب و کار خود در آفتاب در فضای آنلاین آفتابی شوید
همین حالا تماس بگیرید