در دنیای امروز استفاده از خدمات فناوری اطلاعات و ارتباطات (ICT) یک ضرورت انکار ناپذیر برای دستیابی به رشد پایدار اقتصادی است و به راحتی می توان ادعا کرد که تقریباً هیچ بخشی از اقتصاد، صنعت و محیط اجتماعی نیست که از ICT تأثیر نپذیرفته باشد.
جالب است که بدانید یکی از مهمترین نتایج اجلاس اخیر مجمع جهانی اقتصاد (World Economy Forum) در داووس سوییس، اجماع در مورد تکیه بر ICT برای رهایی از بحران اقتصادی کنونی بوده است.
● تأثیر فناوری اطلاعات و ارتباطات بر اقتصاد
بازده سرمایه گذاری در ICT بالا است. در آمریکا به ازای هر یک دلار سرمایه گذاری در خدمات باند پهن، انتظار می رود به طور متوسط چیزی در حدود ۱۰ برابر بازگشت سرمایه وجود داشته باشد. بر اساس یک تحقیق که در اتحادیه اروپا انجام شده است، مشخص شده توسعه بیشتر خدمات باند پهن می تواند ۳۰۰ تا ۴۰۰ میلیارد دلار به محصول ناخالص داخلی (GDP) اروپا اضافه و چیزی در حدود ۱۰ تا ۱۴ میلیون شغل جدید ایجاد کند. در حال حاضر، در بیشتر کشورهای صنعتی، فناوری اطلاعات و ارتباطات حدود ۱۰ درصد از GDP این کشورها را به خود اختصاص داده است. همچنین بر اساس گزارش سازمان همکاری های اقتصادی و توسعه (OECD)، سهم ICT در نرخ رشد اقتصادی کل به حدود ۲۰ درصد می رسد.
بر اساس یک مطالعه دیگر در مورد اثرات سیاسی-اقتصادی اینترنت بر اقتصادهای در حال توسعه و نوظهور، این نتیجه حاصل شده که به ازای هر ۱۰ درصد رشد در ضریب نفوذ اینترنت، نرخ رشد اقتصادی بین یک تا ۲ درصد افزایش می یابد.
● معجزه رودخانه هان!
کره جنوبی در سال ۱۹۶۲ شرایط اسف باری داشته و جزو فقیرترین کشورهای جهان به شمار می آمده است. درآمد سرانه این کشور در این سال در حدود ۱۱۰ دلار - یعنی معادل نصف درآمد سرانه کشور آفریقایی غنا – برآورد شده است. علیرغم این که این کشور از منابع طبیعی بسیار کمی برخوردار است، دولت کره برنامه های جاه طلبانه ای تدوین نمود که با به بار نشستن این برنامه ها، این کشور از رشدی پایدار تا سال ۱۹۹۷ برخوردار شد و درآمد سرانه اش به رقم ۱۰ هزار و ۷۷۰ دلار رسید. ولی شرایط در سال ۱۹۹۷ به گونه دیگری تغییر کرد. در این سال بحران و رکود شدیدی بر کره حاکم شد و درآمد سرانه آن از ۱۰ هزار و ۷۷۰ دلار به ۹ هزار و ۲۰۰ دلار کاهش پیدا کرد و نرخ رشد اقتصادی از ۷/۴ درصد در سال ۱۹۹۷ به منفی ۹/۶ درصد درسال ۱۹۹۸ رسید که روزگار سخت و پرمشقتی را برای کره جنوبی به همراه داشت.
کره ای ها بعد از یک بررسی جامع و کامل دریافتند که مدل توسعه آنها که تا آن زمان موفق عمل می کرده - و مبتنی بر استفاده از منابع زمین، نیروی کار و سرمایه بوده است - دیگر نمی تواند متضمن رشد اقتصادی پایدار در عصر جدید باشد. لذا در نظام اقتصادی خود، اصلاحات عظیمی به ویژه در بخش خدمات مالی و شرکتی ایجاد کرده اند. مهمتر آن که این بار نقش ICT در بازسازی و اصلاح اقتصادی این کشور بسیار پررنگ تر و کلیدی تر شده و روز به روز گسترش بیشتری یافته است. این گسترش در نهایت آنقدر ادامه یافته که امروز شبکه مخابراتی کره، رتبه اول را در دنیا در اختیار گرفته است.
در حال حاضر، بیش از ۷۰ درصد منازل مسکونی در کره از شبکه دسترسی اینترنت با سرعت بسیار بالای ۱۰۰ مگا بیت بر ثانیه – چیزی در حدود هزار برابر سرعت اینترنت خانگی در ایران - برخوردارند. این کشور اخیراً برنامه ای را شروع کرده که همین سرعت را نیز تا انتهای سال ۲۰۱۲، حدود ۱۰ برابر نموده و آن را به یک گیگا بیت بر ثانیه برساند.
در نتیجه این فعالیت ها طی یک دهه گذشته، سهم ICT در GDP کره از ۷/۷ درصد در سال ۱۹۹۷ به ۴/۱۵ درصد در سال ۲۰۰۰ و سهم آن در نرخ رشد اقتصادی از ۳۴ درصد در سال ۱۹۹۹ به ۴۶ درصد در سال ۲۰۰۰ رسیده است. بد نیست بدانید در ادمه این موفقیت ها، درآمد سرانه این کشور در سال ۲۰۰۷ به ۱۹ هزار و ۷۳۰ دلار - یعنی ۱۸۰ برابر نیم قرن پیش – رسید و اکنون این رقم حدود ۳۰ هزار دلار است. تداوم این برنامه ریزی های اصولی و کارآمد موجب شده اند که در سال ۲۰۰۵، بانک جهانی، کره جنوبی را موفق ترین کشور در عرصه اقتصاد دانش بنیان معرفی نماید که کره ای ها از این موفقیت تحت نام معجزه رودخانه هان یاد می کنند؛ معجزه ای که بعد از رکود شدید سال ۱۹۹۷ و به سبب توسعه خیره کننده فناوری اطلاعات و ارتباطات در این کشور محقق شده است.
● چگونگی تأثیر ICT بر رشد اقتصادی
فناوری اطلاعات و ارتباطات حداقل از دو جهت بر توسعه و رشد اقتصادی کشورها تأثیر مثبت می گذارد. در درجه اول فناوری اطلاعات و ارتباطات، خود قسمتی از GDP را تشکیل می دهد. تولید نرم افزار و تجهیزات رایانه ای و ارتباطی مثال هایی از تولید در این عرصه اند. در درجه دوم، استفاده از خدمات ICT موجب تسریع رشد سایر بخش ها می شود و با تسریع در رشد حجم مبادلات و گردش نقدینگی، سرعت توسعه را در اقتصاد افزایش می دهد.
در ایالات متحد هر دو بخش مذکور تا سال ۱۹۹۵ سهمی مساوی در GDP داشته اند، ولی بعد از آن، استفاده از خدمات ICT چیزی بین ۲ تا ۳ برابر تولید محصولات آن رشد داشته است. حال این سؤال پیش می آید که چرا در آمریکا با این که سهم تولیدات ICT در GDP بالا است، اما استفاده از آن رشد بیشتری داشته است؟ پاسخ این سؤال را باید در مفهوم "تخریب خلاق" یا "تخریب سازنده" (Creative Destruction) جست وجو نمود. به طور کلی، تخریب سازنده به فرهنگی در اقتصاد یک کشور اطلاق می شود که با پتانسیل خلق خدمات و محصولات نوآورانه، تخریب محصولات قدیمی را موجب می شود. خوب است بدانید خاستگاه این تفکر در چند دهه گذشته کشور آمریکا بوده است.
اما برای خلق تخریب خلاق در جامعه باید حداقل شرایط زیر وجود داشته باشند:
• در سمت عرضه، تأمین کنندگان باید خدمات و محصولات ICT را در کلاس جهانی و با قیمت رقابتی برای کاربران نهایی فراهم نمایند.
• در سمت تقاضا نیز می بایست، ۴ فاکتور زیر در دستور کار اجرایی قرار گیرند:
۱) شرکت ها، سازمان ها و نهادهای دولتی و خصوصی به جای استفاده از ICT به منظور خودکار کردن فرآیندهای فعلی، باید مهندسی مجدد فرآیندها را جهت افزایش سود خود مثبت ارزیابی کنند. برای این منظور لازم است تا در بازار نیروی کار انعطاف پذیری به وجود آید و شرکت ها بتوانند نیروهای کاری که با نقش جدید سازگارند را حفظ نموده و نیروهای اضافی خود را با هزینه کم بازخرید نمایند.
۲) باید انعطاف پذیری در بازار خدمات و محصولات وجود داشته باشد تا شرکت های جدید قادر باشند با خدمات نوین و مدرن، سریع و با کمترین هزینه ظهور کنند و شرکت های قدیمی نیز تغییر ماهیت دهند.
۳) مدیران ارشد در بخش دولتی و خصوصی باید به این درک عمیق دست پیدا کنند که ICT می تواند بهره وری را در سازمان آنها به طرز چشمگیری افزایش دهد.
۴) نیروی کار باید مهارت و تخصص لازم را داشته باشد تا بتواند از این فناوری به طور اثر بخش استفاده نماید.
شرایط بالا، برای رشد استفاده از خدمات ICT در کشور الزامی است، ولی مهمتر از آن، لازم است زنجیره ارزش صنعت ICT در کشور شکل بگیرد و به تعبیر دیگر کل اکوسیستم این صنعت باید در کشور رشد و نمو کند.
● واحدی پویا و پیچیده
اکوسیستم فناوری اطلاعات و ارتباطات مجموعه ای از روابط پیچیده و متقابل میان کنش گران این عرصه، شامل دولت (با تدوین قوانین و مقررات و ایجاد شرایط رقابتی)، شرکت های ارایه کننده خدمات ارتباطی (با تأمین زیرساخت های لازم)، ارایه کنندگان خدمات محتوا و نظام آموزش ICT است. این اکوسیستم، زمانی شکل می گیرد که فعالان این عرصه همچون یک اکوسیستم طبیعی، تقویت کننده و مکمل یکدیگر باشند.
باید بدانیم محتوای خوب نیاز به بستر مناسب دارد و زیرساخت بدون محتوای غنی، رشد چندانی نخواهد کرد. با عدم شکل گیری محتوا و عدم توسعه زیرساخت های حقوقی - به ویژه حق مالکیت معنوی (کپی رایت) - توسعه نرم افزاری محقق نمی شود. لذا این عناصر به شدت از هم تأثیر پذیر بوده و بر هم تأثیر گذارند.
● کلام آخر
هر چند عدم توسعه مناسب خدمات ICT و عدم رشد و نمو اکوسیستم آن در کشور و عقب بودن از بسیاری کشورهای جهان و منطقه خبر خوبی به حساب نمی آید، ولی این امر به مفهوم وجود فضایی بکر برای رشد بیشتر نیز می باشد. به عنوان مثال، تعداد مشترکین باند پهن در کشور حدود یک میلیون و ۳۰۰ هزار مشترک است که این رقم می تواند به بیش از ۱۰ میلیون مشترک برسد و این یعنی رشدی ۸۰۰ درصدی.
توسعه باند پهن می تواند رشد اقتصادی کشور را چندین درصد اضافه نماید و این به مفهوم وجود فرصتی ارزشمند برای توسعه اقتصادی و به دنبال آن توسعه متوازن است. لذا با بهره گیری از پتانسیل جامعه جوان و تحصیل کرده کشور، استفاده از فرصت های موجود، حاکم کردن فرهنگ تخریب خلاق بر فضای کسب و کار و ایجاد تعامل سازنده بین کنش گران حوزه ICT، شاید بتوان کشور را وارد باشگاه کشورهای نوظهور کرد.